آنتونی برجس

آنتونی برجس و هر آنچه درباره زندگی و آثارش باید بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” آنتونی برجس ” ، نویسنده انگلیسی و خالق اثر جاودانه “پرتقال کوکی ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

 

زندگی نامه

آنتونی برجس ، نویسنده ی شهیر انگلستانی در سال 1917 در منچستر انگلستان به دنیا آمد. او تحصیلات ابتدایی خودش را در مدرسه ی کاتولیک ها گذارند و سپس برای ادامه تحصیل درد مقاطع بالاتر به دانشگاه منچستر رفت. او در دوره ی نوجوانی به ادبیات بسیار علاقه پیدا کرد و بیشتر کتاب های مشهور ادبیات داستانی دوران خود را مطالعه کرده بود. از این رو وی برای رشته ی دانشگاهی خودش نیز رشته ی ادبیات را برگزید و در این رشته از دانشگاه منچستر انگلستان فارغ التحصیل شد. او پس از اینکه دانشگاه را تمام کرد ، برای رفتن به خدمت سربازی آمده شد. آن زمان در انگلستان رسم بر این بود که تحصیل کرده ها برای خدمت به نقاط آموزشی برای تعلیم فرستاده شوند. از این رو برجس نیز برای تعلیم به جبل الطارق رفت و سه سالی نیز در آنجا بعد از خدمت سربازی اش ماندگار شد. جنگ که تمام شد ، وی به مالایا رفت. مالایا آن زمان یکی از مستعمرات انگلستان بود. او در آنجا باز هم به تدریس پرداخت و سعی کرد که علم بالای خود را در رشته ی ادبیات در اختیار دیگران قرار دهد. او زمانی که تصمیم برگشتن به انگلستان گرفت ، چهل و یکسال از عمرش گذشته بود و این مسئله باعث شد که وقتی که به انگلستان برگردد ، دچار بیماری های بسیاری شود. چرا که وی در دورانی که در کشور مالایا بود و در آنجا زندگی می کرد ، بنا بر آنچه که نوشته اند تحت بیماری های مختلف رایج در آن منطقه قرار گرفته بوده است.اما با همه ی این اوصاف ، زمانی که او به پزشک مراجعه می کند ، پزشک شدت بیماری او را بسیار وخیم اعلام می کند و به او اعلام می کند که برای زندگی کردن بر روی این کره خاکی تنها یک سال دیگر فرصت داری و پس از آن خواهی مرد. در واقع آنچه که پزشکان تشخیص داده بودند ، ذکر این نکته بود که او یک غده بدخیم در درون سرش دارد که این غده بدخیم زندگی اورا به او سخت خواهد کرد و سپس او را از بین خواهد برد. این غده بدخیم از لحاظ پزشکی در آن زمان غیر قابل علاج بود.با این اوصاف ، برای هر کسی دشوار است که این نکته را بشنود که یکسال دیگر برای زندگی کردن بیشتر وقت ندارد. اما می توان این گونه گفت که آنتونی برجس از آن دسته انسان ها نبود که مانعی در زندگی راه او را ببندد و نگذارد او آنطور که می خواهد به زندگی خویش مشغول شود. از این رو تصمیم گرفت که این یکسال آخر عمرش را حسابی رمان بنویسد تا که بتواند یک پولی برای همسری که یکسال دیگر عملا یک بیوه بود فراهم آورد. او در آن یکسال باقیمانده تمام سعی خود را بر روی رمان نویسی گذاشت. هر روز رمان می نوشت و در نهایت پس از یکسال او توانست پنج رمان به چاپ برساند.اما وقتی که یکسال گذشت ، پیش بینی پزشک غلط از آب در آمد و آزمایش هایی که بر روی برجس انجام شد حاکی از آن بود که او آنچنان که باید و شاید دیگر در معرض خطر نیست. این مسئله برای او بسیار عجیب بود. البته بسیاری از پزشکان آن زمان به این امر هم اشاره کردند که او در طول این یکسال همیشه به کار های خلاقانه مثل نوشتن پرداخته  است و این مسئله صد در صد یکی از عواملی است که توانسته این غده را تبدیل به یک موجود رام در بدن برجس کند. با این اوصاف ، نه تنها پیش بینی آن پزشک درست از آب در نیامد ، بلکه برجس توانست پس از آن سی و پنج سالی را شاداب و سالم در دنیا زندگی کند و به زندگی مفتخرانه ی خویش بپردازد. این میان اما تنها این اتفا ق برای او جالب نبود. بلکه اگر به خاطر داشته باشید ، برجس برای همسرش در آن یکسال سعی و کوشش می کرد و مدام نویسندگی را دنبال می کرد که پولی بدست آورد ، اما همسر اودرست قبل از اینکه یک سال بیماری برجس تمام شود و به نوعی بیوگی را تجربه کند ، در اثر خوردن بیش از حد الکل و عیاشی جان خود را از دست می دهد. پس از مرگ او و عدم پیش بینی درست پزشک در حصوص مرگ برجس ، برجس یک همسر دیگر اختیار می کند و این همسر برای او یک پسر نیز می آورد. برجس به جرات یکی از پرکارترین نویسندگان قرن بیستم بوده است. او در کارش بسیار پر تلاش بود و سعی می کرده است که هر روز به نوشتن مشغول باشد و هیچ گاه نویسندگی را رها نکند. بسیاری از کسانی که در دانشگاه ها همگار او بوده اند و یا شاگردی او را کرده اند به این مسئله اشاره می کنند که وی روزانه بیش از هر هزار کلمه می نوشت و در روز نیز بیش از 8 کلاس برای تدریس را پشت سر می گذاست. او انسانی به جد پر کار و پر تلاش بود و همین امر نیز باعث شد که او بتواند تبدیل به یکی از صد نویسنده ی برتر تاریخ با انتشار کتاب پرتقال کوکی شود و برای سالیان سال در لیست صد کتاب برتر تاریخ رمان نویسی جهان قرار بگیرد و ماندگار شود. نکات جالب دیگری در مورد او وجود دارد که بد نیست بدانید. او روزی هفت تا هشت کلاس برای تدریس می رفته است. هزار کلمه رمان می نوشته است. با این اوصاف او یک آهنگساز نیز بوده و سفر را نیز همیشه در برنامه های خود داشته است. این نشان از اراده ی بسیار بالا در این قرد دارد و اینکه برجس به چه میزان انسان برنامه ریز و مرتبی در زمینه ی برنامه ریزی های زندگی اش بوده است. او با رمان پرتقال کوکی پا در حوزه ی شهرت گذاشت و توانست خود را به عنوان یکی از صاحب سبک ترین نویسندگان قرن بیستم معرفی کند. این رمان ابتدا به امر از اقبال خوبی برخوردار شد ، اما زمانی که استنلی کوبریک ، کارگردان نامدار سینما از روی این کتاب یک فیلم ساخت ، آنگاه آوازه ی این کتاب جهانی شد و پرتقال کوکی به زبان های مختلف ترجمه شد و در جهان شهرتی بی نظیر نصیب برجس شد. ین رمان اثری فلسفی‏ -اجتماعی است که در آن با طنزی تلخ،آینده ی تاریخی را برای بشریت پیش‏بینی کرده است. وی حتی از خود یک زندگی نامه خود نوشت نیز به چاپ رساند. حلد اول این کتاب با اقبال خوبی برخوردار شد و او تصمیم گرفت که یک جلد دوم حاصل از تجربیات زندگی اش را نیز در اختیار مردم قرار دهد که آن نیز بسیار بسیار مورد اقبال مردم قرار گرفت ، تا که نهایت وی در هنگام نوشتن جلد سوم ، در روزهایی که به پایان نوشتن جلد سوم نزدیک شده بود ، به این احساس دست پیدا می کند که دیگر قادر به نوشتن نیست و مرگ به نوعی سراغ او آمده است. او از این رو ، این حس را بعنوان جمله های آخر کتاب خویش نیز انتقال می کند و می نویسد که : ” من در زندگی عادات بدی داشته ام که ترک کردن آن ها برایم به شدت سخت است. اصلا به همین دلیل است که بلد نیستم و نمی توانم سالم زندگی کنم. نتیجه اش هم شده این که یک نارسایی قلبی دمار از روزگارم در آورده است. ” . او نماد یک انسان پر کار و پر تلاش در زندگی خویش بود. او به جیمز جویس علاقه ی بسیاری داشت ، بسیاری از کتاب های او را توانسته بود که به موسیقی بیان کند و برای آن ها قطعه بسازد و از سوی دیگر نیز باید گفت که او یک کتابی نیز درباره ی جیمز جویس نوشته بود که به تحلیل آثار او می پرداخت . اما روزی که تصمیم می گیرد که به یک انتشاراتی برود تا که یک کپی از روی آن بگیرد ، کیف دستی اش که حامل اصل نوشته هایش بود را از او می دزند. او بدون اینکه بخواهد دنبال آن کیف دستی بگردد و یا اینکه ذره ای یاس را به خود راه دهد ، به خانه بر می گردد و به قول خودش بعد از نوشیدن یک قهوه ، کتاب را از نو شروع به نوشتن می کند. برجس در دوره ای از زندگیش سخت از مردم انگلستان رنجیده خاطر گشت و مجبور به ترک این کشور شد. ابتدا پنج سال به آمریکا رفت و باقی را به کشورهای اروپایی سفر کرد. این رفتار او یعنی مهاجرت از کشور انگلیس در آن زمان سر و صداهای زیادی را بر پا کرد و حتی به او لقب ترسو دادند. اما او انسانی نبود که به این مسائل توجه کند و کار خودش را می کرد و این حرف ها نمی توانست برای انسانی که از کام مرگ نجات پیدا کرده بود ، ذره ای ناراحت کننده باشد. اما اگر یک نگاه کلی به زندگی آنتونی برجس داشته باشیم ، در  می یابیم که او به چه سان آدم بزرگی است ، چرا که وی بیش از پنجاه اثر داستانی دارد که در سر تا سر جهان مورد اقبال است و از سوی دیگر نیز باید گفت که او خدماتی به ادبیات کرده است که در نوع خود بسیار ستودنی است و ارزشمند محسوب می شود. از این رو برجس را باید یکی از ستون های ادبیات قرن نوزدهم دانست.وی در نهایت در دسامبر سال 1993 در بیمارستانی در لندن ، برای همیشه زمین را بدرود گفت.

 

آثار

  • پرتقال کوکی
  • عیسی ناصری
  • قدرت‌های زمینی
  • امپراتوری تبهکاران
  • تصویری از برج‌ها و باروها

 

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

من که هستم
استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *