تالکین

جورج الیوت و هر آنچه که درباره زندگی و آثارش باید بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” جی .آر . آر تالکین ” ، نویسنده انگلیسی و خالق اثر جاودانه “ارباب حلقه ها” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

جان رونالد روئل تالکین ، مشهور به جی. آر. آر تالکین ، نویسنده ی شهیر و به نام ادبیات داستانی انگلیس می باشد که آثار بسیار ارزنده ای از جمله کتاب درخشان ارباب حلقه ها را به چاپ رسانیده است. وی در تاریخ سه ژانویه ی 1892 در آفریقای جنوبی متولد شده است. در باب زندگی او روایت های متعددی ذکر کرده اند ، اما معتبر ترین روایت از زندگی او مربوط به روایتی است که دانشگاه آکسفورد از زندگی او ارائه داده است. چرا که او یکی از اساتید دانشگاه آکسفورد بوده است و در آن دانشگاه نیز فعالیت های گسترده ای در زمینه ی تدریس زبان شناسی داشته است. بنا بر آنچه که ذکر کرده اند ، اصل و نسب خانواده ی او به آلمان برمی گردد و اجداد او همه آلمانی بوده اند اما در طول قرن هجده آن ها به انگلیس مهاجرت کرند و از زمانی که به انگلیس وارد شدند ، نام خانوادگی خود را که در آلمان به نام تالکوهن شناخته می شدند به تالکین عوض کردند. این تعویض نام ، دلیل خاصی نداشته است جز آنکه بسیاری از افرادی که به آنها نزدیک بوده اند ، روایت کرده اند که تلفظ نام آنها به زبان انگلیسی کمی غریب می آمده است و آن ها تصمیم گرفتند که با حفظ اصالت نامشان و تغییر در چند آوا ، نام خانوادگی خود را به تالکین تغییر دهند. از زندگی خانوادگی او می توان این چنین گفت که پدر او یک مدیر بانک بوده است و زندگی مرفه و خوبی را برای خانواده ی خود در بیرمنگام انگلستان به وجود آورده بوده است. اما بعد ، پس از اینکه وی به دلایلی کار خود را در بانک ترک می کند ، به آفریقای جنوبی سفر کرده و در آنجا به ادامه ی زندگی می پردازد. وی زمانی که به مهاجرت می پردازد ، همسر داشته است و با همسر خویش دست به این مهاجرت خانوادگی می زند. آن ها پس از مهاجرت در سال 1891 و گذشت یکسال از مهاجرت خانوادگی شان ، در سه ژانویه سال 1892 تصمیم به به دنیا آوردن نخستین فرزند خویش می گیرند. نخستین فرزند خانواده ی آن ها جان رونالد ، همان نویسنده ی معروف است ، که در آفریقای جنوبی به دنیا آمده است. پس از آن ، در زمانی که جان رونالد تالکین تنها دو سال سن داشت ، پدر و مادر او تصمیم می گیرند که دومین فرزند خویش را نیز به ثمر بیاورند و تنها برادر نویسنده ی شهیر تالکین ، به نام هیلاری متولدمی شود. کودکی این نویسنده ی معروف با سختی های فراوانی روبرو می شود. نخست آنکه آنها یک مهاجر بودند و سختی های مهاجرت با احتساب تمام دارایی های پدر و موقعیت اجتماعی که او داشته است ، به هر طریق بر آن ها سخت بوده است. اما در سال 1896 در سالی که تالکین تنها چهار سال سن داشته است ، اتفاق سهمگین تری رخ میدهد که کودکی آن ها را با مشکلات بیشتری روبرو می کند. پدر تالکین فوت می کند و آن ها عملا بی سرپرست می شوند. این اتفاق باعث می شود که آن ها برای زندگی خود یک تصمیم دیگر بگیرند و آفریقای جنوبی و رنج غربت را به بازگشت به بیرمنگام ترک کنند ، تا آنکه تنها غم از دست دادن پدر در زندگی آنها باقی بماند. آنها درست مانند زمانی که خانوادگی به آفریقای جنوبی سفر کردند ، با یکدیگر و تمام اعضای خانواده دوباره به بیرمنگام برگشتند و زندگی خود را دوباره از سر می گیرند. اما گویی این زندگی برای آنها که در این خانواده بودند ، رنج و غم را نیز متولد کرده بود و هر جا که آن ها سفر می کردند سایه ی این ابر شوم آن ها را رها نمی کرد. آن ها در سال 1904 ، مادرشان را نیز از دست می دهند. مادر ان ها مبتلا به دیابت بوده است و دیابت در آن زمان علاجی هم نداشته و این امر باعث می شود که آنها به طور کل بی سرپرست شوند و خانواده ای برای زندگی کردن ، آن هم در شرایط سخت رشد و بلوع نداشته باشند. اما بعد ، آن ها به یکی از بستگانشان واگذار می گردند و در خانه ی آنها مراحل رشد خود را طی می کنند. در همین حین بوده است که تالکین در طی دیداری اتفاقی از مدرسه ای که به مدرسه ی دستور زبان شاه ادوارد معروف بوده است ، با رشته ای به نام زبان شناسی برخورد می کند و عاشق این رشته می شود و قصد تحصیل در این رشته را می کند. وی چندی بعد ، به همراه چند تن از دوستان و یاران موافق که با اندیشه ی او هم خوان بودند ، وارد آن مدرسه شده و در آنجا زبان شناسی را برای تحصیل خویش به عنوان یک رشته ی تحصیلی انتخاب می کند. او در سنین جوانی دختری به نام دایت برت را می بیند که هم سن و سال تالکین بوده است. او عاشق دختر می شود ، اما بعد ، سرپرست او که یکی از بستگان خانوادگی آن ها نیز بوده است ، به او دستور میدهد که به هیچ وجه من الوجوه تا سن 21 سالگی هیچ گونه رابطه ی عاطفی ای برقرار نکرده و دلیل این مسئله را نیز آن می داند که تالکین تا آن زمان هنوز برای مراقبت خود نیروی کافی را ندارد. تالکین دوران تحصیلش را بسیار شکوفا پشت سر می گذارد و در سال 1911موفق می شود که در آکسفورد آن هم در رشته ی زبان های کهن  پذیرفته شده و در آنجا به مطالعاتی مربوط به زبان انگلیسی ، زبان آلمانی و فنلاندی را به عالی ترین شکل ممکن می پردازد و ان ها را به طور کامل فرا می گیرد. وی پس از آن به یادگیری و مطالعه در مورد زبان کشور ولز نیز می پردازد و در این حوزه نیز به درجه ی استادی می رسد. او در سال 1913 دوباره با معشوقه ی خود خانم دایت را ملاقات می کند. این مسئله اما یک درد دیگر بر زندگی تالکین اضافه میکند ، چرا که آن دختر در این سالها که تالکین ممنوع از برقراری رابطه بوده است و یک فاصله ای میان آن ها افتاده بوده است ، نامزد کرده بوده و با کسی دیگر وارد یک رابطه ی عاطفی شده بوده است. اما تالکین کسی نبود که به همین راحتی در زندگی خویش کوتاه بیاید. چرا که از کودکی رنج های فراوان دیده بود و این مسئله باعث شده بود که او یک انسان قدرتمند باشد. او از این که معشوقه اش با کس دیگری روی هم ریخته است و زندگی ای را شروع کرده است ، نمی هراسد و وارد صحبت با او شده و در نهایت او را معتقد می کند که نامزدی اش را با آن فرد بهم بزند و باقی عمر را با تالکین زندگی کند. او از همان سالهای بعد از برقراری رابطه ی عاطفی اش شروع به نوشتن می کند. وی ابتدا به امر از نوشتن شعر شروع می کند و اشعار بسیار تاثیرگذاری را به چاپ می رساند. این اشعار بسیار زودتر از آنچه که خود تالکین فکرش را بکند در سطح کشور پخش شده و تقریبا تالکین به یک انسان مشهور تبدیل می شود. اما بعد ، وی غره ی چنین احساسی نمی شود و سعی می کند که باز هم به مراتب علم خود اضافه کند تا اینکه در سال 1915 او به یک مقام بسیار بالا یعنی مدرک درجه یک زبان انگلیسی و زبان شناسی در دانشگاه آکسفورد نائل می شود و تحصیلات خود را به بهترین شکل ممکن به ثمر می رساند. او پس از اینکه جنگ جهانی اول شروع می شود به جنگ رفته و خود عضوی از تفنگداران آن زمان می شود. او پس از اینکه مدتی از جنگ می گذرد ، با معشوقه ش به فرانسه می رود تا که دوباره در جنگ شرکت کند ، اما بعد ، به دلیل بیماری معاف می شود و به خانه بر می گردد. در سالهای جنگ ، اتفاقات بسیاری برای تالکین می افتد که یکی از دردناک ترین آنها از ست دادن رفیقانش در جنگ بوده است که بسیار روی او تاثیر گذاشت.وی پس از اینکه به خانه بر می گردد ، تصمیم می گیرد که نویسندگی را در سطح گسترده تری دنبال کند و همین طور نیز شده و کتاب های متعددی از او چاپ می شود. در سال 1918 ، وی موفق می شود که در دانشگاه آکسفورد ، کرسی استادی دانشگاه در رشته ی زبان شناسی تاریخی را بدست آورد. او پس از ورود به این مقطع از زندگی خود ، داستان هایی نوشت که او را برر روی زبان ها انداخت. او در دوره ی تدریس در دانشگاه آکسفورد و بعد ها دانشگاه لیدز و دوباره آکسفورد ، دو بچه به بار آورد که هر دوی آن ها پسر بودند. او در تدریس جایگاه بسیار والایی پیدا کرد. اما تمامی اساتیدی که با او همکار بوده اند به این نکته اشاره می کند کنند که تالکین در زمان تدریس تحقیقات ادبی بسیاری را به ثمر رساند که هیچ گاه برای انتشار آن ها را مورد بررسی قرار نداد. هر چند که آن آثار بسیار بسیار ارزشمند بودند اما اکثر آن ها هیچ گاه به چاپ نرسیده اند. وی پس از این که در سال 1929 ، آخرین فرزند خویش که یک دختر بود را بدنیا آورد ، شروع به نوشتن کارهای کودک کرد. او سعی کرد که به دنیای کودکان نزدیک شود تا بیشترین ثمره را از ادبیات داستانی که زاییده ی ذهن بشر از دوران کودکی و تحیل کودکانه است ، تسلط پیدا کند. اما آثار معروف او ماجراهایی خاص دارند که نشان از هوش و ذکاوت بالای او در تماشای جهان است. او برای نوشتن هابیت یک ماجرای بسیار چالش برانگیز در زندگی خود داشته ست. او یک روز در سر امتحان های دانشگاه متوجه می شود که یکی از دانش آموزان هیچ سر برگه ی امتحانی خود ننوشته است و تنها چیزی که آن تو ذکر کرده است ، این جمله است که  : ” در داخل سوراخی در زمین ، هابیتی زنده است و زندگی می کند. ” . این هابیت و سوراخ برای او مسئله ای شد که ذهنش را به سمت نوشتن یک اثر برد. از این رو ، او آن دانش آموز را به دفتر خود کشید و برای مدت های طولانی بابت نوشتن آن جمله با او به بحث می پرداخت تا که دریابد آن هابیت چیست و اصلا چرا باید به آن به چشم یک جمله نگاه شود. وی در طی این مکالمات ، توانست از ان جمله فراتر رود و اثر شاهکار خودش یعنی هابیت را به ثمر برساند.این کتاب تالکین را در صدر نویسنده های جغرافیای خود قرار داد و این امکان را نیز فراهم نمود که کتابش به دست دیگر مردم برسد. این کار باعث شد ک خیلی زود او مشهور شود و نوشته هایش طرفدار پیدا کند. در سال ۱۹۴۵ او استاد زبان و ادبیان انگلیسی در دانشگاه شد و تا زمان بازنشستگی اش در ۱۹۵۹ در این سمت مشغول فعالیت و پژوهش بود. اما بعد ، وی در یک اتفاق بسیار جالب دیگر ، کتابی دیگر را خلق می کند که اگر شما از ده نفر در خیابان بپرسید که ارباب حلقه ها چیست ، می دانند که این چه کتابی است و از ان بسیار دیده و شنیده اند. ناشر رمان هابیت از تالکین خواست که یک کتاب بسیار جالب و پرفروش بنویسد. تالکین یکی از کتاب هایش را برای چاپ برد ، اما ناشر آن را برای فروش و بازار یابی در زمینه ی کتاب تایید نکرد و از تالکین خواست که به جای این کارها ادامه ی هابیت را بنویسد ، اما این دوباره نویسی موجبات خلق شاهکار او یعنی ارباب حلقه ها شد. او در جریان نوشتن ادامه ی هابیت ، به یک پیرنگ داستنی دیگر پی برد که منجر به نوشتن اثریر شاهکار چون ارباب حلقه ها شد. از ارباب حلقه ها تا به امروز بیش از چندین فیلم ساخته شده است و از سویی دیگر نیز این کتاب به زبان های مختلف ترجمه شده است و  این ترجمه ها تا به امروز  فروش های بالای ده میلیون نسخه در جهان داشته است. این کتاب موفق شد فروشی نجومی به دست آورد و همین شد که ارباب حلقه ها برای ماه های متوالی هر هفته تجدید چاپ می شده است. این نویسنده ی توانا در دو سپتامبر سال 1973 برای همیشه دنیا را بدرود گفت.

آثار

  • ارباب حلقه ها
  • هابیت
  • سیلماریلیون
0/5 ( 0 نظر )
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس فوری