در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

خیام نیشابوری و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” خیام نیشابوری ” ، نویسنده ی ایرانی و خالق ” رباعیات خیام ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

عُمَر خَیّام نیشابوری با نام کامل غیاث‌الدین ابوالفتح عُمَر بن ابراهیم خَیّام نیشابوری در ۲۸ اردیبهشت ۴۲۷ درنیشابور چشم به جهان گشود که خیامی وخیام نیشابوری و خیامی النّیسابوری هم خوانده اند، فیلسوف، ریاضی‌دان،ستاره‌شناس و رباعی‌سرای ایرانی  است که در دورهٔ سلجوقی می زیسته است. فقه را در میان‌سالی در محضر امام موفق نیشابوری یاد گرفت؛ حدیث، تفسیر، فلسفه، حکمت و ستاره‌شناسی را آموخت. برخی می پندارند که او فلسفه را مستقیماً از زبان یونانی آموخته بود.گرچه جایگاه علم خیام برتر از جایگاه ادبی اوست و به «حجّةالحق» ملقب گشته است، ولی آوازهٔ وی بیشتر با انگیزه نگارش رباعیاتش است که شهرتی جهانی یافته است. افزون بر آن‌که رباعیات خیام را به بیشترِ زبان‌های زنده ترجمه کردند، ادوارد فیتزجرالد رباعیات او را به زبان انگلیسی ترجمه ساخته است که بیشتر شهرت وی را در مغرب زمین برای او به ارمغان آورده است. از برجسته‌ترین کارهای وی را می‌توان به سر و سامان دادن و سرپرستی محاسبات گاه‌شماری ایران در زمان وزارت خواجه نظام‌الملک، که در دورهٔ پادشاهی ملک‌شاه سلجوقی بود، نام برد؛ محاسبات منسوب به خیام در این زمینه، هنوز ذقت بالایی دارد و دقتی به مراتب بالاتر از تقویم میلادی دارد. وی بر آتش ریاضیات، نجوم،علوم ادبی، دینی و تاریخی دستی داشت. نقش خیام در حل معادلات درجه‌سوم و مطالعاتش دربارهٔ اصل پنجم اقلیدس نام او را به عنوان ریاضی‌دانی برجسته در تاریخ علم جاودانه ساخته است. نوپیدا کردن نظریه‌ای دربارهٔ نسبت‌های هم‌ارز با نظریهٔ اقلیدس نیز از مهم‌ترین کارهای او شمرده می شود.شماری از تذکره‌نویسان، خیام را شاگرد ابن سینا و شماری نیز وی را شاگرد امام موفق نیشابوری برشمرده اند.صحت این فرضیه که خیام شاگرد ابن سینا بوده‌است، کمی با عقل مخالفت دارد، زیرا از دیدِ زمانی با هم اختلاف زیادی داشته‌اند. خیام در جایی از ابن سینا به عنوان استاد خود نام می برد، ولی این استادی ابن سینا، معنی معنوی دارد. در نزدیک سال ۴۴۹ زیر پوشش و سرپرستی ابوطاهر، قاضی‌القضات سمرقند، کتابی دربارهٔ معادله‌های درجهٔ سوم به زبان عربی نگاشت تحت نام رساله فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله و از آن‌جا که باخواجه نظام‌الملک طوسی رابطه‌ای نیکو داشت، این کتاب را پس از نگارش به خواجه هدیه کرد. پس از این دوران خیام به دعوت پادشاه جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان عزیمت می کند تا سرپرستی رصدخانهٔ اصفهان را به‌عهده گیرد.او هجده سال در آن‌جا اقامت می گزیند. به مدیریت او زیج ملکشاهی آماده می‌شود و در همین سال‌ها (نزدیک ۴۵۸)  سر و سامان دادن گاه شمار را آغاز  می‌کند. خیام گاه‌شمار جلالی یا تقویم جلالی را دسته‌بندی کرد که به نام جلال‌الدین ملک‌شاه معروف گشته، ولی پس از مرگ ملک‌شاه این تقویم کاردبردی نیافت. در این دوران خیام به عنوان ستاره‌شناس در دربار مشغول بود ،هرچند به ستاره‌شناسی معتقد نبود. در همین سال‌ها خیام مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اثر ریاضی خود را با نام رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس را تالیف می کند و در آن به تفضیل خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها می پردازد. همچنین آمده است که خیام هنگامی که سلطان سنجر، پسر ملک‌شاه در کودکی به آبله گرفتار بوده وی را درمان نموده‌است. پس از درگذشت ملک‌شاه و کشته شدن نظام‌الملک، خیام مورد بی‌مهری قرار گرفت و کمک مالی به رصدخانه قطع گردید بعد از سال ۴۷۹ خیام اصفهان را به قصد اقامت در مرو که به عنوان پایتخت جدید سلجوقیان انتخاب گشته بود، ترک کرد. احتمالاً رساله‌هایمیزان الحکم و قسطاس المستقیم را در آن‌جا نگاشت.رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) نیز احتمالاً در همین سال‌ها به قلم تحریر درآمده ‌است. غلامحسین مراقبی اذعان داشته که خیام در زندگی ازدواج نکرد و همسری نگرفت. در زمان خیام فرقه‌های گوناگون سنی و شیعه، اشعری ومعتزلی سرگرم بحث‌ها و مجادلات اصولی و کلامی بودند. فیلسوفان پیوسته توسط قشرهای مختلف به کفر متهم می‌گردیدند. تعصب، بر فضای جامعه چنگ انداخته بود و کسی جرئت ابراز دیدگاهٔ خود را نداشت – حتی امام محمد غزالی نیز از اتهام کفر در امان نماند. اگر به سیاست‌نامهٔ خواجه نظام‌الملک مراجعه کنیم، این اوضاع کاملاً بر ما روشن می گردد. در آن‌جا، خواجه نظام‌الملک همهٔ باورمندان به مذهبی خلاف مذهب خود را به شدت نهی می کند و همه را منحرف از راه حق و ملعون می‌شمارد. در زمینه‌های سیاسی نیز رخدادهای مهمی در دوره خیام رقم خورد:سقوط دولت آل بویه،قیام دولتِ سلجوقی،جنگ‌های صلیبی،ظهور باطنیان از این دسته اتفاقات بود. در اوایل دوران زندگی خیام، ابن سینا و ابوریحان بیرونی به پایانِ عمر خود نزدیک شده بودند. نظامی عروضی سمرقندی او را «حجة الحق» و ابوالفضل بیهقی «امام عصر خود» لقب داده‌اند. خیام را به عنوان جانشین ابن‌سینا و استاد بی‌بدیلِ فلسفه طبیعی، ریاضیات، منطق ومتافیزیک می دانند. بنا به روایتی، خیام و حسن صباح و خواجه نظام‌الملک به سه یار دبستانی معروف بوده‌اند که هریک در بزرگسالی به راهی رفتند. حسن، رهبری فرقهٔ اسماعیلیه را برعهده گرفت؛ خواجه نظام‌الملک، سیاست‌مداری بزرگ شد؛ و خیام، شاعر و اندیشمندی گوشه‌گیر شد که در آثارش اندیشه‌های نو و دلهره و اضطرابی از فلسفهٔ هستی و جهان به چشم می خورد.برپایهٔ داستان سه یار دبستانی این سه در زمان کودکی با هم قرار عهد بسته بودند که هر کدام اگر به جایگاهی دست یافت آن دو دیگر را مدد دهد. هنگامی که نظام‌الملک به وزیری سلجوقیان رسید به خیام فرمانروایی بر نیشابور و گرداگرد آن سامان را پیشنهاد کرد، ولی خیام اذعان داشت که سودای ولایت‌داری در سر نمی پروراند. پس نظام‌الملک ده‌هزار دینار ماهیانه برای او مقرر ساخت تا در نیشابور به او بپردازند.چنان‌که محمدعلی فروغی در پیش گفتار تصحیح خود از خیام اشاره کرده‌است: این داستان سند معتبری ندارد، و تازه اگر راست باشد، حسن صباح و خیام هر دو باید بیش از ۱۲۰ سال عمر کرده‌باشند، که بسیار دور از ذهن است. به‌علاوه، هیچ‌یک از هم دوره‌های خیام هم به این داستان اشاره نکرده است.س.ا. کانسوا گفته: «در تاریخ ریاضی سده‌های ۱۱ و ۱۲ میلادی، و شاید هم بتوان اذعان داشت در تمام سده‌های میانه، حکیم عمر خیام متولد نیشابور خراسان نقش بِسزایی ایفا کرده است.» پیش از کشف رسالهٔ خیام در جبر، شهرت او در مشرق‌زمین به‌واسطهٔ اصلاحات سال و ماه ایرانی و در غرب به‌واسطهٔ ترجمهٔ رباعیاتش بوده‌است. اگر چه کارهای خیام در ریاضیات علی الخصوص در جبر به صورت منبع دست اول در بین ریاضی‌دانان اروپایی سدهٔ ۱۹ میلادی مورد استفاده نبوده‌است، می‌توان رد پای خیام را به واسطهٔ طوسی در پیشرفت ریاضیات در اروپا مشاهده کرد. کهن‌ترین کتابی که از خیام نامی به میان آورده و نویسندهٔ آن هم‌دورهٔ خیام بوده، نظامی عروضی مؤلف چهار مقاله است؛ ولی او از خیام در ردیف منجمین نام می برد و اسمی از رباعیات او نمی برد. با این وجود جورج سارتن با نام بردن از خیام به عنوان یکی از بزرگ‌ترین ریاضی‌دانان قرون وسطی چنین اذعان می دارد:خیام اول کسی است که به تحقیق منظم علمی در معادلات درجات اول و دوم و سوم پرداخته، و طبقه‌بندی تحسین‌آوری از این معادلات خلق کرده، و در حل تمام صور معادلات درجه سوم منظماً به تحقیق پرداخته، و به حل هندسی آن‌ها دست یافته، و رسالهٔ وی در علم جبر، که مشتمل بر این تحقیقات است، معرف یک فکر منظم علمی است؛ و این رساله یکی از برجسته‌ترین آثار قرون‌وسطایی و احتمالاً برجسته‌ترین آن‌ها در این علم است.

 غلامحسین مصاحب نخستین کسی بود که نشان داد معادلهٔ درجهٔ سوم ممکن است دارای بیش از یک پاسخ باشد یا این که اصلاً جوابی نداشته باشند. «آنچه که در هر حالت پنداشته شده رخ می‌دهد بستگی به این دارد که آن مقاطع مخروطی که وی از آن‌ها استفاده می‌کند در هیچ نقطه یک‌دیگر را برش ندهند، یا در یک یا دو نقطه یکدیگر را برش ندهند.».او نیز گفته «خیام نخستین کسی بود که گفت معادلهٔ درجهٔ سوم را نمی‌توان عموماً با تبدیل به معادله‌های درجهٔ دوم حل کرد، ولی می‌توان با بکار بردن مقاطع مخروطی به حل آن دست یافت.» همچنین گفته: «در مورد جبر، کار خیام در ابداع نظریهٔ هندسی معادلات درجهٔ سوم موفق‌ترین کاری است که دانشمندی مسلمان به آن دست یافته است.». یکی دیگر از آثار ریاضی خیام رسالة فی شرح ما اشکل من مصادرات اقلیدس است. او در این کتاب اصول موضوعهٔ هندسهٔ اقلیدسی اصل موضوعهٔ پنجم اقلیدس را دربارهٔ قضیهٔ خطوط متوازی که شالودهٔ هندسهٔ اقلیدسی است، مورد مطالعه قرار داد و اصل پنجم را اثبات کرد. به نظر می‌رسد که تنها نسخه کامل باقی‌مانده از این کتاب در کتابخانهٔ لایدن در هلند موجود است. «در نیمهٔ نخست سدهٔ هیجدهم میلادی، ساکری پایه نظریهٔ خود را دربارهٔ خطوط موازی بر مطالعهٔ همان چهارضلعی دوقائمهٔ متساوی‌الساقین که خیام پنداشته بود قرار می‌دهد و کوشش می‌کند که پنداشته شده‌های حاده و منفرجه‌بودن دو زاویهٔ دیگر را رد کند.»درکتاب دیگری از خیام که اهمیت ویژه‌ای در تاریخ ریاضیات دارد رسالهٔ مشکلات الحساب (مسائلی در حساب) هرچند خود این رساله هرگز پیدا نشد ولی خیام خود به این کتاب اشاره کرده‌است و ادعا می‌کند قواعدی برای بسط دوجمله‌ای (a+b)^nکشف کرده و اثبات ادعایش به روش جبری در این کتاب به تفضیل آمده است. بنابراین از دیگر دست‌آوردهای وی موفقیت در تعیین ضرایب بسط دو جمله‌ای بینوم نیوتن است که البته تا سدهٔ قبل کشف نشده بود و به احترام سبقت وی بر اسحاق نیوتن در این زمینه در بسیاری از کتب دانشگاهی و مرجع این دو جمله‌ای‌ها «دو جمله‌ای خیام-نیوتن» آورده شده است. نوشتن این ضرایب به صورت منظم مثلث خیام-پاسکال را شامل می شود که بیانگر رابطه‌ای بین این ضرایب است. به هر حال قواعد این بسط تا n=12 توسط طوسی در کتاب «جوامع الحساب» آمده ‌است. روش خیام در به دست آوردن ضرایب منجر به نام‌گذاری مثلث حسابی این ضرایب به نام مثلث خیام شد، انگلیسی زبان‌ها آن را به نام مثلث پاسکال می‌شناسند که البته خدشه‌ای بر پیشگامی خیام در کشف روشی جبری برای این ضرایب وارد نمی شود. قدیمی‌ترین کتابی که در آن از خیام به عنوان شاعر نام برده شده است، کتاب خریدة القصر از عمادالدین اصفهانی است. این کتاب به زبان عربی و در سال ۵۷۲ یعنی نزدیک به ۵۰ سال پس از مرگ خیام نگاشته گشته است. کتاب دیگر مرصادالعبادنجم‌الدین رازی است. این کتاب نزدیک ۱۰۰ سال پس از مرگ خیام در ۶۲۰ هجری قمری نگاشته شده‌است.نجم‌الدین صوفی متعصبی بوده که از نیش و کنایه به خیام به خاطر افکار کفرآمیزش دریغ نکرده‌است.کتاب‌های کهن (پیش از سدهٔ نهم) که اشعار خیام در آن‌ها آمده‌است و مورد استفادهٔ درست کنندگان قرار گرفته‌اند علاوه بر مرصادالعباد از قرار زیرند: تاریخ جهانگشا ، تاریخ گزیدهٔ حمدالله مستوفی ، نزهة المجالس ، مونس الاحرار . جنگی از منشآت و اشعار که سعید نفیسی در کتابخانهٔ مجلس شورای ملی جنگ پیدا کرد و در سال ۷۵۰ هجری قمری به قلم تحریر‌ درآمده است و همچنین مجموعه‌ای تذکره‌مانند که قاسم غنی در کتابخانهٔ شورای ملی پیدا کرد که مشتمل بر منتخب‌های اشعار سی شاعر است و پنج رباعی از خیام در میان آن‌ها  به چشم می خورد. با کنار گذاشتن رباعیات تکراری، ۵۷ رباعی حاصل می شود. این ۵۷ رباعی که نزدیک درستی انتساب آن‌ها به خیام روشن است کلیدی برای درست کردن و شناختن سره از ناسره به دست درست کنندگان می‌دهد. با کمک این رباعی‌ها زبان شاعر و روش فلسفی وی تا اندازهٔ زیادی هویدا می گردد. زبان خیام در شعر طبیعی و ساده و بی‌آلایش است و در شعر رهرو راه کسی نیست. وانگهی؛ هدف خیام از سرودن رباعی شاعری به معنی رایج نبوده‌است بلکه به واسطهٔ داشتن ذوق شاعری نکته‌بینی‌های فلسفی خود را در قالب شعر بیان کرده‌است.مرگ خیام را میان سال‌های ۵۱۷–۵۲۰ هجری قمری می‌پندارند که در نیشابور رقم خورد. گروهی از تذکره‌نویسان نیز مرگ او را سال ۵۱۶ آورده‌اند، ولی پس از بررسی‌های لازم مشخص شد که تاریخ مرگ وی سال ۵۱۷ هجری قمری بوده‌است. آرامگاه وی هم‌اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌است.

آثار

  • رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله
  • رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات
  • رساله میزان‌الحکمه
  • قسطاس المستقیم
  • رسالهٔ مسائل الحساب
  • القول علی اجناس آلتی بالاربعاء
  • رساله کون و تکلیف به عربی دربارهٔ حکمت خالق در خلق عالم و حکمت تکلیف
  • رساله روضةالقلوب در کلیات وجود
  • رساله ضیاء العلی
  • رساله‌ای در صورت و تضاد
  • ترجمه خطبه ابن سینا
  • رساله‌ای در صحت طرق هندسی برای استخراج جذر و کعب
  • رساله مشکلات ایجاب
  • رساله‌ای در طبیعیات
  • رساله‌ای در بیان زیگ ملکشاهی
  • رساله نظام الملک در بیان حکومت
  • رساله لوازم‌الاکمنه
  • اشعار عربی خیام
  • نوروزنامه
  • رباعیات خیامبه زبان فارسی
  • عیون الحکمه
  • رساله معراجیه
  • رساله در علم کلیات
  • رساله در تحقیق معنی وجود

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )
© کپی رایت - تمامی حقوق متعلق به وبسایت تیم مطالعاتی محمدرضاتیموری می باشد. هر گونه کپی برداری از محتوای سایت پیگرد قانونی خواهد داشت.