این مقاله شامل

1-زندگی نامه

2-آثار و اندیشه هایش

3-ذکر  نمونه ای از مهارت فوق العاده ی او در باب رمان نویسی

علی محمد افغانی │ صد نویسنده برتر جهان

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” علی محمد افغانی” ، نویسنده ی ایرانی و خالق کتاب” شوهر آهو خانم” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

علی محمد افغانی زاده ی ۱۱ دی ماه ۱۳۰۳ در شهر کرمانشاه و نویسنده نخستین رمان واقعی به زبان فارسی (شوهر آهو خانم) است.افغانی عضو سازمان های سیاسی در دوره ی قبل از انقلاب بوده که در سال ۱۳۳۳ دستگیر شده و در دورهٔ پهلوی ۵ سال را نیز در در زندان به سر برده است. وی هم اکنون در آمریکا زندگی می‌کند و سرگرم نگارش رمان و داستان به زبان انگلیسی می باشد. وی چندی پیش نوشتن زندگینامهٔ خود را به زبان انگلیسی به پایان رسانده است و از اقبال بسیاری در بازارهای جهانی کتاب برخوردار شده است.

در ادامه بخشی از زندگی نامه ی او که الهام گرفته از زندگی نامه ی خود نوشت اوست را با هم مطالعه می کنیم . شاید روز تاجگذاری رضا خان روز پانزده اردیبهشت ۱۳۰۵ که خیابانهای کرمانشاه را چراغانی کرده بودند متولد شده است . در شناسنامه اش مأمور ثبت احوال شهر ،اول سال ۱۳۰۴ را نوشته و خط زده و ۱۳۰۵ را یاداشت کرده است اما نه در روزش و نه در سالش اطمینان ندارد. سواد را ابتدا در مکتب خانه و سپس در مدرسه آموخت،تحصیلات متوسط را نیز در کرمانشاه به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل به تهران رفت .

چون قدرت مالی کافی برای ادامه تحصیل نداشت،برای استفاده کردن از مزایای مسکن و کمک هزینه به دانشکده افسری ارتش وارد و پس از فارغ التحصیل شدن از دانشکده افسری،چون از فارغ التحصیلان ممتاز بود به آمریکا اعزام گردید. درآمریکا فرصتی یافت تا ادبیات زبان انگلیسی را فرا گیرد و جهان ادبیات نوین را بشناسد و با دنیای رمان و رمان نویسی آشنا شود و بداند که رمان چیست. در بازگشت به وطن به سال ۱۳۳۳ با اینکه بیش از دو ماه از ازدواج با همسرش نگذشته بود،توسط مأموران حکومت نظامی در کرمانشاه دستگیر و پس از چهل روز نگهداری در پادگان شهر به تهران اعزام و به معاون حکومت نظامی تحویل گردید.

در زندان پادگان توسط سروان نور خمامی تحت شدیدترین شکنجه ها قرار گرفت،بطوریکه دست چپش مدتها فلج و ناتوان بود،در دادگاه بدوی محکوم به اعدام شد و در تجدید نظر با یک درجه تخفیف به زندان ابد تقلیل یافت و به زندان قصر فرستاده شد. در زندان شروع به تدریس زبان انگلیسی و آموختن زبان فرانسه کرد و نتیجه ای مطلوب یافت. تا انقلاب بهمن ۵۷ در زندان مانده و با انقلاب مردم و سقوط شاه آزاد شد. رمان معروف شوهر آهو خانم را در زندان نوشته است.

با سرمایه اش کتاب را در دو هزار نسخه منتشر کرد. جسارتی که ناشران را حیرت زده کرد، اما کسانی که با افغانی زندان بودند و دادگاه نظامی اش را دیده بودند چندان متعجب نشدند. البته این رمان بسیار مورد استقبال مردم ایران قرار گرفت، به همین دلیل خیلی زود توزیع آن را قبول کردند و به این ترتیب کتاب به چاپ‌های بعدی رسید. استقبال شگفت انگیز از رمان چنان بود که سرانجام به فیلمنامه تبدیل شد. پیش از انقلاب بارها تجدید چاپ شد، پس از انقلاب نیز بارها در تیراژهای بالای ۱۰ هزار نسخه‌ای منتشر شد. «شوهر آهو خانم» داستان ناتمام تبدیل زن ایرانی به ماشین تولید بچه، مسئول پختن و روفتن خانه و… است.

افغانی این کتاب را در زندان نوشته است. وی در جایی گفته است که مأموران زندان جلوی نوشتنش را می گرفته اند و یادداشت‌هایش را بازرسی می کرده اند، به همین دلیل در هنگام نوشتن یک دیکشنری انگلیسی جلوی خود باز می کرده تا وانمود کند در حال ترجمهٔ یک کتاب انگلیسی می‌باشد و کتاب، کتاب خودش نیست. استقبال کتاب دوستان و صاحب نظران از این کتاب،موجب شد که نویسنده رمان دوم خود شادکامان دره قره سو را به بازار کتاب عرضه کند،پس از آن به ترتیب رمانهای شلغم میوه بهشته، سیندخت و بافته های رنج را نوشت.

در سالهای پس از انقلاب کتاب دکتر بکتاش را نوشت،سپس به نگارش کتاب همسفران که شامل سه داستان کوتاه است دست زد. علی محمد افغانی از داستان‌نویسان رئالیسمی است که راه را برای پیدایش رمانهای اجتماعی باز می کند.در درجه اول، مضامین اجتماعی و سیاسی را در آثارش مدنظر داشته است. مساله زنان و جایگاه اجتماعی آنان در آثار او قابل بررسی است. مضامین به کارگرفته شده بیشتر حول محور جامعه، اخلاق، دین، سیاست و موقعیت زن می چرخد. با بررسی داستان هایش می توان دریافت که شخصیت های مطرح و اصلی داستان های خود را از بین زنان انتخاب کرده و اگر شخصیت اصلی در یکی از داستانها مرد است، حضور پررنگ زنان را نمی توان نادیده گرفت.

به عبارت دیگر هر چند زنان رمانهایش آن چنان که باید در جامعه و بیرون از منزل موثر نیستند، اما نقش آنان در خانواده از اهمیت بالایی برخوردار است و نادیده گرفتن آنها غیرممکن است. زنان داستانهای افغانی از اجتماع واقعی و پیرامون وی سرچشمه گرفته اند و به خوبی می توان آنها را که بیشتر زنان عامی هستند، با دردها و دغدغه هایشان حس کرد. به نظر نویسنده ، کتابی که خارج از تصور واقعیتها باشد ، نمی تواند پیامی داشته باشد و خود بخود برای اهل جامعه قابل اعتنا نیست زیرا جنبه اساسی هنر همان ارتباط هنر با زندگی است.

آشنایی با فرهنگ مردم و طرز زندگی در آمریکا برایش جهان تازه ای و پنجره ای بود برای دیدن عظمت های مردم ایران زیرا انسان تا در مقام مقایسه برنیاید ، نکته ها را درک نخواهد کرد . وی در باب رمان نویسی و ساختارهای آن چنین می گوید که  : ” من در زمره گروه دوم بودم و کتاب‏ها چنین تأثیرى را بر من نهاده‏اند و این نداى درونى همواره با من بود. سال‏هاى ۱۳۲۴ – ۱۳۲۵، سال‏هاى پرخروشى بود و ما از دوره خفقان رضاشاه بیرون آمده بودیم و روشنفکران، آزادى بیان پیدا کرده بودند و تصمیم گرفتیم که در همان زمان مثل دوران انقلاب، که مردم از زیر یوغ دیکتاتورى آزاد شدند، خودسازى کنیم. در آن دوران کتاب‏هاى صادق هدایت مرا جذب مى‏کرد. اما فقط صادق هدایت نبود، آثار چوبک و جمالزاده نیز برایم جذاب بودند و از آثار غربى هم کتب خوشه‏هاى خشم، جاده‏هاى تنباکو و… ، که از مشکلات طبقاتى صحبت مى‏کردند، برایم جذابیت داشت.

بعد که وارد دانشکده افسرى شدم در فعالیت‏هاى حزبى علیه شاه شرکت نموده و به دوستم حسن پیروزى که در کرمانشاه بود و بعدها به زندان افتاد نامه‏اى نوشتم و چون او در فعالیت‏هاى حزبى بود مشوق من شد و من به حزب توده گرویدم. برایم همواره این نکته مبهم بود که آیا خدمتى که یک نویسنده مى‏کند در حد مبارزات سیاسى هست؟ و لذا بعد از بازگشت به ایران و رفتن به زندان شوق نویسندگى در من بالا گرفت و دست نوشته‏هاى شوهر آهو خانم محصول همان دوره است. نوشته هایی برای من جالب بود که زندگی طبقات پائین جامعه را تصویر می کرد و همیشه آثار نویسندگانی را می پسندیدم که در بینش خود از کوهپایه های جامعه گذشته و به خط الرأس رسیده بودند . بطوریکه با تسلط کامل،هر دو سوی بلندای فقر و ثروت را می دیدند و آشکارا در آثار خود فرقهایی که با تمام وجود لمس کرده بودند ، به نمایش می گذاشتند . چون هیچگاه تصویر شنیدنیها ، مانند تصویر دیدنیها نیست و کسیکه در کوهپایه ها راه می رود ، نمی تواند هر دو سو را ببیند و بدون وابستگی و پذیرش آراء و شعارهای کلیشه ای لیدرها قضاوت کند و با ترسیم ، آن شیوه ها را در معرض قضاوت جامعه بگذارد.” . به جرئت می توان به این نکته اشاره کرد که محمد علی افغانی یکی از شاخص ترین رمان نویسان حال حاضر ایران زمین است.

آثار

  • شوهر آهو خانم
  • شادکامان دره قره‌سو
  • سیندخت
  • شلغم میوهٔ بهشته
  • بافته‌های رنج
  • بوته زار
  • محکوم به اعدام
  • دکتر بکتاش
  • همسفرها
  • دختردایی پروین
  • صوفی صحنه، دزد کنگاور
  • دنیای پدران و دنیای فرزندان
  • حاج الل‍ه باشی
  • خداحافظ دخت‍رم

مروری بر آثار و اندیشه ها

محمد علی افغانی را باید نویسنده ی دوران سختی ها و اسارت
ها دانست. شاید جالب باشد که بدانید ، رمان شوهر آهو خانم ، همان
رمانی که همه ی مان بخشی از آن را در کتاب های درسی مان خوانده ایم ، در زندان
نگارش شده است. در شرایطی که به گفته ی افغانی : ” روزی چند نفر از دوستانمان ناپدید می شدند و ما هر روز
آشفته تر از دیروز بودیم.”  ، نوشته شده است.این خود به تنهایی می تواند هزاران درجه دیدگاه ما را نسبت
به این رمان بی نظیر عوض کند و مقام ارزشی او را در نزد ما بالاتر ببرد. البته بدون اغراق عرض می کنم که اگر رمان شوهر آهو خانم
،بدون هیچ کدام از این حاشیه ها نیز تحریر می شد و اسم افغانی هم روی آن نبود ،
باز در زمره ی ده رمان برتر ایران قرار می گرفت. افغانی نویسنده ی صاحب سبکی است. نویسنده ای است که اثرش را نمی توان و نباید در گروه خاصی
از سبک های ادبی قرار داد ، چرا که شوهر آهو خانم روایتی است از دل جامعه ای که آن
جامعه نیز در هیچ فرم و مسلکی جای نمی شود.شوهر آهو خانم اثری است که به جامعه ایران می پردازد. جامعه ای که در قلب خویش با تناقضاتی آشکار روبرو است و
اوضاع چندان خوبی ندارد. علاوه بر آن ، باید این چنین بگوییم که رمان شوهر آهو خانم
نه تنها یک رمان ادبی است ، بلکه رمانی است که در آن شما مانیفست دیدگاه ها و
عقاید محمد علی افغانی نسبت به جامعه ایران را از نگاه ها و ابعاد مختلف می توانید
ببنید. امروزه شاید بیش از صد
تحقیق تنها در باب بعد روانشناختی این اثر شده است. بیش از صد ها تحقیق در باب نقش و جایگاه زن در ایران مبتنی
بر رمان شوهر آهو خانم انجام گرفته است و همه ی این ها در کنار هم نشان از روایتی
دارد که به این راحتی ها نمی توان آن را در چندین خط مورد بررسی قرار داد.در باب محمد علی افغانی و دیدگاه های وی بسیار می توان صحبت
کرد اما افسار سخن را در همین جا خلاصه می کنیم _ چرا که مبادا آتش شوهر آهو خانم ، دامن ما را نیز بگیرد _ که افغانی نه تنها یک رمان نویس ، بلکه یک سیاست مدار
نویسنده ، یک جامعه شناس منتقد و یک عالم بی مثال است. اگر می خواهید تجربه ای متفاوت از خوانش یک رمان در دست
داشته باشید ، باید به این نکته اشاره کنیم که رمان آهو خانم می تواند یکی از
بهترین گزینه ها برای شما باشد.

در ادامه بخشی از رمان “شوهر آهو خانم” را با هم مطالعه می کنیم. ذکر این بخش صرفا به دلیل ذکر نمونه ای از مهارت فوق العاده
ی او در باب رمان نویسی است.

بعدازظهر یکی از روزهای زمـ ـستان سال 1313 بود. آفتاب گرم و لچسبی که
تمام پیش از ظهر بر شهر زیبای کرمانشان نور افشانده بود با سماجتی هرچه افزونتر می
کوشید تا آخرین اثر برف شب پیش را از میان بردارد. آسمان صاف و درخشان بود. کبوترهائی که در چوب بست
شیروانی های خیابان لانه کرده بودند در میان مه بی رنگی که از زیر پا و دور و بر
آنها بر می خاست با لذت و مـ ـستی پرغروری بجنب و جوش آمده بودند. مثل اینکه غریزه به آنها
خبرد داه بود که روزهای برف و باران سپری شده و موسم شادی و سرمـ ـستی فرا رسیده
است.در خیابان همه چیز آرامش
معمولی خود را طی می کرد. درشکه ای که لک لک کنان می
گذشت، گذرنده ای که دستها را در جیب پالتو کرده، سر را به زیر افکنده بود و پی کار
و زندگی خود می رفت. فروشنده ای که در پس پیشخوان
دکان مشتری را راه می انداخت، هیچ یک در کار خود شتابی نداشتند. سنگفرش پیاده رو انکی خیس
بود و ناودانهای دیواری پنهانی زمزمه می کردند.ردیف دکانهای باز و بسته ی
دو سمت خیابان، با درهائی که رنگهای سبز و آبی پشت و روی آنها هنوز به خوبی خشک
نشده بود، اگر نه برای گذرنده ی معمولی که گرفتار اندیشه های خویش بود، بلکه برای
نوآموز خردسالی که فارغ از هر غم و نگرانی از خانه به سوی مدرسه می رفت، منظره ی خوش و سرگرم کننده ای
داشت. همه چیز خبر از یک جشن و احیانا تعطیلی اجباری میداد.بوی رنگ فضا را پر کرده
بود و کسانی که با دکانها و مغازه ها سر و کار پیدا می کردند به دقت مواظب بودند
که به در ها مالیده نشوند. رفتگران با حوصله و وظیفه
شناسی بی و سر و صدائی که ذاتی آنها بود، صندوقهای آشغال حاشیه ی خیابان را از محتوی خود
خالی می کردند تا با کامیون ببرند و بیرون شهر بریزند. این صندوقهای یکی از ابتکارات مردم
پسند شهردار تازه وارد آنجا بود و رنگهای سبز و سفید و قرمز آنها در آن روشنائی خیره
کننده ی بعدازظهری زیبائی و شکوه شهر را دوچندان کرده بود.

0/5 (0 نظر)
Call Now Buttonتماس فوری