ما در این مقاله سعی کردیم در ابتدا قصه های کودکانه را که بسیار شیرین هستند را از زبان کودکان بازگو کنیم و تلاش ما برای است که داستان ها را به صورت کاملا جذاب و شنیدنی در اختیار شما قرار دهیم
خب این بخش برای کودکان هست

اما در مقاله بخشی را اختصاص دادیم به والدین عزیز تا دید بهتری نسبت به قصه شیرین کودکانه پیدا کنند و با موارد زیر آشنا شوند :

  • نمونه قصه کودکانه
  • یک قصه کودکانه خوب چه تأثیری روی کودک می‌تواند بگذارد؟
  • آیا قصه کودکانه قدیمی هم موردپسند کودکان امروزی است؟
  • فوایدی که قصه کودکانه آموزنده می‌تواند بر رشد شخصیتی کودک داشته باشد.

مطلب پیشنهادی : صد رمان برتر جهان

نمونه قصه کودکانه

در این بخش برای شما عزیزان ۴۰ داستان رمان کودکانه را آماده کرده ایم که بسیار زیبا و جذاب می باشد و این داستان ها برای اولین بار در ایران منتشر می شود

[table id=9 /]

 

افسانه ی باد و خورشید

یکی بود یکی نبود ، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. زندگی در آسمان ها ، نیز به مانند زمین در جریان بود. همه ی اهالی آسمان هر کدام به خوبی و خوشی در کنار یکدیگر زندگی می کردند. هر کدام از اهالی آسمان برای خودشان خلقیاتی  داشتند و این خلقیات باعث شده بود که به هر کدام از این اهالی لقبی داده شود. ستاره ها را همه به جوانی و نشاط می شناختند و به همین دلیل شب ها همه ی اهالی آسمان به گرد ستاره ها جمع می شدند و با آن ها بازی می کردند………… ادامه مطلب در لینک زیر

مشاهده مطلب

افسانه ی مورچه و ملخ

در زمان های قدیم در مزرعه ای دور ، ملخی زندگی می کرد که تمام زندگی اش را به بطالت می گذراند. او تمام عمر خود را می رقصید و آواز می خواند و هیچ هم برایش مهم نبود که در  آینده چه اتفاقی برایش می افتد.روزها گذشت و گذشت تا اینکه در یکی از روزهای سرد زمستان ، ملخ بدون غذا ماند……….

مشاهده مطلب

داستان  پادشاه زورگو

در زمان های قدیم ، در شهر بابل پادشاهی زندگی می کرد که بسیار زورگو بود. او دستور داده بود که هیچکدام از مردم شهر بابل نخندند. هر کدام از مردم شهر بابل که می خندید ، توسط او به سخت ترین مجازات تنبیه می شد.مردم سرزمین بابل ، آنقدر نخندیده بودند که حتی خندیدن و صدای خنده نیز از یادشان رفته بود….

مشاهده مطلب

داستان ابر حسود

این تکه ابر مردم روستا را بسیار دوست داشت و همیشه برایشان باران می فرستاد تا که آن ها در رفاه و راحتی زندگی کنند.

اما روزی ، طوفان عجیبی شد و چندین ابر که برای شهرهای دیگر بودند بر فراز آسمان این روستا آمدند.

وقتی تکه ابر کوچک ،آن ابرهای بزرگ را دید ، احساس حسادتی در او شکل گرفت و با خود گفت که : ” من چه چیزی از دیگر ابرها کم دارم. حالا که اینطور است ، من هم باید به اندازه ی آن ها بزرگ شوم.” …..

 

مشاهده مطلب

ابر سیاه و پسر غرغرو نمونه

در داستان ابر سیاه و پسر غرغرو میخوانیم که : او دوستان زیادی داشت و خانواده اش نیز به شدت او را دوست داشتند ، اما او همیشه حس می کرد که هیچ لذت و خوشی در دنیا نیست و همه چیز دنیا ایراد دارند.

اگر در ماشینی سوار می شد ، می گفت : ” پس چرا این ماشین اینقدر کند می رود؟” . اگر بچه ها او را به بازی فوتبال دعوت می کردند می گفت  : ” شماها دیوانه اید ، آخر کدام عاقلی بازی ای می کند که در آن ۲۰ نفر آدم دنبال یک توپ می دوند.”.

مشاهده مطلب

داستان ایمان به خدا

در داستان ایمان به خدا میخوانیم که : روزی روزگاری ، در یکی از شهرهای هند ، مدرسه ای وجود داشت که شاگردان بسیاری کمی داشت. در این مدرسه یک معلم بیشتر مشغول تدریس نبود و تمامی بچه ها نیز عاشق این معلم بودند….

مشاهده مطلب

داستان پسرک تنبل

در داستان پسرک تنبل میخوانیم که : روزی روزگاری در زمان های قدیم ، پسر بچه ای زندگی می کرد که بسیار تنبل بود. او همیشه کارهایش را به تاخیر می انداخت و پدر و مادرش را بسیار اذیت می کرد…

مشاهده مطلب

داستان پنجره ی جادویی

داستان پنجره ی جادویی میخوانیم که : یکی بود ، یکی نبود ، غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. در روستایی دور افتاده ، پسر بچه ای زندگی می کرد که بسیار مریض بود. او آن قدر مریض بود که مجبور بود تمام روزش را روی تخت خوابش بخوابد و دنیا را تنها از پنجره ی اتاقش تماشا کند….

مشاهده مطلب

داستان ترازوی روح

در داستان ترازوی روح میخوانیم که :  روزی روزگاری در جنگلی بسیار دور ، حیوانات زیادی به خوبی و خوشی در کنار یکدیگر زندگی می کردند. یکی از این حیوانات ، طوطی باهوشی بود که به واسطه ی رفاقت با بازرگانان ، جنس های جدید به جنگل می آورد و از این راه درآمد خوبی به دست می آورد. روزی او تصمیم گرفت که یک ترازو به جنگل بیاورد. وقتی که ترازو وارد جنگل شد ، حیوان ها هیچ چیز در مورد آن نمی دانستند…

مشاهده مطلب

داستان دو قورباغه

در داستان دو قورباغه میخوانیم که : روزی روزگاری در جنگل های دور ، گروهی از قورباغه ها ، در حال گذر از یک برکه ی باریک بودند که ناگهان دو قورباغه به داخل گودالی افتادند. گودال بسیار عمیق بود و همه ی قورباغه ها به دور آن گودال جمع شده بودند.

مشاهده مطلب

 

داستان دزد طلاها

در داستان دزد طلاها میخوانیم که : در روزگاران قدیم ، پادشاهی بود که بسیار مال و مکنت داشت. این پادشاه بسیار پول پرست بود و طلاهایش را حتی از فرزندانش نیز بسیار دوست داشت.

مشاهده مطلب

 

داستان حرف مردم

در داستان حرف مردم میخوانیم که : روزی روزگاری ، پیرمرد کشاورزی به قصد خرید از شهر ، راهی سفر شد و در این سفر نیز پسر بچه ی کوچکش و خر پیرش را نیز همراه خود کرد تا کمک دست او باشند.

مشاهده مطلب

داستان روز مادر

در داستان روز مادر میخوانیم که :  روز مادر بود و همه ی مردم در حال خرید گل برای مادر هایشان بودند. از سر کار که به خانه بر می گشتم ، قصد کردم که سری به مادرم بزنم و برایش یک گل سرخ قرمز هدیه ببرم. وارد مغازه ی گل فروشی شدم و یک گل رز قرمز انتخاب کردم و دادم فروشنده تا برایم آن را تزئین کند.

مشاهده مطلب

 

مطالعه بیشتر در اینجا

یک قصه کودکانه خوب چه تأثیری روی کودک می‌تواند بگذارد؟

چیزی که تقریباً همه کودکان علاقه و اشتیاق فراوانی به آن دارند، شنیدن قصه کودکانه است. دنیای کودکان، دنیای قصه‌ها و ماجراهای پرهیجان است. کودکان در دنیای قصه بازی می‌کنند، با قصه کودکانه‌ای که والدینشان برایشان می‌خوانند می‌خوابند، بیدار می‌شوند وزندگی می‌کنند. حتی کودکان شلوغ و پر جنب‌وجوش هم با آرامش به قصه‌ها گوش می‌دهند، از قصه‌ها می‌آموزند و از آن پند و اندرز می‌گیرند و حتی در عالم خواب هم قصه‌ها را دنبال می‌کنند. اگر پدر و مادرها و معلمان با دنیای رنگین بچه‌ها آشنا باشند و منطق آن‌ها را عمیق‌تر درک کنند و آن را بپذیرند، می‌توانند با استفاده از هنر و فنون قصه‌گویی جرقه‌ی همه‌ی موفقیت‌ها و ارزش‌های تربیتی و اخلاقی را در کودک روشن کنند و روزبه‌روز آن را شعله‌ور‌تر کنند و به رشد و تقویت شخصیت کودک کمک کنند.

چقدر خوب می‌شد که اگر والدین و معلمان در خانه و مدرسه برای تربیت بهتر و حتی آموزش بهتر درس‌ها به هنر قصه‌گویی و اثرات مثبت آن توجه بیشتری می‌شد و آموزش قصه‌گویی بخشی از برنامه‌های اصلی معلمان و مدرسان قرار می‌گرفت.

قصه کودکانه برای خواب

متأسفانه بیشتر والدین و معلمان از تأثیرات بسیار وسیع و مفید قصه کودکانه برای کودکان غافل‌اند و از هنر قصه‌گویی و تأثیراتی که یک قصه‌ی کودکانه‌ی خوب می‌تواند بر کودک بگذارد اطلاعی ندارند و قصه گفتن را برای خود کاری حقیر و بی‌خود و برای کودکان کاری بیهوده تلقی می‌کنند و فکر می‌کنند که با این کار وقتشان را تلف می‌کنند. غافل از اینکه آن‌ها با همین قصه‌گویی‌ها می‌توانند بر ارزش‌های تربیتی و شخصیتی کودک بیفزایند و از آن در جهت برقراری ارتباط با درک و قوه‌ی تفکر کودک و نیز انتقال مفاهیم و قواعد زندگی بهره بگیرند.

چراکه در هر قصه کودکانه، نکات آموزنده‌ای نهفته است که کودک را به یادگیری و تفکر درباره چیزهایی که داخل داستان هست فرامی‌خواند. درواقع در هر قصه کودکانه، ماجراهایی دنبال می‌شود که نقاط مجهولی دارد. برای همین به‌راحتی می‌تواند حس کنجکاوی کودک را برانگیزاند؛ بنابراین، این یعنی تقویت حس کنجکاوی و درک عمیق مسائل و موضوعات در کودک.

همچنین یک قصه کودکانه علاوه بر اینکه کودک را سرگرم می‌کند، پیوستگی و پشت سر هم بودن صحنه‌های قصه کودکانه باعث ایجاد نظم منطقی در ذهن او می‌شود.

نمونه قصه کودکانه : قصه های من و مامان

هنگامی‌که والدین یک قصه کودکانه را در شب به‌عنوان قصه کودکانه شب برای کودک خود تعریف می‌کند، کودک با کمک قوه تخیل ذهنش، خودش را به‌جای یکی از شخصیت‌های قصه می‌گذارد و به‌عنوان‌مثال می‌تواند حس قهرمانی، گذشت یا فداکاری را تجربه کند و بیاموزد.

هنگامی‌که والدین یک قصه کودکانه وقت خواب را از بین کتاب‌های داستانی کتابخانه انتخاب می‌کنند تا برای کودکش تعریف کند، علاوه بر اینکه کودک با شنیدن یک قصه‌ی مفید و جذاب به‌راحتی با آرامش بیشتری به خواب می‌رود، نیروی بیان و تکلم کودک نیز تقویت می‌شود و درنتیجه دایره لغات و اطلاعات او گسترده‌تر و غنی‌تر می‌شود.

همچنین قصه کودکانه تصویری نیز به تقویت درک و فهم کودک تأثیر بسیاری دارد. هنگامی‌که والدین یک قصه کودکانه را همراه با تصاویر مربوط به داستان برای کودک تعریف می‌کند، فاصله میان قدرت شنوایی و قدرت دیداری کودک پر می‌شود و می‌تواند بین آنچه می‌شنود و آنچه می‌بیند ارتباط برقرار کند و مفاهیم را عمیق‌تر و بهتر درک کند و این موضوع یعنی تقویت ارتباط بین قدرت شنیداری و دیداری کودک.

کودک با گوش دادن به قصه کودکانه‌ای که برای او بازگو می‌شود با مسائل و موضوعات مختلف زندگی آشنا می‌شود و درنتیجه مهارت‌های زندگی و اجتماعی او افزایش می‌یابد و می‌تواند با مسائل و موضوعات مختلف پیرامون خود درست و منطقی رفتار کند و آن‌ها را با کمک آموزنده‌های خود بهتر مدیریت کند.

وقتی‌که کودک به قصه کودکانه‌ای که والدین یا معلمش برای او تعریف می‌کند، گوش می‌دهد ممکن است در میانه‌ی قصه، سؤالاتی بپرسد یا طرز فکرش را درباره ماجرای داستان بیان کند که همین موضوع می‌تواند در پرورش استعدادها و قدرت خلاقیت او کمک شایانی کند.

کودکان معمولاً دوست دارند قصه‌ای را که شنیده‌اند بارها و بارها بشنوند و همین نکته هم باعث تقویت قدرت حافظه و نیز قدرت بیان کودک می‌شود.

همچنین قصه کودکانه مزایای دیگری هم دارد، به این صورت که اگر یک قصه کودکانه نکات مثبت و پیامدهای اخلاقی همراه با جذابیت و گیرایی خود را داشته باشد می‌تواند مدت‌های مدیدی در ذهن کودک باقی بماند و درنتیجه همان پیامدها و نکات آموزنده را در زندگی خود به کار بگیرد و از فواید آن بهره‌مند گردد. درواقع در هر قصه کودکانه یک سری مفاهیم وجود دارد که در همه عصرها به آن توجه می‌شود و دارای نکات بسیار آموزنده و پرباری هستند. مثلاً در داستان شنل قرمزی پیامی آموزنده مبنی بر اعتماد نکردن به غریبه‌ها وجود دارد که کودک با شنیدن و درک آن پیامی اخلاقی و مفید را می‌آموزد که در زندگی اجتماعی‌اش به کارش خواهد آمد.

به‌طورکلی قصه کودکانه بیشتر از دیگر ابزارهای تربیتی در رفتار کودک اثرگذار است به‌شرط آن‌که دقیق و درست انتخاب شود. اگر این‌گونه باشد، به‌راستی‌که قصه می‌تواند ریشه بسیاری از انحرافات اخلاقی و رفتاری را در کودک بخشکاند و با تقویت رفتارهای مثبت و سازنده در آن‌ها تأثیرات مهم تربیتی بر آن‌ها داشته باشد. حتی کودکان نیز می‌توانند با خواندن و شنیدن قصه‌های کودکانه به سرمایه‌های میراث فرهنگی و تمدن خود دست یابند و نیز با آداب‌ورسوم جامعه خود آشنا شده و خود را برای زندگی آینده آماده‌تر سازند. از زمان‌های قدیم قصه‌ها تأثیر چشمگیری در انتقال ارزش‌ها و مفاهیم تربیتی در کودکان داشته‌اند، به این دلیل که قصه کودکانه هیچ‌گاه تاریخ‌مصرف ندارد و تاریخ انقضایی را هم در بر‌نمی‌گیرد. از قیدوبند زمان و مکان رهاست و حتی در سخت‌ترین شرایط اجتماعی هم فراموش نشده‌اند.

درست است که هنگامی‌که برای کودک قصه کودکانه می‌گوییم آن‌ها کاملاً سکوت می‌کنند و با آرامش به آن گوش می‌دهند، اما این نوع سکوت یک نوع فریاد هم ذات پنداری است. چراکه کودک با شروع قصه در درون خودش یک بازیگر به تمام‌عیار می‌شود که موازی باشخصیت‌های داستان رفتار می‌کند. در تمام لحظات و ماجراهای داستان جریان دارد، خود را جای قهرمان داستان می‌گذارد، می‌جنگد، گریه می‌کند، می‌خندد، دنبال آرمان‌ها و اهدافش می‌رود و کودک به‌مانند کارگردان خبره‌ای می‌شود که یک‌تنه ماجراها و شخصیت‌های داستان را می‌سازد و در اصل تجسم و تخیل خلاق قصه را کارگردانی می‌کند.

ماجراها و اتفاقات قصه کودکانه باعث می‌شود که کودک همراه باشخصیت‌ها و قهرمان داستان تصمیم بگیرد. از کوچک‌ترین فرصت پیش‌آمده استفاده کند، ارزش وقت را بشناسد، همراه با قهرمان داستان تلاش کند و برای رسیدن به هدفی که مطرح است پا به‌پای قهرمان داستان حرکت کند و سر همه صحنه‌ها حاضر شود و خود را برای رویارویی با مسائل مختلف آماده کند و از اینجاست که تمامی اطلاعات و تجارب و مهارت‌های داستان را در درون گنجینه ذهنش ثبت می‌کند و در زمان‌های مناسب از این ذخیره ذهنی استفاده می‌کند و این همان تأثیر سحرآمیز قصه کودکانه برای کودک است.

قصه کودکانه قدیمی

درواقع یک قصه کودکانه مفید و آموزنده به کودک کمک می‌کند که تمام امیال و محتویات ناخودآگاه خود را تعبیر و تفسیر کند و محیط پیرامون زندگی‌اش را بشناسد و بتواند به‌تنهایی شخصیت خود را رشد دهد و به کمال برسد و درواقع بحران‌هایی مثل بحران‌های عاطفی یا اجتماعی یا استقلال‌طلبی و حتی بحران‌های فرهنگی را نیز پشت سر بگذارد و اضطراب‌ها و تشویش‌های درونی‌اش را در قصه تخلیه کند و به‌نوعی خود را برای زندگی بهتر ارتقا دهد.

قصه کودکانه هم عقل و هم احساس کودک را که دو عنصر شکوفایی شخصیت کودک هستند را تحت تأثیر قرار می‌دهد. در داخل ماجراهای داستانی اگر جنگ بر سر سرزمینی صورت گرفته، احترام به مالکیت دیگران را یاد می‌دهد و اگر شخصیت داستان از وسیله و ابزاری استفاده کرده، روح خلاقیت و ابتکار را در کودک تقویت می‌کند. قصه‌ها درست فکر کردن و درست عمل کردن را به کودک یاد می‌دهند. قصه‌ها قوانین اخلاقی، شیوه تبعیت از آن‌ها و نیز نحوه شکل‌دهی فعالانه به خویش و هدف اخلاقی را در ناخودآگاه کودک می‌ریزند و یک نوع جهان‌بینی را ارائه می‌دهند که در آن کودک به سمت تعالی روح سوق می‌یابد و این حرکت درگرو پیام‌ها و ارزش‌های اخلاقی است که کودک از قصه برداشت می‌کند. به‌طور مثال، اگر در قصه‌ای کودکی اسباب‌بازی‌اش را به دوستش که اسباب‌بازی ندارد، می‌دهد پس دیگر نیازی به یاددادن بخشش به دیگران نیست و یا کودک ارزش آزادی را وقتی بهتر درک می‌کند که ببیند حیوانی در قصه اسیرشده است. کودک بارها و بارها شاهد همکاری و همدلی و اتحاد حیوانات بوده و این را به‌راحتی درک کرده است. هر نوع عقده کودکانه یک پیامد و آموزه اخلاقی برای کودک دارد. برخی از قصه‌های کودکانه مسئولیت‌پذیری را می‌آموزد، برخی شجاعت را و برخی دیگر انسانیت و همیاری و مشارکت در کارها را.

نمونه قصه کودکانه : پنج انگشت بودند که ، مراسم و شغل ها

کودک همچنین به ارزش دانایی و نادانی پی می‌برد و آموزد که شتاب‌زده عمل نکند؛ بنابراین کودک به‌وسیله قصه کودکانه دریایی از اطلاعات و تجارب را یاد می‌گیرد که در حالت عادی و در شرایط دیگر شاید هرگز تمایلی به یادگیری آن از خود نشان ندهد. علاوه بر این، بازگو کردن قصه کودکانه برای کودک، ساده‌ترین، ارزان‌ترین و مؤثرترین ابزاری است که امکان اجرای آن برای همه حتی خانواده‌ها وجود دارد، چراکه به هیچ وسیله و مقدماتی احتیاج ندارد؛ بنابراین قصه کودکانه ازیک‌طرف نقش مهمی در زندگی کودک بازی می‌کند و از طرف دیگر وسیله‌ای بدون هزینه و در دسترس برای همه والدین و افراد است. به همین دلیل هم هست که استفاده از قصه کودکانه در رشد و تربیت کودکان در عین مؤثر بودن، ساده و مقرون‌به‌صرفه هم است. باوجوداین همه مزایایی که یک قصه کودکانه برای کودکان دارد، متأسفانه حقیقت گویای این است که در خیلی از مواقع والدین و معلمان از این ابزار تربیتی مؤثر و ساده غافل شده‌اند.

قصه کودکانه انواع مختلفی دارند که عبارت‌اند از:

قصه‌های سحر و جادویی-قصه های حیوانات (تمثیلی و نمادین)- قصه‌های دینی و تاریخی- قصه‌های پهلوانی و اساطیری- قصه‌های اجتماعی- قصه‌های اخلاقی و قصه‌های خنده‌دار.

هرکدام از این نوع قصه‌ها و آموزه‌ها، نکاتی پندآموز در دل خوددارند که کودک با شنیدن آن‌ها می‌تواند پی به نکات و آموزه‌های آن ببرد و از آن‌ها در زندگی خود بهره گیرد. درواقع همه قصه‌ها با هر نوع مضمونی پیام‌ها و ارزش‌هایی را به کودک منتقل می‌کنند که کودک در اثر شنیدن، تکرار شدن و حتی فکر کردن به قصه می‌تواند این پیام‌ها را جذب کند و ارزش‌های اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی را دریابد. همچنین غیرمستقیم بودن این پیام‌ها و نکات پندآموز باعث جذاب‌تر و دل‌نشین‌تر شدن این پیام‌ها می‌شود.

ناگفته نماند که هنر قصه‌گویی هم اهمیت بسیاری دارد. والدین و معلمان در هنگام بیان قصه کودکانه نباید تمام ماجراهای داستان را با عبارتی واضح و روشن‌بیان کند، بلکه بهتر است با اشاره مختصری از آن بگذرد تا کودک فرصت پیدا کند که بیشتر تفکر و تخیل کند تا هم قوه‌ی هوش و فکر او تقویت شود و هم قوه‌ی تخیل و تجسم او.

همچنین یک قصه گوی خوب نباید قصه کودکانه را طوری ساده و بی‌حال تعریف کند که کودک تمایلی به شنیدن ادامه‌ی ماجرا نداشته باشد، بلکه باید هر قصه را متناسب با موقعیت‌ها و ماجراهای داستانی با هیجان و حالت خاصی بازگو کند تا کودک نیز به وجد آید و با شور و اشتیاق به قصه گوش فرا دهد و باعث شادی و لذت در او شود.

والدین و معلمان بهتر است برای کودکشان قصه کودکانه‌ای را انتخاب کنند که متناسب با سطح سواد آن‌ها باشد و به سطح سن آن‌ها بخورد. یک بچه نوآموز تنها قادر است متن‌های ساده را درک کند و هر چه سطح سنی و سواد او افزایش یابد می‌تواند به‌مراتب متن‌هایی با دایره لغات و کلمات گسترده‌تری را درک کند.

والدین و معلمان هرچقدر با ادبیات کودکانه و نحوه بیان قصه کودکانه آشنایی بیشتری داشته باشند بهتر می‌توانند با کودک ارتباط برقرار کنند و تمام آن مهارت‌ها و اطلاعاتی را که لازم است کودک در رابطه با مسائل و مشکلات زندگی خود بیاموزد را در قالب داستان برای کودک آموزش دهد و به ارزش‌های تربیتی و اخلاقی کودک بابیان انواع قصه‌های کودکانه بیفزاید. والدینی که تسلط کافی روی کلمه‌ها دارد از ارزش آن‌ها باخبر است، می‌تواند تأثیر شگرفی روی کودکی که قصه را می‌شنود بگذارد. استفاده درست از صفت‌ها و قیدها، استفاده به‌موقع از تمامی زیروبم‌ها و طنینی که صدایش می‌تواند ایجاد کند تا قصه را به بهترین نحو به گوش کودک برساند نیز امر مهمی است که قصه‌گو باید در هنگام بیان قصه کودکانه در نظر داشته باشد. درواقع ابزار اصلی قصه‌گو برای انتقال مفاهیم و پیامدهای قصه برای کودک، صداها و کلماتی است که ادا می‌کند. چراکه اگر قصه‌گو در استفاده از کلمه‌ها و صداهای خود در هنگام بیان قصه کودکانه دقت کافی نداشته باشد، حتی بیان بهترین و هیجان‌انگیزترین داستان‌ها هم ضعیف از کار درخواهد آمد.

حتی رفتار و چهره و حرکات قصه‌گو تأثیر بسزایی بر روی کودک دارد. علاوه بر اینکه به کلماتی که از گوینده ادا می‌شود توجه دارد، در تمام مدت نیز به قصه‌گو چشم می‌دوزد. حرکات و چهره قصه‌گو غالباً آیینه‌ی تمام‌عیار آن قصه است و به آنچه می‌شنود جان می‌بخشد؛ بنابراین والدین و معلمان باید قصه گوی خوبی برای کودک باشند تا بتوانند پیام‌ها و نکات آموزنده‌ی داستان را به بهترین نحو به کودک منتقل کنند.

آیا قصه کودکانه قدیمی هم موردپسند کودکان امروزی است؟

بعضی از کودکان هنگام خواب هزاران بهانه می‌آورند تا بتوانند از خوابیدن فرار کنند و گاهی وقت‌ها هم والدین کودکان را به‌زور می‌خوابانند. اما یک‌راه حل مناسب این است که والدین شب‌ها برای کودک خود یک قصه کودکانه وقت خواب را برای دلبندشان انتخاب کنند و با آرامش برایش بخوانند. پس اگر شما هم کودک بهانه‌گیری دارید که وقت خواب می‌خواهد هر طور که شده از خوابیدن فرار کند، بهتر است برای به خواب رفتن سریع کودکتان برای او قصه کودکانه تعریف کنید.

قصه‌های کودکانه‌ای که شما برای کودکتان تعریف می‌کنید می‌تواند یک قصه کودکانه قدیمی باشد و یا یک قصه کودکانه جدید. درواقع فرقی نمی‌کند که قصه کودکانه شب کودک دلبندتان از نوع داستان‌های قدیمی باشد یا امروزی. زیرا کودکان امروزی هم قصه‌های قدیمی را دوست دارند. چراکه قصد کودکانه قدیمی هم مانند قصه کودکانه جدید جذابیت‌ها و لذت‌های خاص خودش را دارد و کودک به شنیدن هر دو نوع قصه کودکانه قدیمی و قصه کودکانه جدید علاقه‌مند‌است.

علاوه بر این کودکان امروزی شنیدن قصه کودکانه قدیمی را به‌صورت یک فایل صوتی هم دوست دارند که شما می‌توانید در برخی شب‌ها از قصه‌های کودکانه صوتی که به‌صورت فراوان در بازار و در اینترنت موجود است استفاده کنید. همان‌طور که قصه‌های کودکانه متنی فوایدی برای کودک دارد، قصه‌های کودکانه صوتی هم دارای مزایایی است؛ به این صورت که شما

می‌توانید یک قصه کودکانه قدیمی و یا جدید را به‌صورت یک فایل صوتی برای کودک خود تهیه کنید و قبل از خواب برای کودکتان پخش‌کنید و کودک با گوش دادن به آن حافظه‌اش بهتر می‌شود و قدرت شنیداری‌اش هم تقویت می‌شود.

قصه کودکانه قدیمی هم مانند قصه‌های کودکانه امروزی حرف‌هایی برای گفتن دارد. اتفاقاً قصه‌های قدیمی شاید گاهی اوقات شیرین‌تر و جذاب‌تر از قصه‌های امروزی باشند. بیشتر آن‌ها در بطن خود آداب‌ورسوم‌ها و طرز زندگی‌های اصیل و محبوب را برای کودک به تصویر می‌کشند تا کودک امروزی بتواند از سنت‌ها و رسوم قدیمی هم بهره‌ای ببرد و با آن‌ها آشنا شود. شاید اگر قصه‌های قدیمی امروزه برای کودکان امروزی بیان نشود و به‌کلی فراموش شود، ممکن است کودک هیچ‌وقت فرصت آشنایی با گنجینه‌هایی که در تاریخ گذشته پنهان‌شده‌اند را نداشته باشد و گرفتار تشریفات و آداب‌ورسوم‌های بی‌اساس و گاهی اوقات غرب‌زدگی‌های دور از اصالت و ریشه‌دار شود. درواقع شاید بتوان گفت که قصه کودکانه قدیمی پربارتر و غنی‌تر از دیگر قصه‌ها هستند و شاید به همین دلیل هم هست که قصه‌های کهن دوام و بقایی مرموز و شگفت‌انگیزی دارند که تا به امروز ماندگاری خود را حفظ کرده‌اند. قصه‌های ایرانی هم که همیشه پر از مفاهیم و آموزنده‌های دل‌نشین بوده‌اند که معمولاً در درون خود نمونه‌های اصیل تفکر و تخیل مردم این سرزمین را نشان می‌دهند. قصه کودکانه قدیمی علاوه بر اینک مثل سایر قصه‌های کودکانه سرگرم‌کننده و لذت‌بخش است گاهی اوقات کیفیت زندگی و طرز فکر و نیز مباحث ذهنی افراد کهن و اصیل گذشته را برای کودک بازگو می‌کند.

درواقع می‌توان گفت قصه کودکانه قدیمی یکی از نخستین زاده‌های طبع و ذوق بشر و قدیمی‌ترین سند زندگی و تفکر و دگرگونی‌های حیات افراد کهن بوده است که نسل به نسل تا به امروز ماندگاری خود را حفظ کرده و با آموزنده‌ها و نکات سرشار از پندآموز را برای کودکان امروزی بازگو می‌کند تا مبادا کودک امروزی از سنت‌های اصیل و اصالت‌های تاریخی خود فاصله بگیرد و کم‌کم به‌کلی آن را فراموش کند.

از دورترین دوران‌ها قصه کودکانه در حفظ میراث‌های فکری اقوام قدیم تأثیر فراوانی داشته است. قصه کودکانه قدیمی بهترین وسیله‌ای است که به کمک آن می‌توان همه‌ی افکار بلند و آرای مافوق تصور باستانیان را به نسل‌های امروزی و بعد منتقل کرد و به‌آسانی در اختیارشان گذاشت و آن‌ها هم علاوه بر اینکه می‌توانند لذت ببرند حکمت‌ها و بندهایی اصیل را هم می‌شناسد.

مزیت بارز و تحسین‌برانگیز قصه کودکانه قدیمی، جنبه انسان‌سازی و تربیتی آن است. به‌عبارت‌دیگر نوع و مضمون قصه هرچه باشد هدف اصلی آن تربیت آدمی و سوق دادن او به کمال انسانی است.

همچنین قصه کودکانه قدیمی به این دلیل می‌تواند بیشتر مورد تحسین و ستایش قرار گیرد که ازلحاظ هنری و فنی با قصه‌های امروزی متفاوت است. هرچقدر که قصه کودکانه قدیمی سرشار از نکات و آموزنده‌های پربار و اصیل است. متأسفانه بیشتر قصه‌های امروزی به دلیل تقلید از قصه‌های غربی کاملاً سطحی و بی‌محتوا است که نه به درد کودکان می‌خورد و نه به درد بزرگ‌سالان. نه کودکان می‌توانند پندهایی از آن بیاموزند و نه چیزی عاید بزرگ‌سالان می‌شود که بتوانند از آن برای آموزش و انتقال مفاهیم تربیتی به کودکانشان استفاده کنند و به‌راستی خواندن آن‌ها گاه نفرت‌آور و فهمیدن آن‌ها برای هر دو گروه مشکل است، به این خاطر که به‌هیچ‌عنوان بر خلقیات و روحیات ایرانی تکیه ندارد و از فرهنگ و آداب‌ورسوم اصیل ما آب نخورده و ریشه نگرفته است.

اساس قصه کودکانه اصیل ایرانی بر اسلوب متین و معقول قرار داشته و در مناطقی که عوارض فرهنگ و تمدن امروزی هنوز اصول آن را در هم نریخته است، هنوز هم بر همین پایه استوار است که برای کودک قصه کودکانه اصیل و ریشه‌دار تعریف می‌کنند و این کار همان‌طور که قبلاً هم اشاره شد فواید بسیاری داشته و دارد که یکی از فواید آن این است که گوش کودک با حدیث، مشقت‌ها و پستی بلندی‌های زندگی آشنا می‌شود و درنتیجه کودک قوی و شجاع بار می‌آید و از اوایل زندگی‌اش همان‌طور که زیبایی‌ها و خوشی‌های زندگی را می‌شناسد، ماجرا و حوادث دشوار و ناهمواری‌های آن را نیز می‌شنود و این نکته‌های حیاتی و پندهای قیاسی هم در ذهن او جای می‌گیرد و بیدار می‌شود:

که اینک پاسداری و مراقبت از این میراث باارزش و غنی دیگر وظیفه اوست.

که اصول انسانی و ارزش‌های اخلاقی کهنه شدنی و فراموش‌شدنی نیست.

که پایبندی به اصول و ارزش‌های اخلاقی و انسانی سختی‌هایی هم دارد.

که اگر حقی به حق‌داری برسد حیرت‌آور است ولی محال نیست.

که والاترین و ارزشمندترین هنر آدمی «انسانیت» اوست.

قصه کودکانه

که هر کس از تلاش و کوشش دور بیفتد نمی‌تواند به‌جایی برسد و موفقیت و جایگاهی را از آن خود کند که اجداد و نیاکانشان چقدر خوش‌تر، راضی‌تر و سوزنده‌تر بوده‌اند.

و از همه مهم‌تر کودکان با کمک قصه کودکانه قدیمی می‌توانند بسیاری از خصوصیات مشرق زمین را بشناسند و دریابند که در چه سرزمینی زندگی می‌کنند.

فایده و ارزش شنیدن قصه کودکانه قدیمی به همین‌جا پایان نمی‌یابد. قصه‌های کودکانه قدیمی، به همین‌جا پایان نمی‌یابد. قصه‌های قدیمی کودکان ما را به این سرزمین و آب‌وخاک دل‌بسته می‌کند و محبت و تعصب نسبت به سرزمینشان را در دل‌وجان آنان نهادینه می‌کند و آن را  زنده نگه دارد.

و همان‌طور که پیش‌تر هم گفتیم، قصه کودکانه قدیمی، کودک را با آداب، سنت‌ها، آیین‌ها، اصول اخلاقی و تربیتی زادبومش آشنا می‌کند.

در بعضی داستان‌ها اتفاقات و سختی‌هایی پیش می‌آید که کودک بعدها در دوران زندگی خود به انواع مشابه آن برخورد می‌کند و همین موضوع یعنی آشنایی ذهنی او با این‌گونه از مسائل و ناهمواری‌های زندگی باعث می‌شود که کودک روحیه متکی به نفس و جسارت رویارویی با مشکلات را در خود تقویت کند و در روز حادثه دچار سردرگمی و دستپاچگی نشود.

همان‌طور که در بیشتر قصه‌های کودکانه قدیمی ماجراهایی پیش می‌آید و نتیجه‌ای خوب یا بد حاصل می‌شود. جنگ‌ودعوا رخ می‌دهد، بدخواهی و ظلم بر نیکی و خوبی پیروز می‌شود اما قهرمان داستان باآنکه در چنگال اهریمنان و دشمنان اسیر است، خود را نمی‌بازد و باروحیه‌ی شجاعت و دلاوری ایستادگی می‌کند و چاره‌ای برای خود می‌اندیشید تا از آن مخمصه رهایی یابد، سرانجام دشمن بدجنس و ظالم به شکلی که پیش‌بینی آن‌هم سخت است، به سزای اعمال بد خود می‌رسد و قهرمان قصه به کمک قدرت تدبیر و زور بازوی خود از مخمصه رهایی می‌یابد و به هدف انسان دوستانه و خیرخواهانه خود می‌رسد.

مقام و جایگاه قصه کودکانه قدیمی بسیار ویژه و محبوب همگان است. مردم این سرزمین، از زمان‌های بسیار دور پندارها، باورها، افکار، آرزوها و تجارت خود را در قالب قصه ریخته و آن را مانند گوهری کمیاب و گران‌قدر به مدور تراشیده‌اند و لایه‌هایی بر آن افزوده و عناصری از آن کاسته‌اند تا درنهایت به شکلی زیبا و قابل‌ستایش درآمده و به دست کودکان امروزی رسیده است که هرکدام از آن‌ها در عین سادگی و صفای بی حاشیه چنان جذاب و دل‌نشین است که خواننده و شنونده را بی‌اختیار مجذوب خودش می‌کند.

قصه کودکانه قدیمی علاوه بر جذابیت طبیعی و زیبایی ساده‌ای که دارد، ازلحاظ اصول داستان‌پردازی هم بسیار استوار و به هنجار است. هیجان داستان به‌موقع، اوج و پستی آن به‌جا و هر نکته و پندی چنان در موقعیت مناسبش آمده است که با اصول داستان‌نویسی امروز خیلی مطابقت دارد و بااینکه در پیمودن راه‌های پرپیچ و هم و دورودراز و نقل سینه‌به‌سینه به‌اجبار دچار تصرفاتی شده و از باورها و افکار گوناگون تأثیر پذیرفته است اما بازهم هنوز که هنوز است سرزندگی و گیرایی و نیروی اثرگذار خود را از دست نداده و در کودکان و بزرگ‌سالان ما اثر خود را می‌گذارد و با تمامی زوایای آن آشنا می‌کند.

قصه کودکانه

یکی دیگر از تفاوت‌هایی که قصه کودکانه قدیمی با قصه کودکانه امروزی دارد این است که قصه‌های کودکانه قدیمی معمولاً آغاز میانه و پایان دارند و معمولاً جمله‌های تکراری آغاز و پایان قصه‌ها را می‌آرایند اما داستان‌های امروزی گاهی از انتهای قصه آغاز می‌شوند و قصه کودکانه عامیانه به‌ندرت چندصدایی و چندبعدی‌اند.

یکی دیگر از تفاوت‌های میان قصه کودکانه قدیمی و امروزی این است که: در قصه کودکانه قدیمی، قهرمان‌ها بارها و بارها خودشان را معرفی می‌کنند و یا حوادث بارها و بارها تکرار می‌شود (به‌ویژه از زبان شخصیت‌ها) درحالی‌که در قصه‌های امروزی معمولاً حتی یک کلمه اضافه هم نباید وجود داشته باشد و بسیار معمول است که به‌طور مثال اگر در آغاز قصه به تفنگی اشاره‌شده است، تا انتهای قصه همین تفنگ باید شلیک کند.

اما در قصه کودکانه قدیمی مثل قصه شنگول‌ومنگول تکرار زیادی مشهود است. به این صورت که گرگ در هر بار آمدن به در خانه بزغاله‌ها، حرف‌های خود را تکرار می‌کند و اتفاقات داستان هم چندین بار تکرار می‌شود.

همچنین پیام و شیوه ارائه پیام قصه در قصه‌های قدیمی و امروزی متفاوت است. به این صورت که قصه‌های امروزی معمولاً پیام خود را به‌صورت پنهان ارائه می‌دهند درحالی‌که قصه کودکانه قدیمی اساس آفرینش خود را بر ارائه پیام‌های اخلاقی پایه‌گذاری کرده‌اند؛ پیام‌هایی که به‌روشنی و وضوح بیان می‌شوند.

در قصه‌های کودکانه قدیمی شخصیت‌های داستان معمولاً مطلق هستند: یا سپید یا سیاه؛ یا بد بد یا خوب خوب؛ یا فرشته یا دیو؛ یا خدا یا شیطان و معمولاً حوادث و ماجراها ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر ندارد و توالی داستانی کمتر است.

قصه کودکانه قدیمی گاهی جنبه‌ی خبری و مستقیم دارد و به دلیل اینکه افراد عادی آن را ساخته‌اند، از شیوه‌های غیرمستقیم هنری استفاده نمی‌کند.

در قصه کودکانه قدیمی قصه‌ها معمولاً در قالب قصه‌های بومی، افسانه، قصه‌های واقعی و حکایت ارائه می‌شود اما قصه‌های امروزی معمولاً در قالب داستان خیلی کوتاه (مینی مال)، داستان کوتاه، داستان بلند و داستان خیلی بلند (رمان) ارائه می‌شوند.

بنابراین معمولاً مزایا و فوایدی که قصه کودکانه قدیمی دارد بیشتر و غنی‌تر از قصه‌های امروزی است. والدین و معلمان می‌توانند با بهره‌گیری از قصه کودکانه قدیمی تمام ارزش‌ها و اصول انسانی را غیرمستقیم به کودک بیاموزند و نیز آن‌ها را با آداب‌ورسوم‌ها و سنت‌های اصیل سرزمینشان آشنا کنند.


شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

آموزش نویسندگی
صد رمان برتر جهان
تبلیغ نویسی
نامه عاشقانه
دریافت شابک
انشانویسی
خاطره نویسی
چگونه نویسندگی را شروع کنیمچاپ کتاب

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *