در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

سنایی غزنوی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است.

در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.

مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.

در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” سنایی غزنوی” ، نویسنده ی پارسی و خالق اثر جاودانه ” حدیقةالحقیقه” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

سنایی غزنوی

زندگی نامه

ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی یا حکیم سنایی  در حدود سال ۴۷۳ قمری در شهر غزنه واقع در افغانستان امروزی چشم به جهان گشود.

اگر مروری به تاریخ ادبیات فارسی داشته باشیم می توانیم به این نکته پی ببریم که در تمامی کتب نقد ادبی و تذکره نویسی ، از وی به عنوان ارزشمند ترین و بزرگ‌ترین صوفیان و شاعران قصیده‌گو و مثنوی پرداز زبان شیرین فارسی نام می برند، که در قرن ششم هجری زندگی می کرده است.

بسیاری بر این باورند که سنایی شاعری است که برای اولین بار در ادبیات ایران عرفان را به صورت جدی وارد شعر فارسی کرد.

ولی طبیعتا بنا به آنچه که تاریخ ادبیات می گوید ، صوفیان پیش از او نیز در اشعار خود از مضامین عرفانی بهره جسته اندکه می‌توان از شاهنامه فردوسی نام برد.

اما این نکته بسیار راست و درست است که هیچ کس چون حکیم سنایی قدرت مند در بیان اشعار فارسی عرفانی نبوده است.

تصوف سنایی نشان از گرایشات وی به فرقه های قلندریه و ملامتیه دارد اما با این وجود بیش تر اشعار عرفانی او، حالت میانه دارد.

گذار در شخصیت سنایی در طول عمر به ما سه چهره ی شخصیتی متفاوت از او میدهد.

او در ابتدای عمر انسانی بود اهل تملق که مداحی پادشاهان می کرد و صله بگیر بود، اما در ادامه وی به تحولی دست یافت.

پس از آن به وعظ و نقد اجتماعی پرداخته و دست آخر نیز در دریای عشق باری تعالی غزق گشنته و مضامین شعرش به سوی عاشقی و قلندری گروید.

برای  او نام دیگری قائل شده اند که عوفی مجدالدین آدم السنائی و حاجی خلیفه آدم است.

محمد بن علی الرقا از کسانی که هم عصر او می زیسته است در دیباچه حدیقةالحقیقه نام او را «ابوالمجدودبن آدم السنائی” ذکر کرده است.

این حاکی از آن است که وی نام های متعددی داشته است اما طبیعتا نمی توان بر هیچکدام از این نام ها صحه گذاشت و باید گفت که،  نشانی از حقیقت ندارد.

همانطور که گفتیم سنایی سه چهره ی شخصیتی در خودش داشته است.

در ابتدا سنایی بر اساس رسم مرسوم آن زمان به دربار سلاطین میرفته است و به دستگاه غزنویان ورود پیدا کرد.

مطلب پیشنهادی :   منوچهر آتشی و هر آنچه که درباره او باید بدانید

او در ابتدا تنها وصف و مداحی شاه می کرد تا این‌که یک‌باره به سان تمامی عرفای بزرگ زمان خویش دچار تحولی گشت و راه شیدایی در پیش گرفت و دل از هر آنچه که در جهان بود ، برکند.

در مورد مذهب کلامی سنایی دو رویکرد وجود دارد:

  • برخی معتقدند سنایی اشعری است و بر این استناد می کنند
  • برخی بر این اعتقاد اند که او شیعه بوده است.

کسانی که معتقدند سنایی اشعری است، دلایل خاص و البته قابل قبول خودشان را دارند نظیر این مورد که: سنایی آغاز دیوان و حدیقه را با مدح خلفا آغاز کرده.

در بسیاری از اشعار حدیقه نظراتی دارد که به نظرات اشعری نزدیک است و معتقدند غزالی یکی از شخصیت‌های فوق‌العاده تأثیرگذار بر روی سنایی بوده  است.

این چنین استدلال می کنند که از آنجا که غزالی یک اشعری است، سنایی هم که در نظرات از او پیروی می‌کرده، اشعری است.

البته نباید به این امر صحه گذاشت چرا که دین سنایی هر آنچه بوده است در حوزه ی عاشقی و عرفان متجلی شده است و خداوند متعال نیز جز این از هیچ بنده ای نخواسته است .

سنایی بیش از نیمی از دوران جوانی خودش  را در شهرهای بلخ وسرخس و هرات و نیشابور سپری کرد .

بسیاری از تذکره نویسان بر این اعتقاد دارند که در زمانی که در بلخ بوده است به کعبه رهسپار گشت. بعد از این‌که از مکه بازگشت مدتی در بلخ اقامت گزید.

می گویند که آنچه که سنایی را از غزنه به بلخ کشاند، عشق دوران جوانی اش بوده است، و علاوه بر آن تا حدی نیز امید به کرم «خواجه اصیل الملک هروی» داشته است.

البته همینطور هم شد .در بلخ، سنایی از احسان خواجه اصل هروی بی‌بهره نماند اما این دو زود با یکدیگر به مشکلات عدیده ای خوردند.

تند زبانی‌ها و زبان آتشین سنایی او را گرفتار آزار و محنت ساخت و بلخ را رها کرد و به مقصد «سرخس» رهسپار گشت.

در سرخس نیز  بد اخلاقی و فقر خود را همراه برد و شکایت او از اوضاع بد اقتصادی و فقر و بی نوایی که در این دوره از عمر او در اشعارش نمودار گشته است ، حاصل همان فقر و اوضاع اقتصادی بد سنایی است.

پس از آن سنایی به «هرات» سفر کرد و مدتی در آنجا ساکن شد و سپس به «نیشابور»، «خوارزم»، «بلخ» و در نهایت به سفر حج رفت و خانه ی خدا را زیارت کرد.

پس از بازگشت از حج دوباره به بلخ آمد، اما دیگر آن آدم سابق نبود چرا که به طور کلی کعبه او را دگرگون کرده بود و آثار این دگرگونی روحی و درونی و انقلاب فکری در سنایی کاملا نمایان شد.

دل از ستایشگری و زندگی بی‌بندبار گذشته گرفت و به شخصیتی پرهیزکار و زاهد تبدیل گشت.

سنایی پس از مدتی مسکن گزیدن در بلخ، دوباره راهی سرخس شد و تا سال‌ها به آسودگی و آرامش در آنجا زیست و از ستایش و حرمت بسیاری در نزد مردم سرخس برخوردار بود.

«قوام الدین درگزینی» وزیر معروف عراق در دستگاه «سلجوقیان»، در سرخس به جستجوی سنایی برآمد و قصد داشت تا پایش را دوباره به دربار باز کند.

اما سنایی که دیگر میل به سر فرو آوردن در برابر مردم نداشت درخواست او را رد کرد و از سرخس نیز بار عزیمت کرد.

مطلب پیشنهادی :   ژیلا مساعد و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

سنایی، مثنوی سیرالعباد الی معاد را در سرخس خلق کرده است.

و با ستایش گفتن سیف الدین محمد بن منصور قاضی سرخس به پایان برده‌است.وی پس از خروج از سرخس به شهرهای خراسان عزیمت نمود و دوباره به زادگاه خود غزنی بازگشت.

اما دیگر هرگز به دربار سلاطین پا نگذاشت و سرایش قصاید زهدآمیز خود را آغاز کرد.

در سال ۵۱۸ قمری که به غزنین برگشت یادگار پرارزش سفرهایش مقداری از قصاید وی است.

بعد از بازگشت به غزنین می‌گویند که خانه‌ای نداشت و یکی از بزرگان غزنین به نام خواجه عمید احمدبن مسعود به او خانه‌ای بخشید.

سنایی تا پایان عمر در غزنین در عزلت به سر برد؛ و در این ایام مثنوی حدیقةالحقیقه را خلق کرد.

نصایح و اندرزهای حکیم سنایی دلاویز و پرتنوع، شعرش روان و پرشور و خوش‌بیان، و خود او، در زمرهٔ پایه‌گذاران نخستین ادبیات منظوم عرفانی در زبان فارسی به‌ حساب می آید.

او در مثنوی، غزل و قصیده توانایی خود را به عرصه نمایش گزارده است.

سنایی دیوان مسعود سعد سلمان را، هنگامی که مسعود در اسارت بود، برای او تدوین کرد و با اهتمام سنایی، دیوان مسعود سعد همان زمان ثبت و پراکنده شد و این نیز از بزرگواری سنایی حکایت می‌کند.

قصاید، غزلیات، رباعیات، قطعات و مفردات سنایی در دیوان اشعار وی گرد آمده‌است.

سنایی غزنوی

جز دیوان، آثار دیگر او عبارت‌اند از:

حدیقةالحقیقه که این منظومه که در قالب مثنوی سروده شده‌است، محتوای عرفانی دارد.

این منظومه را الهی‌نامه یا فخری‌نامه سنایی نیز نام برده اند. کار سرودن حدیقةالحقیقه در سال ۵۲۵ به سر آمد وشامل پنج تا حدود دوازده هزار بیت است.

طریق‌التحقیق: منظومه دیگری در قالب مثنوی است که به وزن و شیوه حدیقةالحقیقه نگاشته شده است و کار سرودن آن در سال ۵۲۸ ، سه سال بعد از اتمام حدیقةالحقیقه، اتمام یافته است.

سیرالعباد الی المعاد: منظومه‌ای رمزی و عرفانی است شامل هفتصد بیت که در آن از موضوعات اخلاقی سخن به میان آمده است.

سنایی در این اثر به طریق تمثیل، از خلقت انسان و نفوس و عقل‌ها صحبت به میان آورده‌است. سنایی آن را در سرخس سروده‌است.

کارنامهٔ بلخ: هنگام توقف شاعر در بلخ سروده شده و حدود پانصد بیت است و چون به طریق مزاح سروده شده، آن را مطایبه‌نامه نیز نامیده اند و به گوشه‌هایی از زندگی خود و پدر و بعضی از معاصرانش پرداخته‌است.

عشق‌نامه: شامل حدود هزار بیت در قالب مثنوی است و در چهار بخش حقایق، معارف، مواعظ و حکم نگاشته شده است.

عقل‌نامه: منظومه‌ای است که در سبک و وزن عشق‌نامه در قالب مثنوی خلق گشته است.

مکاتیب: اگر به این کتاب نگاه کنید می بینید که نوشته‌ها و نامه‌هایی از سنایی در ان وجود دارد که به نثر فارسی نوشته شده و از آن با نام مکاتیب یا رسائل سنایی یاد می کنند و آن را می شناسند.

تحریمة القلم: این کتاب نیز مثنوی بسیار کوتاهی در حدود صد بیت است که خطاب به قلم سروده شده است و سپس وارد بعضی مسائل عرفانی می‌شود.

حکیم سنایی در سال ۵۴۵ هجری قمری در زادگاه خویش چشم از جهان فرو بست.

سنایی غزنوی

آثار

  • دیوان اشعار
  • حدیقةالحقیقه
  • طریق‌التحقیق
  • سیرالعباد الی المعاد
  • کارنامهٔ بلخ
  • عشق‌نامه
  • عقل‌نامه
  • مکاتیب
  • تحریمة القلم

مروری بر آثار و اندیشه ها

حکیم سنایی غزنوی یکی از شاعران و عارفان بزرگ ایرانی است که خدمت زیادی به ادبیات عرفانی ایران کرده است.

مطلب پیشنهادی :   جان بوینتون پریستلی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

اگر بخواهیم مبدا تحول و نقطه ی ورودی برای ادبیات عرفانی و عاشقانه ی صوفیانه در ادبیات ایران قائل شویم ، می توانیم بگوییم که سنایی طلایه دار این مهم است.

حکیم سنایی ، از جمله شاعرانی است که در سده ی ششم هجری ، روایتی از غزلسرایی پارسی را ارائه میدهد که تا کنون ادامه دارد.

اگر بخواهیم مروری دقیق بر اشعار و شخصیت سنایی داشته باشیم ، می توانیم چنین بگوییم که ، وی نیز از جمله افرادی است که تحول درونی اش مقدمات ظهور یک شاعر گران قدر را ایجاد کرده است.

بسیاری از عرفای ما در زندگی خویش با این دست از تحولات روبرو شده اند و از دل آنان شخصیت های عظیمی چون مولانا و عطار خارج شده است.

شخصیت سنایی در دوران مختلف زندگی تغییر کرده است اما نباید به این تغییر صرفا یک تحول گفت.

چرا که او یک تجربه ی عمیق از تمامی ابعاد زندگی اش یافت کرده است که بسیار بسیار برای او گران قدر بوده است.

در باب شعر او باید چنین گفت که شعر وی سراسر مضامین عاشقانه ی عرفانی دارد.

به جرئت می توان گفت که عشق سنایی عشقی بسیار والا مرتبه است و در جهان فانی نمی گنجد.

برای خوانش آثار سنایی نیاز به آن داریم که آشنایی مقدماتی با ادبیات عرفانی و اصطلاحات صوفیانه داشته باشیم ، چرا که عمده ی آثار او مضامین بسیار عظیمی در باب عرفان و صوفی گری دارد.

اگر مایل هستید که با یکی از نقاط عطف ادبیات ایران ، آن هم در حوزه ی ادبیات عارفانه آشنا شوید ، سنایی را مطالعه کنید.

در ادامه بخشی از غرلیات او را با هم مطالعه می کنیم :

باز بر عاشق فروش آن سوسن آزاد را

باز بر خورشید پوش آن جوشن شمشاد را

باز چون شاگرد مومن در پس تخته نشان

آن نکو دیدار شوخ کافر استاد را

ناز چون یاقوت گردان خاصگان عشق را

در میان بحر حیرت لولو فریاد را

خویشتن بینان ز حسنت لافگاهی ساختند

هین ببند از غمزه درها کوی عشق آباد را

هر چه بیدادست بر ما ریز کاندر کوی داد

ما به جان پذرفته‌ایم از زلف تو بیداد را

گیرم از راه وفا و بندگی یک سو شویم

چون کنیم ای جان بگو این عشق مادرزاد را

زین توانگر پیشگان چیزی نیفزاید ترا

کز هوس بردند بر سقف فلک بنیاد را

قدر تو درویش داند ز آنکه او بیند مقیم

همچو کرکس در هوا هفتاد در هفتاد را

خوش کن از یک بوسهٔ شیرین‌تر از آب حیات

چو دل و جان سنایی طبع فرخ‌زاد را

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )
© کپی رایت - تمامی حقوق متعلق به وبسایت تیم مطالعاتی محمدرضاتیموری می باشد. هر گونه کپی برداری از محتوای سایت پیگرد قانونی خواهد داشت.