اوریپید و هر آنچه که در مورد زندگی و آثارش باید بدانید

ما قصد داریم مقاله استرس شغلی و 10 راه مقابله با آن کاملا تضمینی را در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” اوریپید ” ، نویسنده ی یونانی و خالق نمایشنامه” مده آ ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

اوریپید یا اوریپیدس از شاعران و نمایش نامه نویسان یونان باستان است (حدود ۴۸۰ تا ۴۰۶ پیش از میلاد). او با سوفوکلس و آیسخولوسمثلث نمایش نامه نویسان یونان باستان را شامل می شدند. اوریپیدس نمایش نامه‌های متعددی به رشته تحریر درآورده که به خاطر شهرت و محبوبیت فوق‌العاده‌ای که اوریپیدس در اواخر دوران شکوفایی یونان کسب کرده بود، تعداد بیشتری از آثار او باقی مانده است. اگرچه در زمان حیاتش به دلایلی چند اقبال زیادی نداشت. از آنجمله می‌توان به مضامین نمایش نامه‌هایش که عمدتاً ارزش‌های آن دوران را زیر سؤال می‌برد یا نگاه متفاوتش نسبت به خدایان که آن‌ها را منشا زشتی‌ها و بدی‌ها می‌دانست نمایان ساخت .اوریپیدس به سال ۴۸۰ یا ۴۸۴ ونیز به قولی ۴۸۵ ق. م به دنیا آمد . پدرش منه‌سارکید از ثروتمندان شهر فولا و مادرش را اگر چه آریستوفانسکینه‌توزانه دوره‌گرد می دانند، لیکن در خاندانی بزرگی پرورش یافت. اوریپیدس از تربیت بالایی برخودار و تحت تعلیم آناکساگوراس وپرودیکوس بوده و علاقه وافری به مطالعه مسائل فلسفی داشت. لیکن با تمام این احوال به عرصه شعر و تئاتر پا گذاشت . به قول ویل دورانت وی «اولین شارمندی بود که در یونان کتابخانه بزرگی برای خود برپا کرد.» اوریپیدس در ۲۵ سالگی به نویسندگی روی آورد و مدت پنجاه سال به نوشتن ادامه داد و۲۲ بار در جشن‌های دیونوسیوس حضور به عمل آورد و پنج و به قولی چهار مرتبه رتبه اول مسابقات را کسب کرد و نخستین جایزه را در سال ۴۴۱ ق. م کسب کرد . آریستوفانس از جمله کسانی بود که افکار الحادی اوریپیدس را حتی پس از مرگ وی مورد حمله و انتقاد قرار داد. به گونه‌ای که به قول ویل دورانت، اوریپیدس «در حدود سال ۴۱۰ ق. م به الحاد متهم شد و اندکی پس از آن، هوگیائونون تهمت دیگری بر او وارد کرد که قسمت عمدهٔ دارایی وی را به کام نابودی می کشاند.» سرانجام اوریپیدس در سال ۴۰۸ ق. م دعوت آرخلائوس پادشاه مقدونیه را قبول کرد و در آنجا عزت و احترام فراوانی کسب کرد. در همان‌جا نیز نمایشنامه‌ای تحت عنوان آرخلائوس نوشت. وی در شهر پلا نیز دو نمایشنامه با عناوین ایفیگینیا در آولیس و باکخای نگاشت که پس از مرگش توسط پسرش به اجرا درآمده، جایزه دیونوسیوس را از آن خود کردند. اوریپیدس هجده ماه پس از ورود به پلا درگذشت. پس از اوریپیدس دوران طلایی تراژدی پایان یافت. البته پس از وی نمایشنامه‌نویسانی نسبتاً‌ً قوی پای بر عرصهٔ تراژدی حضور به عمل آوردند. لیکن همچون سه تراژدی‌نویس بزرگ، آیسخولوس، سوفوکلس، اوریپیدس موفقیتی حاصل نکردند. تا آنجا که در سال ۳۵۰ ق. م در اعیاد و جشن‌ها، مسابقه تراژدی برگزار نمی‌شد و این رشته که دارای مقررات و قوانین فنی سخت و نیز جنبه شدید مذهبی می‌بود، جای خود را به شعبه دیگری از درام، یعنی کمدی واگذار کرد که این چنین قوانینی نداشت. در واقع باید گفت حیات کمدی یونان مدیون افکار و مبارزات اوریپیدس است. بدان گونه که در تاریخ تئاتر اروپا نوشته شده: «بدون او رشد کمدی سنتی یونان نداشتیم.»اوریپیدس به خدایان همچون انسان‌هایی می‌نگرد که برای رسیدن به اهداف خویش به دروغ و فریبکاری دست می‌یازند، اما در پایان تمامی خدعه‌ها و نیرنگ‌هایشان آشکار می سازد. وی ایزدان را موجوداتی پست و قابل نفرین معرفی می کند. هیپولوتوس بیان می کند: «ای کاش نفرین آدمیان گریبانگر خدایان می‌شد!» خدایان علی‌رغم قدرت اساطیری خویش، برای رسیدن به هدف، به هر وسیله‌ای دست می یازند. بدین ترتیب اوریپیدس ایشان را از قله خودکامگی افسانه‌ای تا به پایه موجودی فریبکار زیر پا می گذارد. حتی گناه آدمیان را نتیجه نیرنگ ایزدان می‌داند و این اعترافی است که از زبان آرتمیس باز بین می‌کند: «هرگاه خدایان مقرر سازند، آدمیان ناگریز دست به گناه می‌زنند… !» اوریپیدس به فرد اراده داد و قدرت خدایان را که تعیین‌کننده سرنوشت انسان بود، تضعیف نموده تقدیر آدمی را به خود او وا می‌گذارد و این عقیده را مطرح می‌سازد که دست هیچ ذی‌شعوری در سرنوشت انسان دخیل نخواهد بود. وی نقش تقدیر را از زندگانی نفی کرده، عامل تصادف و اتفاق را سازنده تقدیر بشر عنوان می کند. همان‌گونه که بردگی را نه حکم طبیعی فرد، بلکه نتیجه تصادف می‌داند. همچنان که آخیلوس بین می کند : «آه! زئوس، من چه می‌گویم؟ می‌گویم که چشم تو بیدار است. یا از حماقت انسانهایی که باور می‌کنند خدایانی هم وجود دارند، حال آنکه تمامی جهان از تصادف و اتفاق انباشته‌است». بدین ترتیب اوریپیدس بر قدرت اساطیری خدایان اشکال وارد می کند و از زیان تسئوس، خرافات و غیبگویی را به باد تمسخر گرفته، تکیه بر آن را عملی دور از عقل می پندارد و برای تمامی رخدادها در پی دلایل عقلانی است و به عاملی به نام معجزه خدایان اعتقادی ندارد. اوریپیدس نویسنده‌ای آزاداندیش بوده و معتقد است اگر چه می‌توان زبان و قلم را به بند کشید، لیکن اندیشه را نمی‌توان در حصارها و باورها نگاه داشت. هیپولوتوس می‌گوید: «زبانم سوگند خورده، اما ذهنم آزاد است». این سخن اعتراض تماشاچیان را برانگیخت. او در سال ۴۰۶ یا ۴۰۷ ق. م در مقدونیه بدرود حیات گفت.

آثار

  • آلکستیس
  • مده آ
  • هیپولوتوس
  • آندروماخه
  • هکابه
  • الکترا
  • زنان تروا
  • اورستس
  • ایفیگینیا در آولیس
  • باکخای

مروری بر آثار و اندیشه ها

اورپید ، از نخستین نمایشنامه نویسان واقع گرای جهان است. اگر بخواهیم تاریخ نویسندگی در حوزه ی نمایشنامه نویسی را بررسی کنیم ، باید به این نکته اشاره داشته باشیم که اورپید جز نخستین نمایشنامه نویسان دنیا و جز نخستین پیروان و خالقان سبک رئالیسم در دنیای نیوسندگی بوده است. اورپید ، بنا بر آنچه که پس زمینه ی جغرافیایی او حکم می کند ، نویسنده ی اسطوره هاست. تمامی متونی که او به نگارش در آورده است ، همگی ریشه در اسطوره های یونان دارند . البته وی در چندین نمایشنامه خویش نیز به اجتماع اوضاع یونان پرداخته است و این امر را به عنوان یک اصل نویسندگی وارد نمایشنامه های یونانی کرده است. اگر بخواهیم دغدغه های اورپید را بعنوان یک نمایشنامه نویس و در یک مقیاس بزرگتر بیان کنیم ، باید این چنین بگوییم که او یک مصلح عقاید در یونان قدیم بوده است. یونان قدیم ، کشوری پر از خرافه بوده است. مردمان این سرزمین به خدایان اسطوره ای اعتقاد داشتند و از آنان بسیار می ترسیدند و گاه آنان را عبادت می کردند ، اما اورپید در تمامی نمایشنامه های خویش وجهی را به اصلاح عقاید مردم در باب خرافه ها اختصاص میدهد.خرافه ها از نگاه اورپید یکی از آفات هر جامعه محسوب می شوند. از این رو اورپید تمرکز خود را بر روی این مسئله می گذارد که در نمایشنامه های خویش همیشه جنگی را میان انسان های واقعی و اساطیر بنیان کند تا به مردم این را فهم دهد که اسطوره ها تنها خود ساخته هایی هستند که موحبات آفت فکری را برای مردم بوجود آورده اند. اگر بخواهیم یک مقدار دقیق تر نگاه کنیم ، اورپید را می توان نخستین روشنفکر حوزه ی نویسندگی دانست که تمام سعی خود را بر اصلاح جامعه در شکل های گوناگون کرد.دیگر دغدغه ای که در آثار اورپید به وضوح یافت می شود ، اخلاق است. اخلاق یکی از ویژگی های بارز اورپید در نویسندگی است. او معتقد است که نویسنده این مسئولیت را بر دوش می کشد که سهمی از اخلاق جامعه را اصلاح و آن را بهبود بخشد. به همین دلیل او به مکارم اخلاقی در نوشته هایش بسیار توجه می کند و اخلاق ناپسند را بسیار مذموم می شمارد.

در زیر بخشی از نمایشنامه مده آ را با هم مرور می کنیم :

پرستار: بانوی من باید شکیبا بود….چه می توان کرد؟ می بینم که پسران تو  حیرت زده و اندوهگین به سویت می آیند…

مده آ: دور شوند…. دور… از همه ی آنان نفرت می کنم.. آن ها فرزندان آن مرد خائنند…. لعنت خدایان بر همه ی آنان باد… مرگ بر پدرشان و مرگ بر خودشان…کاش روزی برسد که آن مرد ملعون و نوعروسش را در زیر ویرانه ی کاخشان ببینم.

پرستار: آرام بانوی من آرام….

مده آ: ای پدر صدای مرا می شنوی… من به تو خیانت ورزیدم و تو را ترک گفتم… ای زادگاه من تو را به خاطر آن مرد پشت سر گذاشتم و از یادت بردم… و تو ای برادر… من دستان خود را به خون تو آلوده ساختم همه ی این ها به خاطر همان عشق ملعون بود و من آرام نخواهم نشست و بیدادی بر او روا بدارم که فریاد از زمین و آسمان برخیزد….. ای دست های آلوده … از شما سپاسگذارم… شما وظیفه ی خود را استادانه انجام داده اید….  اکنون باید قدم بعدی را بردارم… باید کاری کنم که در جهان هیچ جانداری مرتکب نشده باشد… باید دست خود را به جنایتی آلوده کنم که  هرگز در تاریخ زندگی انسان ها نظیرش نباشد…. مگر من فرزندانم را به دنیا نیاورده ام؟ بسیار خوب خود من هم جانشان را خواهم گرفت و آن جنازه های بی جان را به صورت هدایای گرنبها برای پدرشان خواهم فرستاد.”

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *