مدیریت زمان افراد موفق | افراد موفق چگونه زمان را مدیریت می کنند

  • این صفحه مورد پسند 52 بازدیدکننده می باشد.

    مدیریت زمان افراد موفق | افراد موفق چگونه زمان را مدیریت می کنند

     

    مدیریت زمان این روشی‌ است که افراد موفق با آن زمانشان را مدیریت می‌کنند

    به هر‌آنچه که از اهداف فوری شما پشتیبانی نمی‌کند، نه بگویید

    ۴۱ درصد چیزهایی که مردم در فهرست کارهاشون قرار می‌ دهند، هرگز انجام نمی‌ شود

    انگار، فهرست انجام کارها، گورستانی است از، میدونین، کارهای مهم ولی  غیرفوری

    و وقتی حقیقتاً متوجه می‌شوید هر دقیقه چقدر ارزشمند است ، منظورم اینه که پول رو می تونیم از دست بدیم و دوباره به دست بیاریم ، سلامتی مون، ممکنه مریض شویم و دوباره سلامتمون رو به‌دست بیاریم .

    مدیریت زمان | زمان، وقتی میره دیگه رفته. زمان زندگیه.

    پانزده رازی که افراد موفق درباره‌ی مدیریت زمان می‌دانند،

    عادت‌های بازدهی ۷ میلیاردر، ۱۳ ورزشکار المپیک، ۲۹ دانش‌جوی ممتاز و ۲۳۹ کارآفرین

    ممکنه از همه‌شون استفاده نکنید اما اگر از ۱، ۲، ۳ یا ۴ تا از اونها رو به کار بگیرید، بهتون می‌گم، از روزتون چیزهای خیلی بیشتری به دست می‌آورید

    هرکسی می‌ تونه تغییر بزرگی ایجاد کنه

    قطعاً

    ما همه مقدار یکسانی زمان داریم . هر نفر از ما مقدار یکسانی زمان داره اما بعضی از ما اسرافش می‌کنیم، بعضی هدرش می‌دهیم و بعضی ازش بهترین استفاده رو نمی‌کنیم

    هدف من، امید من اینه که در انتهای این قسمت ، که شما بتونید ببینید در یک روز چقدر زمان دارید

    و چیزی، هر چیزی در این قسمت وجود باشه، که بتونین ازش استفاده کنین تا شاید از روزتون بهره‌ی بیشتری ببرید

    این برای من یعنی برنده شدن، از نظر من دقیقاً یه برد است .

    مدیریت زمان

    مدیریت زمان

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۱: زمان ارزشمندترین و کم‌یاب‌ترین سرمایه‌ی شماست

    هی،۱۴۴۰ عددیه که می‌تونه زندگی شما رو تغییر بده

    و این عدد، تعداد دقایقی است که همه‌ی ما در یک روز در اختیار داریم

    و با اینکه اکثر افرادی که باهاشون مصاحبه کردم هم، تمام این ۱۵ راز رو انجام نمی‌دن، ولی اشتراک اونها، اینه که همیشه از دقایق و ارزش زمان صحبت می‌کنند

    و وقتی که حقیقتاً متوجه می‌شوید هر دقیقه چقدر ارزشمند است، منظورم اینه که پول رو میتونیم از دست بدیم و دوباره به دست بیاریم، سلامتی، ممکنه مریض شویم و دوباره سلامتمون رو به‌دست بیاریم. زمان، وقتی میره دیگه رفته. زمان زندگیه

    و در نتیجه، میدونید، در یک دقیقه برای سلامتی‌تون، می‌تونید شنا برید یا دراز نشست تمرین کنید یا یه نفس پاک‌کننده بکشید

    در مورد روابطتون، می‌تونین به یک نفر بگید که عاشقشونید یا از بودن‌ اونها سپاسگزارید

    در تجارت، تنها یک دقیقه طول می‌کشه تا ایده‌ای غیرمنتظره به سرتون بزنه

    و وقتی واقعاً این رو درک کنید، ناگهان دیگه به مردم اجازه‌ی نمی دید زمانتون رو بدزدن با اون جلسه‌های راهنمایی یا چیزهای بی‌ارزش دیگه

    تعداد معینی از دقایق در هر روز وجود داره که من در اختیار دارم

    و بخش زیادی ازش فقط دقایق تلف شده است

    پس اگر شروع کنید به سرمایه‌گذاری روی زمانی که دارید، متوجه می‌شوید که خدایا، من چقدر زمان دارم

    مدیریت زمان افراد موفق

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۲: مهمترین مسئولیت خودتون رو شناسایی کنید و اول انجامش بدید

    مهمترین مسئولیت یا همون MIT. مهمترین مسئولیت، می‌دونین،  همون پروژه‌ایه که ابعاد تجارت شما رو دو برابر می‌کنه

    اون کدوم پروژه‌اس که می‌تونه برای شما ترفیع رو به ارمغان بیاره یا حقوق کاری‌تون رو به حداکثر برسونه و بعد منفجرش کنه؟

    کدوم قطعه‌ی دومینو رو می‌تونم امروز هل بدم که بیافته روی قطعه‌ی بعدی و قطعه‌ی بعدی؟

    و بعد، باید به انضباط برنامه‌ریزی برای زمان برسیم تا روی مهمترین مسئولیت‌مون اول صبح کار کنیم

    دانیل ریِلی رفتارشناس، می‌گوید که ما در روزنه‌ی تقریباً دو ساعته‌ای از صبح، در بهترین حالت خودمون هستیم،

    می‌دونین در بهترین حالت آگاهی خودمون هستیم

    اما اکثرمون چیکار می‌کنیم؟ به سمت محل کارمون می‌ریم، ایمیل‌هامون رو چک می‌کنیم، روی مهمترین مسئولیت‌های بقیه کار می‌کنیم با پاسخ دادن به ایمیل‌هاشون و این چیزا

    قبل از اینکه به اس‌ام‌اس ها جواب بدیم، قبل از اینکه پیام های صوتی رو گوش کنیم، قبل از اینکه ایمیلمون رو چک کنیم، باید روی مهمترین مسئولیتمون کار کنیم

    مدیریت زمان افراد موفق

    نکته‌ی طلای شماره‌ی ۳: از روی تقویمتون کار کنید، نه فهرست انجام کارها

    استفاده از فهرست انجام کارها رو متوقف کنید

    می‌دونین من داشتم از تمام این آدم‌ها می‌‌پرسیدم، میلیاردرها و میلیونرهایی که خودشون به اینجا رسیدن

    راز شماره‌ی یکتون در مورد بازدهی چیه؟ می‌تونستن هرچیزی رو نام ببرن

    و هیچ‌کدومشون اشاره‌ای به فهرست انجام کارها نکردن

    وقتی به نیمه‌ی مصاحبه‌ها رسیدم وکم‌کم داشتم جمع‌بندی می‌کردم، پرسیدم پس فهرست انجام کارهاتون چی؟ بهم یه  نصیحتی بکنید

    اونا بهم خندیدن

    اینجوری بودن که: فهرست انجام کارها؟ میدونی ما از روی تقویم کار می‌کنیم

    و طبق تحقیقاتی که من انجام دادم، به نظر می‌رسه که ۴۱ درصد از مواردی که آدم‌ها در فهرست انجام کارهاشون می‌نویسن هرگز انجام نمی‌شه

    انگار، فهرست انجام کارها، گورستانی است از، میدونین، کارهای مهم ولی  غیرفوری

    اگر واقعاً می‌خواید کاری رو انجام بدید روز، زمان و فرصتی رو انتخاب کنید و بعد از روی تقویمتون زندگی کنید

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۴: برای غلبه بر به تویق انداختن کارها، به خود آینده‌تون غلبه کنید

    خب باید فکر کنیم که، اون نسخه‌ی بدجنس آینده از خودمون چجوری قراره بهترین تصمیمات ما رو به خطر بندازه

    میدونین فرض کنیم قراره این هفته پیاده‌روی رو شروع کنیم. می‌خوایم ورزش کنیم

    خب میدونید چیه؟ من می‌دونم که نفس بدجنس من، قراره زنگ ساعت رو خاموش کنه

    چطور باید باهاش مبارزه کنم؟

    من گوشیم و تنظیم می‌کنم و ساعت می‌گذارم و گوشیم رو اون طرف اتاق قرار میدم تا مجبور بشم برای خاموش کردنش واقعا از تخت بیام بیرون

    و اون کوین بدجنس خواهد گفت اوه پسر، من نمیدونم وسایل ورزشم کجان در عوض فردا ورزش می‌کنم

    خب میدونید چیه؟ من اون نسخه‌ی آینده رو با قرار دادن کفش‌های ورزشی‌ام درست پایین تخت شکست می‌دم

    حتی با شلوارک و تی‌شرتم می‌خوابم پس فقط باید کفش‌هام رو بپوشم و لباسام تکمیل است

    می‌دونین فقط باید درباره‌ی همه‌ی راه‌هایی که قراره از طریقشون کارهامون رو به تعویق بندازیم فکر کنیم

    همه‌ی اون توجیهاتی که قراره بیاریم و سعی کنیم همین حالا شکستشون بدیم

    نکته ی طلایی شماره‌ی ۵: همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن خواهد بود

    وقتی که کارآفرین جوان و احمقی بودم، آدمی بودم که ۸ ساعت در روز برایش کافی نبود پس ۱۶ یا ۲۰ ساعت کار می‌کردم

    ۵ روز هفته کافی نبود من ۷ روز کار می‌کردم و دوست دختر یا در نهایت همسرم می‌گفت: هی ساعت ۶ است شام سرد شده کی می‌آیی خونه

    می‌گفتم ۵ دقیقه دیگه از دفتر میام بیرن

    و یه ساعت بعد من هنوز توی دفتر بودم

    و میدونین یکی از چیزهایی که از مصاحبه با همه‌ی این افراد فهمیدم، اینه که اونها این حس رو توی استخوناشون دارن

    انگار که همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن خواهد بود

    اندی گروو نوشته که، اون بنیانگذار و مدیرعامل اینتل بود و می‌گفت که روز من وقتی تموم میشه که خسته‌ و آماده‌ی رفتن به خونه هستم

    نه وقتی که کارم تموم شه چون کارم هیچوقت تموم نمیشه

    کار یک مدیر هیچ‌وقت تموم نمیشه

    مدیریت زمان افراد موفق

    همیشه کارهای بیشتری برای انجام دادن هست. کارهای بیشتری که باید انجام بشن و همیشه بیشتر از اونی هستن که می تونید انجام بدید

    شاید، میدونین شاید ما تصمیم گرفته‌ایم که ۱۰ ساعت در روز کار می‌کنیم یا ۱۲ ساعت یا ۶ ساعت در روز

    هرتصمیمی که می‌گیرید در موردش جدی باشید و درک کنید که دقایق دیگرتون رو به سلامتتون اختصاص داده‌اید که زمان باشگاهه،

    دقایق دیگه‌تون رو به رابطه‌تون اختصاص دادید از جمله شب‌های قرار یا زمان بازی با فرزندانتون

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۶: همیشه یک دفتر یادداشت به همراه داشته باشید

    هرکسی که باهاش صحبت کردم در مورد همراه داشتن یه دفترچه حرف می‌زد

    میدونین ریچارد برنسن بارها درباره‌اش نوشته. اون می‌گه مهمترین دارایی او دفترچه یادداشت کوچیکشه

    اون این‌طوری برندش به اسم ویرجین رو ساخت

    میدونید همه‌ی این آدم‌هایی که من باهاشون مصاحبه کردم روی قدرت یادداشت کردن چیزهای کوچیک قسم می‌خورن، چه نوشتن وقایع روزانه باشه یا یادداشت‌هایی برای ملاقات‌ها یا سخنان حکیمانه‌ای از کتابایی که می‌خونن

    اما این واقعاً زندگی‌شون رو تغییر میده

    آره یکی از چیزایی که دیوید الن همیشه میگه اینه که بهترین کاربرد ذهن ما پردازش ایده‌های مختلفه و نه نگه‌ داشتن اطلاعات

    غافلگیر می‌شوید از اینکه وقتی شروع به حمل یه دفترچه یادداشت می‌کنید، چقدر اطلاعات به ذهنتون می‌رسه که می‌خواید ثبتش کنید

    حالا، وقتی شروع به ثبت اون اطلاعات می‌کنین، متوجه می‌شین که خدای من! چقدر تکه‌های خوب اطلاعات رو با خودم حمل می‌کردم و اونا فقط نابود می‌شدن، از دست میدادمشون یا تو ذهنم نگهشون می‌داشتم و این کار فقط توانایی ذهن رو برای خالی کردن خودش  جهت پردازش اطلاعات جدید از بین می‌بره که بهترین حالتیه که ذهنتون می‌تونه توش باشه

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۷: جعبه‌ی دریافتتون رو کنترل کنید

    اگه بخوایم روراست باشیم، خیلی از ما از جعبه‌ی دریافتمون و اس‌ام‌اس‌هامون و بقیه‌ی برنامه‌های شبکه‌های اجتماعی، به عنوان ابزرای برای به تعویق انداختن کارها استفاده می‌کنیم

    به عنوان یه نوع جایزه‌ی کوچولو که دوپامین آزاد میکنه. یه جورایی مثل کشیدن دسته‌ی ماشین بازیه

    قراره یه چیز خوب باشه

    و همه‌ی این شرکت‌های موجود و افراد دیگه‌ی زندگی‌مون، اونها توجه ما رو طلب می‌کنن

    و این اشکالی نداره اما میتونه مانع بازدهی‌مون بشه

    پس حداقلش اینه که نوتیفیکیشن‌های همه‌چیز رو درگوشی‌تون قطع کنید

    اشکالی نداره که برین سراغ ایمیل و پیام‌هاتون و همه‌ی اینا، اما وقتی انجامش بدید که خودتون میخواید انجامش بدید

    نه چون کس دیگری داره باهاتون تماس می‌گیره

    می دونین یه‌جورایی مثل سگ‌های پاولوف شدیم، صدای زنگ میاد و من میرم سراغ گوشیم

    من ایمیل رو مثل هرچیز دیگه‌ای ۳ بار در روز بررسی می‌کنم: صبح، ظهر و شب

    دوباره می‌گویم، تعداد دفعات خیلی مهم نیست رایان

    میدونین؟ منظورم اینه که من افرادی رو می‌شناسم که فقط یک بار در هفته بررسی‌اش می‌کنن

    یا یک بار در روز

    و بقیه به من می‌گن که هی من کارگزار سهامم یا یه همچین چیزی و باید همیشه سریع به مردم جواب بدم

    باشه هر ۳۰ دقیقه یا هر ۱۵ دقیقه بررسی‌اش کنین

    هدف اینه که این کار عمدی و خودآگاه باشه

    نوتیفیکیشن‌ها رو قطع کنید پس اگه شما اونجایین و هنوز نوتیفیکیشن های ایمیلتون رو قطع نکرده‌اید، منتظر چی هستید؟

    من خیلی وقت پیش این کار رو انجام دادم

    من قطعش کردم چون فقط باعث حواس پرتیه

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۸: برنامه‌ریزی و حضور در جلسات رو به عنوان آخرین راه حل در نظر بگیرید

    خب ما همه نمی‌تونیم مثل مارک کیوبن باشیم و همینجوری در مورد جلسات به رئیسمون و بقیه‌ی آدم‌ها “نه” بگیم اما اکثراً می‌تونیم خیلی بیشتر نه بگیم

    می‌تونیم به خیلی از قرار ملاقات‌ها نه بگیم

    می‌تونیم به جلسات قبل از ظهر نه بگیم تا مثلاً کارهای سنگینمون رو توی صبح بذاریم بعد کارهای گروهی‌مون رو توی بعدازظهر انجام بدیم

    و اگر مجبورید که جلسه‌ای رو قبول کنید، جلسات طولانی رو رد کنید

    دوباره ریچارد برنسن میگه: جلسات معدودی وجود دارند که حتماً باید بیشتر از ۵ یا ۱۰ دقیقه طول بکشن

    و در نتیجه کل ایده همین است: بیاید تا جای ممکن نه بگوییم، حداقل یک روز در هفته نه بگید

    و بعد سعی کنید جلسات  طولانی رو رد کنید

    همم دقیقاً

    در واقع می‌دونین چیه؟ این ما رو به نکته‌ی طلایی بعدی می‌رسونه

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۹: بر هرچیزی که اهداف فوری شما رو پشتیبانی نمی‌کنه، نه بگید

    اونها قصدشون بی‌ادبی نیست اما موفق‌ترین افراد، اونها می‌دونن ارزش‌هاشون چیه، اهدافشون چیه و تقویمشون رو با چیزهایی پر می‌کنن که اونها را به اونجا برسونه

    و این زمان زیادی برای چیزهای دیگه باقی نمی‌ذاره

    میدونید ما از وقتی خیلی جوونیم طوری تربیت می‌شویم که هی اگه می‌خوای آدم‌ها دوستت داشته باشن پس باید به آدم‌ها کمک کنی، بهتون می‌گن کمک کردن به مردم کار خوبیه، نباید بی‌ادب باشید

    چیزی که به من کمک می‌کنه اینه که وقتی متوجه میشم هرباری که به چیزی جواب مثبت میدم، درواقع دارم به چیز دیگری یا چیزهای دیگری نه می‌گویم

    من خودم رو خیلی توی دردسر می‌انداختم پسر چون دوست داشتم که دوستم داشته باشند در نتیجه همیشه به آدم‌ها جواب مثبت می‌دادم حتی وقتی که میدونستم با بله گفتن، گند می‌خوره به برنامه‌ام و مجبورم چیزهای دیگه رو به عقب هل بدم و پس ذهنم می‌گفتم دیگه این کار رو نخواهی کرد دیگه باشگاه نمیری، کل برنامه‌ات به هم ریخته

    مهارت پیدا کردن در نه گفتن و انجام دادنش به طور مودبانه و ظریف، چیزیه که بسیاری از شما باید انجام بدید

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۱۰: از قاعده‌ی قدرتمند پَرِتو پیروی کنید

    قاعده‌ی پرتو بیشتر تحت عنوان قانون ۲۰/۸۰  شناخته میشه

    و این ایده رو مطرح می‌کنه که بیشترین نتیجه از هر فعالیتی، ۸۰ درصد نتیجه ناشی از تقریباً ۲۰ درصد اون فعالیته

    پس واقعاً باید وایستید، و نگاه کنید به تمام کارهایی که انجام میدید تا تجارت خودتون رو بسازید و کارتون رو به انجام برسونید

    و ببینید اون چند کاری که بیشترین نتایج رو عایدتون می‌کنه، کدوم‌ها هستن

     و فقط روی اون‌ها تمرکز کنید

    مدیریت زمان افراد موفق

    نکته ی طلایی شماره‌ی ۱۱: روی نقاط قوت و اشتیاق خودتون تمرکز کنید

    ما واقعاً باید قدرت تقسیم کار رو در یاد داشته باشیم

    میدونین من یه کمالگرا هستم پس هیچ‌کس نمیتونه کاری رو به خوبی من انجام بده

    و میدونین خودم باید هرکاری رو انجام بدم که درست پیش بره

    و می‌دونی حقیقت اینه رایان که این شاید واقعیت داشته باشه ولی باز ما باید حواسمون باشه و به اون قانون ۲۰/۸۰ فکر کنیم که به این مربوط میشه

    که بله اگه من کاری رو به کسی در تیم خودم محول کنم، شاید عالی نباشه، ولی اگر ۸۰ درصد عالی هم باشه، باید باهاش کنار بیام و ولش کنم

    چون این کار همین الآن تمام زمان من رو آزاد کرده

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۱۲: کارتون رو در تم‌های تکرارشونده دسته‌بندی کنید

    خب این یکی، میدونین توی یه کتاب می‌خونید که کارآفرینان خلاق، واقعاً تم‌های متفاوتی رو به روزهای کاری دفترشون اختصاص میدن تا کارمندان بتونن روی یک نوع خاص از کار تمرکز کنن

    یک مشاور مشاورها، دن سالیوان مشهور، میگه که کارفرماها باید روزهای متمرکز،‌ روزهای بینابین و روزهای آزاد داشته باشن

    در روزهای متمرکز، میدونین اونا روزهای بازی شما هستن

    روزهایی که شما مهمترین فعالیت‌هاتون رو انجام میدید، عموماً مربوط به فروش یا درآمدتونه،  نقاط قوت‌تون هرچی که هستن

    روز بینابین، اون روزیه که به تماس‌های تلفنی‌ و ایمیل‌هاتون می‌رسید، کاغذبازی‌هاتون رو امضا می‌کنید و می‌دونین همه‌ی کارهای دیگه‌ی اداری که باید انجام بدیم

     و بعد روزهای آزاد، روزهایی هستن که در اون‌ها شما کار نمی‌کنید

    و کاری که انجام میدید استراحت و بازیابی نیروئه که همه‌ی ورزشکارای المپیک با من درباره‌‌اش حرف زدن

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۱۳: اگر می‌تونین کاری رو زیر ۵ دقیقه انجام بدید، هرچه سریعتر انحامش بدید

    خب این واقعاً به قاعده‌ی” یک بار بهش دست بزن” مربوط می‌شه

    من یه کم توی این یکی اغراق می‌کنم

    من هرروز میرم بیرون تا نامه‌ها رو از توی باکس نامه دربیارم، خب بیشتر آدم‌ها، شما میاین داخل و دو تا کپه وجود داره: کپه‌ی آشغال‌ها و کپه‌ی قبض‌ها و بعدا دوباره آشغال‌ها رو بررسی می‌کنیم و بعد دوباره قبض‌ها رو بررسی می‌کنیم

    من توی مسیر برگشت به گاراژ، دارم آشغال‌ها رو مرتب می‌کنم و مستقیم میندازمش توی سطل زباله

    قبل از اینکه حتی برم توی خونه‌ام

    اون قبض‌ها میرن توی کپه‌ی قبض‌ها که باز بعد‌ازظهر جمعه‌ها بررسی‌شون می‌کنم

    من حتی پاکت‌ها رو تا زمانی که آماده‌ی انجام دادنشون نیستم باز نمی‌کنم

    برام اهمیتی نداره که قبض برق یا تلفنم چقدر اومده

    فقط میذارم اونجا بمونه تا وقتی که آماده‌ی بررسی‌کردنش باشم

    خب، ایمیل . می دونین یه ایمیل رو وقتی باز کنید که آماده‌ی بررسی‌اش در همون لحظه باشید

    فقط یاد بگیرید که به هرچیزی یک بار دست بزنید

    نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۱۴: به طور منظم از صبح‌های زود برای قوی کردن ذهن، جسم و روحتان استفاده کنید

    چون میدونید من از آدم ها می‌خوام که نکته‌ی شماره ۱ بازدهی‌تون رو به من بگید

    و انتظار دارم که در مورد فهرست کارها و تقویم‌ها و اولویت‌ها بشنوم، بسیاری از افراد گفتن نکته‌ی شماره ۱ من برای بازدهی، کاریه که توی ساعت اول روزم انجام میدم

    و اونها در مورد انجام کارهاشون حرف نمی‌زنن

    اونها دارن در مورد ذهن و جسمشون صحبت می‌کنن

    بیشتر افرادی که باهاشون مصاحبه کردم، این آدم هایی با عملکرد بالا، اونها صبح‌ها با اضطراب از خواب پا نمی‌شن که با عجله برن به دفتر و شیرجه بزنن توی ایمیل‌ها

    ساعت اول یا ۳۰ دقیقه‌ی اول رو صرف سرمایه‌گذاری درازمدت روی خودشون می‌کنن

    آخرین ولی قطعاً نه بی اهمیت‌ترین، نکته‌ی طلایی شماره‌ی ۱۵: بازدهی در مورد انرژی و تمرکز است، نه زمان

    میدونین ما همه ۱۴۴۰ دقیقه‌ی برابر رو در یک روز داریم و نمی‌تونیم بیشتر از اون داشته باشیم

    موضوع مدیریت زمان نیست

    پس ایده اول از همه اینه که از بدن‌مون مراقبت کنیم مثل تمرینات هوازی،‌ مقدار زیادی آب، داشتن خواب خوب و عمیق

    علاوه بر اون، پربازده‌ترین افراد، اون‌ها در واقع استراحت‌های بیشتری دارن

    خب ما طوری طراحی شده‌ایم که به سرعت بدویم و استراحت کنیم، بدویم و استراحت کنیم

    و در نتیجه هرکسی برای خودش،‌ خیلی از آدم‌ها این تکنیک پومودورو رو دوست دارن

    ۲۵ دقیقه می‌دوید و بعد یکهو وای‌می‌ایستید و یه کم نفس می‌گیرید، آب میخورید

    ایده اینه که زمان بیشتری رو صرف انجام یک کار، با تمرکز بالا کنید

    میدونین جلسات فشرده‌ی کارکردن

    بعد یه استراحت کوتاه

    و بعد دوباره برگردید سر کار

     

    سوالات متداول در خصوص مدیریت زمان افراد موفق

    ۱- یک نکته طلایی در مدیریت زمان افراد موفق چیست ؟

    یکی از مهمترین نکته‌ های طلایی این است که مسئولیت خودتون رو شناسایی کنید و اول انجامش بدید . مهمترین مسئولیت یا همون MIT. مهمترین مسئولیت، می‌دونین،  همون پروژه‌ایه که ابعاد تجارت شما رو دو برابر می‌کنه . اون کدوم پروژه‌اس که می‌تونه برای شما ترفیع رو به ارمغان بیاره یا حقوق کاری‌تون رو به حداکثر برسونه و بعد منفجرش کنه ؟

    ۲- یکی از مهمترین ایده های مدیریت زمان افراد موفق چیست ؟

    پس یکی از ایده ها اول از همه اینه که از بدن‌مون مراقبت کنیم مثل تمرینات هوازی،‌ مقدار زیادی آب، داشتن خواب خوب و عمیق علاوه بر اون، پربازده‌ترین افراد، اون‌ها در واقع استراحت‌های بیشتری دارن خب ما طوری طراحی شده‌ایم که به سرعت بدویم و استراحت کنیم، بدویم و استراحت کنیم .

     

     

     

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

     

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *