فدریکو گارسیا لورکا و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله فدریکو گارسیا لورکا و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

فدریکو گارسیا لورکا و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” فدریکو گارسیا لورکا ” ، نویسنده و شاعر اسپانیایی و خالق کتاب “ترانه های کولی” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

فدریکو گارسیا لورکا به تاریخ ۵ ژوئن ۱۸۹۸ در دهکده  فونته واکاروس در جلگه گرانادا،واقع در چند کیلومتری شمال شرقی شهر گرانادازاده شد .وی در خانواده ای متولد شد که پدرش یک خرده مالک بود و مادرش فردی فرهیخته بود و به فرهنگ و ادب علاقه ی بسیاری داشت. نخستین سالهای زندگی او  در روستاهای غرناطه؛ پایتخت باستانی اسپانیا، شهر افسانه‌های کولیان و آوازهای کهنه گذشت.فدریکو به علت فلجی که از دوران کودکی گریبان گیر او شده بود ، دوران کودکی سختی را پشت سر گذاشت.وی که بعلت فلج ، از بازی ها و شادمانی های کودکانه در مانده بود ، رو به داستان ها وترانه های محلی آورد و با نوای کولی ها جهانش را شاد می کرد.او در دوره ی کودکی به تمامی آهنگ هایی که توسط کولی ها خوانده می شد ، مسلط بود و آن ها را زیر لب زمزمه می کرد.این امر باعث شد که در آینده ، شعرهای او عطر کولی ها و نغمه های آنان را به خاطر مخاطبین بیاورد.لورکا از شدت علاقه به نغمه های کولیان اسپانیا ، به یادگیری موسیقی روی می آورد و توسط مادرش ابتدا گیتار و سپس پیانو را می آموزد.او پس از مدتی به نزد یکی از اساتید پیانوی عصر خود می رود و آنچنان در این ساز پیشرفت می کند که همه او را استعداد آینده ی موسیقی خطاب می کنند. اما این امر چندی بعد و با مرگ دلخراش استاد پیانویش ، به رویایی فراموش شده تبدیل می شود. در واقع او پس از مرگ استاد پیانویش سخت متاثر می شود و پیانو را به کلی کنار می گذراند و دیگر نیز هیچ گاه موسیقی را پی نمی گیرد ، اما تاثیر یادگیری موسیقی برا او را می توان در شعرهایی که در دوران حرفه ای سرایشش به آن ها پرداخته است به روشنی هر چه تمام تر مشاهده کرد. هم‌زمان با فرارسیدن سن تحصیل لورکا، خانوداه اش به گرانادا نقل مکان می‌کنند .وی  تا زمان راهیابی به دانشگاه از آموزش سطح بالایی با توجه به طبقه اجتماعی اش برخوردار بوده است.او اما هیچ گاه دانشگاهش را به پایان نرسانید.لورکا دانشگاه را رها می کند و به دنبال علاقه اش راهی محافل ادبی و همینطور سیاسی شهر مادرید می شود.او در شهر مادرید با مرکزی از متفکرین لیبرال آشنا می شود که باعث می شود شعرهای خویش را در آنجا بخواند و در کمال ناباوری آنچنان شعرهایش مورد توجه قرار می گیرد که لورکا تبدیل به یک شاعر حزبی می شود و این آغاز فعالیت های ادبی لورکا در قامت یک شاعر بوده است.او در خلال سرایش شعر ، به مطالعه در باب ادبیات اسپانیا می پردازد و این امر باعث می شود که او با نسل طلایی ادبیات اسپانیا آشنا شود و در شعرهایش نیز تاثیر این آشنایی بسیار دیده می شود.

لورکا پس از مدتی به تحقیقات در باب فلسفه روی آورد و چندی نیز به حقوق پرداخت . اما هیچگاه هیچکدام از نوشته های او در این باب به چاپ نرسید.لورکا نخستین کتابش (به نثر) را در سال ۱۹۱۸ به نام «باورها و چشم‌اندازها” در گرانادا به چاپ می‌رساند.در سال ۱۹۲۰ نخستین نمایشنامه اش با نام «دوران نحس پروانه‌ها” را می‌نویسد و به صحنه می‌برد که با استقبال چندانی روبرو نمی‌شود.و سال بعد (۱۹۲۱)، «کتاب اشعارش که نخستین مجموعه شعرش است را منتشر می‌کند.در ۱۹۲۸ محبوبترین کتابش، «ترانه‌های کولی” منتشر می‌شود. کتابی که بسیاری از منتقدان آن را بهترین کار لورکا می‌دانند. مجموعه‌ای که شهرتی گسترده را برای فدریکو به ارمغان می‌آورد چنان‌که لقب «شاعر کولی» را بر او می‌نهند.در تابستان ۱۹۲۹ فدریکا به نیویورک سفر می‌کند و برای آموختن انگلیسی وارد دانشگاه کلمبیا می‌شود. وی پس از مدتی به نیویورک سفر کرده و حاصل سفرش به نیویورک مجموعه اشعاری است با نام «شاعر در نیویورک» که در ۱۹۴۰ منتشر می‌شود. کتابی که مملو از همدردی با سیاهان آمریکا است و همچنین با مخاطبان بسیاری روبرو می شود و او را در زمره ی بهترین و برترین شاعران جهان قرار میدهد.فدریکو، دربهار ۱۹۳۰ خسته از زندگی سیاه آمریکایی و ریشه‌های فولادی آسمان خراشهای نیویورک و در پی یک دعوت نامه جهت سخنرانی در «هاوانا» به آغوش سرزمینی که آن را «جزیره‌ای زیبا با تلألو بی پایان آفتاب» می‌خواند، پناه می‌برد. او تا به پایان عمر در انزوای خویش در سرزمین مادری اش به سر می برد و نهایت امر در ۱۹ آگوست ۱۹۳۶، دیده از جهان فرو می بندد.

آثار

  • گ‍زی‍دهٔ اش‍ع‍ار ب‍ا ش‍ش اف‍زوده م‍ن‍ث‍ور/ب‍ه ن‍گ‍ارش ب‍ی‍ژن ال‍ه‍ی
  •  آوازه‍ای ک‍ول‍ی/ ت‍رج‍م‍ه رض‍ا م‍ع‍ت‍م‍دی
  • ترانه شرقی و اشعار دیگر/ ترجمه احمد شاملو
  • ن‍م‍ای‍ش‍ن‍ام‍ه در س‍ه پ‍رده ۱۶ ت‍اب‍ل‍و/ ت‍رج‍م‍ه پ‍ری ص‍اب‍ری، ت‍رج‍م‍ه اش‍ع‍ار ی‍دال‍ل‍ه روی‍ائ‍ی
  • ی‍رم‍ا. ن‍م‍ای‍ش‍ن‍ام‍ه/ ت‍رج‍م‍ه آزاده آل‌م‍ح‍م‍د
  • ع‍روس‍ی خ‍ون/ ت‍رج‍م‍ه ف‍ان‍وس ب‍ه‍ادرون‍د
  • ف‍دری‍ک‍و گ‍ارس‍ی‍ا ل‍ورک‍ا: گ‍زی‍ده اش‍ع‍ار/ ت‍رج‍م‍ه زه‍را ره‍ب‍ان‍ی، ن‍ازن‍ی‍ن م‍ی‍رص‍ادق‍ی
  • ع‍روس‍ی خ‍ون، ی‍رم‍ا، خ‍ان‍هٔ ب‍رن‍ارد آل‍ب‍ا/ ت‍رج‍م‍ه اح‍م‍د ش‍ام‍ل‍و
  • م‍رغ ع‍ش‍ق م‍ی‍ان دن‍دان‌ه‍ای ت‍و/ ت‍رج‍م‍ه اح‍م‍د پ‍وری
  • خ‍ان‍ه ب‍رن‍ارد آل‍ب‍ا/ ت‍رج‍م‍ه ن‍ج‍ف دری‍اب‍ندری
  • ق‍ص‍ی‍ده م‍ج‍روح آب/ ت‍رج‍م‍ه رض‍ا م‍ع‍ت‍م‍دی
  • در س‍ای‍ه م‍اه و م‍رگ / دوزبانه اسپانیایی – فارسی ب‍ه ان‍ت‍خ‍اب و ت‍رج‍م‍ه‍. خ‍س‍رو ن‍اق‍د
  • فصلی در غرناطه/ ترجمه سعید آذین، وحید موحد
  • اشعار برگزیده فدریکو گارسیا لورکا/ ترجمه حسن صفدری
  • لورکا. هشت نمایشنامه کوتاه/ برگردان مهدی فتوحی
  • غوطهٔ خاطرات، در چشمهٔ خیال / ترجمه فؤاد نظیری
  • گزیده شعر. دوزبانه اسپانیایی – فارسی/ ترجمه زهرا رهبانی
  • همسر بی نظیر کفاش/ برگردان مونا مویدی
  • افسون شوم پروانه/ برگردان مونا مویدی
  • خ‍ان‍ه ب‍رن‍ارد آل‍ب‍ا (ن‍م‍ای‍ش‍ن‍ام‍ه در س‍ه پ‍رده)/ ت‍رج‍م‍ه م‍ح‍م‍ود ک‍ی‍ان‍وش

مروری بر آثار و اندیشه ها

لورکا یکی از شاعران موج نوی اسپانیا بوده است. اشعار او غالبا بر اساس احساسات شخصی و همینطور بر اساس باورها و پیش زمینه های او نسبت به محل زندگی اش بوده است. لورکا صدای روستا است.او از کولی ها بسیار آموخته است و تبلور ترانه ی کولی ها در اشعارش بسیار نمایان است. در ادامه با چند نمونه از اشعار او که به فارسی ترجمه شده اند ، آشنا می شویم:

قلب تو آشیانه ی من است

تو را

عاشقانه تر دوست خواهم داشت‎

چه بمیرم، چه بمانم‎

قلب تو آشیانه‌ی من است‎

و قلب من باغ و بهار تو‎

مرا چهار کبوتر است‎

چهار کبوتر کوچک‎

قلب من آشیانه‌ی توست‎

و قلب تو باغ و بهاران من.‏‎

 

گناه

چه دلپذیراست
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیر و نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ، تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس.

واژه هایت در قلب من

واژه‌هایت‌ در قلب‌ من‌
دایره‌های‌ سطح‌ آب‌ را مانندند!

بوسه‌ات‌ بر لبانم‌،
به‌ پرنده‌یی‌ در باد می‌ماند!

چشمان‌ سیاهم‌ بر روشنای‌ اندامت‌،
فوّاره‌های‌ جوشان‌ در دل‌ شب‌ را یادآورند!

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *