جیمز جویس و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله جیمز جویس و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

جیمز جویس و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” جیمز جویس ” ، نویسنده ی ایرلندی و خالق کتاب “اولیس ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

جیمز آگوستین آلویسیوس جویس او در سوم فوریه سال ۱۸۸۲ در دوبلین ایرلند زاده شد،او در مدرسه و دانشگاه دانش اموز با استعدادی بود.جیمز جویس با ۱۳ زبان آشنایی داشت و به زبان ایتالیایی و فرانسوی و انگلیسی مسلط بود به گونه ای ک تمامی آثارش را به زبان انگلیسی نوشته است.اولین اثر او مجموعه ای از داستانهای کوتاهی به نام “دوبلینی ها “ست که در باره ی زادگاه او و مردمانش است.در سال ۱۹۱۶ “اثر پرتره ای از مرد هنرمند در جوانی “منتشر شد که برای خواننده تداعی کننده شخصیت نویسنده است،هرچند یه طور کامل زندگی نامه او را دربر ندارد.به عقیده ی بسیاری سومین اثر او یعنی رمان اولیس او را بزرگترین نویسنده ی ایرلندی قرن بیستم کرده است. این کتاب از نظر فرم و محتوا بخوبی درهم تنیده است و با چیدمان ویژه ی کلمات علاوه بر اهنگین کردن نثر کتاب محتوارا نیز با فرم واژه ها انتقال میدهد. این اثر در چهل سالگی جویس در پاریس منتشر شد.او جز نخستین کسانی بود که به شیوه ی جریان سیال ذهن نویسندگی میکرد.پس از سی سالگی زادگاهش را ترک کرد و درشهرهای مختلفی مثل پاریس و زوریخ ساکن شد، بخش زیادی از زندگی او دور از وطن گذشت با این حال قلب و ذهن او معطوف به زادگاهش بود و شخصیتهای داستانهایش برگرفته شده از میان نزدیکانش و افراد پیرامونش بود.او همواره درصدد براندازی بی فرهنگی و فرومایگی در زادگاهش بود.او در ۲۰ سالگی از عقاید مذهبی خود فاصله گرفت تا بتواند ب اهداف ادبی که برای خود تعیین کرده بود نزدیکتر شود و دانسته خودرا به دام تبعید انداخت، و بالجبار زادگاه خود را به مقصد پاریس ترک کرد.بیمادی لاعلاج مادرش باعث شد بار دیگر به دوبلین بازگردد و پس از ان به زوریخ و تریسته برود.اخرین اثر او یکسال پیش از مرگش در ۵۷ سالگی با نام رستاخیز فینیگان (بیداری فینیگان ) نوشته شده است که در این رمان جویس سطح رئالیسم را در داستانهایش کنار گذاشته و داستان را در سطح نمادین نوشته است.سرانجام در ۱۳ ژانویه ۱۹۴۱ درگذشت.

آثار

  • موسیقی مجلسی
  • پرتره‌ای از مرد هنرمند در جوانی
  • اولیس
  • رستاخیر فینیگان
  • دوبلینی ها

مروری بر آثار و اندیشه ها

دنیای جیمز جویس دنیای ابهام و رمز و در عین حال ایده های خارق العاده است.جیمز جویس را می توان یکی از نقاط عطف تاریخ ادبیات دانست. او رمان نویسی را با ساختار های جدیدی روبرو کرده و این ساختارها تا کنون نیز بعنوان مکتب ادبی جیمز جویس در جهان پاینده و استوار است.جیمز جویس همچنین تسلط بالایی به آثار طراز اول ادبیات دارد. او در رمان یولیس که رمانی بسیار جذاب و در عین حال با نثری آهنگین و سخت خوان است ، بارها و بارها از نوشته های هومر و همچنین آیات کتب دینی استفاده کرده است. شخصیت های مورد استفاده در داستان های جیمز جویس به شدت در هم تینده و پیچیده و هر یک با رازهای گوناگونی در جدال هستند. اگر بخواهیم از نگاه فردی به فرد فرد این شخصیت ها نگاه کنیم باید بگوییم که : “ویژگی‌های فردی هر شخصیت داستان، گذشته‌ ی او، روابطش با دنیای بیرون، مشکلات و موقعیت اجتماعی و وضعیت کنونی‌اش از طریق فن نوین و آزمایشیِ روایت سیال ذهن، که با عبارت‌هایی چون افکارِ به زبان نیامده، افکار بی‌تصویر، تک‌گویی درونی، باخودگویی و یا حتا خیال‌بافی نام‌گذاری شده‌اند، به آسانی در اختیار خواننده قرار می‌گیرد. ” ( به نقل از مقاله ی دکتر اکرم پدرام نیا محقق ادبیات).همچنین می توان درونمایه ی ذهنی جیمز جویس را در مواردی چون روزمرگی ، جدال های شخصی و … اشاره کرد. جیمز جویس همچنان در رده ی برترین نویسندگان تاریخ ادبیات قرار گرفته است. خوانش آثار جیمز جویس به ما درکی از دنیای پر رمز و راز ادبیات می دهد. این دنیای پر رمز و راز ادبیات را نه تنها باید در دل آثار جیمز جویس بلکه باید در دل تلمیحات جیمز جویس نیز جستجو کرد. خوانش آثار جیمز جویس درک جدیدی از نویسندگی به ما عطا خواهد کرد. کتاب های جیمز جویس یکی از بارز ترین منابع آموزش نویسندگی است.برای آنکه جیمز جویس را بشناسیم راهی نداریم جز آنکه به دل آثار او سری بزنیم. معروفترین اثر او “یولیس” است که پاره ای از این شاهکار را در زیر مطالعه می کنیم.

” آخرین‌ وداع‌ بی‌نهایت‌ تأثرآور بود، از مناره‌های‌ دور و نزدیک‌ صدای ‌ناقوسِ‌ مرگ‌ لاینقطع‌ بلند بود و همه‌ را به‌ تشییع‌ جنازه‌ می‌خواند و در گوشه‌ و کنار محله‌های‌ غم‌زده‌ ده‌ها طبل‌ پوشیده‌ در نمد که‌ صدای‌ پوک‌ توپ‌ها آن‌ها را قطع‌ می‌کرد، ندایی‌ شوم‌ سر می‌داد. غرش‌ کرکنندۀ رعد و روشنایی‌کور کنندۀ برق‌ که‌ این‌ صحنۀ‌ مرگبار را روشن‌ می‌کرد، گواهی‌ می‌داد که‌ توپ‌خانۀ ‌آسمان‌ از قبل‌ تمامِ‌ طنطنۀ‌ مافوق‌ طبیعیِ‌ خود را به‌ این‌ منظرۀ‌ مخوف‌ عاریه‌ داده‌ است‌. از دریچه‌های‌ سیل‌بند آسمان‌ِ خشمگین‌ بارانی‌ سیل‌آسا بر سر برهنه‌ خلایقی‌ که‌ گرد آمده‌ بودند، فرو ریخت‌ و عدۀ‌ اینان‌ به‌ کم‌ترین‌ تخمین ‌پنج‌صدهزار بود. دسته‌یی‌ از پاسبان‌های‌ شهر دبلین‌ بزرگ‌، به‌ فرماندهی‌ شخص‌سرکلانتر در میان‌ آن‌ جمع‌ عظیم،‌ به‌ حفظ‌ نظم‌ مشغول‌ بودند و برای‌ آن‌که‌ آن‌ جمع‌ عظیم‌ سرگرم‌ شوند، دستۀ‌ موزیکانچی‌ سنج‌ و سازهای‌ بادی‌ خیابان ‌یورک با آلات‌ پوشیده‌ در پوشش‌ سیاه‌ ماهرانه‌، همان‌ نغمۀ‌ بی‌همتایی‌ را می‌نواختند که‌ قریحۀ‌ نالان‌ “اسپرانتزا” از گهواره‌ در دل‌ ما نشانده‌ است‌.قطارهای‌ تفریحی‌ سریع‌السیر فوق‌العاده‌ و دلیجان‌های‌ موتوری‌ با نیمکت‌های‌ روکش‌دار تهیه‌ دیده‌ بودند تا پسرعموهای‌ روستایی‌ ما که‌ جمع‌ کثیری‌ از آنان‌ به‌ آن‌جا آمده‌ بودند، در آسایش‌ باشند. وقتی‌ خواننده‌گان‌ دوره‌گرد محبوب‌ دبلین‌ ل‌ـ ن‌ـ هـ ـ ن‌ و م‌ـ ل‌ـ گ‌ـ ن‌ ترانۀ “شب‌ پیش‌ از آن ‌روز که‌ لاری ‌دراز شد” را با آن‌ طرز نشاط‌انگیز مرسومِ‌ خود خواندند، تفرج‌ خاطر فراوانی ‌پدید آمد. آن‌ دو مزه‌پرانِ‌ بی‌مثل‌ و مانند ما با تصنیف‌های‌ یک‌ورقیِ‌ خود دادوستد پُرغوغایی‌ در میان‌ دوست‌داران‌ طنز و هجا برپا کردند که‌ اگر کسی‌ در گوشۀ‌ دل‌ عنایتی‌ به‌ طنز عاری‌ از لوده‌گی‌ ایرلندی‌ داشته‌ باشد، به‌ آن‌ چند پول‌ سیاهی‌ که‌ به‌ زحمت‌ به‌ کف‌ می‌آورند، غبطه‌ نخواهد خورد.بچه‌هایی‌ که‌ در ”یتیم‌خانۀ‌ دختران‌ و پسران‌” بودند، لب‌ِ پنجره‌ها جمع‌ شده‌ بودند و به‌ این‌صحنه‌ نگاه‌ می‌کرند و از این‌که‌ چنان‌ برنامۀ‌ غیرمنتظری‌ به‌ سرگرمی‌های ‌آن‌روز افزوده‌ شده‌ بود، شادی‌ها کردند و باید از “خواهران‌ نازنین‌ بینوایان‌” تقدیر و تمجید کنیم‌ که‌ به‌ فکر افتادند تا برای‌ یتیمان‌ پدر و مادر از کف‌ داده، ‌برنامۀ‌ تفریحی‌ِ به‌راستی‌ آموزنده‌یی‌ فراهم‌ آورند. جمع‌ مدعوین‌ نایب‌السلطنه‌ که‌ در میان‌شان‌ بانوان‌ معروف‌ بسیار بود، در سایه‌ همراهی‌عُلیامخدرات‌ مکرّمات‌ به‌ بهترین‌ جای‌ِ جایگاه‌ هدایت‌ شدند و سفیران ‌بدیع‌منظر خارجی‌ که‌ به‌ “دوستان‌ جزیرۀ‌ زمرد” شهرت‌ دارند، در جایگاهی ‌درست‌ روبه‌روی‌ آنان‌ جای‌ داده‌ شدند. سفیران‌ که‌ با هیبت‌ تمام‌ حاضر بودند، عبارت‌ بودند از کومنداتوره‌ باچی‌ باچی‌ بنینو بنونه‌ (که‌ شیخ‌السفرا بود و نیمه‌فلج،‌ و ناگزیر بودند او را با یک‌ جرثقیل‌ نجاری‌ قوی‌ به‌ چوکی‌اش‌برسانند)، مسیو پیر پل‌ پتیت‌ اپتان‌، گراند ژوکر ولادیمنجلاب‌ حیض‌لته‌تشف‌، آرکژوکرلئوپوک‌ رودلف‌ فون‌ شوانزنباد ـ هودنتالر، کنتس‌ مارهاویراگاکیسا سزونی‌ پوتراپستی‌، حرم‌خان‌ فیسافاده‌، کنت‌ آتاناتوس‌کاراملوپولیس‌، علی‌بابا بخشش‌ راحت‌القوم‌ افندی‌، سنیور هیداگلوکابالرودون‌، پکادیلوای‌ پالا براس‌ ای‌ پاترنوسترد و لامالورا و دولا مالاریا، هوکوپوکو هاراکیری‌، هی‌ هونگ‌ چانگ‌، اولاف‌ کوبرکدلسن‌، ماین‌هیر حقه‌ وان‌ کلک‌، پان‌ پولاکس‌ پادی‌ ریسکی‌، گوزپوند پره‌ کلشتر کراچینابریچی‌سیچ‌، بوروس‌ هوپینکوف‌، هرهورهوس‌ دیرکتور پرازیدنت‌ هانس‌چوچلی‌ ـ اشتورلی‌، داکتر پروفسور ورزشگاه‌ ملیوم‌ موزیوم‌ آسایشگاهیوم‌فتق‌بندیوم‌ مبتذلیوم‌ اختصاصیوم‌ سنتیوم‌ تاریخ‌ عمومیوم‌ ویژگیوم‌ کریگفریداوبرآل‌ گماینه‌.کلیۀ سُفرا بدون‌ استثنا با عباراتی‌ بسیار محکم‌ که‌ ناهنجارتر از آن‌ها ممکن‌ نبود، دربارۀ عملیات‌ وحشیانۀ بی‌نامی‌ که‌ آنان‌ را به‌ تماشای‌ آن‌ دعوت‌ کرده‌ بودند، سخن‌ راندند. سپس‌ مناقشۀ پرحرارتی‌ (که‌ همه‌ در آن‌ شرکت‌ کردند) در میان‌ “د.ج‌. ز“ بر سر آن‌ درگرفت‌ که‌ روز تولد قدیس‌نگهبان‌ ایرلند روز هشتم‌ مارچ‌ بوده‌ است‌ یا روز نهم‌ مارچ‌. در ضمن‌ این‌ مباحثه‌ به‌ توپ‌ و شمشیر و تیر برگرد و قره‌مینا و نارنجک‌ گازی‌ و ساطور و چتر و منجنیق‌ و پنجه‌بُکس‌ و کیسه‌شن‌ و پاره‌آهن‌ نیز متوسل‌ شدند و بی‌محابا برهم‌ ضرب‌ و شتم‌ وارد آوردند. پیک‌ ویژه‌ فرستادند و پاسبان‌ کوچول‌، آجدان‌ مک‌فادن‌، را از بوترزتاؤن‌ خبر کردند که‌ آمد و به‌ شتاب‌ نظم‌ را اعاده‌کرد و به‌ سرعتِ‌ برق‌ پیشنهاد کرد که‌ هر دو طرف‌ِ متخاصم‌ با قبول‌ روز هفدهم،‌ قضیه‌ را فیصله‌ دهند. پیشنهاد آن‌ پاسبان‌ تیزهوش‌ سه‌متری‌۲۲ بی‌درنگ‌ مورد پسند همگان‌ واقع‌ شد و به‌ اتفاق‌ آرا مورد قبول‌ قرار گرفت‌. تمامی‌ “د. ج‌. ز” به‌ آجدان‌ مک‌فادان‌ از تۀ‌ دل‌ تبریک‌ گفتند، در حالی‌ که‌ از بدن‌ چند تن‌ از آنان‌ خون‌ فراوانی‌ می‌رفت‌.”

قسمتی از کتاب اولیس – اثر جیمز جویس

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *