جان کندی تول و هر آنچه که از زندگی و آثارش باید بدانید

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

جان کندی تول و هر آنچه که باید از او بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” جان کندی تول ” ، نویسنده ی آمریکایی و خالق کتاب” اتحادیه ابلهان ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

جان کندی تول نویسنده آمریکایی و سرشناسی است که در سال ۱۹۳۷ در نیواورلئان آمریکا چشم به جهان گشود، مادرش موسیقی تدریس می کرد و پدرش ماشین‌فروش بود. جان کندی که بسیار با استعداد بود از آنجایی که توانست در سن شانزده سالگی تحت تاثیر نویسنده‌ی مورد علاقه‌اش،فلانری اوکانر، رمانی تحت عنوان انجیل نئون بنویسد و تحسین همگان را برانگیزد. او در سن ۱۷ سالگی توانست بورسیه دانشگاه تولن را بدریافت کردو پس از اتمام تحصیلاتش در این دانشگاه، در سن ۲۲ سالگی او به مقام استادی در دانشگاه کال هانتر نیویورک دست یافت جان کندی تول در سی سالگی، و هنگامی که دوران سربازی خود را در پورتوریکو می گذراند (سال ۱۹۵۹) نوشتن کتاب اتحادیه ابلهان را آغاز کرد. در آن‌جا ماشین تحریر دوستش را قرض گرفت و نوشتن اتحادیه را شروع کرد اما محتوای آن را از هم‌قطارانش مخفی نگه ‌داشت. بعد از بازگشت به آمریکا رمان را برای بسیاری از ناشران ارسال کرد ولی هیچ‌کدام راضی به چاپش نشدند. همه ایرادی به آن گرفتند و ردش کردند. تول که به شدت افسرده شده بود و دیگر هیچ امیدی به چاپ کتابش نداشت .او پس از نوشتن این کتاب تلاش بسیاری کرد تا بتواند آن را به چاپ برساند اما در این امر کاری از پیش نبرد. همین ناکامی باعث افسردگی او گشت، تا اینکه در ۳۲ سالگی بعد از دعوایی مختصر با مادرش، با خودرو به ایالت جورجیا رفت و با وصل کردن شلنگ به اگزوز ماشین و تنفس از گاز سمی خودرو به زندگی خود پایان بخشید. اما مادرش بعد از دو سال دست و پنجه نرم کردن با افسردگی ناشی از مرگ پسرش، کارِ او را ادامه داد. ۹ سال رمان را برای ناشران دیگر فرستاد و باز جوابِ نه شنید. تا این که بالاخره سراغ واکِر پِرسی رفت که استاد دانشگاه لوییزیانا و از مهم‌ترین نویسندگان جنوب آمریکا بود. پِرسی پیشگفتاری برای کتاب نوشت و با توصیه‌ی او دانشگاه لوییزیانا کتاب را در ۲۵۰۰ نسخه منتشر کرد. سال ۱۹۸۰ است. بیست سال بعد از مرگ او و در سال ۱۹۸۲ او و کتاب اتحادیه‌ی ابلهان برنده‌ی جایزه پولیتزر بهترین رمان می‌شود و از آن تاریخ به بعد کتاب رونق پیدا کرد. مرگ او یکی از دردناک ترین سرنوشت ها برای یک نویسنده در طول تاریخ بوده است.

آثار

مروری بر آثار و اندیشه ها

جان کندی تول را می توان ناکام ترین و در عین حال شاهکار ترین نویسنده ی تاریخ ادبیات دانست. او نویسنده ای بود که هیچ گاه موفق به تماشای موفقیت کتاب هایش نشد. همانطور که در زندگی او به آن پرداختیم ، او به هنگام چاپ کتاب اتحادیه ابلهان با یک بی توجهی از سوی ناشران روبرو شد و در نهایت بر اثر یک افسردگی ناشی از عدم چاپ کتابش خود را به مرگ رساند. اما چندی پس از این مرگ ، مادر او کتابش را به یک انتشاراتی می سپرد و در یک اقدام بسیار عجیب ، آوازه ی کتاب او جهان را پر می کند و پس از چندی جوایز معتبر جهانی نصیب این کتاب می شود و اینها همه پس از خودکشی جانکاه این نویسنده ی بزرگ تاریخ ادبیات رخ داده است.آنجه که امروز در دست هواداران کندی تول بعنوان یک مدرک از زندگانی اوست ، دو  جلد کتاب از اوست که تمامی دورنمای آثار او در آن منعکس شده است و باید به این نکته اشاره کرد که به جد همین دو اثر به تنهایی می توانند درک عمیقی از توانایی های این نویسنده ی بزرگ در دنیای رمان نویسی در اختیار ما بگذارند.آنچه که شاکله ی دو اثر شاهکار جان کندی تول را می سازد ، دغدغه مندی او نسبت به مفهوم انسان و نقش او در مقابل اجتماع خویش است. از نگاه جان کندی تول انسان مفهومی است پیچیده که در گذر حوادث زندگی دچار پست و بلندی می شود و مدام تغییر می کند. اما او یک نگاه تازه ی دیگر دارد ، او خود در این باب می گوید : “انسان‌ها باید آگاه شوند، نه اینکه برای حفظ منافع شخصی بازیچه‌ی دست منفعت‌طلبان شوند و آنکه سکوت می‌کند از همه حقیرتر‌ است و دیر یا زود پیامد سکوتش گریبان خودش را نیز مانند بقیه خواهد گرفت.” . آگاهی انسان از جایگاهی که در آن قرار دارد و رسیدن به مکارم اخلاقی سطح عالی و همچنین جایگاهی که حق انسان است ، از جمله مصادیقی است که او بسیار به آن توجه داشته است. بی شک می توان گفت که جان کندی تول نابعه ای بود که دیگر مثل آن را نمی توان یافت.

در زیر بخشی از کتاب اتحادیه ی ابلهان از شاهکارهای ادبیات آمریکا را با هم مطالعه می کنیم.

  • من بدون شک تمیزم . قبل تر درباره اش صحبت کردیم . فقط می خواستم مطمئن بشم که در این محکمه حرف های گربه هم بی تعصب شنیده شده . قراره که من تا ابد مورد تهاجم واقع شوم آقا ؟ اعصاب من همین طوری هم در آستانه ی تلاشی کامله. چند لحظه ی پیش که ناخن های منو بازرسی می کردید متوجه لرزش وحشتناک دستم نشدید ؟ اصلا دوست ندارم علیه دست فروشی پارادایز , شرکت سهامی , اقامه ی دعوی کنم تا بتونم از پس مخارج روان پزشک بر آیم . شاید شما ندونید که من هیچ گونه بیمه ی درمانی ندارم . نظام دست فروشی پارادایز هم عصر حجری تر از آن است که چنین تسهیلاتی رو برای کارکنانش در نظر بگیره . باید بگم که حضرت آقا , من از شرایط این بنگاه بی اعتبار کاملا اظهار نارضایتی می کنم .
  • ” چرا این قدر بیرون آمدن من از اون وان برات مهم شده ؟ من اصلا درکت نمی کنم مادر . به عنوان یک خانه دار الان کاری برای انجام نداری ؟ امروز دیدم که پرزهای موکت اندازه ی توپ بیس بال شدن . خانه رو تمیز کن . تلفن بزن به ساعت گویا و ببین ساعت چنده . یک کاری بکن . دراز بکش و یک چرتی بزن . این روزها خیلی لاغر شده ای .”
  • قبل از اینکه ملت ما خودش رو نابود کنه باید یک قانون بی‌چون‌وچرا براش وضع بشه. ایالات متحده مقداری الاهیات و هندسه لازم داره، کمی سلیقه و شرم و حیا. الان داریم بر لبه‌ی مغاک تلو‌تلو می‌خوریم.
  • من نمی‌خوام نیمه‌ی پر رو ببینم. خوش‌بینی باعث می‌شه حالت تهوع بگیرم. منحرفانه‌س. انسان‌ بعد از هبوط این دنیا فقط لیاقت بدبختی رو داره.
  • در پایان اولین روز کاری‌ام احساس خستگی بسیار می‌کنم. هرچند، دوست ندارم به خود تلقین کنم که دلسرد یا افسرده یا مغلوب شده‌ام. برای نخستین بار در زندگی با سیستمی رودررو شدم که کاملاً مصمم بود تا در چارچوب موقعیت خود به‌ عنوان ناظر و ناقد کار کند، اگر بشود چنین تعبیری به کار برد. اگر بیشتر شرکت‌ها شبیه شلوار لوی اداره می‌شدند مطمئنم که نیروهای کار امریکا بیشتر با وظایف محوله‌شان سازگاری پیدا می‌کردند. کارمندی که مورد وثوق باشد به‌هیچ‌وجه برایش مزاحمتی ایجاد نمی‌شود. آقای گونزالز، رئیس من، به وضوح عقب‌مانده است ولی بدون شک آدم دلپذیری است. دائماً نگران است که مبادا با انتقاد از عملکرد کسی باعث رنجشش شود. درواقع می‌شود گفت او ‌پذیرای هر چیزی هست و بنابراین به طرز خوشایندی به شیوه‌ی عقب‌ماندگی خودش دموکرات است.
  • کتاب‌ها پسرانی فناناپذیرند که پدرانشان را به مبارزه می‌طلبند.
  • وقتی که سردمدارانِ شیفته‌ی‌ قدرت دنیا بفهمن که فرماندهان نظامی و سربازان مشتی منحرف‌اند که نقاب به چهره زده‌اند و تنها هدفشون اینه که ارتش‌های نقاب‌پوش کشورهای دیگر را ملاقات کنند تا مهمانی راه بیندازند و رقص‌های ملی یکدیگر را یاد بگیرند، بی‌شک غافل‌گیر خواهند شد.
  • تباهی، بیش از آنکه نشانه‌ی سقوط جامعه باشد، همان‌طور که زمانی بود، در جامعه‌ی مشکل‌دار امروز امریکا نشان صلح است. باید برای مشکلات جدید راه‌ حل‌های جدید داشته باشیم.
  • اگر یک بسازبفروش در حومه‌ی شهر بودم دست‌کم یک زنجیر به دیوارهای آجری زرد خانه‌های ویلایی دوبلکس نصب می‌کردم. وقتی که ساکنان حومه از تلویزیون و پینگ‌پنگ و کارهای دیگری که در خانه‌های کوچکشان می‌کنند خسته بشوند همدیگر را تا مدتی زنجیر خواهند کرد. همه عاشق این کار خواهند شد. زن‌ها می‌گویند «شوهرم دیشب منو به زنجیر کشید. عالی بود. شوهرت اخیراً این کار رو با تو‌ کرده؟» و بچه‌ها با اشتیاق دوان‌دوان از مدرسه به خانه می‌آیند تا مادر زنجیرشان کند. به کودکان کمک خواهد شد تا تخیلاتی را که تلویزیون از ایشان گرفته دوباره به دست بیاورند و ضمناً از میزان بزهکاری اطفال هم کاسته خواهد شد. وقتی پدر از سرِ کار به خانه باز می‌گردد تمام خانواده دست‌و‌پایش را می‌گیرند و به این دلیل که آن‌قدر احمق است که صبح تا شب برای تهیه‌ی مخارجشان کار کرده او را به زنجیر می‌کشند. بستگان پیرِ دردسرساز در گاراژ زنجیر می‌شوند. دستانشان فقط ماهی یک‌بار باز می‌شود، آن‌هم برای امضای چک بیمه‌ی بازنشستگی. دست‌بند و زنجیر زندگی بهتری برای ما به ارمغان می‌آورند. باید در نوشته‌هایم به این بحث بپردازم.

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *