نیکول کراوس و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله نیکول کراوس و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

نیکول کراوس و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” نیکول کراوس” ، نویسنده ی آمریکایی و خالق کتاب “تاریخ عشق ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

نیکول کراوس رمان‌نویس اهل ایالات متحده آمریکا است. کتاب‌هایش تاکنون به ۳۵ زبان ترجمه شده‌است. او در رده معروفترین نویسندگان آمریکا قرار دارد.کراوس در منهتن نیویورک متولد شد، و دوران کودکی خود را درلانگ آیلند گذراند. پدرش آمریکایی یهودی و مادرش انگلیسی یهودی بود.کراس نوشتن را از سن نوجوانی آغاز کرد و بیشتر نوشته‌هایش به صورت شعر بودند. او در سال ۱۹۹۲ در دانشگاه استنفورد ثبت‌نام کرد و در پاییز همان سال با ژوزف برودسکی آشنا شد. برودسکی مدت سه سال روی سروده‌های کراوس کار کرد. سپس او را با نویسندگانی همچون ایتالو کالوینو آشنا نمود. کراوس در رشته زبان انگلیسی فارغ‌التحصیل شد و برای سروده‌هایش چندین جایزه دریافت کرد.گراوس در سال ۱۹۹۹، یعنی سه سال بعد از درگذشت برودسکی، برنامه مستندی در رادیو بی‌بی‌سی ۳ دربارهٔ برودسکی تهیه کرد.کراوس در ماه جون ۲۰۰۴ با رمان‌نویس، جاناتان سفرن فور، ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو دختر می‌باشد. کراوس در سال ۲۰۱۴ از همسرش جدا شد. او هم‌اکنون در محله بروکلین واقع در شهر نیویورک زندگی می‌کند.او از نسل سوم مهاجران پس از جنگ لهستان است که به آمریکا مهاجرت کردند. کراوس در آغاز، گزارشگر نیویورکر بود و به کشورهای سابق بلوک شرق سفر می کرد و شرح حال هایی از وضعیت سیاسی و خاطره های شخصی آدم های آن منطقه تهیه می کرد. این نویسنده اولین رمان خود، «مردی به داخل اتاق می آید» را در سال ۲۰۰۲ نوشت که توسط سوزان سونتاگ، نویسنده، فیلمساز و فعال برجسته ی آمریکایی تحسین شد .نیکول کراوس با کتاب تاریخ عشق ، فصلی جدید از نگارش در باب جنگ و کشتارهای جنگی را گشود. این کتاب به چندین زبان دنیا ترجمه شده است و در ایران نیز با اقبال خوبی مواجه شده است.ترجمه ی این کتاب را ترانه ی علیدوستی بازیگر سرشناس سینما به ثمر رسانده است.

آثار

  • مردی به داخل اتاق می آید
  • تاریخ عشق
  • خانه ی بزرگ

مروری بر آثار و اندیشه ها

نویسندگان بسیاری در دنیا از عشق نوشته اند و رمان های عاشقانه ی بسیاری خلق کرده اند ، اما از این میان کسانی که به عشق معنای دیگری بخشیدند و به دور از کلیشه های موجود به خلق رمان هایی نو و بدیع دست زده اند ، بسیار کم اند. از این میان اما نیکول کراوس یکی از سردمداران ، رمان نویسی عاشقانه در دهه ی اخیر است. او کتاب تاریخ عشق را نوشته است و این کتاب در ایران توسط ترانه علیدوستی بازیگر سرشناس تئاتر و سینما ترجمه گردیده است. آنچه در روایت این داستان می خوانیم ، روایتی موازی میان عشق و تمام ابعاد زندگی از جمله جنگ ، بدبختی ، فقر و … می باشد. عشق در نگاه ادبیات همیشه مقدس انگاشته شده است و رمان نویسان سعی در آن داشته اند که از عشق اسطوره ای بسازند و از عاشقان قهرمانانی خلق کنند که در دل همه ی داستان آن ها بدرخشند و به سرانجامی نیک دست پیدا کنند. اگر بخواهیم روندی تاریخی را در باب تاریخ عشق ، در ادبیات بیان کنیم می توان به این نکته اشاره کردد که عشق از نخستین سده های تاریخ ادبیات ، همیشه موضوع اصلی کتاب ها و رمان ها بوده است. از منظومه های عاشقانه در اروپا تا آسیا و حتی در ایران ، عشق همیشه یکی از عناصر ثابت و پایه ی رمان ها و نوشته های ادبی بوده است. دیدگاهی که در باب عشق در سالیان سال ادبیات وجود داشته است ، دیدگاهی فلسفی و عمقی به قضیه بوده است. معنای عشق در تاریخ ادبیات هیچ جا گستره ای وسیع پیدا نکرده است ، بلکه بیشتر بر عمقش افزوده شده است و به وجوه زیبایی شناختی آن تمرکز گردیده است. اما در رمان ” تاریخ عشق ” بنا بر خلاف آنچه پیشینیان در باب معنا گفته اند ، در باب گستردگی عشق و همه گیر بودن آن و جهان شمول بودن آن است.در کتاب تاریخ عشق ، شما با گونه ای دیگر از تمامی مفاهیم عشق روبرو خواهید شد. جدایی ها حاصل از رنج جنگ ها است. وصال ها بر سر اتفاقات نیست و ریشه در حوادث دارد.تمامی این وجوه ادبی ، شاکله ای را پدید آورده است که در طی آن ، نیکول کراوس را در رده ی رمان نویسان بدعت گذار خصوصا در رمان های عاشقانه و احساسی قرار می دهد. از نیکول کراوس آثار بسیاری در دست نیست و دو سه اثری که از به جا مانده است خود گواه آن را می دهد که او یکی از شاخص ترین رمان نویسان معاصر خصوصا در دهه ی اخیر است.

در زیر بخش هایی از کتاب ” تاریخ عشق” را با هم مطالعه می کنیم.

  • دوست دارم ردیف جلو بنشینم، دوست دارم پرده‌ی سینما تمام دیدم را بگیرد و هیچ‌چیز نباشد که حواسم را از آن لحظه پرت کند. آن‌وقت دوست دارم آن لحظه تا ابد طول بکشد. باور نمی‌کنید چقدر تماشای چیزها را آن بالا و اغراق‌شده دوست دارم. می‌شود گفت بزرگ‌تر از زندگی، اما من هرگز معنی این عبارت را نفهمیدم. بزرگ‌تر از زندگی چیست؟ این‌که ردیف جلو بنشینی و به صورت دختر زیبایی به بزرگی یک ساختمان دو طبقه نگاه کنی و ارتعاش صدایش پاهایت را ماساژ دهد یادآور اندازه‌ی زندگی‌ست. پس ردیف جلو می‌نشینم. اگر با گردنی گرفته سالن را ترک کنم جایم خوب بوده است. مرد هرزه‌ای نیستم، مردی هستم که دلش می‌خواست به بزرگی زندگی باشد.
  • نیمی از وجودت به سوی او کشیده می‌شد و نیمی از وجودت مقاومت می‌کرد؛ می‌خواست که سوار بر دوچرخه‌ات دور شوی، به سنگی لگد بزنی و خونسرد باقی بمانی. در دم، هم سخت‌جانی یک مرد را حس می‌کردی، هم بیچارگی‌ای که حقیر و رنجیده‌ات می‌کرد. بخشی از وجودت می‌گفت: خواهش می‌کنم نگاهم نکن. اگر نگاهم نکنی هنوز می‌توانم رو برگردانم. و بخشی از وجودت می‌گفت نگاهم کن.
  • اگر هم به یار داشتن آلما حسادتی کرده بود از سر احساسی خاص به آلما نبود، بلکه در حسرت این بود که خودش هم همان‌گونه انتخاب شود و به تنهایی دوست داشته شود.
  • سعی کرده‌ام بخشنده باشم. با این حال. در زندگی‌ام زمان‌هایی بوده، سال‌های زیادی بوده، که خشم بر من چیره شده. زشتی‌ها زیر و رویم کرده. لذت خاصی از تلخی برده‌ام. خودم به پیشوازش رفته‌ام. بیرون ایستاده بوده، و من دعوتش کرده‌ام داخل. به دنیا اخم می‌کردم، او هم به من اخم می‌کرد. نگاه مشئمزمان به هم قفل شده بود.
  • از دو هزار نسخه‌ی چاپ‌شده‌ی تاریخ عشق، بعضی خریده و خوانده شدند، بسیاری خریده شدند و خوانده نشدند، بعضی هدیه داده شدند، بعضی در ویترین کتاب‌فروشی‌ها خاک خوردند و محل فرود مگس‌ها شدند، بعضی با مداد خط‌کشی شدند، و تعداد زیادی به بازیافت کاغذ فرستاده شدند تا همراه دیگر کتاب‌های نخوانده و نخواسته مانده خمیر شوند، و جمله‌هایشان بین تیغ‌های گردان دستگاه چرخ شود. لیتوینُف وقتی از پنجره به بیرون خیره می‌شد، در خیالش دوهزار نسخه‌ی تاریخ عشق را دوهزار کبوتر جلد می‌دید که می‌توانستند بال بزنند و به نزد او بازگردند و بگویند چند نفر اشک ریختند، چند نفر خندیدند، چند فصل‌شان بلند خوانده شد، چند بار بسته شدند بی این که صفحه‌ی اولشان خوانده شود و چندتایشان هرگز حتی باز هم نشدند.
  • دو دسته آدم در دنیا هست: آن‌ها که ترجیح می‌دهند بین دیگران غمگین باشند، و آن‌ها که ترجیح می‌دهند در تنهایی غمگین باشند.
  • در نهایت، فقط متعلقات آدم از او به جا می‌مانند. شاید برای همین من هرگز نتوانسته‌ام چیزی را دور بریزم. شاید به همین دلیل جهان را تلمبار می‌کردم: به این امید که وقتی مُردم، مجموع تمام چیزهایم نشانگر زندگی‌ای باشد بزرگتر از آنچه گذرانده بودم.

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *