رابرت فراست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله رابرت فراست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

رابرت فراست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” رابرت فراست ” ، شاعر آمریکایی  و خالق کتاب “نقاب عقل ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

رابرت لی فراست، نویسندۀ آمریکایی در 26 مارس 1874 در سانفرانسیسکو چشم به جهان گشود. مادرش آموزگار و پدرش روزنامه‌نگار بود. در 1880 به مدرسه رفت، اما به دلایلی شخصی نتوانست فضای مدرسه را تاب بیاورد و از این رو مدرسه را ترک کرد.او به اصرار خانواده اش باز به مدرسه برگشت اما بار دیگر نیز مدرسه را ترک کرده تا در نهایت خانواده‌اش در 1882 تصمیم گرفتند که در خانه و با آموزگار سر خانه درس بخواند. فراست در یازده سالگی پدر خود را از دست دادو مادرش که پس از پرداخت هزینه‌های خاک‌سپاری و موارد دیگر، پولی برایش نمانده بود، تصمیم گرفت به ماساچوست و نزد خانواده‌اش برود.نوزده ساله بود که مجله‌ای محلی یکی از اشعارش را به پانزده دلار خرید. پدر بزرگش او را همواره از شاعری منع می‌کرد و به او گوشزد می‌نمود که گذران زندگی از این راه ممکن نیست، اما این سخنان در رابرت جوان تأثیری نداشت ، چرا که او عاشق ادبیات بود و شعر در او می جوشید و او به حقیقت گریزی از شاعری نمی دید. در 1891 و پس از به پایان بردن دورهٔ دبیرستان، در امتحان ورودی کالج هاروارد پذیرفته شد. در همین زمان بود که با  النور میریان وایت آشنا شد و به او دل باخت. سرانجام پس از پافشاری بسیار در 1895 و در حالی که خبرنگار دیلی امریکن بود با او ازدواج کرد. اما خوشبختی‌های سادهٔ زندگی او بسیار بی‌دوام بود و با فرارسیدن سال 1900 از هم فرو پاشید. سپس یک دوره مصیبت برای او آغاز شد. ابتدا پسرش را از دست داد، همسرش دچار افسردگی شد و بعد هم مادرش از دنیا رفت. این ها همه بر زندگی ادبی او نیز تاثیر فراوانی گذاشتند و در برخی از اشعار او می توان رد این دست از آلامی که بر او وارد شده است را مشاهده کرد.فراست در 1912 تصمیم گرفت با خانواده‌اش به انگلیس مهاجرت و تمامی زندگی خود را صرف نوشتن کند. او در سال های 1924، 1931، 1937 و 1942 برندۀ جایزۀ پولیتزر شد. در 1938 همسرش النور را بخاطر نارسایی قلبی از دست داد. در همان سال به کاتلین موریسون پیشنهاد ازدواج داد که رد شد.در 1953 عضویت آکادمی شاعران آمریکا به او اعطا شد و در همین سال هم به خاطر سرطان پوست تحت عمل جراحی قرار گرفت.رابرت لی فراست در 29 ژانویه 1963 در بوستون از دنیا رفت.

آثار

  • خواست کودک
  • شمال بوستون
  • جویباری که به باختر می‌پیوندد
  • درخت شاهد
  • فاصله کوتاه
  • نیو همپشایر
  • اراده یک پسر
  • هدیه بی پروا
  • اعتصاب تنها
  • نقاب عقل
  • نقاب بخشایش
  • بوته بلند
  • حوزه‌ای دیگر

مروری بر آثار  و اندیشه ها

رابرت فراست یکی از محبوب ترین شاعران آمریکایی و یکی از بهترین آنها می باشد.او به حقیقت یکی از تاثیر گذارترین شاعران ادبیات آمریکا می باشد و از این منظر ادبیات آمریکا بسیار به او مدیون است. رابرت فراست شاعری است که زندگی را برای مخاطبانش ، قابل لمس می کند. احساس در شعرهای او آنچنان عمیق است که هر خواننده ای با خواندن اشعار او ، خود را در فضای شعر حس کرده و احساس می کند که همگام با شاعر در مناظر و اندیشه های مورد نظر شاعر ، قدم می زند.رابرت فراست ، عشق را بسیار ستایش می کرد و آن را یکی از عناصر اصلی هستی می دانست. او یکی از معدود افرادی است که نگاهش را فراتر از مرز های آمریکا برده و نگاهی جهانی به مقوله های مورد بررسی در اشعارش می داشته است.رابرت فراست در ایران بسیار شناخته شده نیست. آنچنان که باید و شاید کتابی از او منتشر نشده است و جز ادیبان علاقمند به ادبیات آمریکا کمتر کسی او را در ایران می شناسد. اما آنچه که از دل مقالات و نقد و بررسی های موجود در جوامع ادبی مشهود است ، فراست انسانی است شاعر ، نغمه پرداز که روح و روان مخاطب را در دست گرفته و با خود تا آن سوی پرچین خیال می برد.

در زیر نمونه ای از شعرهای فراست را با هم مرور می کنیم :

“توقف در جنگل در یک عصر برفی”

فکر می کنم می دانم  اینجا جنگلِ چه کسی ست

اگر چه خانه اش در روستاست

مرا نمی بیند که اینجا ایستاده ام

و جنگلش را که از برف لبریز می شود نگاه می کنم

برای اسب کوچکم شاید عجیب باشد:

توقف در در جایی که مزرعه ای نیست

بین یک جنگل و یک برکه ی یخ زده

در تاریک ترین غروب سال

زنگوله ی افسارش را تکان می دهد

تا بپرسد آیا اشتباهی پیش آمده؟

تنها صدای دیگری که به گوش می رسد

صدای جاروی باد است و پولک های برف

جنگل، تاریک و عمیق و دوست داشتنی است

اما من قولی داده ام که باید عمل کنم:

قبل از خوابیدن فرسنگ ها راه راطی کنم

قبل از خوابیدن فرسنگ ها راه را طی کنم

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *