شمس لنگرودی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله شمس لنگرودی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

شمس لنگرودی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی “شمس لنگرودی ” ، شاعر ایرانی  و خالق کتاب “خاکستر و بانو” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

محمدتقی جواهری گیلانی؛ مشهور به شمس لنگرودی، شاعر و پژوهشگر حوزه ی هنر و ادبیات ، در سال ۱۳۲۹ در محلۀ آسید عبدالله لنگرود به دنیا آمد.وی در خانواده‌ای مذهبی رشد یافته و در عین حال با ادبیات مانوس بوده است. پدرش آیت الله جعفر شمس لنگرودی از روحانیان و امام جمعۀ لنگرود بوده است. این شاعر پرکار، دوره ی تحصیل دبستان و دبیرستان را در لنگرود و دورۀ دانشگاه را در رشت گذراند.شمس لنگرودی سرودن شعر را از دهه ۱۳۵۰ آغاز کرد و نخستین دفتر شعرش «رفتار تشنگی» نام دارد که در سال ۱۳۵۵ منتشر شده است. وی پس از انتشار مجموعه‌های «خاکستر و بانو» و «جشن ناپیدا» در اواسط دهه ۱۳۶۰ به شهرت رسید.در سال‌های پرتب ‌و تاب دهه ۱۳۶۰ از او چهار مجموعه شعر منتشر ‌شد؛ سپس حدود 10‌ سال را با سکوت در شعر ‌گذراند و سرانجام در سال ۱۳۷۹، مجموعه شعر «نت‌هایی برای بلبل چوبی» را به بازار کتاب عرضه کرد.این شاعر در دهه ۱۳۸۰ سال‌های سکوت و کم‌کاری را کنار گذاشته و  در این سال‌ها هشت مجموعه شعر از او منتشر می شود که برخی از آنها عبارتند از: پنجاه‌وسه ترانه عاشقانه، رسم‌کردن دست‌های تو و شب، نقاب عمومی است.وی در اواخر ده هشتاد روی به اشعار اجتماعی آورده و بیش از پیش خود را به نسل جوان نزدیک تر کرده و روی سخنانش بیشتر جامعه ی دردمند خودش بوده است.وی که در دانشگاه، تاریخ هنر درس می‌دهد و علاوه بر تدریس در دانشگاه در حوزه ی هنر ، خود نیز به بازیگری مشغول است و در چندین اثر از جمله فیلم ” احتمال باران اسیدی” اثر بهتاش صناعی ها به ایفای نقش پرداخته است.شمس لنگرودی همچنین در گذار تحقیقات خویش بر روی مفهوم زیبایی شناسی ادبیات کتابی با نام رباعی محبوب من منتشر کرده که مجموعه‌ای از بهترین رباعیات از رودکی تا نیما به شمار می‌آید.

آثار

مجموعه اشعار

  • فتار تشنگی
  • در مهتابی دنیا
  • خاکستر و بانو
  • جشن ناپیدا
  • قصیده لبخند چاک چاک
  • نت‌هایی برای بلبل چوبی
  • پنجاه و سه ترانه عاشقانه
  • باغبان جهنم
  • ملاح خیابان‌ها
  • توفانی پنهان شده در نسیم گزیده شعرها با مقدمه و انتخاب بهاءالدین مرشدی
  • مجموعه اشعار
  • هیچ کس از فردایش با من سخن نگفت گزیده شعرها با انتخاب و مقدمه آزاده کاظمی
  • ۲۲ مرثیه در تیر ماه
  • مرا ببخش خیابان بلندم گزیده شعرها با انتخاب غلامرضا بروسان
  • لب خوانی‌های قزل آلای من
  • رسم کردن دست‌های تو
  • می میرم به جرم آن که هنوز زنده بودم
  • چوپانی سایه‌ها گزیده شعرها با انتخاب کریم رجب زاده
  • شب نقاب عمومی است

رمان:

  • رژه بر خاک پوک

تحقیق:

  • تاریخ تحلیلی شعر نو
  • گردباد شور جنون
  • مکتب بازگشت
  • از جان گذشته به مقصود می‌رسد
  • رباعی محبوب من
  • روزی که برف سرخ ببارد
  • درباره شمس لنگرودی
  • بازتاب زندگی ناتمام، مجموعه مصاحبه هابه کوشش مژگان معقولی
  • تاریخ شفاهی، زندگی نامه شمس لنگرودی با مصاحبه کیوان باژن

قصه برای کودکان:

  • شبی که مریم گم شد
  • رومی و بومی

مروری بر آثار و اندیشه ها

شمس لنگرودی یکی از شاعران با احساس و آگاه ایران زمین است. او یکی از پرکار ترین شاعران عصر خود می باشد و زبان گیرای او باعث شده است که در دهه ی اخیر با وجود فاصله ی سنی بسیار با مخاطب نسل جوان ، مخاطبان بسیاری شعرهایش را دنبال کنند و در مرکز توجهات قرار گیرد.شمس لنگرودی یکی از پیروان نیما یوشیج و احمد شاملو می باشد و در امر شاعری از آنان بسیار وام گرفته است.شمس لنگرودی علاوه بر شاعری ، به تدریس هنر نیز می پردازد و از مدرسان تاریخ هنر در مراکز علمی و دانشگاه ها می باشد.محتوای اکثر شعرهای او مفهوم عشق میان مردم و همچنین یادها و خاطره ها است. او انسانی بسیار لطیف و نازک طبع است. از این رو به عنوان یک ادیب و همچنین بعنوان یک مدرس دانشگاه که مدام در معرض اتفاقات روز است ، شعرهایش نیز گاه و بیگاه رنگ و بوی سیاسی و اجتماعی می گیرد و گاه با مفاهیم عاشقانه ای در آمیزد که نظیرش را کمتر کسی در ادبیات پارسی دیده است.

در زیر بخشی از شعرهای او را مورد مطالعه قرار میدهیم:

” به بوی تو”

دلم به بوی تو آغشته است

سپیده دمان

کلمات سرگردان برمی خیزند و

خواب آلوده دهان مرا می‌جویند

تا از تــــــو سخن بگویم

کجای جهان رفته‌ای

نشان قدم هایت

چون دان پرندگان

همه سویی ریخته است

باز نمی‌گردی، می‌دانم

و شعر

چون گنجشک بخارآلودی

بر بام زمستانی

به پاره یخی

بدل خواهد شد.

شعری برای سالگرد درگذشت خسرو شکیبایی:

مرا به حال خودم بگذارید

سنگ‌ها

خسرو مرده است

و شما بی‌قرارید

نامش روی کدام شما حک شود.

می‌خواهم

در تاریکی سینما بنشینم

و رؤیاهایم را ببینم

رؤیاهایی که فقط

در تاریکخانه‌های شما ظاهر می‌شوند.

مرا به حال خودم بگذارید

صف‌ها، باجه‌ها!

همه‌تان به خانه‌ی خود می‌روید

تنها اوست

در صف ناآشنایانی بی‌بازگشت ایستاده است

و دلش

برای باجه‌ی سینما تنگ می‌شود

تنها او

به پشت سرش نگاه می‌کند و پیش می‌رود.

مرا به حال خودم بگذارید

تا صدای قطار را بشنوم

که چهره‌ی او را دور می‌کند.

آه خسرو مردگان!

با چشم بسته چطور بازی می‌کنی

در فیلمنامه‌ای که نشانت ندادند

در جمع مردگان تماشاچی

که از دلتنگی بسیار

آه می‌کشند.

بازی مکن

فرقی میان تماشاگر و بازیگر مردگان نیست.

بازی مکن

خیمه‌شب‌بازی‌ها فقط برای ادامه‌ی زندگی بود.

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *