سعدی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با ” سعدی “، نویسنده و شاعر ایرانی و خالق کتاب‌های ” بوستان و گلستان”، که در مقاله پیش رو برای شما کامل شرح داده می شود

سعدی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی، فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در فرازوفرود این دشت عظیم، نام‌هایی نهفته است که هرکدام برگی از هویت و شناسنامه‌ی نویسندگی در سرتاسر جهان را رقم زنده‌اند.

سعدی

مطالعه‌ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها، نمایی هرچند کوتاه و گذرا، اما عمیق و قابل تأمل به ما هدیه می‌کند.

در دل هر یک از کلمات آنان، گنجینه‌ای از رازها و معانی نهفته است و در پیاپی سطور پربار آنان، رازهایی برای نویسندگان. قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه وزندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش‌ازپیش آشنا شویم و از این هم‌صحبتی ها خوشه‌ای چند پی توشه‌ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” سعدی “، نویسنده و شاعر ایرانی و خالق کتاب‌های ” بوستان و گلستان” را ورق می‌زنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه سعدی

در باب تاریخ تولد سعدی بین صاحب‌نظران اختلاف‌نظر بسیاری وجود دارد و اما به دلیل عدم وجود منبع تاریخی دقیق و مستقل دو تاریخ 606 هجری قمری و 585 هجری قمری ذکرشده‌اند.

یان ریپکا معتقد است تاریخ تولد سعدی بین سال‌های 610 تا 615 است که توسط مورخ و ادیب، عباس اقبال مطرح‌شده است.

نام او مصلح الدین ابومحمد عبدالله بن مشرف بن مصلح بن مشرف و البته نام کوچک او ” مصلح ” از نام پدربزرگ پدری‌اش اقتباس‌شده است.

پدر وی علاوه بر آنکه ملازم دربار سعد بن زنگی بود به علوم دینی هم اشتغال داشت. سعدی از عشق و آموزه‌های خردمندانه پدر بسیار یاد می‌کند.

سعدی 12 ساله بود که پدرش درگذشت و بعدازآن زیر نظر مسعود بن مصلح الفارسی، پدربزرگ مادری‌اش بزرگ شد.

او از کودکی، علوم ادبی و شرعی را در شیراز یاد گرفت. وی خواهرزاده‌ی دانشمند و فیلسوف سرشناس، قطب‌الدین شیرازی است.

سعدی به علت حمله مغول به ایران در زمان سلطان محمد خوارزمشاه و حمله سلطان غیاث‌الدین خوارزمشاه در 620 هجری قمری و اوضاع نابسامان آن زمان، شیراز را ترک کرد و راهی بغداد شد.

وی از 623 هجری قمری تحصیل در مدرسه نظامیه بغداد را آغاز کرد. مدرسه‌ای که به دستور خواجه نظام الملک (وزیرمشهورسلجوقیان) در 459 هجری قمری تأسیس شده بود؛ آنجا شبانه‌روزی بود و دانشجویانش درس‌های صرف و نحو، عربی، قرآن، فقه، حدیث، اصول، طب، فلسفه و نجوم را می‌آموختند.

تربیت قاضی و فقیه و محدث اهل سنت هدف اولیه و اصلی تأسیس نظامیه بود. از سال 484 هجری قمری امام محمد غزالی تدریس در نظامیه را آغاز کرد و وی تأثیر بسیاری در محتوا و نظام آموزشی آن دوران گذاشت.

کتاب احیا علوم الدین از مهم‌ترین کتاب‌های درسی مدارس نظامیه محسوب می‌شد. مدارس نظامیه سد محکمی در برابر تفکر اسماعیلیه بودند چراکه مروج فقه شافعی و کلام اشعری بودند.

سعدی در بغداد نزد استادان بزرگی مانند سبط بن جوزی و شهاب‌الدین عمر سهروردی، بهره فراوانی برده است.

سعدی پس از به اتمام رساندن تحصیلات خود در نظامیه فعالیت خود را به‌عنوان واعظ آغاز کرد و به همین علت در شهرهای گوناگون مانند دمشق، بعلبک به تدریس و موعظه پرداخت؛ وی همچنین به حجاز، شام، آسیای صغیر، هندوستان، ترکستان، غزنین، آذربایجان، فلسطین، چین، یمن و آفریقای شمالی سفرکرده است.

البته برخی صاحب‌نظران معتقدند که بعضی از این سفرها جنبه‌ی داستان‌پردازی داشته‌اند.

سعدی در 655 هجری قمری به شیراز برگشت و در خانقاه ابوعبدالله بن خفیف مستقر گشت.

سعدی همانند پدر به دربار رفت‌وآمد پیدا کرد و به حاکم آن زمان فارس بسیار نزدیک شد. وی در 655 هجری قمری بوستان را نوشت و به حاکم فارس تقدیم نمود.

با توجه به شواهد و مدارکی در گلستان، محمدعلی همایون کاتوزیان (منتقد ادبی) عقیده دارد که وی بعد از نوشتن بوستان دچار افسردگی می‌شود و فکر می‌کند عمر خود را به‌راحتی هدر داده است و به همین دلیل کار را رها می‌کند اما یارانش او را به نوشتن کتاب جدید تشویق می‌کنند.

کمتر از یک سال بعد در 1 اردیبهشت 656 هجری قمری در 5 یا 6 ماه کتاب گلستان را نوشت و آن را به سعد بن ابوبکر زنگی تقدیم کرد. نگارش بوستان و گلستان، سعدی را به شهرت و بلندآوازگی رساند.

او زندگی را صرف سرودن شعر و مراقبه و تقدیم شعر و نصیحت به امیران و رعایا و گرفتن هدیه از آنان کرد.

بوستان و گلستان سعدی

سعدی با شمس‌الدین محمد جوینی و عطا ملک جوینی، وزیران دربار ایلخانی که اهل شعر و سخن بوده‌اند ملاقات و مکاتبات داشته است. او یک‌بار به حج می‌رود و در مسیر بازگشت از آذربایجان به دیدار آنان می‌رود و در آن سفر پادشاه وقت ایلخانان را نصیحتی می‌کند. وی در 27 ذی‌حجه 690 هجری قمری درگذشت.

آثار سعدی

مروری بر آثار و اندیشه ها سعدی

سعدی (علیه‌الرحمه) یکی از بلند آوازه‌ترین شاعران خاک پاک ایران است.

آوازه‌ی شهرت او نه تنها در ملت ایران، بلکه در ملل گوناگون پیچیده و او را یکی از سرآمدان تاریخ ادبیات جهان می‌دانند.

سعدی را همگان نیک می‌شناسند. سعدی استاد سخن بود و آموزگار عشق.

اگر بخواهیم نگاهی دقیق به شخصیت و آثار سعدی داشته باشیم باید صورت‌های گوناگون شخصیت او و آثار او را در کنار هم گذاشته و آن‌ها را مورد بررسی قرار دهیم. شخصیت سعدی در هرکدام از آثارش دچار یک انقلاب است.

ابعاد درون شناختی سعدی بسیار وسیع است و سعدی را نمی‌توان به‌هیچ‌وجه دریکی از آثارش خلاصه کرد و او را شاخت. سعدی در بوستان و گلستان یک ناصح و یک استاد است و در غزلیاتش یک عاشق شوریده و در هزلیاتش یک طنزپرداز بزرگ.

این‌چنین شمایی از سعدی ما را بدان سو می‌کشاند که ما نخست سعدی را در آثار و سپس در بعد شخصیتی شناسایی کنیم.

اگر بخواهیم از بوستان و گلستان به دروازه‌های اندیشه‌ی سعدی رجوع کنیم درمی‌یابیم که سعدی در نقش یک ناصح و استاد درس زندگی به ما می‌دهد.

درواقع یکی از وجوه آثار سعدی آن است که زندگی را به کام آدمیان گواراتر کند. از نگاه سعدی طراوت زندگی انسان درگرو اخلاق و آگاهی از نقش او در جای‌جای این جهان هستی است.

او در باب جوانی، سیرت پادشاهان و.. سخن‌های بسیار گفته است و همه‌ی این‌ها در کنار هم آثاری را به وجود آورده است که می‌توان از آن به‌عنوان درس‌نامه ی اخلاق یادکرد.

درون مایه‌ی اشعار سعدی و نثر سعدی در بوستان و گلستان که کتابی سراسر زندگی و اخلاق است بسیار وسیع است.

سعدیه شیراز

او در هر باب از گلستان سیمای انسان را در مقام‌ها و سنین مختلف به تصویر می‌کشد و درکی متفاوت از هر برهه‌ی زندگی آدم به همراه معانی عمیق را به آدمی هدیه می‌کند.

او مفاهیمی چون مردم‌داری را در باب پادشاهان ذکر می‌کند و آنان را به حفظ آزادی‌های اجتماعی و همچنین عدم ظلم به رعیت راهنمایی می‌کند.

در اخلاق درویشان قناعت و جوانمردی را می آموزد و در باب قناعت درس‌هایی برای زندگی آسوده و بی تعلق به جهان هستی می‌دهد.

همچنین او ایام جوانی را بسیار ستایش می‌کند و جوانی را یکی از ارکان‌های مهم در زندگی هر شخصی می‌داند.

تمامی آنچه سعدی در آثارش ذکر کرده است، حاصل یک جهان‌بینی عظیم است. این جهان‌بینی عیناً به دنبال جهان‌بینی (دیدن جهان) به وجود آمده است.

او سفر بسیار کرده است و در دل هر سفر تجربیات فراوان آموخته است و این تجربیات همگی با کلام و دانش او تبدیل به یک گنجینه‌ی عظیم در باب روش زندگی در بوستان و گلستان شده است.

اما از این بعد از شخصیت سعدی که گذر کنیم، در غزلیات او شخصی را می‌بینیم که گویی کرسی تدریس را رها کرده است و به دنبال عشقی زمینی و گاه آسمانی دل به صحراها زده است و هم‌نشین مردمان جهان شده است و شوریدگی را خط‌مشی زندگی خود قرار داده است.

این شمای زندگی سعدی در غزلیات اوست. از چنان استاد سخنی که در باب اخلاق می‌گفت، یک عاشق شوریده‌ای ظهور می‌کند که جان در ره معشوق داده است و بس.

در باب شخصیت سعدی باید این نکته را عرض کرد که سعدی به خلاف نویسندگان دیگر، انقلاب ابعاد شخصیتی دارد.

اگر دیگر نویسندگان ما اختلافاتی در ابعاد شخصیتی خود در آثارشان داشته باشند، سعدی یک انقلاب ابعاد را داشته است.

تفاوت این دو واژه را می‌توان این‌گونه گفت که فردی چون مولانا که دارای اختلاف ابعاد است در همه حال عاشقی می‌آموزد و عشق‌ورزی می‌کند، اما قالب‌های او گاه‌گاه متفاوت می‌شود و از دل نثر به شعرهای موزون می‌رسد و همچنان درون‌مایه یکی است و آن عشق است و بس.

اما سعدی از نثر موزون اخلاقی به غزلیات عاشقانه و به هزلیات طنز پردازانه سفر می‌کند.

هیچ‌کدام از اینان یک مسیر مشخص را طی نمی‌کنند. بلکه هرکدام مرزی جداگانه دارند و موضوعاتی سرشار از نکات نو.

تفاوت اصلی در میان اختلاف و انقلاب ابعاد در آثار سعدی با سایرین این است که مرزهای تحول در کارهای سعدی را قالب‌های ادبی تعیین نمی‌کنند، بلکه تحولات شخصیتی و قالب‌های محتوایی تغییر می‌دهند.

سعدی یک اسطوره‌ی همتا در نگارش آثار ادبی بوده و همچنین در شخصیت، یک شخصیت والا و فوق‌العاده بزرگ‌منش بوده است. در زیر بخشی از کتاب ارزشمند گلستان را می‌خوانید.

” یکی از ملوک با تنی چند خاصان در شکارگاهی به زمستان از عمارت دور افتادند تا شب در آمد خانه دهقانی دیدند ملک گفت شب آنجا رویم تا زحمت سرما نباشد یکی از وزرا گفت لایق قدر پادشاه نیست به خانه دهقانی التجا کردن هم اینجا خیمه زنیم و آتش کنیم .دهقان را خبر شد ما حضری ترتیب کرد و پیش آورد وزمین ببوسید و گفت قدر بلند سلطان نازل نشدی ولیکن نخواستند که قدر دهقان بلند گردد. سلطان را سخن گفتن او مطبوع آمد شبانگاه به منزل او نقل کردند بامدادانش خلعت و نعمت فرمود شنیدندش که قدمی چند در رکاب سلطان همی‌رفت و میگفت

ز قدر و شوکت سلطان نگشت چیزی کم

از التفات به مهمانسرای دهقانی

کلاه گوشه دهقان به آفتاب رسید

که سایه بر سرش انداخت چون تو سلطانی “.

حکایتی از گلستان سعدی

شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

آموزش نویسندگی
صد رمان برتر جهان
تبلیغ نویسی
نامه عاشقانه
دریافت شابک
انشانویسی
خاطره نویسی
قصه کودکانه
چاپ کتاب

جوایزسال انتشارنویسنده کتابنام کتاب
1866فئودور داستایوفسکیجنایت و مکافات
1996استیون کینگمسیر سبز
1945جورج اورولقلعه حیوانات
1943آنتوان دوسنت اگزوپریشازده کوچولو
1877لئو تولستویآنا کارنینا
1936مارگارت میچلبر باد رفته
1862ویکتور هوگوبینوایان
1847امیلی برونتهبلندی های بادگیر
نوبل-19821967گابریل گارسیا مارکزصد سال تنهایی
1925اسکات فیتز جرالدگتسبی بزرگ
1856گوستاو فلوبرمادام بواری
نوبل-19491929ویلیام فاکنرخشم و هیاهو
1844الکساندر دوماسه تفنگدار
1719دانیل دفورابینسون کروزو
1908لوسی ماد مونتگمریآن در گرین گیبلز
نوبل-19621939جان اشتاین بکخوشه های خشم
نوبل-19821985گابریل گارسیا مارکزعشق در زمان وبا
1912جین وبستربابا لنگ دراز
1873ژول ورن دور دنیا در هشتاد روز
1984جورج اورول 1984
1605میگل سروانتسدن کیشوت
1868لوییزا می الکاتزنان کوچک
1869لئو تولستویجنگ و صلح
1879فئودور داستایوفسکیبرادران کارامازوف
1927ویرجینیا ولفبه سوی فانوس دریایی
1813جین آستنغرور و تعصب
1847شارلوت برونتهجین ایر
نوبل-19541951ارنست همینگویپیرمرد و دریا
1726جاناتان سویفتسفر های گالیور
1871جورج الیوت میدل مارچ
1853چارلز دیکنزخانه قانون زده
1884مارک تواین ماجراهای هاکلبری فین
1837چارلز دیکنزاولیور توئیست
1901آرتور کانن دویل درنده باسکرویل
1934جیمز کین پستچی همیشه دو بار زنگ میزند
1980کنوت هامسون گرسنه
1860چارلز دیکنزآرزوهای بزرگ
1899جوزف کنراد دلِ تاریکی
1903جک لندن آوای وحش
1962آنتونی برجس پرتقال کوکی
1868داستایوسکیاَبله
1955ولادیمیر ناباکوفلولیتا
1897هربرت جورج ولز
مرد نامرئی
1925 ویرجینیا وولفخانم دالووی
1946 نیکوس کازانتزاکیسزوربای یونانی
1818مری شلیفرانکنشتاین
1851هرمان ملویلموبی دیک
1915 فرانس کافکامسخ
1883رابرت لویی استیونسن جزیره گنج
1632تریسی شوالیهدختری با گوشواره مروارید
1259 قمریملا عبداللطیف طسوجیهزار و یک شب
قرن 7 هجری قمریسعدیبوستان سعدی
قرن 6 هجری قمریمولانا جلال الدین محمد بلخی رومیمثنوی معنوی
1308دانتهکمدی الهی
1602ویلیام شکسپیرهملت
1879هنریک ایبسنخانه ی عروسک
1922جیمز جویساولیس
1908مارسل پروستدر جستجوی زمان از دست رفته
نوبل-19541929ارنست همینگویوداع با اسلحه
نوبل-19691953ساموئل بکتدر انتظار گودو
نوبل-19981995ژوزه ساراماگوکوری
نوبل-19571942آلبر کاموبیگانه
1933آندره مالروسرنوشت بشر
1932لوئی فردینان سلینسفر به انتهای شب
1940ارنست همینگویزنگ ها برای که به صدا در می آیند
1949سیمون دی بوارجنس دوم
1980اومبرتو اکونام گل سرخ
1951دیود سالینجرناتور دشت
1967میخائیل بولگاکفمرشد و مارگاریتا
1886لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ
1835انوره دو بالزاکبابا گوریو
1926فرانتس کافکاقصر
1927فدریکو گارسیا لورکاآوازهای کولی
1835هانس کریستین آندرسنقصه های پریان
قرن 8 پیش از میلادهومرایلیاد و ادیسه
1790گوتهفاوست
400پیش از میلادوالمیکیرامایانا
نوبل-19831954ویلیام گولدینگسالار مگس ها
1965هارولد پینتربازگشت به خانه
1816جین آستیناما
1850چارلز دیکنزدیوید کاپرفیلد
نوبل-19621937جان اشتاین بکموش ها و آدم ها
1880گوستاو فلوبرتربیت احساسات
1924توماس مانکوه جادو
1997جی کی رولینگهری پاتر
1985مارگارت آتوودسرگذشت ندیمه
1997آرونداتی رویخدای چیزهای کوچک
1955جی آر تالکینارباب حلقه ها
1982آلیس واکربه رنگ ارغوان
2003خالد حسینیبادبادک باز
1951گراهام گرینپایان رابطه
1995برنهارد شلینککتاب خوان
1910فرانسیس هاجسون برنتباغ اسرارآمیز
1865لوئیس کارولآلیس در سرزمین عجایب
1852هریت بیچر استوکلبه عمو تم
1890اسکار وایلدتصویر دوریان گری
1934آگاتا کریستیقتل در قطار سریع السیر شرق
1944تنسی ویلیامزباغ وحش شیشه ای
1963سیلویا پلاتحباب شیشه
2012فردریک بکمن
مردی به نام اوه

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 (0 نظر)