باور غلط در نویسندگی

ما قصد داریم مقاله باور غلط در نویسندگی به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

صوت مقاله

به زودی …

متن مقاله

باورهای غلط در نویسندگی

” من نمی توانم.”. این جمله مهلک ترین جمله ای است که می توان از دهان یک انسان شنید.انسان با تمامی استعدادها و توانایی های موجود در درونش ، قادر است تا هر کاری را با هر میزان از سختی و شدت ، به آسانی هر چه تمام تر به پایان برسد. نویسندگی نیز یکی از همان کارها است.کاری که حتی آنچنان که باید و شاید سخت نیست ، اما اگر شما به آن یک زره آهنین بپوشید و به آن یک شمشیر بران دهید ، یقینا بر شما پیروز خواهد شد.نویسندگی نیز دقیقا مثل همه کارهای زندگی ما ، چیزی است که او در ذهن جرقه می خورد و به وسیله ی ذهن مدیریت می شود ، پس اگر در ذهن خود این مهارت را مجهز به ابزاری به نام اراده و اعتماد به نفس کردیم و آن را از باورهای غلط زدودیم ، میتوانیم نویسندگی را نیز بدون هیچ مشکلی به سرانجام برسانیم.باورهای غلط در مورد نویسندگی بسیار است ، یکی خود را صاحب استعداد نمی بینید ، دیگری از اعتماد به نفس کافی برخوردار نیست و گمان می کند که مخاطبی حرف هایش را نمی خواند و بدین نحو شاید بشود گفت ، یکی از مهارت های لازم برای نویسندگی که در مسیر آموزش نویسندگی ، بسیار کاربردی است ، پاک ذهن از ” باورهای غلط در نویسندگی” است.اگر شما هم کم و بیش با گزاره هایی نظیر آنچه که در بالا ذکر شد روبرو هستید ، باید بگوییم متاسفانه شما نیز دچار سندرم ” باورهای غلط در نویسندگی” هستید و اما خوشبختانه قرار است در این مقاله به این مسئله بپردازی و ذهن شما را از هر گونه باور غلطی در راه نویسندگی پاک کنیم.در ذیل ، فهرستی از باورهای غلط در نویسندگی ، فراهم شده است که عمدتا بر یک گزاره ی منفی که از دهان اکثر علاقمندان به نویسندگی خارج می شود ، بنا شده است.ما دنباله ی این باورهای غلط را گرفته ایم و به جدیدترین شیوه های آموزش نویسندگی قرار است این مطالب را به شما بیاموزیم.تنها کافیست باور داشته باشید که این فهرست ، می تواند مسیر را برای شما هموار کند.

گزاره ی نخست) من استعداد نویسندگی ندارم.

این جمله ، رایج ترین باور غلط در نویسندگی است.خیلی ها این جمله را نه تنها در نویسندگی بلکه در مورد همه کارهای زندگیشان می گویند.در برابر هر چیز جدیدی گارد میگیرند و نخستین چیزی که به ذهنشان میرسد این است که : ” من استعداد ندارم.”. راستش را بخواهید استعداد چیزی نیست که از آسمان برایتان ببارد و یا شما بخواهید با کندن زمین آن را مثل یک گنج پیدا کنید. استعداد یک بذر است.آری ، استعداد یک بذر است که باید در گلدان ذهن کاشته شود و از آن مراقبت کرد.استعداد در نویسندگی هم دقیقا همین طور است. همه ی ما فکر میکنیم.بی اخیتار در همه ی زمان هایی که سکوت رخ می دهد ، همه ی زمان هایی که غمگینیم و همه ی زمان هایی که از یک اتفاق شاد و مسروریم ، درباره ی آن فکر میکنیم.آیا تا بحال فکر کرده اید که همین فکرهایتان را به روی کاغذ بیاورید.هر آنچه که در ذهن شماست عینا یک نوشته است ، تنها با این تفاوت که بر لوح ذهن شما نوشته می شود ، نه بر لوح کاغذی.هر آدمی در زندگی برای رسیدن به هر چه که می خواهد استعداد کافی را دارد.همانطور که گفتیم ، استعداد نیاز به پرورش دارد.اگر فکر می کنید استعداد ندارید، باید بگویم همین جمله یعنی شما دغدغه ی نویسندگی دارید ، اما به آن نپرداخته اید.چرا هیچ وقت در مورد خلبانی نگفته اید  من استعداد ندارم؟ مسئله همین جاست. هنگامی که شما به یک مسئله ای در جهان هستی واکنش محافظه کارانه و یا تدافعی میگیرید ، یعنی با او درگیر هستید.این درگیری شما می تواند یک دغدغه ی بسیار عالی باشد و یا یک نزاع درونی.نویسندگی امری است که به خودی خود ، نزاع برانگیز نیست و تنها نتیجه ای برای ما می ماند این است که شما یک علاقه و میل شخصی به نویسندگی دارید که ان را در طول دوران با یک سرعت گیر به نام عدم استعداد ، مدام متوقف کرده اید.شما کافیست تنها این سرعت گیر را از این چرخه حذف کنید و روی پای خودتان بایستید.حال نوبت آن است که این باور را کنار بگذارید و یک کاغذ و قلم بردارید و هر آنچه در ذهن خود دارید پیاده کنید.شیوه های مناسبی برای این کار وجود دارد ، می توانید از خاطره نویسی و یا هر چیز دیگر شروع کنید.همچنین کلاس های آموزش نویسندگی را نیز از دست ندهید.

  1. من استعداد دارم اما بلد نیستم بنویسم.

یکی دیگر از باورهای غلط نویسندگی این است که طرف علی رغم استعداد ، توانایی و دانش خود را در زمینه ی نوشتن زیر سوال می برد.یک سوال ساده ، ” اکثر ما در کودکی دوچرخه سواری را دوست داشته ایم ، اکثر ما نیز از آن حتی هیچ آگاهی نداشتیم ، اما در خود آن علاقه ی پرشور را دیدیم و این بذر استعداد را نیز کاشتیم و با تمرین و افزایش آگاهی خودمان و همچنین کمک از یک فرد دانا  توانستیم خیلی زود ، تنها بعد از چند بار زمین خوردن ، دوچرخه سواری را یاد بگیریم.باید خدمتتان عرض کنم که نویسندگی نیز مانند دوچرخ سواری ست.چرخ های کمکی آن را باید به آن وصل کرد و روی آن نشست و سعی کرد همه گونه با احتیاط پا زد و توانایی خود را در کنترل این قوه ثابت نمود.اگر احساس می کنید ، بلد نیستید.اول از خود بپرسید، بلدن بودن در چیست؟ اگر احساس می کنید نمی توانید متن تان را اغاز کنید ، راه حل هایی وجود دارد.اگر احساس می کنید ، قلم فصیح و روانی ندارید برای آن راه حل هایی وجود دارد.اگر احساس می کنید ، نظام بندی را نمی توانید در متن هایتان ایجاد کنید ، برای این مورد هم راه حل هایی ساده وجود دارد.تنها کافیست ، نمی توانم و هر آنچه که با این واژه ی نحس و شوم ” نمی…” شروع می شود را از خودتان دور کنید.در زیر به اختصار دو مورد از این مواردی که شما معتقدید ، بلد نیستید نویسندگی را از آن شروع کنید ، بررسی می کنیم و باورهای غلط نویسندگی را کنار میگذاریم و با استفاده از متد آموزش نویسندگی ، کاربردی ترین راه را در اختیار شما قرار می دهیم.

  • نمی دانید از کجا شروع کنید؟

از خانه بیرون بزنید و شروع کنید به قدم زدن. مقصدی را برای خود تعیین کنید ، بعنوان مثال به خود بگویید که می خواهم سری به دوستم بزنم.این بار از مسیر همیشگی برای رسیدن به خانه ی دوستتان استفاده نکنید ، بلکه از یک مسیر جدید بهره بگیرید.هنگامی که به دوستتان رسید ، برایش از این مسیر جدید بگویید.شاید ابتدا کمی عجیب باشد ،اما او نیز می پذیرد که شما دقیقا از چه صحبت می کنید و صد در صد پا به پای شما می آید و شما از او اطلاعات جدیدی را می گیرید.حال هنگامی که به خانه برگشتید و یا اولین فرصت را برای نگارش پیدا کردید ، تمام اتفاقات امروز را بنویسید. چیز عجیبی نیست.بنویسید که چه لباسی پوشیده بودید ، هوا چطور بود ، حدود ساعت چند از خانه بیرون زدید و با دوستتان چه گفتید.این تمرین ها باعث می شود که شما هر چه سریعتر نقشه ی کار دستتان بیایدو بتوانید راحت بنویسید.

  • قلمم خوب نیست و روان نمی نویسم

این جمله نیز مانند همه ی جمله ی های بالا یک باور غلط نویسندگی است.هیچ کدام از نویسندگانی که هم اکنون در بازار کتاب ، کتاب هایشان پر فروش شده است ، از روز نخست قلم خوبی نداشته اند ، بلکه تنها یک چیز را بسیار تمرین کردند: زیاد خواندن.خواندن کتاب های متعدد به شما کمک می کند که دانش و آگاهی بالاتری نسبت به نوشتن پیدا کنید و راحت تر بنویسید. یک راه دیگر هم روبرویتان می گذاریم که از جدیدترین متدها و از رازهای کلاس های خصوصی آموزش نویسندگی است.در ذهن خود یک جمله مجسم کنید ، یک جمله ی ساده مثل ” واستا الان میام.” این جمله را همه ی ما در عباراتمان استفاده می کنیم.حال این جمله را از دید اشخاص مختلف جامعه بیان کنید.بعنوان مثال یک استاد ادبیات احتمالا این گونه می گوید که : ” کمی درنگ کنید ، خدمت میرسم.” و یا یک کارمند بانک به شما می گوید : ” کمی صبر بفرمایید ، الان میام.” و همینطور این جمله بندی ها را ادامه دهید تا برای هر واژه و هر عبارت هزارن کلمه در ذهنتان ایجاد کنید. این باعث می شود که مدام ذهنتان آماده ی نوشتن شود و علاوه بر نوشتن یک نوشتن خلاق را هم تجربه خواهید کرد.

  • نظام مندی: یکی دیگر از مشکلاتی که اکثرا در بین نویسندگان مبتدی رایج است ، همین امر نویسندگی نامنظم است.و بدتر از آن این باور غلط نویسندگی که من تمرکز ندارم و هوش کافی برای نوشتن در خودم نمیبینم.این باور را باید از خود دور کنید. بلکه بجای آنکه تمرکزتان را بر هوشتان بگذارید کافیسست در محلی که می نویسید ، چند برگه روی دیوار یا روی میزتان بچسبانید تا که با خیالی راحت ، تمامی موضوعات ، شخصیت ها و … روبروی چشمتان باشد و بتوانید از آن ها بهره بگیرید.

3.نویسندگی پول می خواهد

شاید باورتان نشود اما عده ای همین به این حرف باور دارند.این باور را علاوه بر آنکه باید یک باور غلط در نویسندگی دانست بلکه باید یک باور غلط در زندگی نیز دانست.هیچ کس منکر ارزش پول در جامعه نمی شود.شما برای خرید مایحتاج زندگی و یا کارهایی مثل مسافرت و تهیه ی لوازم رفاهیتان نیاز به پول دارید ، اما برای فعالیت های ذهنی این مورد را از ذهنتان پاک کنید.تنها هزینه ای که دارید خرید یک دفتر و یک خودکار است ، تازه اگر باهوش باشید ، می توانید سراغ دکه های روزنامه فروشی بروید و کاغذهای باطله و یا کاهی دریافت کنید که قیمتی هم ندارند و گاه بطور رایگان در اختیار شما قرار می دهند.نوشتن هنر استفاده از ذهن است.شما ذهنتان با پول نمی چرخد ،بلکه این ذهن شماست که پول می سازد.یکی مزیت هایی که در هر مجموعه ی آموزش نویسندگی به شما یاد می دهند این است که ، با نوشتن پولدار شوید.حقیقت هم همین است.شما می توانید یک شبه راه صد ساله بروید و نوشته هایتان را تبدیل به اسکناس کنید.این کاریست که شما باید انجام دهید و این باور درست است.باورهای غلط نویسندگی را از خود دور کنید و حقیقت را پیدا کنید.

  1. کسی نوشته های مرا نمی خواند

باور دیگری که از خطرناک ترین باورهای غلط در نویسندگی است ، عدم اعتماد به نفس می باشد.هر چند این روزها با گسترش فضای اینترنت کمی از این نوع باورها کاسته شده است اما باید همیشه در نظر داشت که عدم اعتماد به نفس به دردناک ترین اتفاقات منجر می شود.کافیست سری به کتابفروشی ها بزنید، هزاران نام می بینید که بر روی جلد این کتاب ها چاپ شده است ، حتی صدها نام بسیار آشنا می بینید اما حتی یکبار تصویرشان را هم ندیده اید و یا حتی صدایشان را هم گوش نداده اید.بلکه تنها دریچه ی ارتباط آنها با شما از طریق نوشته هایتان بوده است.کافی است کمی به دور وبر خود نگاه کنید.هزاران متفکر ، کارمند، دانشجو و … در شبکه های اجتماعی عضو هستند و هر یک چیزی به اشتراک می گدارند و مخاطب دارند.کسی با شما در جنگ نیست.شما در راه نویسندگی تنها نیستید.کافیست اصول نویسندگی را بیاموزید و چند دوره ای نیز آموزش نویسندگی مطالعه کنید.بعد دل به دریا بزنید و بنویسید ، مخاطبانتان را نخست از درون خانواده و دوستان و سپس از میان افراد غریبه انتخاب کنید.مهمترین نکته در کار شما توجه به عناصر نویسندگی است.اعتماد به نفس را نیز در گلدان ذهن خود بکارید.

هر فردی در جهان می تواند نویسنده باشد.این جمله را بارها و بارها در تمامی مجموعه های آموزش نویسندگی ، شنیده اید.به راستی نیز همینطور است. هیچ کس از این استعداد خالی و تهی نیست.تنها باید زبان آن را آموخت.باید آن را تجزیه و تحلیل کرد و باید آن را تجربه کرد.یادتان باشد باورهای غلط در نویسندگی همان ضعف های شما در مسیر و موانع شما در راه رسیدن به موفقیت در نویسندگی هستند.پس مقابل آن ها بایستید و به آن ها مجال رقابت ندهید.

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 (0 نظر)