احمد پوری و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله احمد پوری و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

احمد پوری و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” احمد پوری ” ، نویسنده و مترجم ایرانی و خالق کتاب “دوم قدم این ور خط” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

احمد پوری؛ مترجم، مؤلف و ویراستار آثار ادبی، در 23 فروردین سال ۱۳۳۲ در یکی از محلات قدیمی شهر تبریز دیده به جهان گشود.وی پس از پایان دوران دبیرستان نخستین داستان‌های خود را در برخی از مجلات ادبی آن دوران منتشر کرد.پوری به قصد معلم شدن تحصیلات خود را در «دانشسرای راهنمایی تحصیلی» پی گرفت، و دو سال از عمرش را در روستاها و بعنوان یک معلم سپری کرد.وی در سال 1356 به اسکاتلند رفت و در مدتی کمتر از حد معمول مدرک لیسانس خود را از آنجا دریافت کرد و پس از آن مدرک فوق‌لیسانس خود را از دانشگاه نیوکاسل انگلستان اخذ کرد و به کشور بازگشت.وی علاوه بر تدریس زبان های خارجی، فعالیت ادبی را با ترجمه شعر‌های عاشقانه شاعران بزرگ جهان ادامه داد و آثاری از شاعرانی چون؛ آنا آخماتوا، پابلو نرودا، فدریکو گارسیا لورکا، ناظم حکمت، نزار قبانی و یانیس ریتسوس را ترجمه و روانه بازار نشر کرد.”دو قدم این‌ور خط” اولین رمان تالیفی احمد پوری است که در سال 1378 توسط نشر چشمه به بازار کتاب آمد.این رمان با استقبال خوب مخاطبان رو به رو شد و برخی منتقدان آن را فصلی تازه در ادبیات داستانی ایران قلمداد کرده‌اند.وی سال 1391 مشغول ترجمه برخی از سروده‌های چارلز بوکوفسکی (شاعر امریکایی) گشت و خدمتی ارزنده به بازار نشر ایران کرد.در میان کتاب‌هایی که احمد پوری ترجمه کرده است، دو کتاب از سیلوراستاین هم به چشم می‌خورد. «پاک‌کن جادویی» و «گزیده شعرهای شل سیلوراستاین”. او یکی از بزرگترین فعالان ادبی در حوزه ی نشر و ترجمه ی کتاب های ادبی می باشد.

آثار

ترجمه

  • دشمنان، یک داستان عاشقانه، اثر ایزاک بشویس سینگر
  • هوا را از من بگیر، خنده ات را نه:گزینه شعرهای عاشقانه. پدیدآورنده:پابلو نرودا
  • خاطره‌ای در درونم است: گزینه شعرهای عاشقانه. پدیدآورنده: آناآندری یونا آخماتووا
  • تو را دوست دارم چون نان و نمک: گزینه شعرهای عاشقانه. پدیدآورنده: ناظم حکمت
  • در بندر آبی چشمانت… : گزینه شعرهای عاشقانه. پدیدآورنده: نزار قبانی
  • مرغ عشق میان دندان‌های تو «ترانه‌های عشق و مرگ» پدیدآورنده: فدریکو گارسیالورکا
  • گزیده اشعار شل سیلوراستاین
  • خلسه بر ویرانه‌ها. پدیدآورنده: نونو ژودیس
  • دنیا را گشتم بدون تو. پدیدآورنده:ناظم حکمت
  • عنکوبت و مگس. پدیدآورنده: مری پادم هویت
  • راستی چرا؟… پدیدآورنده: پابلو نرودا
  • همه چیز راز است! پدیدآورنده:یانیس ریتسوس
  • ناممکن ممکن. فنون ترجمه ی شعر از دیدگاه احمد پوری

رمان

  • دو قدم این ورخط
  • پشت درخت توت

ویراستاری های ادبی

  • از شاعران عصر سیمین شعر روسی
  • گزیده‌ای از حکایت‌های کنتربری
  • حکایت‌های کنتربری
  • صدنامهٔ عاشقانه
  • آن‌ها مشغول مردن اند
  • سوختن در آب، غرق شدن در آتش

مروری بر آثار و اندیشه ها

احمد پوری از جمله نویسندگانی است که خدمات بسیاری به ادبیات پارسی و مخاطبان و هواداران آن کرده است. او انسانی فعال و صد البته دغدغه مند نسبت به ادبیات است و خود را بارها مسئول گسترش و ترویج اندیشه های جهانی در قالب زبان پارسی دانسته است. این مسئولیت پذیری او ، کاملا احساس دلسوزی او را نسبت به این ادبیات پاک ، نشان میددهد و هیچگاه وی برای خود رسالتی قائل نبوده است. بزرگترین خدمتی که او به جامعه ی ادبیات ایران کرده است ، ترجمه ی آثار بزرگان ادبیات بین الملل خصوصا در حوزه ی آثار منظوم بوده است. پیش از احمد پوری ، شمار کتاب های ترجمه شده در حوزه ی شعر بین الملل بسیار محدود بوده است. با حضور او این بخش پنهان از گسترش ادبی آشکار گردیده و همزمان با او بسیاری از مترجمان آگاه قصد آن کردند که به ترجمه شعرهای شعرای بین المللی بپردازند. در واقع می توان گفت احمد پوری نه تنها بنیانگذار سبک جدیدی از ترجمه ی متون و آثار ادبی جهان بوده است ، بلکه او مشوق و هوادار این جریان نوی ترجمه در ایران نیز بوده است.آنچه که پوری در جریان نوی ترجمه ی ایران رقم زده است ، ذکر این نکته است که وی به سراغ شعرا و نویسندگانی رفته که در سطح جهان بسیار مشهور هستند اما در ایران شناخته شده نبودند و اثری از آنان ترجمه نشده بود. از این رو ترجمه ی او نه تنها باعث رونق مطالعات مردمی از کتاب های خارجی گشت ، بلکه باعث شد تا ادیبان و دانشوران حوزه ی ادبیات نیز تحت تاثیر این اشعار به سطوح بالاتری از آگاهی برسند. وی علاوه بر ترجمه رمان می نویسند به کار نویسندگی نیز مشغول است. او با رمان دو قدم این ور خط ، روزی زبان ها افتاد. رمانی که در آن مفهوم زمان جایش را به بسیاری از مسائل زندگی و احساسات آدمی میدهد و خواندن این کتاب را بیش از پیش تهییج می کند.نثر احمد پوری نثری روان است. او غالبا در فرم زبان معیار اما با محتوای ادبیات عامه قلم میزند و در این باب یکی از اساتید بزرگ است. همچنین این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که پوری یکی از بزرگترین و پر آوازه ترین پژوهشگران حوزه ی ادبیات است.

در زیر بخش هایی از نخستین و شهره ترین رمان احمدپوری به نام ” دو قدم این ور خط” را با یکدیگر مطالعه می کنیم.

  • این همه در باره ی سال و زمان حساسیت نشان ندهید… شما که در کار شعر و شاعری هستید نباید زیاد سخت بگیرید. زمان مگر چیست؟ خطی قراردادی که یک طرفش گذشته است و آن قدر می رود و می رود تا به تاریکی برسد. طرف دیگرش هم آینده است که باز دو سه قدم جلوتر می رسد به تاریکی. خب همه این جوری راضی شده ایم و داریم زندگی مان را می کنیم. بعضی وقت ها می بینی یکی از ما از این خط ها خارج می شویم. پای مان سر می خورد این ور خط که می شود گذشته، یا یک قدم آن طرف خط به آینده می رویم.
  • همیشه همین طور بوده. بشر خواسته جوابی برای سوالاتش پیدا کند. وقتی هم این کار ممکن نبوده، سعی کرده خودش را به جوابی سردستی قانع کند. در واقع خودش را توجیه کند. دلیلش واضح است. وقتی به نقطه ای می رسیم که توان درک هستی را نداریم، هول برمان می دارد. در برهوتی تاریک و بی انتها دنبال نور می گردیم و دست آخر، حتا اگر شده نوری ضعیف برای خودمان درست می کنیم و نفسی به آسودگی می کشیم و بر می گردیم سر زندگی خودمان.
  • یک روز با احتیاط گفتم:«می بینی ادبیات و هنر چه دنیایی است؟» لبخندی از سر بی حوصلگی زد و گفت: «دنیای همدردی است. پیام های عاطفی انسان هاست در طول زمان که بتوانی دریافت شان کنی و احساس نکنی که تنهایی.»
  • ایرج فکر می کرد ازدواج با همرزم اگر هم منطقی باشد، طبیعی نیست. می گفت آدم ها وقتی سیاسی رفتار می کنند، همه خودشان را نشان نمی دهند. اما گوش من بدهکار نبود. گیتی بسیار فعال بود و همه ی زندگی اش مبارزه بود و سیاست. استدلال من برای ایرج این بود که آدمی که تمامی زندگی اش را وقف انسان های دیگر می کند، برای زندگی مشترک بیشتر قابل اعتماد است. ایرج می گفت شور مبارزه در همه از یک سرچشمه آب نمی خورد. زمانی می بینی که جو دور و بر، آدم را جلو می راند و می اندازد در گود مبارزه. این حتما به معنی مبارز بودن و داشتن فلسفه ی درست و حسابی نیست. ایرج اشاره می کرد به مبارزان حزب توده در سال ۱۳۳۲ و بعد از آن. می گفت خیلی از آن هایی که بیست و چهار ساعت زندگی شان را وقف مبارزه کرده بودند و همه ی زندگی شان را برای انسان ها کنار گذاشته بودند، بعد از کودتا برگشتند به شخصیت اصلی خودشان. نه این که لزوما آدم بدی شوند، اما نشان دادند که آن شور و مبارزه از باورشان سرچشمه نمی گرفت. جو حاکم بر آن روزها آن ها را انقلابی کرده بود.
  • گیتی، همسرم در مقابل استدلال من که هنر در بطن خود سیاسی ترین فعالیت انسان است و در طول زمان همیشه موضع خود را روشن کرده و به نفع انسانیت و بهروزی انسان ها تلاش کرده، لبخندی می زند و می گوید:« توجیه نکن. هنرمند اگر از دنیای پیرامونش آگاهی سیاسی و تاریخی نداشته باشد، مجبور است به تولید آثار بی بو و خاصیت بپردازد.»
  • به هر حال هر پدیده، تازه که از راه می رسد، عادت های قدیمی را به هم می زند. مدتی زمان می برد که مردم دوباره به آن عادت کنند و بعد باز به دنبال عوض کردنش باشند.
  • می گویند یک روز زنی از نجاری می خواهد برایش کمدی بسازد. نجار این کار را می کند و مزدش را می گیرد و می رود. فردای آن روز زن پیش نجار می آید و می گوید که کمد خوب درست نشده و هر وقت قطار از کنار خانه می گذرد، کمد می لرزد و سروصدا می کند. نجار می آید و کمد را بازرسی می کند و ظاهرا نقصی در آن نمی بیند. می رود توی کمد و در را می بندد تا وقتی قطار آمد، از تو ببیند کجای کارش عیب دارد. در همین حال مرد خانه می آید و از سر اتفاق در کمد را باز می کند و نجار را در آن می بیند. با خشم زیادی فریاد می زند:« تو این جا چه کار می کنی؟» نجار بخت برگشته می گوید :«اگر بگویم منتظر قطار هستم که باور نخواهی کرد.»
  • . زن ها قبل از هر چیزی دنبال مرد قدرتمند هستند. قدرت حتا مهم تر از قیافه و خیلی چیز های دیگر است. آدم های معروف را می بینی. هر زنی را که اراده کنند می توانند رام کنند. فکر می کنی چرا؟ چون قدرت دارند. معروفیت نوعی قدرت است. زن از این که در رقابت با دیگران توانسته کسی را که خیلی های دیگر آرزویش را دارند به دست آورد، احساس لذت می کند.

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

آخرین نظر و1 نظر (های) دیگر باید تأیید شود.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *