احمد شاملو و هر آنچه که باید در مورد زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله احمد شاملو و هر آنچه که باید در مورد زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله
در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

احمد شاملو و هر آنچه که باید در مورد زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” احمد شاملو ” ، نویسنده  و شاعر ایرانی و خالق کتاب “آیدا در آینه ” و ” ابراهیم در آتش ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

احمد شاملو (زاده ۲۱ آذر، ۱۳۰۴ در تهران؛ در خانهٔ شمارهٔ ۱۳۴ خیابان صفی‌علیشاه – درگذشته ۲ مرداد ۱۳۷۹ فردیس کرج) شاعر، نویسنده، فرهنگ ‌نویس، ادیب و مترجم ایرانی است. آرامگاه او در امامزاده طاهر کرج واقع است. تخلص او در شعر الف. بامداد و الف. صبح بود.پدرش حیدر نام داشت و به گفته ی خود شاملو در شعر مدایح بی صله ، از  اهالی کابل بود ، همچنین مادرش کوکب خانم از اهالی عراق بود. شاملو در دوره ی کودکی اش یه فراخور شغل پدر که یک ارتشی بود ، در شهرهای مختلفی در ایران زیسته است.شاملو در شهرهایی چون سمیرم ، اصفهان ، رشت و شیراز به زندگی پرداخته و یکی از دلایلی که در شناسنامه ی او ، محل تولد او را رشت ذکر کرده اند نیز همین سفرهای پی در پی بوده است.در بیست و دو سالگی (۱۳۲۶) با اشرف الملوک اسلامیه ازدواج کرد. حاصل این ازدواج چهار فرزند به نام های  سیاوش، سامان، سیروس و ساقی بود. او در همان سال و مقارن با ازدواجش نخستین مجموعه ی اشعارش را با نام ” آهنگ های فراموش شده” روانه ی باز می کند و همزمان کار در نشریاتی مانند ” هفته نو” را آغاز می نماید.در سال 1330 او شعر بلند “23” را در مجموعه ی ” قطع نامه به چاپ می رساند که از اقبال خوبی در میان مخاطبان شعر ایرانی برخوردار می شود و به دنبال آن در سال 1331 به مدت حدود دو سال مشاورت فرهنگی سفارت مجارستان را عهده دارد می شود.مجموعه شعر های او و روحیه ی شاملو در باب دغدغه مندی نسبت به ادبیات و فرهنگ ، یکی از دلایل کسب چنین سمتی بوده است.پس از آن در  سال ۱۳۳۶ با طوبی حائری ازدواج می‌کند . دومین ازدواج او نیز دست بر قضا به مانند ازدواج نخستش ، با شکست مواجه می شود و دیری نمی پاید که شاملو در سال 1340 از همسر دوم نیز خود جدا می شوددر این سال با انتشار مجموعه اشعار هوای تازه خود را به عنوان شاعری برجسته تثبیت می‌کند. این مجموعه حاوی سبک نویی است و بعضی از معروف‌ترین اشعار شاملو همچون پریا و دخترای ننه دریا در این مجموعه منتشر شده‌است. در همین سال به کار روی اشعار حافظ، خیام و بابا طاهر می پردازد. پدرش نیز در همین سال فوت می‌کند. در سال ۱۳۴۰ هنگام جدایی از همسر دومش همه چیز از جمله برگه‌های تحقیقاتی کتاب کوچه را رها می‌کند.در سال ۱۳۳۲ پس از کودتای ۲۸ مرداد با خفقان موجود در فضای سیاسی ایران مجموعه اشعار آهن‌ها و احساس توسط ماموران در چاپخانه سوزانده می‌شود و با یورش ماموران به خانه او ترجمه “طلا در لجن” اثر “ژیگموند موریس” و بخش عمده ای از  کتاب “پسران مردی که قلبش از سنگ “بود اثر موریوکایی با تعدادی داستان کوتاه نوشته خودش و تمام یادداشت‌های کتاب کوچه از میان می‌رود و با دستگیری مرتضی کیوان نسخه‌های یگانه ای از نوشته‌هایش از جمله “مرگ زنجره ” و “سه مرد از بندر بی‌آفتاب ” توسط ماموران ضبط می‌شود که دیگر هرگز به دست شاملو نمی رسد و این شاهکارهای ادبی همگی از بین می روند.

هر چند که در یورشی که ماموران وقت به خانه ی او می برند ، او موفق به فرار می شود اما نهایت امر ، چند روز بعد توسط ماموران در چاپخانه ی روزنامه ی اطلاعات دستگیر شده و به عنوان یک زندانی سیاسی به زندان موقت شهربانی و پس از آن به زندان قصر روانه می شود تا شاملو این بار در قامت شاعری در بند ، به عرضه ی آثار خود بپردازد. شاملو در زندان نیز هیچگاه خاموشی نگرفت و علاوه بر سرایش شعر های بسیار ، به تدوین دستور زبان فارسی پرداخت و قصه بلندی به سیاق امیر ارسلان و ملک بهمن می‌نویسد که در انتقال از زندان شهربانی به زندان قصر توسط ماموران سوزانده می شود. در ۱۳۳۴ پس از یک سال و چند ماه از زندان آزاد می‌شود.اما آسیب های وارده به او هیچگاه تا پایان عمر ادبی خویش ، از خاطر او نمی رود و شاملو بارها و بارها از زندان و زندانیان در بند شعر می سراید.شاملو  در سال 1341 با آیدا سرکیسیان آشنا می شود. آیدا آخرین معشوقه ی شاملو بوده و شاملو همیشه از او بعنوان همسری فداکار یاد می کند و از او همیشه به نیکی یاد می برد.آیدا تاثیر فراوانی بر شعر شاملو می گذارد و چندین مجموعه شعر از جمله ” آیدا در آینه ” از شاملو به عشق آیدا منتشر شده است.اما بعد ، شاملو در سال های پایانی عمر ، در یک انزوای بی کران عمر می گذراند و از تحمیل خفقان رنج بسیار می برد.شاملو هیچگاه تمایل به خروج از کشور نداشته و از سویی دیگر نیز در این باب می گوید : “«راستش بار غربت سنگین‌تر از توان و تحمل من است… چراغم در این خانه می‌سوزد، آبم در این کوزه ایاز می‌خورد و نانم در این سفره‌است.». شاملو ، این نویسنده ی پرکار و این دانشمند ادبیات ، در سال های پایانی عمر حتی اجازه ی فعالیت ادبی نداشته و کتاب های او نیز یک به یک در معرض توقیف قرار می گرفتند و کتاب کوچه که ثمره ی سالها تحقیق او بود نیز در تیغ ممیزی ها جان سپرد و همه این عوامل دست به دست هم دادند تا که شاملو در انزوای ادبی خویش ، هر روز بیمار و بیمارتر گردد.بیماری جسمی او نیز موجبات درد های بیشتری را برای او فراهم می کند. شاملو به دلیل مرض قند و به دلیل بالاگرفتن این بیماری سخت ، مجبور به قطع پای راست در 26 اردیبهشت سال 76 می شود. ااو به واسطه ی اتفاقاتی که بر او تحمیل شده بود و گریبان او را گرفته بود ، روزها و شب‌های دردناکی را پشت سر گذاشت. البته در تمام این سال‌ها کار ترجمه و به‌خصوص تدوین کتاب کوچه را ادامه داد و گه‌گاه از او شعر یا مقاله‌ای در یکی از مجلات ادبی منتشر می‌شد. او در دهه هفتاد با شرکت در شورای بازنگری در شیوهٔ نگارش و خط فارسی در جهت اصلاح شیوهٔ نگارش خط فارسی فعالیت کرد و تمام آثار جدید یا تجدید چاپ شده‌اش را با این شیوه منتشر کرد.سرانجام ، این بزرگمرد ادبیات ایران ، در ساعت ۹ شب دوم مرداد ۱۳۷۹ (چند ساعت بعد از آن که دکتر معالجش او و آیدا را در خانهٔ‌شان در شهرک دهکدهٔ فردیس کرج تنها گذاشت)، درگذشت.مرگ شاملو یکی از غمگنانه ترین روزهای ادبیات ایران بوده است.

آثار

دفترهای شعر

  • آهنگ‌های فراموش‌شده
  • قطع‌نامه (مجموعه‌شعر)
  • باغ آینه
  • لحظه‌ها و همیشه
  • آیدا در آینه
  • آیدا، درخت و خنجر و خاطره
  • ققنوس در باران
  • مرثیه‌های خاک
  • شکفتن در مه
  • ابراهیم در آتش
  • دشنه در دیس
  • ترانه‌های کوچک غربت
  • مدایح بی‌صله
  • در آستانه
  • حدیث بی‌قراری ماهان

ترجمه ها

  • نایب اول
  • لئون مورنِ کشیش
  • زنگار (خزه)
  • پابرهنه‌ها
  • دن آرام
  • افسانه‌های هفتاد و دو ملت
  • دماغ، سه قصه و یک نمایش‌نامه
  • افسانه‌های کوچک چینی
  • زهرخند
  • سربازی از دوران سپری شده
  • مرگ کسب و کار من است
  • عیسایی دیگر، یهودایی دیگر
  • شازده کوچولو
  • دست به دست
  • پسران مردی که قلبش از سنگ بود
  • بگذار سخن بگویم
  • برزخ
  • قصه‌های بابام جزیره

پژوهش های ادبی

  • کتاب کوچه
  • حافظ شیراز به روایت احمد شاملو
  • افسانه‌های هفت گنبد
  • ترانه‌ها (رباعیات ابوسعید ابوالخیر، عمر خیام و بابا طاهر)
  • هایکو، شعر ژاپنی
  • «نگرانی‌های من»

فیلمنامه ها

  • اول هیکل
  • دختر کوهستان
  • بن‌بست
  • داغ ننگ
  • همه سر حریف
  • فرار از حقیقت
  • بی عشق هرگز

مروری بر آثار و اندیشه ها

شاملو بدون شک ، بزرگترین ادیبی است که ایران در قرن اخیر به خود دیده است. او نه تنها یک شاعر پرآوازه ، بلکه پژوهشگری توانمند ، مترجمی دانا و زبان شناس و فرهنگ پژوهی بی نظیر بوده است.شناخت شاملو و بررسی کارنامه ی او در ابعاد مختلف ، این شمای کلی را به ما می دهد که او استعدادی بزرگ و صد البته از دست رفته در ادبیات جهان بوده است. شاملو به جد در حصار خفقان زمانه ی خویش جان داد و صدایش به جهان نرسید.اگر قصد بر شناخت شاملو داشته باشیم به ناچار باید زندگی ادبی او را به لحاظ محتوای آثارش به چندین دسته تقسیم کنیم و در دل آن به نکاتی در باب آثار و شخصیت عظیم او اشاره کنیم. نخستین مقوله ای که بطور ناخودآگاه با شنیدن اسم شاملو به ذهن مخاطبان ادبیات رسوخ می کند ، شاعرانگی شاملو است. شاملو بیش از هر چیز در حوزه ی شاعری و شاعرانگی شهره ی عام و خاص بوده است و مردم بیشتر او را به شعرهای عاشقانه و سیاسی اش می شناسند. شعرهای شاملو ، شاکله ای سترگ و استوار داشته و از ارزش ادبی بالایی برخوردار بودند. شاملو ، شاعر موج نوی ایران بوده است.  آشنایی شاملو با نیما یوشیج دریچه ای در ذهن او گشود که شعر را در قالبی نو دنبال کند و الحق و الانصاف نیز در این باب بسیار موفق بود. این پیروی از شیوه ی نیما در بازه ای از زمان آنچنان بارور گشت که وی ( شاملو) تصمیم به ارائه ی سبک نوینی از شعر بعنوان ” شعر سپید” یا ” شعر شاملویی” گرفت که بسیار نیز با نقدهای فراوانی روبرو شد ، اما امروزه پس از سالها از ارائه ی این سبک ، این سبک از شعر گفتن بسیار رواج دارد و جایگاه ویژه ای در میان شاعران و اهالی ادب برای خود فراهم کرده است.شعرهای شاملو جدای از سبک محتواهای بسیار گیرایی نیز داشتند. عمده ی شعرهای شاملو را شعرهایی عاشقانه و در ستایش و نکوهش زندگی شامل می شوند.و بخش عظیم دیگری از شعرهای شاملو به شعرهای سیاسی و انتقاد از خفقان و فقر و ستم دولت ها ، می پردازد.آنچه شاملو را در زمره ی بهترین شاعران ایران قرار داده است ، پیش از سبک ، محتوای عمیق کلام اوست. شاملو شاعرانگی را با زندگی مردم گره زده و تک تک احساسات آنان را در شعرهایش متجلی می کند.شاملو هیچ گاه میان عشق ، سیاست ، ظلم و .. هزاران احساس دیگرِ جاری در انسان تفاوتی قائل نشده و همه ی آنان را در قالب یک آینه ، یعنی آینه ی مردم ، به تصویر کشیده است ، چرا که او باورش بر این منوال استوار بود که زندگی انسان ، آنچنان پیچیده و تو در توی با تمامی موضوعات گره خورده است که نمی توان یکدم عاشق بود و دمی دیگر مبارزی سیاسی و آزادی خواه . بلکه آدمی مجموعه ای از عشق و سیاست و ظلم و حس تنگدستی و …. می باشد. این مجموع احساسات متجلی شده در شعر شاملو ، برگ برنده ای برای شاملو به همراه داشت و آن اقبال مردم از هر قشری در جامعه و از هر گرایش فکری ، به اشعار او بوده است.

دیگر بعد از زندگانی شاملوی بزرگ ، ترجمه های او می باشد. شاملو ، در کنار شاعری ، ترجمه های بسیاری نیز به چاپ می رسانده است. ترجمه هایی که هر کدام دنیایی از آموزه های رشته ی مترجمی و دنیایی از احساسات جاری در زبان و ادبیات پارسی نهفته بوده است. ترجمه های شاملو نیز به مثابه شاعرانگی اش ، بی نظیر و سترگ و توانمند بوده است. شاملو در باب ترجمه ی آثار خارجی زبان ها سعی فراوان داشته و در این میان نیز چند اثر از او نظیر ” پابرهنه ها” و ” دن آرام” از ترجمه های بی مثل و مانند در ادبیات ایران محسوب می شوند.شاملو را به جد می توان از نخستین کسانی دانست که شعرهای خارجی را در ایران ترجمه کرده است. ترجمه ی شعرهای خارجی ،آن هم به زبانی کاملا شاملویی ، فضایی را در جامعه ی ادبی ایران فراهم کرد که به دنبال آن تحولی در محتوا ، رویکردهای سبکی و … در شعر ایران بوجود آمد.یک بعد از ذهن شاملو همیشه به خدمات فرهنگی اختصاص داشته است. یکی از این خدمات فرهنگی ، ترجمه ی اشعار خارجی زبان ها بوده است.

از دیگر خدمات فرهنگی او ، جمع آوری کتاب کوچه بوده است. کتاب کوچ جامع ترین فرهنگ عبارات ، اصطلاخات ، داستان ها و روایت عامیانه و کوچه بازاری و یا قدیمی ایران است. شاملو سالیان بسیار همه ی سعی و تلاش خود را بر آن گذاشت تا کامل ترین مجموعه از این داستان ها ، این روایت ها و .. را تدوین کرده و آن را در اختیار مردم قرار دهد. شاملو همچنین در تصحیح دیوان نیز دستی داشته و حافظ را به شیوه ی خود تصحیح و بازخوانی کرده است.

اما بعد ، باید این بدین نکته اشاره کرد که فعالیت های شاملو از هر بعدی که به آن نگاه شود ، بی کران است. او فیلمنامه نوشته است ، مجری بوده است ، برنامه ساخته است ، فیلم ساخته است ، برای کودکان نمایشنامه کار کرده است ، دبیر مجله بوده است ، مسئول نشر بوده است و …. ، همگی از فعالیت های بیکران شاملو هستند که یقینا در هیچ کتابی نیز نمی توان حق مطلب را نسبت به خدمات  این بزرگوار ادا کرد.

 اما جای دارد که به یکی از دغدغه های عظیم احمد شاملو که در اکثریت اشعارش ردی از آن موجود است اشاره کنیم.عشق ، یکی از دغدغه های ذهنی شاملو در تمام عمرش بوده است. عشق برای شاملو هیچگاه حد و مرزی نداشته است و از یک گل سرخ تا آیدای شاملو همگی در زمره عاشقانگی های شاملو قرار می گرفتند. اما از این میان یکی برجسته تر بود و ارزشمند تر و آن عشق به آیدا بود. شاملو و آیدا یک لیلی و مجنون دیگر بودند و نظیر آنان را تنها می توان در افسانه های عاشقانه یافت کرد.عشق شاملو ، چیزی دیگر بود. شاملو ، با خون از عشق می نوشت و با خون از عشق روایت می کرد. جوهر عاشقانگی های شاملو ، خونی بود که از وصل بجوش می آمد و در فراق از چشمانش فرو می ریخت.عشق شاملو را به حق باید در پستوی خانه نهان کرد.در زیر بخشی از شعر ” نازلی” که به عشق یار و همراه مبارزاتش “وارتان” سروده شده است را با هم مرور می کنیم :

“نازلي! بهار خنده زد و ارغوان شكفت.

در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير.

دست از گمان بدار!

با مرگ نحس پنجه ميفكن!

بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار . . .»

نازلي سخن نگفت؛

سرافراز

دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت . . .

«ـ نازلي! سخن بگو!

مرغ سكوت، جوجة مرگي فجيع را

در آشيان به بيضه نشسته ست!»

نازلي سخن نگفت؛

چو خورشيد

از تيرگي برآمد و در خون نشست و رفت . . .

نازلي سخن نگفت

نازلي ستاره بود

يك دم درين ظلام درخشيد و جست و رفت . . .

نازلي سخن نگفت

نازلي بنفشه بود

گل داد و

مژده داد: «زمستان شكست!»

و

رفت….

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

1 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *