چگونه برای رسیدن به موفقیت شغلی برنامه ریزی کنیم؟

ما قصد داریم مقاله چگونه برای رسیدن به موفقیت شغلی برنامه ریزی کنیم؟ را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

برنامه ریزی شغلی │ چگونه برای رسیدن به موفقیت شغلی برنامه ریزی کنیم؟

برنامه ریزی شغلی یکی از ارکان اصلی برای رسیدن به موفقیت شغلی است. به جرئت می توان گفت که برنامه ریزی شغلی  ، جامع ترین روش و بهترین راهکار برای طی کردن مسیر موفقیت شغلی است. اگر بخواهیم بطور بسیار ریزبینانه به این امر نگاه کنیم در می یابیم که برنامه ریزی در دل خود چندین مفهوم را پنهان کرده است که بطور ناخودآگاهی می توان از آن به عنوان شاخصه های اصلی برای رسیدن به موفقیت شغلی استفاده کرد. یکی از مهمترین شاخصه های موجود در امر برنامه ریزی ، هدف و تعیین هدف است. در واقع به طور بسیار آشکاری ، ما هنگامی برنامه ریزی می کنیم  که هدفی داشته باشییم و یا خود را در معرض یک دلیل یا یک انگیزه ببینیم که همان مسیر رسیدن به تعیین هدف است. هیچ انسانی بدون هدف نمی تواند برنامه ریزی کند. برنامه ریزی در دل خود چارچوبی دارد. این چارچوب نیاز به یک مبدا و یک مقصد دارد. مبدا هر برنامه ریزی از یک انگیزه و مقصد آن به یک هدف منتهی می شود. در واقع برنامه ریزی به نوعی همان نقشه ی راهی است که قرار است ما را در مسیر رسیدن به هدف هایمان همراهی کند. هنگامی که از برنامه ریزی شغلی صحبت می کنیم ، باید به امر تعیین هدف و هدفمندی برای رسیدن به هدف نیز اشاره کنیم. پس بهتر است پیش از هر  اقدامی در حوزه ی برنامه ریزی،  ابتدا مبدا و مقصد را در کارمان مشخص کنیم. مبدا در مسیر موفقیت شغلی ، انگیزه ی شما برای ورود به یک شغل است که شما در مرحله ی پیش از دست یابی به یک شغل بارها به آن رجوع کرده اید. در واقع شما با در مرحله ی هدف گذاری و ایجاد مطلوب های شغلی ، شما به طور تلویحی بارها و بارها انگیزه های خود را ثبت و ضبط کرده اید.اما حالا پس از دست یابی به یک شغل ممکن است این انگیزه ها هدفمند تر شده باشند و یا دچار تغییراتی شده باشند. پس نیاز است خیلی کوتاه یکبار دیگر آن ها را مرور کنید و به آن ها رنگی نو هدیه بدهید. نیاز نیست این بار هم کل آن مسیر را تکرار کنید. بلکه تنها باید مروری داشته باشید و بسنجید که انگیزه های شما چه میزان در شما زنده اند و یا چه میزان پیشرفت داشته اند. این عمل را می توانید هر چند وقت یکبار هم انجام دهید و به قولی به گلستان انگیزه های درونی تان سرک بکشید و ببنید که انگیزه های شما در چه وضعیتی قرار دارند. گام مهم تر بعد از تعیین مبدا ، تعیین یک مقصد است.این امر نیاز به یک دقت بالا دارد. این دقت بالا را بدان جهت می گوییم که قرار است شما به وسیله ی تعیین هدف تمام راه خود را نشانه گذاری کنید. پس باید روی آن وقت بگذارید و آن را بطور کامل بررسی کنید. نخستین گام در تعیین هدف ، طبقه بندی اهداف است. طبیعتا همه ی ما هنگامی که وارد یک کسب و کار می شویم ، نیاز به تعیین هدف داریم. این تعیین هدف گاه طبقه بندی شده و آگاهانه صورت می پذیرد و گاه نیز بطور ناخود آگاه اتفاق می افتد. بطور مثال هنگامی که شما شاغل می شوید ، می توانید هدف های خود را دسته بندی کنید. آنها را به هدف های مهم و هدف های درجه چندمی دسته بندی کنید و سپس برای هر کدام از آنها برنامه ریزی کنید. به این شیوه از انتخاب هدف  ، تعیین هدف آگاهانه می گویند. عده ای دیگر نیز وجود دارند که فکر خرید یک خانه ی جدید در سر می پرورانند و با آن و به شوق آن به سر کارشان می روند. شاید برنامه ریزی خاصی برای آن نداشته باشند اما بطور ناخودآگاه آنان با یک هدف روبرو هستند که خرید ماشین است و برای آنان نیز این امر بعنوان یک هدف تک بعدی در اولویت قرار دارد.اما طبیعتا پر واضح است که فردی موفق خواهد شد که آگاهانه به هدف های خود تسلط داشته باشد و بتواند برای انان برنامه ریزی کند.از این رو پس بنای کاری ما نیز بر روی یک انتخاب هدف آگاهانه قرار می گیرد.همانطور که گفتیم نخستین گام در انتخاب هدف اگاهانه ، طبقه بندی اهداف است. این طبقه بندی به چهار صورت انجام می شود.طبقه بندی ارزشی ، طبقه بندی شخصی ،  طبقه بندی زمانی و طبقه بندی موضوعی. طبقه بندی ارزشی چیست؟ طبقه بندی ارزشی به نوعی از طبقه بندی می گویند که شما بر اساس اولویت های زندگی تان و بر اساس آنچه که می خواهید به آن برسید و دست پیدا کنید ، اهدافتان را طبقه بندی می کنید. بعنوان مثال خرید خانه را در اولویت می گذارید و خرید یک گوشی همراه را در اولویت بعدی می گذارید.یا بعنوان مثال میان رفتن به یک سفر و یا رفتن به یک باشگاه ورزشی بهتر ، اولویت بندی و ارزش گذاری می کنید و بر طبق یک لیست به انان بها می دهید. طبقه بندی شخصی چیست؟ طبقه بندی شخصی همانطور که از نامش پیداست کاملا به شما مربوط می شود. در مرحله ی تعیین هدف ، شما تنها نباید خودتان را در نظر بگیرید. چرا که شما برای رسیدن به اهدافتان نیاز به حمایت های افراد دور و برتان و یا همکارانتان و یا جامعه ی انتخابی خود دارید.از این رو میان اهداف فردی ، میان فردی و فرا فردی ( که هر کدام را به  تفصیل شرح خواهیم داد) ، باید تفاوتی قائل شوید.این امر به دسترسی بهتر شما به اولویت هایتان نیز کمک می کند.طبقه بندی زمانی چیست؟ طبقه بندی زمانی به مدت زمان دستیابی شما به یک هدف شغلی می پردازد. در واقع هنگامی که شما وارد یک شغل می شوید ، خواسته های و هدف هایی دارید. اما این هدف ها همگی در یک بازه ی زمانی کوتاه مدت قابل دسترسی نیستند. پس شما باید بنا بر آنچه  که ما به آن طبقه بندی زمانی می گوییم ، برنامه ها و هدفهایتان را بر اساس سه مدت زمانی کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت تقسیم کنید.این به شما این امکان را می دهد که نخست از یک آشفتگی زمانی خارج شوید. طبیعتا انتظارات شما از یک شغل و در آمدهای آن هیچگاه بر اساس زمان بندی ها سازمان دهی نمی شود. یعنی شما هیچگاه در مرحله ی جستجوی کار نمی توانید بگویید که من حتما کاری با X تومان حقوق به دست خواهم آورد و در ماه Y به فلان ماشین خواهم رسید. چرا که شما باید بنا بر طبقه بندی زمانی ، اولویت زمانی هدف هایتان را نیز تعیین کنید. پس شما از این طریق می توانید از یک وسواس فکری نسبت به رسیدن به آرزوها و خواسته هایتان جلوگیری کنید ، چرا که شما با برنامه ریزی زمانی بعنوان مثال بلند مدت برای یک ماشین می توانید به راحتی هر چه تمام تر تمرکز خود را در یک بازه ی زمانی انعطاف پذیر بلند مدت قرار دهید و در اولویت بلند مدت از لحاظ زمانی قرارش دهید و با خیال آسوده به اهداف کوتاه مدت و میان مدت خود بیاندیشید. شاید بهتر باشد یک مثال نیز برای این مورد داشته باشیم. فرض کنید شما وارد یک شغل می شوید. ورود شما به آن شغل به منزله ی دسترسی شما به سطح خواسته هایتان است.یعنی شما می توانید با یک شغل به رویاهایتان و ایده های خارج از شغلتان مانند خرید یک ماشین و یا راه اندازی یک کسب و کار محلی نیز فکر کنید.اما مسئله ی مهم اینجاست که در چه بازه ی زمانی می توانید به آن برسید؟ اگر شما طبقه بندی زمانی نداشته باشید ، باید مدام دنبال پول بدوید ، باید مدام اضافه کاری تجربه کنید و باید مدام خود را در کار غرق کنید تا بتوانید بعنوان مثال در یک بازه ی شش ماهه به خرید یک ماشین بپردازید.حال اما اگر شما یک برنامه ریزی زمانی داشته باشید ، یعنی بعنوان مثال اگر شما با خود بیاندیشیید که من در یک بازه ی ۸ ماهه می توانم به یک ماشین دست پیدا کنم و برای آن برنامه ریزی زمانی نیز ارزش قائل شوید ، آنگاه بدون هیچ استرسی و بدون هیچ سردرگمی و آشفتگی می توانید به ماشین مورد نظرتان برسید. در واقع لطفی که یک طبقه بندی زمانی به شما می کند این است که شما را از فکر و خیال ها و آشفتگی فکری رها می کند و این اجازه را به شما می دهد  که در کمال آرامش بهترین تصمیم ها را گرفته و از آن ها استفاده کنید.طبقه بندی موضوعی چیست؟ پیس از آن که بخواهیم به این سوال جواب بدهیم و طبقه بندی موضوعی را تعریف کنیم باید بگوییم که آیا همه ی هدف های ما تنها در یک دسته و در یک موضوع قرار می گیرند؟ طبیعتا پاسخ منفی خواهد بود. ما می توانیم هدف های شغلی ، مالی ، تفریحی و … داشته باشیم. پس نیاز است که با این حجم از موضوعات مختلف ، برای هر موضوع برنامه ریزی جدا داشته باشیم. در واقع ما باید بدانیم که در هر مرحله از مراحل برنامه ریزی خود دقیقا با چه موضوعی روبرو هستیم. البته بسیاری از موضوعات با یکدیگر مشترکاتی دارند. بعنوان مثال تفریحی و مالی با یکدیگر مشترکاتی دارند و طبیعتا بخشی از تفریحات ما به بعد مالی هم مربوط می شود. از این رو ما اگر تقسیم بندی داشته باشیم می توانیم با خیال راحت برنامه ریزی کنیم که چگونه و به چه میزان برای تفریحات خود خرج کنیم.این بهترین شیوه برای دسترسی به تمام جوانب زندگی است. یک نکته ی مهم که در باب طبقه بندی موضوعی وجود دارد که باید بدان آگاه باشید و آن این است که تمامی طبقه بندی های پیش از این را باید در طبقه بندی موضوعی ضرب کرده و دخیل کنیم. یعنی شما باید برای هر عنوان و هر مسئله اولویت زمانی ، ارزش گذاری و … را نیز در نظر بگیرید تا یک برنامه ی به مراتب قوی داشته باشید.

حال شما با تمامی مبانی برنامه ریزی شغلی آشنا شدید. این مبانی به شما کمک می کند که در اسرع وقت به بهترین پیشرفت ممکن دست پیدا کنید.شما می توانید یکی از طبقه بندی های بالا را بعنوان اولویت قرار دهید و بعد بر طبق آن برنامه ریزی کنید. یعنی شما می توانید بعنوان مثال اولویت زمانی را در اولویت گذاشته و باقی برنامه را بر طبق آن بچینید. اگر بخواهیم در این مورد مثالی داشته باشیم ، باید بگوییم که شما می توانید بگویید : برنامه ی کوتاه مدت با موضوع مالی شامل نکات فلان و فلان می شود. برنامه ریزی میان مدت با اولویت موضوع مالی شامل فلان و فلان می شود. بدین ترتیب می توانید با هر سیستمی که مد نظرتان است این برنامه ریزی را انجام دهید. اما ترجیح ما در این کتاب بر این بوده است که یک برنامه بر اساس طبقه بندی زمانی و موضوعی در اختیار شما قرار بدهد.دلایل این انتخاب را نیز در خلال مقاله های مربوطه مشاهده خواهید کرد.

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *