تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” میگل د سروانتس ” ، نویسنده اسپانیایی و خالق اثر جاودانه “دن کیشوت” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

میگل دو سروانتس ، مشهور به سروانتس ، متولد 29 سپتامبر سال 1547 میلادی در اسپانیا است. او در آلکالای انارس بدنیا آمده است و یکی از بزرگترین نویسندگان جهان است. او خالق رمان معروف دن کیشوت است. دن کیشوت رمانی است که کنون به بیش از شصت زبان زنده ی دنیا ترجمه شده است و چاپ های متعددی از آن در سر تا سر دنیا موجود است. دن کیشوت رمانی است که هنوز هنوزه پس از قرن ها نیز منتقدین ادبی را به خود مشغول کرده است و هنوز هنوزه نیز بسیاری از ادبای سر تا سر جهان از آن اقتباس می کنند و داستان های فراوانی درباره ی آن نوشته اند. دن کیشوت نه تنها در ادبیات شخصی موثر بوده است ، بلکه زمینه های فعالیت بسیاری نیز را برای دیگر هنر ها فراهم کرده است. امروزه از این اثر سروانتس بیش از ده ها فیلم و تیاتر ساخته شده است و بیش از میلیون ها اجرا از آن در سر تا سر جهان به صحنه رفته است. از این رو می توان سروانتس را با دن کیشوت اش ، یک مبدع و یک شخصیت تاثیر گذار در دنیای ادبیات دانست که خوانش زندگی او ، درس های بسیاری را به ما خواهد آموخت و راهنمای مسیر ما در حوزه ی نویسندگی خواهد بود. اطلاعات دقیقی در دست نیست که سروانتس نویسندگی را درست از کجا و به چه دلیل و با چه محرکه ای آغاز کرده است ، اما آنچه که بسیاری از منتقدین ادبی گفته اند ، او شخصیتی خیال پرداز بوده است و بسیاری از روانشناسان ادبیات نیز به این امر اشاره کرده اند که اکثر تخیلی نویسان حوزه ی ادبیات انسان های تنهایی بوده اند که تنهایی شان محرکه ی نوشتن بوده است و قلم برای آن ها همدمی بوده است که آنها تنهایی خودشان را با آن پر می کرده اند. سروانتس ، در دورانی که نویسندگی می کرده است ، در ژانر های مختلفی دست به قلم شده است و صورت های متفاوتی از داستان نویسی را تجربه کرده است ، اما آنچه که از او به یادگار مانده است ، دن کیشوت است که سراسر خیال پردازی است . البته به این نکته نیز باید اشاره کرد که دن کیشوت بنای خیالی دارد ، اما در آن شما شاخصه ها ومولفه هایی مختلفی از مکتب های ادبی را مشاهده خواهید کرد. اما بعد اگر به سراغ خود سروانتس و سوا و تحصیلات او برویم ، باید بگوییم که اختلافات زیادی در این حوزه وجود دارد. اما آنچه که عیان است و خود در نوشته هایش به آن اشاره کرده است ، وی یکی از دانش آموختگان مدارس مذهبی و کلیسایی بوده است و بر خلاف اکثر نویسندگان اسپانیایی معروف ، او هیچ تحصیلات دانشگاهی ندارد. آنچه که روایان نسبت به او گفته اند ، ذکر این نکته است که شروع ورود به ادبیات در او با خوانش کتاب همراه بوده است. او در برهه ای از زندگی خویش به طور بسیار مشتاقانه ای به سمت کتاب خوانی رفت و کتاب خوانی برایش تبدیل به یک دغدغه ی روزمره گشت. حتی یکی از شهرداران مادرید ، از او بعنوان یک شاگرد دوست داشتنی در سن 21 سالگی یاد کرده است که بنا بر آنچه که در تاریخ آمده است ، منظور از این کلمه ی شاگرد ، دوست کتابخوان و یا یاری که در ابیات هم سو است ، بوده ست. اما بعد ، به طور کل باید وی را تنها درس خوانده ی مکتب کاتولیک دانست که در نزد افرادی چون داویوس ، همان شهردار مادرید ، تحصیلاتی را نیز در پی گرفته باشد. اولین شعری که از او به چاپ رسیده است ، در مورد مرگ الیزابت ، ملکه شاه فیلیپ دوم است. وی در همان سالها بود که به جرم دوئل دستگیر شد و در آن زمان در اسپانیا کسی که دوئل می کرد ، حکمش قطع کردن دست بود. او برای اینکه تحت این عمل قرار نگیرد ، بطور مخفیانه ای از اسپانیا به ایتالیا فرار می کند. البته بسیاری دیگر از دوست داران او معتق به این امر هستند که اگر به تاریخ رجوع کنیم خواهیم دید که در ان برهه ی زمانی افراد بسیاری از سراسر اسپانیا برای کار کردن به ایتالیا سفر می کرده اند و سروانتس نیز یکی از همان افرادی بوده است که به این دلیل به ایتالیا مهاجرت کرده است. اما با این اوصاف به این علت که فاصله ی زندگی او از ما بسیار دور است و هر آنچه که امروز از زندگی او در دسترس است ، گمانه زنی هایی بیش نیست ، ما هر دو فرض را پذیرفته و به نتیجه ی  آن که سفر به ایتالیا بوده است بسنده می کنیم. در بخشی از تاریخ زندگی اش آمده است که  : ”  روابط میان ایتالیا و امپراطوری عثمانی در زمان سلطان سلیم دوم به تیرگی گرایید زیرا ترک ها قبرس را در ۱۵۷۰ تصرف کردند و میان ناوگان عثمانی و نیروی دریایی ونیز، وابسته به پاپ، و نیروی دریایی اسپانیا درگیری شدیدی رخ داد. در میانه سپتامبر۱۵۷۱، سروانتس در ناوگان مارکسا خدمت می کرد، که زیر فرمان دن خوآن دِ آاوستریا بود و در۷ اکتبر، در خلیج لِپانتو در نزدیکی شهر کورینتوس یونان به دشمن حمله ور شد. این جنگ با شکست مهلک ترکها تمام شد که نتیجه آن از دست رفتن تسلط آن ها بر دریای مدیترانه بود. روایت های مستقلی از حضور سروانتس در این درگیری ها به شجاعت و شهامت او گواهی می دهند که با وجود این که تب شدیدی داشت، ترجیح داد که به جای استراحت وارد نبرد شود. وی دوبار از ناحیه سینه و یک بار از ناحیه دست چپش مجروح شد، جراحتی که دست چپش را تا آخر عمر از کار انداخت. او همیشه از این برهه از زندگی اش با افتخار یاد می کرد. از ۱۵۷۲ تا ۱۵۷۵، هم چنان زندگی اش را در سربازی سپری کرد و در نبرد موسوم به ناوارینو در بندر حلق الوادی، در تونس شرکت داشت. شاید در آن دوران، از هر فرصتی که نصیبش می شد برای آشنایی با ادبیات ایتالیا بهره می برد.” . وی پس از مدتی دوباره عزم وطن می کند و به اسپانیا بر می گردد. در راه برگشت به اسپانیا ، کشتی که او سواربودده است ،مورد حمله قرار می گیرد و دزدان دریایی کشتی را تصرف می کند. از این رو سروانتس و برادرش نیز در طی این حمله ، به عنوان یک برده اسیر می شوند و به الجزیره فرستاده می شوند. در الجزیره ی آن زمان خرید و فروش برده آزاد بوده است و سروانتس نیز درگیر این مسئله می شود و برای فروش به بازار برده ها برده می شود. اما این میان یک اتفاق حیرت انگیز می افتد. دزدان دریایی به نامه هایی که در جیب او بوده است و احتمالا حاصل نامه هایی به پادشاه اسپانیا و یا نامه های جنگی بوده است ، او را تبدیل به یک انسان مهم ( البته ی برده ی ارزشمند) می کند و برای او قیمت بالاتری در فروش می گذارند. این بالا بردن قیمت همیشه خبر خوبی برای یک شخص نبوده است ، چرا که تنها یک درصد از این برده های با قیمت بالا فروش نمی رفتند و اکثر آن ها نه تنها زودتر از سایرین فروش می رفتند ، بلکه مدت اسارت آن ها بعنوان یک برده نیز همیشه بیشتر از سایرین بود. از این رو  وی فروخته شد. اما سروانتس آدمی نبود که تن به بردگی دهد. از این رو چهاربار دست به فرار زد که هر چهار بار دوباره او را گیر انداختند اما به این دلیل که او شخصیت مهمی به واسطه ی ان نامه ها محسوب می شد ، کسی او را به مجازات وا نمی داشت و اذیت و آزاری شامل حال او نمی شد. قضیه ی بردگی سروانتس ، حداقل در دو کتاب مهم تاریخ اسپانیا آمده است و این قضیه تایید شده است. سروانتس در دوران بردگی تصمیم به ان می گیرد که یک جنبش ضد بردگی راه بیاندازد و با بردگی و برده داری مبارزه کند. او به این واسطه اسم و رسم خوبی هم برای خودش فراهم می کند. سه سال پس از اینکه رودریگو ، برادر سروانتس دوران بردگی اش به پایان رسید و به آزادی رسید، خانواده سروانتس به کمک روحانیون توانستد با پولی که جمع آوری کرده بودند ، او را نجات دهند و از بردگی رهایی یابند. وی درست پس از 12 سال در سن سی و سه سالگی به مادرید بازگشت. این دوره از زندگی او در اسارت در بسیاری از نوشته هایش منعکس شده است و می توان از آن بعنوان رنج نامه ی او در مسیر زندگی یاد کرد. اما بعد ، پس از مدتی تصمیم به نوشتن کتاب دون کیشوت می گیرد. بسیاری از افرادی که کتاب های او را بررسی کرده اند و به زندگی نامه ی او دسترسی پیدا کرده اند ، به این نکته اشاره کرده اند که وی دن کیشوت را در زمانی که در بردگی و اسارت بوده است نوشته است و برخی دیگر معقتدند که این اثر با سالها فاصله از آن ماجرا نگاشته شده است.اما در هر صورت ، دون کیشوت پس از اینکه به چاپ رسید ، از همان بدو چاپ و انتشار تبدیل به یک اثر پر فروش گشت. این کتاب هم اکنون نیز یکی از پر تیراژ ترین کتاب های حال حاضر دنیاست . همچنین این کتاب به انتخاب روزنامه ی گاردین ، در لیست صد کتاب برتر دنیا قرار دارد. رمان دن کیشوت به سبک نوشته های پهلوانی و حماسی نوشته شده است و در این باب نیز عده ای معتقدند که او یک کتاب اقتباسی از حماسه های عربی نوشته است و دیگر افراد معتقدند که وی به این علت که دست به خلق اثری حماسی کرده است ودر آن زمان حماسه سرایی هنوز در اسپانیا جایگاه کنونی را نداشته است ، این اثر بیشتر شبیه به حماسه های عربی می آید. با این اوصاف اما نمی توان این مسئله را نادیده گرفت که سروانتس یک پژوهشگر ادبی بوده است و عاشق مطالعه و طبیعتا زمان زیادی را پیش از نوشتن دن کیشوت صرف مطالعه کرده است و در این بین نیز حتما کتاب هایی از ادبیات عرب به دست او رسیده است. اما با همه ی آنچه که ما به آن گمانه زنی می گوییم ، این کتاب دن کیشوت است که یک سر و گردن بالاتر از همه ی آن افسانه های عربی قرار دارد و در جهان نیز شناخته شده است. سروانتس ، با کوله باری از افتخارات ادبی در سال 1616 در 22 آپریل چشم از دنیا بست.

آثار

  • گالاتئا
  • مرد مبتکر: دن کیشوت لا مانچایی
  • رمان‌های سرمشق
  • قسمت دوم رمان شوالیهٔ مبتکر: دن کیشوت لا مانچایی
  • وظایف پِرسیلِس و سیگیس موندا

همچنین رمان دن کیشوت ، بعنوان یکی از صد رمان برتر دنیا ، در بخش کمپین صد رمان برتر دنیا مورد تحلیل قرار گرفته است. اگر دوست دارید که با این اثر ادبی بیشتر آشنا شوید و با ظرایف ادبی آن آشنا شوید ، می توانید به سراغ این بخش رفته و از مقاله ی جامعی که در انجا برایتان فراهم کرده ایم ، استفاده کنید.

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )
Call Now Buttonتماس فوری