وجین گِلَدِستون اونیل زندگی و آثارش

وجین گِلَدِستون اونیل

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

وجین گِلَدِستون اونیل

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.

مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی “وجین گِلَدِستون اونیل” ، نویسنده ی ایرلندی- آمریکایی و خالق کتاب” آنا کریستی” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

وجین گِلَدِستون اونیل نمایشنامه‌نویس برجستهٔ ایرلندی- آمریکایی است که برندهٔ جایزهٔ ادبی نوبل در سال ۱۹۳۶ میلادی شد. خانواده اونیل ایرلندی بودند که به آمریکا مهاجرت کرده بودند.

یوجین اونیل یکی از فرزندان این خانواده در سال 1888 در هتلی در برادوی ، که منطقه ای از شهر نیویورک و مرکز فعالیت های هنری و تماشاخانه مهم آمریکاست، متولد گردید.

پدرش هنرپیشه نمایشنامه های ساده و مردم پسند و در حد خود بازیگری سرشناس بود. وی در (تروپ) گروه نمایشی و سیار خود، اجرایی نمایشی از داستان کنت مونت کریستو به صحنه آورد که خود در آن نقش اصلی را ایفا می کرد.

این نمایش با استقبال فراوانی رویه رو شد و در بیشتر شهرهای آمریکا برصحنه رفت و بدین ترتیب سال های اولیه بوجین در سفر و خانه به دوشی سپری شد.

موقعیت ناپایدار خانواده سبب گردید که او را از هفت تا سیزده سالگی به مدارس شبانه روزی بسپارند و سختی های بسیاری در زندگی خود متحمل شد و به طوری که درباره اش نوشته اند، او و برادرش (ادموند) از آغاز زندگی خود تا جوانی با تئاتر، انزوا، سفر و خیالپردازی دمساز و عجین شده بودند.

وجین گِلَدِستون اونیل که به قول خودش پیوسته در جستجوی (شناخت شخصیت انسان) و معنای زندگی بوده ، از سالهای 1909 تا 1912 در نقاط دوردست و خطرناک به سیر و سفر پرداخته، یه مشاغل عجیبی چون جاشویی کشتی های قاره پیما، استخراج طلا از معادن هندوراس در آمریکای لاتین و … خبرنگاری روزنامه ها دست یازیده است.

ابتلای او به بیماری سل به چنین ماجراجویی ها و تکاپو های فیلسوفانه پایان داد. آثار اونیل تا حد زیادی برگرفته از زندگی واقعی است و حقیقت و واقعیت دستمایه اصلی اونیل در خلق نمایشنامه هایش است.

اونیل در بیش تر آثارش از زندگی واقعی خود و شخصیت هایی سخن می گوید که در اطراف خودش دیده می شوند و به همین دلیل نیز شخصیت هایش تا حد بسیار زیادی قابل باورند و به زبانی دیگر می توان گفت شخصیت پردازی در آثار وجین گِلَدِستون اونیل بسیار عالی و زبردستانه است، زیرا آدم های داستان های او با همین خلق و  خوی و رفتار در دنیای واقعی و در زندگی اونیل وجود دارند و او آن ها را با قلمش به تصویری ماندگار تبدیل کرده است، تا آنجا که حتی برای شناخت بهتر و دقیق تر اونیل و زندگی اش، نمایشنامه “سیر طولانی روز در شب” منبعی مناسب محسوب می شود.

اونیل در این اثر، خانواده و زندگی اش را به تصویر می کشد. شخصیت های محکم و دارای هویت اونیل بخش عمده ای از آثارش را در حوزه رئالیسم و حتی ناتورالیسم قرار می دهند.

البته او در همه دبستان ها، سبک ها و گونه های ادبی نمایشی، طبع آزمایی کرده و با موفقیت و استقبال و تحسین منتقدان روبرو شده است؛ به طوری که اسکار کارگیل و ژوزف وودکراچ او را بزرگ ترین نمایشنامه نویس امریکایی و یکی از چند نمایشنامه‌نویس بزرگ جهان، به شمار آورده اند و برخی نیز آثار او را با آثار سوفوکل و ویلیام شکسپیر مقایسه کرده اند.

چند تن نیز، چون اریک بنتلی، بر آثار او خرده گرفته اند. اما همگی به اهمیت و عظمت نمایشنامه “میمون پشمالو”(۱۹۲۲)، به عنوان یکی از چند تراژدی نوگرای بزرگ در ادبیات نمایشی جهان، اذعان داشته و بیان عمیق و اسلوب استادانه تصنیف این تراژدی را، بسیار ستوده اند.

بدبختی در بیش تر آثار اونیل سایه انداخته است و قهرمانان او بیشتر با امیدهای واهی و هوس های تند و سرکش خود تیره بختی را پذیرا می شوند. گرچه ماجراهای آثار اونیل در امریکا رخ می دهد، اما دردها و رنج های همه انسان ها را به تصویر می کشد.

در حقیقت اگرچه آثار اونیل از فرم درام های جهان پیروی می کنند، اما صحنه ها و شخصیت های اونیل در امریکا شکل می گیرند. وجین گِلَدِستون اونیل از اکسپرسیونیسم اروپایی، به ویژه از استریندبرگ و احیانا از تئاتر ناسیونالیستی ایرلند، بهره گرفته است.

او می‌گوید: «استریندبرگ بود که به من آموخت درام نو چه جلوه‌ای می‌تواند داشته باشد و اشتیاق نوشتن برای تئاتر را در من برانگیخت».

عناوین شاعرانه نمایشنامه های وی هم از اولین تکنیک های رئالیسم (واقع گرایی) بود که به تئاتر امریکا معرفی شد که پیش تر از سوی آنتوان چخوفAnton Chekhov در روسیه، هنریک ایبسن (Henrik Ibsen) در نروژ و آگوست استریندبرگ August Strindberg در سوئد انجام شده بود.

یوجین اونیل روان شناختی مدرن را به عنوان ابزاری برای تجزیه و تحلیل اسطوره ها و افسانه های کلاسیک و کتاب مقدس به کار گرفت و با خواندن آثار نیچه، بر آن شد تا در طبیعت، اتکا به نفس و فردگرایی را در قهرمان شدن بیازماید.

دنیایی که اونیل می آفریند، دنیای مردم عادی و عوام است که در دوران زندگی خود با آنان رو در رو شده است. از این رو شیوه نگارش او نیز عادی و عوامانه است.

او تنها یک نمایشنامه کمدی به نام “آه بیابان” (“Ah Wilderness”) نوشته است. مابقی نمایشنامه های وی تقریبا دارای یک درجه تراژدی و دیدگاه منفی شخصیت هاست.

اونیل با تجربیاتی که دارد، در تئاتر بدعت گذاری بی همتا به حساب آمده است. بدبینی شدید او گاه با مفاهیم فرعی عرفانی، مذهبی و فلسفی همراه می شود.

  در روایت هایی که از بسیاری از منتقدین صورت گرفته است ( از جمله در مقاله ای از سحر جمالی در دانشنامه تئاتر ایران)ایران آثار او به رئالیسم، سمبولیسم و اکسپرسیونیسم راه می جوید و در همه حال از زندگی در دریاها، اسکله ها، انعطاط و فساد و خشونت در نیوانگلند حرف می زند.

برخی از آثار او عبارت اند از: “آن سوی افق”، “امپراتور جونز”، “گوریل پشمالو”، “آنا کریستی”، “فواره”، “فاصله عجیب”، “الکترا سوگوار می‌شود”، “نخستین آدم”، “مرد یخین می آید”، “پیش از صبحانه”، “دینامو” و… .

تقدیم جایزه‌ ادبی نوبل در سال 1936 به وجین گِلَدِستون اونیل به منزله‌ خفتی بود برای تئاترروهای بی‌فرهنگ و ادای دینی به این نمایشنامه‌نویس.

شش سال پیش از این هنگامی که سینکلر لوئیس، جایزه‌ نوبل را پذیرفت، در گفتاری نیمه‌فروتنانه و نیمه‌کنایی، شنوندگانش را با گفتن چنین عباراتی متحیر کرد:

«اگر شما یوجین اونیل را، که هیچ خدمتی به تئاتر امریکا نکرده جز آنکه آن را طی ده‌، ‌دوازده سال از دنیای دروغینی سرشار از حقه‌بازی، نزاکت‌آمیز و مصلحت‌اندیشانه به صورت دنیای پرشکوهی از ترس و بزرگواری برگردانده، انتخاب کرده‌اید، ناگزیر بودم به یادتان بیاورم که او کاری بسیار بدتر از چنین استهزائی کرده است‌.

او زندگی را نه چنان منظم و مرتب که از دیدگاه پژوهنده‌ای دیده شود، بلکه به صورت چیزی هراسناک، شکوهمند و کاملاً دهشت‌انگیز دیده است، چیزی شبیه گردباد، زمین‌لرزه، آتش هولناک» و هنگامی که اونیل جایزه اش را دریافت کرد با یادآوری سخنان سینکلر لوئیس به همان گونه فروتنی نشان داد.

او نوشت: «این عالی‌ترین نشان‌ها بیش از حد خوشحال‌کننده است، چون عمیقا احساس می‌کنم این افتخار نه از آنِ آثار من که متعلق به همه‌ همکارانم در امریکاست.

این جایزه‌ نوبل نماد آن است که تئاتر امریکا به دوران بلوغ خود رسیده است. برای آنکه نمایشنامه‌های من، کاملا برحسب موقعیت و شرایط، صرفا جزء معروف‌ترین نمونه‌های آثاری قرار گرفته است که نمایشنامه‌نویسان امریکایی پس از جنگ جهانی دوم آفریده‌اند.

گرچه برخی منتقدان به شرح و بسط های اضافی آثار وجین گِلَدِستون اونیل بسیار خرده گرفته اند، اما او نمایشنامه نویس یکه  امریکایی در قرن بیستم است که جایگاهی بسیار مستحکم دارد.

حس تئاتری آثار او چنان قوی است که بهترین نمایشنامه هایش در مواردی که ساختار خوبی دارند، بیشتر روی صحنه بسیار موثرتر بودند تا زمانی که در خلوت و تنهایی به عنوان اثری ادبی خوانده می-شوند.

بنابر گفته دوست و ناشرش، بنت سرف، در طول دو قرن تئاتر در نیم کره غربی، اونیل بی تردید نخستین نمایشنامه-نویس امریکایی بود که مقبولیتی جهانی یافت.

وی در دوران اقامت نسبتاً طولانی در آسایشگاه مسلولین در ایالت (کنک تیکت)، به خواندن و نوشتن پرداخت و چند نمایشنامه ای که ردسال 1914 به نام تشنگی انتشار داده ، محصول خواندن و نوشتن در همین دوره است.

پس از ترخیص از بیمارستان اونیل در سمینار نمایشنامه نویسی پروفسور جرج پییرس بیکر حضور یافت. این کلاسها که به نام کارگاه نمیاشنامه نویسی-چهل و هفت به مدت یکسال تشکیل گردید.

البته اونیل در سال1907 دوسال پیش از نخستین ازدواج و شروع به سیرو سفر، در دانشگاه پرینستون ثبت نام کرده بود، به خیال خود، برای همیشه تحصیلات رسمی را رها کرده بود.

چنین به نظر میرسد که سمینار درس پرفسور بیکر ،که نمایشنامه شناس و نقدگر دانشمند و متبحری به شمار می آید، برای اونیل بسیار بهره داشته ، زیرا نمایشنامه هایی که اوپس از طی این دوره آموزشی نوشته، از انسجام ،عمق، پختگی و سبک، شیوه و ترفندهای زیرکانه و زبردستانه تری متشکل است؛ نمایشنامه هایی که چهار جایزه پولیترز و سرانجام در سال 1936 جایزه ادبی نوبل را برای او به ارمغان آوردند.

برای مطالعه بیشتر و بهتر زندگی اونبل می توان به یکی ازآثارش به نام سفر دراز روز در شب که نمایانگر زندگی شخصی و خانوادگی اوست مراجعه کرد.

اونیل سه بار ازدواج کرده بود و هنگامی که یوجین دوم پسر و ثمره اولین ازدواج او،دست به خودکشی زد، وی نیز به نوشتن این نمایشنامه سرگذشت نگارانه،دست یازید و هنگام نوشتن آن، به قول همسر سومش؛همیشه در حال گریستن بود.

باری در سال1953، اونیل پس از نوشتن بیش از سی نمایشنامه ، در زمستان سرد شهر بوستن در گذشته است.

وجین گِلَدِستون اونیل در همه دبستان ها، سبک ها و گونه های ادبی-نمایشی، طبع آزمایی کرده و با موفقیت و استقبال و تحسین منتقدان روبرو شده است.

به طوری که اسکار کارگیل و ژوزف وودکراچ او را بزرگترین نمایشنامه نویس آمریکایی و یکی از چند نمایشنامه نویس بزرگ جهان، به شمار آوردند، و برخی نیز آثار اورا باآثار سوفوکل یونانی و شکسپیر انگلیسی مقایسه کرده اند، و چند تن نیز چون اریک بنتلی برآثار او خرده گرفته اند.

اما همگی به اهمیت و عظمت نمایشنامه میمون پشمالو به عنوان یکی از چند تراژدی نوگرای بزرگ در ادبیات نمایشی جهان، شناخته شده و بیان عمیق و اسلوب استادانه تصنیف این تراژدی را، بسیار ستایش کرده اند.

آثار

  • آن سوی افق
  • امپراتور جونز
  • گوریل پشمالو
  • آنا کریستی
  • فواره
  • خدای بزرگ براون
  • فاصله عجیب
  • دینامو
  • الکترا سوگوار می‌شود
  • آه بیابان
  • روزهای بی پایان
  • سیر روز در شب
  • نخستین آدم
  • مرد یخین می آید
  • پیش از صبحانه

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )