تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” فرخنده حاجی زاده ” ، نویسنده و شاعر پارسی زبان و خالق اثر جاودانه “خاله ی سرگردان چشم ها” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

فرخنده حاجی زاده در بیستمین روز از تیرماه سال ۱۳۳۱ هجری شمسی در بزنجان شهر بافت کرمان چشم به جهان گشود و از همان ابتدای کودکی با ادبیات و موسیقی آشنا گشت. پس از اتمام دوره ابتدایی خانواده وی برای امکان ادامهٔ تحصیل او  به شهرستان بافت رفتند و پس از ازدواج، فرخنده به دلیل شغل نظامی همسرش، به آذربایجان شرقی مهاجرت نمود. در سن چهارده سالگی پسرش «پژمان» دیده به دنیا گشود که همواره همکار و هم پای او در ادارهٔ انتشارات ویستار و مجله بایا بوده‌است (بایا در سال ۱۳۸۷ لغو امتیاز گشت). بعد از تولد دومین فرزندش به نام «پیمان»، تحصیل خود را که به علت ازدواج رها نموده بود بار دیگر از سرگرفت و تا پایان دورهٔ کارشناسی و گرفتن مدرک آن ادامه داد.فعالیت ادبی حاجی‌زاده در سال‌های ۱۳۵۳– ۱۳۵۴ هجری شمسی با سرودن غزل و با به عضویت درآمدن در انجمن ادبی خواجوی کرمان کلید خورد. هر چند حاجی‌زاده در وبسایت شخصی‌ خود به تازگی مطلبی منتشر نموده مبنی بر آن که آن غزل‌ها، که در تذکره‌های مختلف هم آورده‌شده اشت، تا جایی به وسیله برادرها به ویژه حمید تصحیح‌ گشته است که او آن‌ها را را از دیگر برای خود نمی داند و می‌نویسد که در انجمن خواجو زمانی شعرهای آزادش را برای سایرین می‌خوانده، پیشکسوتان او را به نوشتن بیشتر نثر تشویق می‌کردند و جوان‌ترها میان شعرهایش در پی رسالت می‌گشتند تا جایی که او آن شعرها را پاره‌ نمود و تا سال‌ها دیگر شعری نسرود و به خواندن صرف پرداخت. او ادامه می‌دهد آن دوره سلطنت ادبی از آنِ شعر بود و سلطنت موسیقی از آنِ آواز؛ در این دوره هم هنوز عده‌ای تاج موسیقی را بر سر آواز می‌نهند. حاجی زاده  نخستین مطلب ادبی خودش را نقدی می‌داند که در اعتراض به یک مصاحبهٔ استخدامی منتشر کرد و در روزنامهٔ آیندگان در سال ۱۳۵۴ به مرحله چاپ رسید. از سال ۱۳۵۷ به عنوان کتابدار به استخدام وزارت علوم و فناوری درآمد و در اول اسفندماه ۱۳۸۷ بازنشسته گشت. در سال ۱۳۵۹، بنیانگذار و مسئول کتابخانهٔ دانشکده ادبیات دانشگاه کرمان شد. انگیزهٔ و شوق جمع آوری کتاب‌شناسی اساطیر و ادیان این دوره در ذهنش نقش بست. نخستین داستانش را به نام وهم سبز در سال ۱۳۶۷ به قلم تحریر درآورد. در سال ۱۳۶۸ به دانشگاه تهران منتقل شد. از ۱۳۶۹، در کارگاه شعر و قصهٔ رضا براهنی، ادبیات را به صورت مصرانه پی‌گیری نمود و همزمان از محضر استادان حسن انوری،سیروس شمیسا، هاشم توفیق‌سبحانی و اصغر دادبه بهره جست؛ و وزن شعر را از شاعر مشهور زمان ، هوشنگ ابتهاج آموخت.

آثار

رمان

  • خالهٔ سرگردان چشم‌ها- (فارسی و ترکی استانبولی)- مترجم به ترکی استانبولی: هاشم خسروشاهی
  • از چشم‌های شما می‌ترسم (فارسی، ترکی استانبولی به ترجمهٔ هاشم خسروشاهی)- انتشارات «دنیا» در ترکیه
  • من، منصور و آلبرایت “قصه‌ای با مقدمه و مؤخره” (رمان «من، منصور و آلبرایت» در ایران اجازه انتشار نگرفت و انتشارات خاوران در پاریس آن رامنتشر کرد. این رمان روایت قتل حمید حاجی‌زاده و پسرش کارون در کرمان است و به قتل‌های زنجیره‌ای و استخاره‌ای اشاره دارد.

مجموعه داستان کوتاه

  • خلاف دموکراسی – از این مجموعه، داستان «خلاف دموکراسی» به زبان‌های انگلیسی، چکی و ترکی استانبولی ترجمه‌شده‌است. مترجم انگلیسی محمدمهدی خرمی، مترجم ترکی استانبولی هاشم خسروشاهی و مترجم چکی خانم زوزانا است. داستان «وهم سبز» این مجموعه بوسیله مریوان حلبچه‌ای به زبان کردی ترجمه‌شده و داستان «ادامه» نیز بوسیلهٔ هاشم خسروشاهی به زبان ترکی استانبولی ترجمه‌شده‌است.
  • تقدیم به کسی که قاتلم نبود – از این مجموعه ، داستان «PIR» به همت محمدمهد خرمی و شعله وطن، داستان «مانع» بوسیلهٔ علی هداوند و داستان «دست‌های تنهایی» بوسیلهٔ منصوره وحدتی به زبان انگلیسی ترجمه‌شده‌اند و داستان «تقدیم به کسی که قاتلم نبود» بوسیلهٔ لیلا کرمی به زبان ایتالیایی در دست ترجمه است.
  • نامتعارفه آقای مترجم! – (این کتاب دوزبانه و همراه با سی‌دی صوتی منتشرشده‌است) مترجم این مجموعه پریا لطیفی‌خواه است. ترجمهٔ این کتاب زیر نظر محمدمهدی خرمی انجام شده‌است.
  • «تصمیم آنی»

شعر

  • طلعت منم! (مجموعه شعر)

سایر آثار

  • گفتمان ادبی، هنری صِفر (جُنگ ادبی با همکاری نویسندگان دیگر)
  • کتاب‌شناسی اساطیر و ادیان (کتابشناسی تحقیقی)
  • باز اندیشی ۱ (مجموعهٔ نقد ادبی)

مروری بر آثار و اندیشه ها

فرخنده حاجی زاده یکی از ادیبان به شدت تاثیر گذار در جریان ادبی نوگرای ایران است که نه تنها در ایران زمین بلکه در بسیاری از کشورهای جهان نام و آوازه اش به عنوان یک ادیب صاحب سبک طنین انداز شده است. او یک رمان نویس و یک شاعر است که دغدغه های اجتماعی و انسان گرایانه اش او را از دیگران متمایز ساخته شده است. اگر سری به سبک نوشتار او بزنیم و ابتدا فرم نوشته های او را بررسی کنیم ، باید بگوییم که فرخنده حاجی زاده نویسنده ای است که سعی دارد مخاطب را با واژگانی که در طول یک داستان به کار می برد ، اغنا کند و آنچنان ساختار روانی را در دل داستان هایش دارد که مخاطبی که داستان های او را مطالعه می کند ، گویی همراه با خرید یک کتاب ، یک بلیت سفر به رویاهای حاجی زاده را نیز تهیه کرده است. او مخاطب را به نوعی در درون دریای نوشته ی خویش غرق می کند و سپس خود ، ناجی مخاطب می شود. این سبک از نوشته ها را می توان با اختلاف در فرم و همخوانی در بیان ، به نوشته های جیمز جویس نسبت داد. اما از دیگر سود ، اگر بخواهیم بررسی کنیم که وی چگونه دغدغه هایی را در ذهن داشته است و یا چگونه روایتی را مطرح می کند ، باید کمی در ابعاد شخصیتی خود او و رمان هایش متمرکز شویم تا که بتوانیم راه  به یک مقصد نیکو ببریم . شخصیت حاجی زاده ، نماد یک آزاده ی نویسنده است. شاید اگر نگاهی به سیر آثار او کنیم ، در می یابیم که اکثریت آثار او با ممیزی در ایران مواجه شده اند و یا اینکه به کل ممنوع الچاپ شده اند ، اما او به طور کلی هیچگاه تن به این اصلاحات نداده است و با پشتکاری تماما ادیبانه ، داستان هایش را به خارج از مزرها برده و در خارج از مرزها نیز خود را بعنوان یک ادیب معرفی کرده است. نخستین مسئله ای که شاید از روایت این اتفاقات در ذهن بیاید ، ذکر این نکته است که به چه میزان ما با یک نویسنده ی شجاع و توانا در ایران روبرو هستیم که تمامی محدودیت ها را کنار زده و پنجره ای به آزادی و روشنایی گشوده است. این خو نشان از خط فکری و تفکرات به غایت آزاد اندیشانه ی او در زمینه ی نویسندگی و ادبیات دارد. دومین عاملی که می توان از بعد شخصیتی حاجی زاده مورد اشاره قرار داد ، دغدغه های اجتماعی اوست. اگر نگاهی به تاریخ ادبیات داشته باشیم ، در می یابیم که بسیاری از نویسندگان قرن بیستم ، در طی یک جریان فکری ، جامعه و انعکاس احوالات آن را یکی از سرمشق های خود برای رسیدن به هدف والای خود یعنی نویسندگی برای کم کردن رنجی از مردم ، قرار داده اند. از این رو ما می توانیم حاجی زاده را نیز در زمره ی همان نویسندگانی بدانیم که جامعه و احوالات آن برای او از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. اما بعد پیش از اینکه بخواهیم ورود به بحث محتوای آثار او کنیم ، نیاز میدانیم که یک پیش در آمدی برایتان ذکر کنیم که شاید بسیار بتواند در خوانش آثار فرخنده حاجی زاده به شما کمک کند. سالها پیش در کتابی که تحت عنوان ” مردم شناسی ادبیات ” مطالعه می کردم ، جمله ای ذکر شده بود که از آن روز تا به حالا ذهن مرا با معادلات خویش مشغول کرده است و از نگاه شخص بنده شاید یکی از بهترین تعاریف موجود از ادبیات است. در آن کتاب که شاید امروز تنها شمای مبهمی از مشخصات آن در ذهن دارم ، نوشته شده بود که  : ” ادبیات ، آینه ی جامعه است ” . این جمله تا به امروز نه تنها روی روند کاری من بعنوان یک نویسنده و پژوهشگر ، بلکه شاید به جرئت بتوانم بگویم که بر روی تمامی فعالیت های ادبی چند دهه اخیر در ایران تاثیر بسیاری گذاشته است. البته باید به این امر اشاره کرد که شاید بسیاری از نویسندگان ما نیز این جمله را نخوانده اند و از این بعد نیز به ادبیات خیره نشده اند ، اما بعد ، باید به جرئت بگویم که بیش از هزاران اثر در ایران و در خارج از کشور در طول قرن گذشته به چاپ رسیده است که تمام و کمال این مسئله را برای من واضح و روشن ساخته است. حاجی زاده اما از این بین ، جایگاه ویژه تری برای من داشته است ومطالعه ی آثار او نه تنها یک جنبه ی تاثیرپذیری از اجتماع را به من میدهد ، بلکه یک روند تاثیر گذاری را در جامعه نیز برای من تصویر کند. اما اگر از حدیث نفس و احساسات شخصی نسبت به متون حاجی زاده بگذریم ، باید به این نکته اشاره کنیم که محتوای اکثر آثار خانم حاجی زاده ، محتوایی اجتماعی با درون مایه های زندگی کنونی و همچنین تاریخی مردم ایران زمین در گذر احوالات انسانی بوده است. اگر بخواهیم گواهی بر این مسئله در اختیار شما دوستان بگذاریم ، باید بگوییم که کتاب از چشم های شما می ترسم ، یکی از آن کتاب هایی است که می تواند تمام آنچه که شما از حاجی زاده انتظار دارید و شنیده اید و خوانده اید را در یک قاب برای تان تصویر کند. در این داستان بنا بر آنچه که خود حاجی زاده نیز در سایت خویش منتشر کرده است شما تصویری از یک جامعه در گذر تاریخ با اشخاص واقعی را می بینید که در گذر روزمرگی های زندگی خویش اسیرند. این کتاب ، بنا بر پژوهش های تیم مطالعاتی تیموری ، یکی از کتبی است که یک سر و گردن هم به لحاظ فرم و هم به لحاظ محتوا از زمانه ی خویش والاتر است و از همه پیشی گرفته است. در این کتاب ما شاهد زوایای مختلفی از ذهن نویسنده ای هستیم که نه تنها دغدغه ی جامعه دارد  ، بلکه دغدغه ی فرد دارد ، دغدغه ی تاریخ دارد و در یک مفهوم کلی ، دغدغه ی انسان دارد. یکی از دیگر وجوهی که در این کتاب بسیار برای ما چشم نواز بوده است ، جایگاه زن است. طبیعی است و دور از انتظار هم نیست که حاجی زاده به عنوان یک نویسنده ی خانم از حقوق زنان ، به صورهای مختلف صحبت به میان بیاورد. اما خوانش آثار او و شنیدن دغدغه های او در زمینه ی های مختلف نسبت به جایگاه زنان در طول تاریخ و شرایط اجتماعی حال حاضر ایران ، نمایی از نوشته های دوبوآر را در ذهن تداعی می کند که بسیار بسیار مستحکم ، منطقی و دارای صورت روایی قاطعی است. بیش از این ، قلم ما را مجال و سواد گفتن از چنین نویسنده ای بزرگ نیست و تنها سخنی که می توانیم بگوییم ، ذکر این نکته است که حتما کتاب های او را مطالعه کنید و در دنیای ادبیات او غرق شوید ، چرا که او یکی از نویسندگانی است که خوانش آثار او جز زمان های عمر محسوب نمی شود.

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )
© کپی رایت - تمامی حقوق متعلق به وبسایت تیم مطالعاتی محمدرضاتیموری می باشد. هر گونه کپی برداری از محتوای سایت پیگرد قانونی خواهد داشت.