ویلادیمیر ناباکوف

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.

در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” ویلادمیر ناباکوف ” ، نویسنده روسی و خالق اثر جاودانه “لولیتا” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

زندگی نامه

ویلادیمیر ناباکوف ، نویسنده ی معروف وصاحب سبک روسی در تاریخ بیست و دوم آوریل سال ۱۸۹۹ میلادی در شهر سنت پترزبورگ روسیه دیده به جهان گشود. خانواده ی او یکی از متمولین روسیه بودند و ناباکوف در یک خانواده ی بسیار سرمایه دار متولد شد. از این رو می توان گفت که وی زندگی خوبی را در دوره ی کودکی گذراند و این مسئله در شکل گیری سرنوشت او نیز تاثیر بسیار فراوانی گذاشت. در باب کودکی او نیز یک دست نوشته از او موجود است که می گوید  : ” دوران کودکی من نسبت به آن ها که در سنت پترزبوگ بودند ، بسیار شگفت انگیز طی شده است.چرا که من خانواده ی بسیار خوبی داشتم و این خانواده به من کمک می کردند که معنای زندگی را به بهترین شکل ممکن درک کنم. ” . از سوی دیگر ، اگر به خانواده ی او نگاه کنیم ، در می یابیم که خانواده ی او تنها و تنها از طریق سرمایه به ناباکوف خدمت نکرده اند ، بلکه آنها توانسته اند با فرهنگ و سوادی که در درون خانواده ی خود داشته اند نیز به او خدمات بسیاری را عرضه کنند. یکی از این خدات ارزنده برای ناباکوف ذکر این نکته بوده است که خانواده ی او جز معدود کسانی بودند در روسیه که به سه زبان فرانسوی ، انگلیسی و روسی تسلط کامل داشتند. این تسلط به سه زبان باعث شد  که ناباکوف از دوره ی کودکی تحت تعلیم زبان های روسی ، انگلیسی و فرانسه قرار بگیرد و در کودکی همه ی این زبان ها را به بهترین شکل ممکن بیاموزد. این قضیه بسیار بسیار به او کمک کرد ، چرا که وی توانست بعدها با خوانش آثار بزرگان دنیا از ادبیات های مختلف ، تجربیات بسیاری را کسب کند.بنا بر آنچه که خودش می گوید ، نخستین زبانی که به قصد نوشتن یاد گرفتم ، زبان انگلیسی بود. این زبان در آن زمانه شاید یکی از زبان های ممنوعه در روسیه از آن یاد می شد ، اما پدر و مادر ناباکوف سعی کردند دریچه های ذهنی او را به سمت جهانی گسترده تر هدایت کنند. پس از انگلیسی ، روسی دومین انتخاب پدر و مادر برای تعلیم بود و در نهایت فرانسه سومین زبانی شد که ناباکوف در دوره ی تحصیل خویش آموخت. این آشنایی با زبان های مختلف به طور حتم یکی از نقاط قوت او در نوشتن آثاری قدرتمند در حوزه ی نویسندگی بوده است. طبیعی است هنگامی که شما بتوانید با زبان های دیگر ارتباط برقرار کنید ، کتاب های آنان را بخوانید ، با فرهنگ آنان آشنا شوید و به زبان آن ها گفت و شنود کنید ، آنگاه خواهید توانست با یک دید جهان شمول تر دست به قلم برده و از نویسندگی بهره های فراوان ببرید.ناباکوف از همان دوران نوجوانی دست به قلم خوبی داشت. همچنین شرایط فرهنگی خانواده ی او برای او فضایی را فراهم دیده بود که وی می توانست بدون هیچ دغدغه ای به مطالعه کردن بپردازد و این مطالعه کردن طبیعتا در قلم او نیز تاثیر فراوان داشت. پس از اینکه انقلاب بزرگ روسیه بوجود آمد . ناباکوف به همراه خانواده اش روسیه را ترک گفتند و به انگلستان مهاجرت کردند. این اتفاق حول و هوش سال ۱۹۱۹ رخ داده است. .اما بعد ، باید گفت که ورود او به انگلستان باعث شد که او با دروازه ای جدید از علم ادبیات آشنا شود. چرا که وی به دانشگاه کمبریج رفت و توانست در آنجا در رشته ی زبان شناسی با گرایش زبان رومی فارغ التحصیل شود. او پس از اینکه از دانشگاه فارغ التحصیل شد ، تصمیم گرفت که به آلمان برود. او به آلمان رفت و در آنجا نیز شروع به نویسندگی کرد. البته باید به این امر اشاره کرد که نویسندگی در او از دوره ی نوجوانی ماندگار شده بود ، اما با سفر وی به آلمان او فرصتی پیدا کرد که بیشتر به این کار بپردازد. وی در سال ۱۹۲۵ با دختری به نام وراسلومین ازدواج کرد و بعدها با او راهی پاریس شد. در پاریس بود که دروازه های خوشبختی در زمینه ی نویسندگی به سوی او باز شد. او با فردی آشنا شد که توانست او را به ناشرهای معروف فرانسه معرفی کند. ویلسونم ، کسی بود که این معرفی را به دوش گرفت. پس از اینکه این معرفی صورت گرفت ، کتاب هایش چاپ شد و این کتاب ها تا آمریکا نیز سفر کردند و در آنجا بود که نگرش جهان به ناباکوف تغییر کرد و او به عنوان یک نویسنده ی جهانی شناخته شد.این آثار کم کم جدی گرفته می شود و ناباکوف تصمیم می گیرد که به عنوان یک نویسنده به زندگی خود ادامه دهد. نویسندگی برای او مزایای فراوانی داشت. چرا که آنطور که روایت کرده اند و از روی آثار خود ناباکوف نیز کاملا واضح و مشهود است ، نوشته های او بسیار خلاقانه است و این نشان از ذهن بسیار خلاق او دارد. در واقع یکی از ویژگی هایی که می توان برای نویسندگان جهانی معروف قائل شد ، ذکر این نکته است که آنان توانسته بودند به درکی متفاوت از دنیا برسند و همیشه این درک متفاوت از دنیا در قالب خیال صورت می گیرد. اما معدود کسانی هستند که از ین جمع ، خیالات خود را به رشته ی تحریر در می آورند. چرا که آنها احساس می کنند که نوشته هایشان مورد قبول جمع واقع نمی شود و کشش نخواهد داشت. با این اوصاف باید گفت که این تفکر اشتباهی است ، چرا که افرادی چون ناباکوف جز کسانی بودند که این تئوری و نظریه ی غلط را به کل از ذهن جامعه ی نویسندگان پاک کردند و سعی کردند با نوشته هایشان خونی تازه به رگ ادبیات بدوانند. ناباکوف را علاوه بر نویسنده بودنش به یک شطرنج باز حرفه ای می شناسند. او یکی از کسانی است که در حوزه ی بازی شطرنج نیز تالیفاتی داشته است و راهکارهایی برای بازهای قدرتمند تر ارائه کرده است. اما بعد ، هیچ چیز نمی تواند منکر این قضیه شود که دریچه ی بروز تمامی خلاقیت های ناباکوف نویسندگی بوده است. او در طول دوران زندگی خود آثار بسیاری را به زبان مادری اش نوشت. اما به جرات می توان گفت که آشایی او به زبان انگلیسی و نوشتن رمان هایی به زبان انگلیسی و یا ترجمه ی  آثارش به زبان انگلیسی او را به مرز شهرت رسانید و از او نویسنده ای تمام عیار ساخت. این توانایی را در کمتر کسی در دنیای نویسندگی می توان دید که هم قادر به نوشتن باشد و هم قادر به ترجمه ی اثرش به چندین زبان دنیا. این یکی از شاخصه های مثبت درباب فعالیت های ناباکوف بوده است. ناباکوف پس از اینکه رمان هایی را به زبان انگلیسی تحریر و ترجمه کرد ، درسطح جهان شناخته شد. او پس از این که شهرت را تجربه کرد سعی کرد که رمان هایی بنویسد که دقیق تر باشند و صاحب جایگاه ادبی بالاتر در دنیا باشند ، چرا که ناباکوف یک مسئولیت را روی دوش های خود احساس کرد که تنها با نوشتن رمان هایی بهتر و فنی تر می توانست آن ها را بر دارد . وی نخستین رمانی که در دوره ی شهرتش در جهان به رشته ی تحریر در آورد، رمان لولیتا بود. این رمان وی ، در حالی که وی به امریکا سفر می کرد نوشته شد و بعد از اینکه به آمریکا رسید و آنجا سکنی گزید در سال ۱۹۵۳ به اتمام رسید. بعد از اینکه لولیتا به اتمام رسید ، بدون هیچ وقفه ای کار دیگری از او آغاز شد و آن پنین بود. لولیتا پس از مدتی در بازار جهانی رخی نشان داد و باعث شد که یکی از ماندگار ترین رمان های تاریخ شود. وی پس از اینکه این اقبال را در کتاب هایش دید ، شروع به ترجمه ی همه ی آثار خودش به زبان انگلیسی و فرانسه کرد و سعی کرد که خود را به دنیا با نگاهی دیگر معرفی کند. این کار باعث شد که ناباکوف نه تنها روی زبان ها بیفتد ،بلکه به عنوان یک شخصیت تاثیر گذار در جهان ادبیات شناخته شود. لولیتا اثری است که جامعه ی آمریکا بسیار آن را دوست دارد. از این کتاب تا به امروز نسخه های متعددی به زبان های مختلف دنیا ترجمه شده است و به فروش رفته است. همچنین این کتاب توانست یکی از کتاب های ماندگار کتابخانه های آمریکا شود. ویلادمیر در زندگی خود با یک بیماری بسیار ناشناخته روانی در آن زمان دست و پنجه نرم می کرد.این بیماری او را وا می داشت که برای همه چیز یک سمبل و حتی یک تقارن پیدا کند. اما به هر طریق او پس از سال ها زندگی پر بار نهایتا در دوم جولای ۱۹۷۷ برای همیشه زمین را بدرود گفت.

 

آثار

  • ماری – منتشر شده در سال ۱۹۲۶
  • دفاع لوژین – منتشر شده در سال ۱۹۳۰
  • چشم – منتشر شده در سال ۱۹۳۰
  • افتخار – منتشر شده در سال ۱۹۳۲
  • خنده در تاریکی – منتشر شده در سال ۱۹۳۲
  • یاس – منتشر شده در سال ۱۹۳۶
  • دعوت به اعدام – منتشر شده در سال ۱۹۳۸
  • هدیه – منتشر شده در سال ۱۹۳۸
  • افسونگر – منتشر شده در سال ۱۹۳۹
  • زندگی واقعی سباستین نایت – منتشر شده در سال ۱۹۴۱
  • پیچ شوم – منتشر شده در سال ۱۹۴۷
  • لولیتا – منتشر شده در سال ۱۹۵۵
  • پنین – منتشر شده در سال ۱۹۵۷
  • آتش رنگ باخته – منتشر شده در سال ۱۹۶۲
  • آدا – منتشر شده در سال ۱۹۶۹
  • اشیای آشکار – منتشر شده در سال ۱۹۷۲

 

 

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *