آرتور کانن دویل

آرتور کانن دویل و هر آنچه که درباره زندگی و آثارش باید بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

 

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” آرتور کانن دویل ” ، نویسنده انگلیسی و خالق اثر جاودانه “شرلوک هولمز” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

کانن دویل ، نویسنده ی شهیر انگلیسی ، در تاریخ 22 مه 1859 ، در شهر ادینبورگ انگلستان که یکی از پایتخت های ادب و فرهنگ اروپا می باشد ، دیده به جهان گشود. پدرش یک انگلیسی متعصب بود و مادرش نیز یک کاتولیک ایرلندی بود که بسیار به مذهب و گرایش های مذهبی اهمیت بسیار می داد. تاریخ ازدواج پدر و مادر او را سال 1855 ذکر کرده اند. اما گویی در سال 1864 ، یعنی زمانی که دویل ، یک نوجوان بود ، خانواده ی او با مشکلاتی مواجه می شود که نهایت به فروپاشی خانواده ی دویل منجر می گردد. دلیل این فروپاشی را اینگونه ذکر کرده اند که پدر و بیشتر بچه های این خانواده تبدیل به افرادی الکلی شدند و این امر برای آن ها فشار بسیار فراوانی را ایجاد کرد و مشکلات معیشتی و همچنین اخلاقی سنگینی را به بار آورد که در نهایت به فروپاشی خانواده منجر شد. اما بعد ، این خانواده دوباره در سال 1867 گرد هم جمع شدند اما دیگر هیچ کدام آنچنان که باید و شاید به یکدیگر مهر نداشته و هر چه که بود صرفا یک وظیفه برای کنار هم زیستن را تجربه می کردند. این مسئله تا بدان جایی ادامه پیدا کرد که پدر این خانواده از فرط غصه هایی که تحمل کرده بود ، دق می کند و در سال 1893 می میرد. دویل با کمک عموی خود در زمانی که تنها نه سال از زندگیش گذشته بود ، به مدرسه می رود و چندین سال بعد به دانشگاه می رود تا در رشته ی پزشکی تحصیل کند. وی به دانشگاه رفته و تحصیلات پزشکی را در دانشگاه ادینبورگ به پایان رساند، سپس در سمت پزشك نیروی دریایی به دریاهای شمال و سواحل افریقا سفر کرد، در اردوی سودان در افریقا و پس از آن در جنگ جهانی اول شرکت کرد و در ضمن به نویسندگی روی آورد و به نوشتن داستانهای جنائی پرداخت . اولین داستانش در این زمینه به نام مطالعه ای در جاده سرخ A Study in Scarlet در ۱۸۸۷ منتشر شد که اولین بار شخصیت مشهور داستانها و کارآگاه مخلوق او را معرفی می کرد. این اثر که با پیروزی بسیار همراه شد، دویل را بر آن داشت که دنباله طبابت را رها کند و یکباره به ادبیات روی آورد . شهرت اصلی کانن دویل به سبب خلق قهرمان معروف خود شرلوك هومز است که سرگذشت اويك سلسله داستانهای جنائی و کارآگاهی را تشکیل می دهد، از آن جمله: حوادث زندگی شرلوك هومز The Adventures of Sherlock Holmes خاطرات شرلوك هومز The Memories of Sherlock Holmes و مانند آن که غالبا میان سالهای ۱۸۹۱ و ۱۹۲۵ نوشته شده و شامل ده داستان است. شرلوك هومز قهرمان داستانهای کانن دوبل چنان محبوبیتی یافت که به صحنه تئاتر نیز کشیده شد. دوبل جز داستانهای کار آگاهی و چنائی تعداد فراوانی رمان تاریخی انتشار داد که آن ها نیز با یک اقبال بسیار عالی در جامعه روبرو شده اند. در باب نگارش و میل او به نگارش ادبیات می توان چنین گفت که یک سری از انسان ها چون دویل به ذات استعدادهای درونی ای دارند که در جامعه و از طریق بازخورد های اجتماعی پدیدار می شوند. یکی از همین استعدادهای ارزنده در زمینه ی نویسندگی رخ میدهد. در واقع زمانی که یک نویسنده اثری خلق می کند و زمانی که یک شخص احساس می کند که چیزی را برای نوشتن دارد و می تواند در نوشتن موثر باشد ، آنگاه است که فرصتی برای وی فراهم می شود که با توجه به آنچه که در درون به عنوان یک استعداد دارد ، به موفقیت های بسیار بزرگ دست پیدا کند. از این رو دویل هم یکی از آن دسته نویسندگانی بوده است که بازخورد های اجتماعی او را به سمت ادبیات کشاند. چرا که طبیعتا برای کسی مثل دویل ، جایگاه یک پزشک ، موقعیت اجتماعی یک پزشک و صد البته صرفه ی اقتصادی طبابت بیشتر بوده است ، اما نویسندگی ابتدا به امر باعث می شود که یک نیاز درونی در فرد کاملا حل شود و از سوی دیگر نیز باعث می شود که یک انسان با توجه به آنچه که استعداد درونیش است ، شروع به در آمد زایی کند. دویل هم با خلق شرلوک هولمز توانست به یکباره جایگاهی برای خودش در بازار نویسنده ها خلق کند و این برای او در آمد و شهرت را به یکباره فراهم کرد و کاری با او کرد که به کل طبابت را رها کند و به نویسندگی بپردازد. این راز پنهانی است که در نویسندگی وجود دارد و تنها کسانی که با عشق و آموزش به این راه ورود می کنند ، می توانند به این مقام دست پیدا کنند. اما بعد ، پس از اینکه وی تجربه ی موفق شرلوک هولمز را پشت سر گذاشت ، بر این باور رسید که می تواند وقایع بسیاری دیگر را نیز تجربه کند. از این رو به عنوان یک طبیب به جنگ رفت که بعد ها در کتابی به همین نام خاطرات خود را منتشر ساخت. جنگ در افریقای جنوبی war in South Africa  (۱۹۰۲)، همچنین کتاب دیگری تحت عنوان علل و رهبری جنگ جهانی آثار موجب شد که دویل به دریافت لقب سر Sir و مقام نجیب زادگی مفتخر شود. در ۱۹۰۰ سر هنری ایروینگ Sir Henry Irving یکی از کمدیهای کانن دوبل را بر صحنه آورد که پیروزی شایانی بدست آورد و آن تاریخچه واترلو The Story of Waterloo بود. دویل در آخرین سالهای زندگی به علم احضار ارواح و عالم اسرار توجه بسیار یافت و در این زمینه کتابهائی انتشار داد، مانند: مکاشفه ای تازه A New Revelation ، سرگردانی احضار روح The Wandering of a Spiritualist ، سرگذشت احضار دوح History of spiritualism، از جمله ی این کتاب ها بوده اند. آخرین داستان از سلسله داستانهای شرلوك هومز به نام دفتر خاطرات شرلوك هومز – The Case book of Sherlock Holmes در ۱۹۲۷ منتشر شد که این بار به صورت اول شخص مفرد نوشته شده بود و در در جه پائین تری از رمان های قبلی قرار گرفت. اما بعد ، می توان به این نکته اشاره کرد که دویل به طور کلی انقلابی در نویسندگی جهان بوجود آورد. وی توانست سبکی از ادبیات را به وجود بیاورد و آن را پرورش دهد که در طی آن گروهی عظیم از نویسندگان رمان های کارآگاهی به آن گرایش پیدا کنند. شاید به جرئت بتوان گفت که یکی از بزرگترین تاثیرات او در زمینه ی نویسندگی ذکر این نکته بوده است که وی شخصیت سازی در دنیای رمان نویسی را باب کرد. شاید برای شما هم این مورد سوال شده باشد که چرا و چطور به اندازه ای که شرلوک هولمز معروف است ، دویل معروف نیست ؟ اگر بخواهیم پاسخ شفافی برای این امر داشته باشیم باید بگوییم که دویل ، نماد یک شخصیت پرداز نمونه در ادبیات داستانی است . شاید پیش از دویل هم بوده باشند کسانی که شخصیت های قهرمان بسیاری خلق کرده اند اما به جرئت می توان این ادعا را مطرح کرد که هیچ کس مانند دویل نتوانسته است  ، شخصیتی قهرمان و ابر قهرمان خلق کند که فضای خالق اثر در نگارش یک اثر را نیز اشغال کرده و مردم به جای آنکه دویل را بشناسند ، نهایت به این جمله اکتفا می کرده اند که وی خالق شرلوک هولمز است. دویل البته به لحاظ زندگی خانوادگی بسیار بسیار انسان تحت فشاری بود. وی همیشه از خانواده ی خود دور بود و همیشه این نقد هر چند صحیح به او وارد بود که چرا هیچ گاه به تربیت فرزندان خود توجه نمی کند. بنا بر آنچه که روایت کرده اند ، وی شخصیتی بسیار گوشه گیر و انزوا طلب و حتی به گفته ی بعضی از منتقدین خودخواه داشته است که باعث می شده هیچ توجهی به فرزندان و خانواده ی خود نکند. البته برای این امر هم دلایل بسیاری گفته اند. عده ای بر این باورند که اعتقادات او به خرافه های جن و پریان باعث شده بود که او از همه دور باشد. این مسئله نیز در این ریشه دارد که دویل یکی از کسانی بود که به شدت به جن و پری و ارتباط با ارواج اعتقاد داشت و بیش از نیمی از عمر خود را بر روی این مسئله تمرکز کرد و در تنهایی خویش به گفته ی خویش با ارواح مکالمه می کرد. حتی این گمانه زنی نیز درباره ی او شد که وی تمام ایده های مربوط به داستان های شرلوک هولمز را از ارواح می گیرد. اما صحیح یا غلط ، هیچ کس در خلوت های دویل نبوده است که بداند او چگونه تنهایی ای را پشت سر گذرانده است. دویل ، در نهایت ، بر اثر سکته ی قلبی در تاریخ 7 ژانویه ی 1930 دیده از دنیا فرو بست.

آثار

  • شرلوک هولمز
  • درنده باسکرویل

 

مروری بر آثار

اثر شرلوک هولمز یکی از صد رمان برتر دنیاست که در کمپین تیم مطالعاتی تیموری نیز به آن رسیدگی شده است. با این وجود اگر قصد دارید که با این اثر بیش از پیش آشنا شوید ، می توانید حتما سری به این بخش بزنید و آن را مورد بررسی قرار دهید.

در ادامه بخش هایی از کتاب درنده ی باسکرویل را با هم مطالعه می کنیم :

  • واتسون، حقیقتا از همیشه بهتر بود. باید بگویم در تمام گزارش هایی که از سر لطف از موفقیت های ناچیز من ارائه داده ای، معمولا قابلیت های خودت را دست کم می گرفتی. شاید تو شخصا منبع نور نباشی، ولی حامل نور هستی. بعضی آدم ها، بی آن که خودشان نبوغ داشته باشند، قدرت زیادی در برانگیختن نبوغ دارند. دوست عزیزم، اعتراف می کنم که خیلی به تو مدیونم.
  • به این دلیل ساده که خود آن سگ را دم در خانه مان می بینم، و این هم صدای زنگ صاحبش. از جایت تکان نخور، تمنا می کنم، واتسون. او از همکاران توست، و حضور تو می تواند کمکی به حالم باشد. حالا آن لحظه ی شگرف سرنوشت است. واتسون، صدای پای آدمی را در راه پله می شنوی که قدم به زندگی ات می گذارد، و نمی دانی خیر است یا شر. دکتر جیمز مورتیمر، این مرد علم، از شرلوک هلمز، متخصص در جنایت، چه تقاضایی دارد؟ بفرمایید!

 

  • تپانچه شان را می خواستند. برخی اسبشان را و برخی تنگ شراب دیگری می طلبیدند. ولی سرانجام اندک شعوری به ذهن های مجنونشان بازگشت و همگی آن ها، که سیزده تن بودند، بر پشت اسب نشستند و تعقیب را آغاز کردند. ماه در آسمان صاف بالای سرشان می درخشید و آنان در مسیری که دختر جوان برای رسیدن به خانه در پیش گرفته بود، چهار نعل در کنار هم می تاختند.

 

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0/5 ( 0 نظر )
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *