کارل فردریک بکمن و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله کارل فردریک بکمن و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

کارل فردریک بکمن و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” کارل فردریک بکمن ” ، نویسنده  سوئدی و خالق کتاب “مردی به نام اوه” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

کارل فردریک بکمن ، نویسنده و وبلاگ‌نویس سوئدی‌که در دوم ژانویه ۱۹۸۱ در استکهلم زاده شد.بکمن نوشتن را از کودکی آغاز کرد و این در حالی است که در چهار یا پنج سالگی خواندن را آموخت چرا که مادر او معلم بود .او همیشه از نوشتن به عنوان اسبابی برای بروز احساسات خود یاد کرده است.پیش از شروع دوران مدرسه بسیاری از کتابهای بزرگسالان را خوانده بود، برای مثال در هشت سالگی کتاب ارباب حلقه ها را خوانده بود.او ابتدا به عنوان یک وبلاگ نویس شناخته شده بود و سپس برای روزنامه‌های مختلف مقاله می‌نوشت و در مجله ی مترو نیز مشغول به کار شد.نوشته های او صاحب سبکی خاص از نگارش است.خصوصا زبان طنز، ویژگی منحصر به فرد این نویسنده سوئدی است.

در سال ۲۰۱۲ درحالی که ۳۱ سال سن داشت کتاب مردی به نام اوه را نوشت و تا کنون چند میلیون از آن کتاب فروش رفته است، مردی به نامه اوه به سی زبان ترجمه شده و پرفروش ترین کتاب سوئد و نیویورک تایمز است.فردریک بکمن با کتاب «مردی به نام اُوِه» موفق شد داستانی از زندگی مردی را تعریف کند که همه را مجذوب خود می‌کند. روند داستان و کارهای ناگهانی و عجیب در برخی مواقع خوانندگان را در این کتاب به خنده می‌اندازد و در مواقع دیگر در بهت عمیقی فرو می‌برد.رمان «مردی به نام اُوِه» نه تنها کتابی هیجان‌انگیز است، بلکه یک کتاب سرشار از کمدی و دیدگاه های جالب است. این رمان که از سوی نویسنده موفق سال سوئد نوشته شده، یک رمان صادقانه و پر از گرمای وجود است. نویسنده قهرمان‌های داستانش را دوست دارد و همدلی با اُوِه، نه‌تنها از سوی همسایگان بلکه از سوی خوانندگان نیز ابراز می‌شود.در سال ۲۰۱۶ فیلم این کتاب نیز ساخته شد.او بهمراه همسر ایرانی خود و دوفرزندش ساکن سوئد است.در رمان مردی به نام اوه شخصیت پروانه که یک زن ایرانیست از همسر او الهام گرفته شده است .او زنی با شخصیت قوی است و در زندگی نویسنده بسیار تاثیرگذار است.فردریک بکمن یکی از بزرگ ترین نویسندگان سوئدی است که آثارش در تمامی جهان مخاطبان خاص خودش را دارد.

آثار

  • مردی به نام اوه
  • تمام آنچه پسر کوچولویم باید درباره دنیا بداند
  • مادربزرگ سلام رساند و گفت متاسف است
  • بریت ماری اینجا بود
  • شهر خرس
  • و هر روز صبح راه خانه دورتر و دورتر می شود
  • ما در برابر شما
  • و من دوستت دارم
  • رسوایی

مروری بر آثار و اندیشه ها

بکمن یکی از استعداد های نوظهور در دنیای نویسندگی است. نویسنده ای که توانسته است در مدتی کوتاه با کتاب هایش دری به سوی قلب مخاطبان باز کند و از اقبال بسیار زیادی در بین هوادارانش روبرو شود.بکمن نویسنده ای است که کلماتش با روح و روان مخاطبان بازی می کند و آنان را در سفری همراه می کند که سراسر لذت است و تجربه. نوشته های بکمن از دو بعد محتوا و فرم مورد توجه منتقدان است ، اما آنچه که بیش از هم عصرانش او را در مرکز توجهات قرار داده است ، فرم کارهای او است. فرم ادبی نوشته های بکمن دارای یک زبانی خاص است که آمیزه ای از طنز و همچنین بهت و حیرت است. بکمن استادانه کلمات را نقاشی می کند. او می داند که چگونه و به چه شیوه ای مخاطب را پای کتابش بنشیند و با او وارد یک رابطه ی مستقیم شود.حتی بسیاری از منتقدان ادبی نیز به این مسئله اعتراف کرده اند که در میانه ی خوانش آثار بکمن ، وظیفه ی خود که نقد کتاب بوده است را فراموش کرده اند و درگیر کتاب شده اند. مردی به نام اوه نمونه ی بازر زبان فوق العاده و فرم ادبی بی نظیر کارهای بکمن است.در باب محتوا و دغدغه های ذهنی این نویسنده ی سوئدی می توان این چنین گفت که او زندگی انسان را بیش از هر چیز لایق پردازش ادبی می داند. او در تمامی کتاب هایش روایتی صادقانه از زندگی انسان ها را ارائه می دهد. انسان هایی که زندگی عادی دارند و در کنار همه ی اتفاقات زندگی همچنان زندگی می کنند و زندگی را می ستایند. این امر حتی در “مردی به نام اوه “که شاید در ابتدا رویه ای بر عکس داشته باشند و زندگی ناامیدانه ی فردی را نشان دهد نیز مشهود است.خوانش آثار بکمن ما را با دنیایی آشنا می کند که مدتهاست دور از دسترس شده است.دنیایی بدور از حاشیه ها و پر از صداقت. دنیایی که در آن انسان ها به فکر هم می باشند و همدیگر را درک می کنند و هیچگاه قضاوتی در میان نیست.دنیای بکمن دنیایی آشنا و دور از دسترس است.بکمن در بسیاری از مصاحبه ها و حاشیه هایی که به کتاب خود وارد کرده است به این نکته اشاره کرده است که بسیار تحت تاثیر ادبیات و فرهنگ ایرانی ها قرار گرفته است و از آن در رمان های خویش استفاده کرده است. این امر نیز به این دلیل رخ داده است که همسر او ایرانی است و حتی در رمان مردی به نام اوه نیز شخصیت پروانه با توجه به روحیات یک زن ایرانی و با الهام از شخصیت همسر بکمن توسط او نگارش شده است.

در زیر بخش هایی از رمان مردی به نام اوه را با هم مطالعه می کنیم:

  • اوه پنجاه و نه سال دارد. اتومبیلش ساب است. با انگشت اشاره طوری به کسانی اشاره می کند که ازشان خوشش نمی آید که انگار آن ها دزد هستند و انگشت اشاره اوه چراغ قوه پلیس!
  • دنیایی شده که آدم را دور می اندازند قبل از اینکه تاریخ مصرفش تمام شود.
  • اوه چیزهایی را درک می کرد که بتواند ببیند و توی دست بگیرد. بتون و سیمان، شیشه و استیل، ابزار کار، چیزهایی که آدم می تواند با آن حساب و کتاب کند، زاویه نود درجه و دستور العمل های واضح را می فهمید، نقشه و طرح خانه را، چیزهایی را که آدم بتواند روی کاغذ پیاده کند. او یک مرد سیاه و سفید بود.
  • دوست داشتن یه نفر مثه این می مونه که آدم به یه خونه اسباب کشی کنه. اولش آدم عاشق همه چیزهای جدید میشه، هر روز صبح از چیزهای جدیدی شگفت زده میشه که یکهو مال خودش شده اند و مدام میترسه یکی بیاد توی خونه و بهش بگه که یه اشتباه بزرگ کرده و اصلا نمیتونسته پیش بینی کنه که یه روز خونه به این قشنگی داشته باشه، ولی بعد از چند سال نمای خونه خراب میشه، چوب هاش در هر گوشه و کناری ترک میخورن و آدم کم کم عاشق خرابی های خونه میشه. آدم از همه سوراخ سنبه ها و چم و خم هایش خبر داره. آدم میدونه وقتی هوا سرد میشه، باید چیکار کنه که کلید توی قفل گیر نکنه، کدوم قطعه های کف پوش تاب میخوره وقتی آدم پا رویشان میگذاره و چه جوری باید در کمدهای لباس را باز کنه که صدا نده و همه اینا رازهای کوچکی هستن که دقیقا باعث میشن حس کنی توی خونه خودت هستی.
  • معلوم است که سفر با اتوبوس ایده زنش بود. اوه اصلا نمی فهمید این کار چه فایده ای دارد. اگر مجبور بودند به جایی سفر کنند، می توانستند حداقل با ساب بروند، ولی سونیا اصرارش بر این بود که سفر با اتوبوس «رومانتیک» است و اوه در این میان به این موضوع پی برده بود که این «رومانتیک» ظاهرا خیلی مهم است.
  • کسی که بد است فرق دارد با کسی که می تواند بد باشد.
  • سونیا همیشه می گفت اوه «کینه ای» است. مثلا یک بار به مدت هشت سال از نانوایی محل خرید نمی کرد، چون خانم فروشنده فقط یک دفعه پولش را اشتباهی پس داده بود.
  • عشق از دست رفته هنوز عشق است، فقط شکلش عوض می شود. نمیتوانی لبخند او را ببینی یا برایش غذا بیاوری یا مویش را نوازش کنی یا او را دور زمین رقص بگردانی. ولی وقتی آن حس ها ضعیف می شود،حس دیگری قوی می شود. خاطره. خاطره شریک تو می شود. آن را می پرورانی. آن را میگیری و با آن می رقصی. زندگی باید تمام شود، عشق نه.

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

احتیاج به تایید آخرین نظر می باشد
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *