فردریش دورنمات و هر آنچه که درباره او باید بدانید

متن مقاله

فردریش دورنمات

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” فردریش دورنمات ” ، نویسنده ی سوئیسی و خالق نمایشنامه” ملاقات بانوی سالخورده ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

ردریش دورنمات نمایشنامه‌نویس برجسته سوئیسی در پنجم ژانویه (۱۵ دی) ۱۹۲۱ در یکی از روستاهای اطراف شهر برن در کشور سوییس چشم به جهان گشود. پدر دورنمات کشیشی معتقد و متدین و پدر بزرگش شاعری بذله‌گو و سرشناس بود که به خاطر شعرهای انتقادآمیز سیاسی که می‌سرود او را شاعر سیاسی پرخاش‌جو می خواندند. ویژگی‌های این دو نفر بر دورنمات اثرات بسیاری گزارده بود. چنان که این تاثیر را به آسانی در بیشتر نوشته‌های این نمایشنامه نویس شهیر می‌توان دید.دورنمات در ۱۳ سالگی همراه با خانواده به پایتخت نقل مکان کرد. در این شهر پس از اتمام دوران متوسطه وارد دانشگاه شد و بر اساس تاثیری که از پدر و پدر بزرگش گرفته بود در رشته علوم دینی، فلسفه و ادبیات آلمانی به تحصیل پرداخت. پس از تحصیل در رشته ادبیات و فلسفه، چندی در کش و قوس بود که نقاشی را حرفه خود قرار دهد یا نویسندگی را. به زودی حرفه نویسندگی را برگزید، اما هرگز دست از نقاشی برنداشت . تابلوها و طرح‌های او آشکارا حکایت از آن دارند که تئاتر برای او پلی میان نقاشی و ادبیات است. در جوانی، نقد تئاتر و نیز رمان‌های جنایی هم می‌نوشت. پس از چند سال وارد دانشگاه زوریخ شد و در رشته هنر و فلسفه به ادامه تحصیل پرداخت. اما پس از مدتی فشار مالی و فضای کلی دانشگاه و پرداختن به ادبیات نمایشی او را از ادامه تحصیل بازداشت. این نویسنده که ثروت پدری نداشت به کار نگارش مشغول شد و کتاب «مشکلات تئاتر» را به رشته تحریر درآورد. او برای امرار معاش نوشتن نمایشنامه‌های رادیویی را آغاز کرد و از این راه پول خوبی به دست آورد. چنانکه موفق گردید مشکلات مالی خانواده که شامل همسر و سه فرزندش بود را از این راه تا حدود زیادی برطرف سازد.نخستین نمایشنامه دورنمات در سال ۱۹۴۷ با عنوان «این نوشته شد» بر صحنه رفت. داستان این اثر بر اساس جنگ‌های قرن ۱۶ میلادی در اروپا نوشته شده بود. دومین نمایشنامه خود را یک سال بعد با عنوان «نابینا» خلق کرد. این اثر داستان غم انگیز دوک نابینایی است که با از دست دادن پسر و دخترش که عزیزترین بستگانش هستند، روحش چنان آزار می‌بیند که احساس می‌کند در پایان زندگی قرار دارد و عریان در کوچه و خیابان پرسه می‌زند و به بیان درونیات خود با خداوند می‌پردازد.این نویسنده نمایشنامه «رومولوس» را در سال ۱۹۴۸ نوشت که یک کمدی شبه تاریخی و هیجان انگیز است که از کمدی‌های ساتیر یونانی و روم باستان تاثیر پذیرفته ‌است. در روم باستان پس از اینکه امپراتور می‌میرد، رومولوس به جای او بر تخت تکیه می زند و برای تحقق عدالت دست به مبارزه با ظالمان می‌زند و در این راه چنان زیاده روی می‌کند که به نوعی موجب نابودی بسیاری از مسایل دیگر زندگی می‌گردد.دورنمات به فلسفه و زندگی علاقه می ورزید و در داستان‌ها و افسانه‌های کهن روم و یونان باستان مطالعات زیادی داشت. او همواره برای تحقق عدالت در جهان نگران بود و زندگی را با همه زشتی‌ها و زیبایی‌های آن در آثار خود به تصویر می‌کشید. البته او هیچ گاه دچار بدبینی یا سیاه نمایی‌های آزاردهنده نشد و همواره در پی ایجاد و حفظ اعتدال بود و در این امر نیز موفق بود.این نویسنده برجسته در سال ۱۹۳۵ نمایشنامه «ازدواج آقای می‌سی سی پی» را نوشت که این اثر هم از نظر مضمون به مساله وجود بی عدالتی در جامعه می تازد و از نظر ساختار نمایشی تلاشی برای رهایی از قید و بندهایی است که در آن زمان موجب آزار نمایشنامه نویسان بوده‌است. همین مساله هم باعث شد تا این نمایشنامه به عنوان اثری شاخص مورد توجه سایر درام نویسان جهان قرار بگیرد. دورنمات در همان سال «فرشته‌ای به بابل می‌آید» را ساخته و پرداخته کرد که داستان این نمایشنامه بر اساس یک افسانه قدیمی بابلی رخ می دهد و اتفاقات آن در زمان حکومت بخت نصر در سرزمین بابل رخ می دهند.بسیاری از صاحب نظران موفق‌ترین نمایشنامه این نویسنده را «ملاقات بانوی سالخورده» می‌دانند که در سال ۱۹۵۵ نوشته شد.دورنمات در سال ۱۹۶۲ نمایشنامه «فیزیکدان‌ها» را به نگارش درآورد. داستان این اثر در تیمارستان دانشمندان دیوانه می‌گذرد که هر کدام از آنها فکر می‌کند یک شخصیت برجسته دوران هستند. بوتلر خود را نیوتن می‌داند. ارنستی فکر می‌کند اینشتین است و مویبوس خود را حضرت سلیمان می‌داند. این نمایشنامه با آنکه ظاهری ساده و دیالوگ‌هایی قابل فهم دارد، اثری پیچیده و دشوار است که به تئاتر ابزورد متمایل است .اثر مشهور بعدی این نویسنده «بازی استریندبرگ» نام دارد که اقتباسی از نمایشنامه «رقص مرگ» نوشته اگوست استریندبرگ است. این نمایشنامه به مساله زندگی زناشویی و ازدواج می‌پردازد. داستان درباره زن و شوهری است که سال‌های طولانی در یک جزیره دورافتاده در کنار هم زندگی می‌کنند، اما همواره با یکدیگر مشکل دارند و زندگی آنها شبیه میدان جنگ است. در این میان ورود مردی که خود را از اقوام زن معرفی می‌کند، شرایط زندگی شان را به شدت تحت تاثیر قرارمی دهد و کار آنها را به سمت جدایی سوق می کشد دورنمات به دلیل شکست‌های عاطفی و تجربه‌های بسیار تلخی که در زندگی زناشویی خود داشته همواره به مساله ازدواج با نوعی کج‌اندیشی نگاه و این مساله را یکی از مسایل آزاردهنده روح و جسم می پنداشت. او در این راه چنان پیش رفت که ازدواج را جهنم خواند، اما هیچ یک از زن یا مرد به طور کامل و مستقیم مقصر نمی‌داند و شرایط نامناسب حاکم بر زندگی زناشویی را حاصل شرایط کلی می پندارد. به همین خاطر نمایشنامه «بازی استریندبرگ» در محیطی شبیه به رینگ بوکس به تصویر کشیده می‌شود و نمایش به جای بخش بندی، راندبندی می‌شود و ابتدا و انتهای هر تابلو، همانند مسابقه بوکس، با صدای زنگ شروع و تمام می‌گردد.شهاب آسمانی، غربت، روزهای آخر پاییز، پنچری و گفتگوی شبانه تعدادی از دیگر متون نمایشی این نویسنده هستند. در ایران بسیاری از نمایشنامه‌های مشهور دورنمات ترجمه و اجرا گردیده که بیشتر این ترجمه‌ها به وسیله حمید سمندریان انجام شده‌است. ازدواج آقای می‌سی سی پی و ملاقات بانوی سالخورده از جمله آثار ترجمه و اجراشده سمندریان هستند. شعرهای ملاقات بانوی سالخورده به وسیله فروغ فرخزاد در سال ۱۳۵۱ به فارسی برگردانده شده‌است. او در سال ۱۹۹۰بر اثر حمله قلبی از دنیا رفت.

آثار

  • این نوشته شد
  • نابینا
  • رومولوس
  • ازدواج آقای می سی سی پی
  • فرشته ای به بابل می آید
  • ملاقات بانوی سال خورده
  • فیزیکدان ها
  • بازی استریندبرگ
  • شهاب آسمانی
  • غربت
  • روز های آخر پاییز
  • پنچری
  • گفتگوی شبانه
  • قاضی و جلادش
  • سوءظن
  • قول

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1/5 ( 1 نظر )