هاینریش بل و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با ” هاینریش بل ” که در 21 دسامبر 1917 در کلن متولد شد .

هاینریش بل

تاریخ نویسندگی، فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس فرازوفرود این دشت عظیم، نام‌هایی نهفته است که هرکدام برگی از هویت و شناسنامه‌ی نویسندگی در سرتاسر جهان را رقم زنده‌اند.

مطالعه‌ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها، نمایی هرچند کوتاه و گذرا، اما عمیق و قابل تأمل به ما هدیه می‌کند.

در دل هر یک از کلمات آنان، گنجینه‌ای از رازها و معانی نهفته است و در پیاپی سطور پربار آنان، رازهایی برای نویسندگان.

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه وزندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش‌ازپیش آشنا شویم و از این هم‌صحبتی ها خوشه‌ای چند پی توشه‌ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” هاینریش بل “، نویسنده‌ی آلمانی و خالق اثر جاودان ” عقاید یک دلقک” را ورق می‌زنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه هاینریش بل

زندگی نامه هاینریش بل

” هاینریش بل “(Heinrich Böll) در 21 دسامبر 1917 در کلن متولد شد. بعد از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان در 20 سالگی در کتاب‌فروشی کار خود را شروع کرد.

 یک سال بعد هم‌زمان با شروع جنگ جهانی دوم به سربازی رفت و تا 1945 در جبهه‌های جنگ حضور داشت.

باوجود مخالفت‌ها و نارضایتی خانواده‌اش در ابتدا با نازی‌ها و حزب ناسیونال سوسیالیسم همراه و همدل بودنامه‌های او از جبهه‌ی جنگ به دوست‌دختر و همسر آینده‌اش این موضوع را به اثبات رساند.

اما بعد از زخمی شدن در جبهه‌ی شرق دیدگاه وی تغییر کرد و از جنایت رژیم نازی و عمق فاجعه‌ی جنگ آگاه شد.

او در جریان جنگ چندین بار زخمی شد و آسیب دید، فرار کرد و با جعل کردن برگه‌های عبور به غرب رفت.

در غرب توسط آمریکایی‌ها دستگیر شد. بعد از آزادی از زندان‌های آمریکایی همراه با همسرش در کلن که در اثر جنگ بسیاری از آن تخریب و ویران‌شده بود، مستقر شد.

در 1942 با آن ماری سش ازدواج کرد، در 1945 فرزند اول آنها کریستف به علت بیماری درگذشت. بعد از اتمام جنگ تحصیل در رشته‌ی زبان و ادبیات آلمانی را آغاز کرد.

در همان زمان جهت امرارمعاش و همچنین مخارج تحصیل نزد برادرش در مغازه نجاری به‌کار پرداخت. در 1950 در اداره آمار در سمت مسئول سرشماری آپارتمان‌ها و ساختمان‌ها مشغول شد.

نخستین داستان‌های خود را در 1947 منتشر کرد، در 1949 داستان قطار به‌موقع رسید باعث شهرت وی شد. برای داستان گوسفند سیاه اولین جایزه ادبی‌اش را در جایزه ادبی گروه 47 دریافت کرد.

در 1956 به علت به چاپ رساندن کتاب یادداشت‌های روزانه راهی ایرلند شد. وی مسئولیت ریاست انجمن قلم آلمان را در 1971 پذیرفت و تا 1974 ریاست انجمن بین‌المللی قلم را بر عهده گرفت.

به‌عنوان دومین آلمانی بعد از توماسمان در 1972 جایزه نوبل را دریافت کرد. وی در 1976 خروج خود و همسرش را از کلیسای کاتولیک اعلام نمود. هاینریش در 16 ژوئیه 1985 درگذشت.

آثار هاینریش بل

آثار هاینریش بل

  • قطار به موقع رسید
  • گوسفندان سیاه
  • آدم، کجا بودی؟
  • و حتی یک کلمه هم نگفت
  • خانه‌ای بی‌سرپرست
  • نان سال‌های جوانی
  • یادداشت‌های روزانه
  • بیلیارد در ساعت نه و نیم
  • عقاید یک دلقک
  • جدایی از گروه
  • پایان مأموریت
  • سیمای زنی در میان جمع
  • آبروی از دست رفته کاترینا بلوم
  • شبکه امنیتی
  • زنان در چشم‌انداز رودخانه
  • میراث
  • فرشته سکوت کرد
  • اتفاق
  • ویمپو
  • راهب

مروری بر آثار و اندیشه ها

مروری بر آثار و اندیشه ها هاینریش بل

هنگامی‌که صحبت از هاینریش بل آلمانی به میان می‌آید، بی‌گمان ذهن آدمی به یک واژه میل می‌کند و آن انسانیت است.

نویسنده‌ای که تمام نوشته‌هایش بی‌شک آموزه‌هایی است برای انسانیت و در سوگ انسانیت ازدست‌رفته. او یکی از دغدغه مند ترین نویسندگان جهان در باب مسائل و اتفاقاتی است که به‌کل خارج از محدوده‌ی جغرافیا و زمان است.

او انسان را می‌ستاید. اخلاق را پرستش می‌کند و بر مزار انسانیت ازدست‌رفته زار می‌گرید. اگر سری به یکی از آثار هاینریش بل زده باشید در می‌یابید که خط به خط از نوشته‌های او سرشار از مهر و لطافت و آسایش بشری است.

او به هیچ‌چیز جز جهانی بی جنگ، جهانی پر از درک و جهانی پر از عشق و مهربانی نمی‌اندیشیده است و در عین امیدواری سوگنامه‌هایی را به چاپ رسانیده است که در هرزمانی برای آدمیان این کره‌ی خاکی می‌تواند راهنمای راه انسانیت باشد.

در ایران او را با عقاید یک دلقک می‌شناسند. کتابی که در عین پرفروش بودن، یکی از پربحث ترین کتاب‌های بازار ایران است.

از بدو روزهای انتشار آن در جای‌جای دنیا جریان فکری بل مورد تأیید قرار گرفت. او به‌واسطه‌ی این کارنامه هنری پربار برنده‌ی جایزه نوبل شده است.

دیگر درون‌مایه که به‌موازات مسئله‌ی انسانیت در آثار هاینریش بل می‌توان مشاهده کرد، مسئله‌ی جنگ است. او بیش از نیمی از آثارش را به وقایع جنگ جهانی دوم اختصاص داده است.

قلم سحرآمیز هاینریش بل به‌عنوان یک نویسنده از هزاران ترکش سربازان به جان مخاطبان سنگین‌تر می‌نشیند.

او بسیار واقع‌گرایانه جنگ را توصیف می‌کند و در قبال جنگ موضعی مخالف دارد. او جنگ را یکی از بی‌رحم ترین و پوچ‌ترین کارهای دنیا می‌داند.

او جنگ‌ها را نه تنها بر سر منفعت نمی‌بیند. بلکه جنگ‌ها را حاصل یک پروسه‌ی انسان و انسانیت سوزی می‌داند.

اگر بخواهیم به یکی از آثار او رجوع کنیم و آن را مورد تحلیل و بررسی قرار بدهیم، بهترین گزینه و آشناترین گزینه برای ما، عقاید یک دلقک است. عقاید یک دلقک همان‌طور که گفتیم با درون‌مایه ی سوگ انسانی، هم سر و همراه است.

درواقع عقاید یک دلقک نه تنها به انسان، بلکه به یک اجتماع غریب و ماتم‌زده نیز می‌پردازد. درواقع او در عقاید یک دلقک، دلقک را نمادی از یک انسان مهربان و با قلبی از طلا می‌داند که از فرط ریای زمانه خود را پشت نقابی پنهان کرده است.

در این اثر بل خواننده را با وجوه جدیدی از دورویی‌ها در جامعه مواجه می‌کند. او یکی دیگر از عوامل سقوط انسانیت را در این کتاب دو رویی می‌داند.

دو رویی عامل مرگ اخلاق در یک جامعه است. مرگ انسانیت و اخلاق آن چیزی است که بل در باب روزگار امروزه‌ی ما آدم‌ها می‌گوید.

در خلال نکات اصلی این کتاب بل اشاره‌ای به چند نکته‌ی فرعی دارد که هیچ کمی و کاستی نیز از مطالب اصلی کتاب ندارد.

او به موردی اشاره می‌کند که کنون شاید مصداق بارز آن را بتوان در جوامع بسیار مشاهده کرد. مسئله‌ی قضاوت‌های شخصی، یکی دیگر از آن موضوعاتی است که هرچند بل آن را تلویحاً، اما با هنرمندی فراوان به رشته‌ی تحریر درآورده است.

بل معتقد است قضاوت‌های شخصی باعث می‌شود که سطح دو رویی‌ها نیز افزایش باید و به دنبال آن فساد و فحشا نیز زیادتر گردد.

بل سهم عظیمی نیز در بیداری ملی آلمان پس از جنگ جهانی دوم داشته است.

او باعث شد که مردم با خواندن آثارش به شناخت بهتری از جامعه‌ی خود رسیده و همچنین سعی در یک جنبش ملی برای تغییر اوضاع آلمان داشته باشند.

در زیر بخش‌هایی از کتاب عقاید یک دلقک را خواهید خواند. خوانش این کتاب ارزشمند از بل را به شما توصیه می‌کنیم. این کتاب نیز توسط روزنامه گاردین در لیست صد کتاب برتری که باید قبل از مرگ بخوانید، جای گرفته است.

““دست‌هایش زیر بغلم گرم شده بود و به همان نسبت که دست‌هایش گرم می‌شد، من خواب‌آلوده می‌شدم.

به‌زودی دست‌های او بودند که مرا گرم می‌کردند و وقتی از من پرسید: که آیا او را دوست می‌دارم و زیبا می‌دانمش، گفتم: واضح است. ولی او عقیده داشت که چیزهای واضح را هم با میل می‌شنود. و من زیر لب خواب‌آلود گفتم، بله، بله، او را زیبا می‌دانم و عاشق او هستم.”.

”  گفتم: کار خیلی فوری دارم

گفت: کسی مرده؟

گفتم: نه، ولی چیزی شبیه به آن .

گفت: تصادف شدید اتومبیل؟

گفتم: نه، یک تصادف داخلی.

با صدایی کمی آرام تر گفت: آخ، خونریزی داخلی.

گفتم: نه، روحی، یک مسئله‌ی روحی است.

گویا این کلمه برایش نامفهوم بود، مدتی به طرزی سرد سکوت کرد.

گفتم: خدای من، آخر انسان از جسم و روح تشکیل شده است ” .

“مدت‌هاست که دیگر باکسی درباره‌ی پول و هنر حرف نمی‌زنم. هر وقت که این دو باهم برخورد می‌کنند، یک جای کار لنگ است. هنر را یا گران می‌خرند یا ارزان.

در یک سیرک سیار انگلیسی دلقکی را دیدم که کارش بیست برابر و هنرش ده برابر من ارزش داشت و روزانه کمتر از ده مارک می‌گرفت: اسمش جیمز آلیس بود و نزدیک پنجاه سال داشت و وقتی او را به شام دعوت کردم غذا عبارت بود از املت گوشت خوک، سالاد و شیرینی سیب حالش به هم خورد. او در عرض ده سال گذشته این مقدار غذا را در یک وعده نخورده بود. از وقتی جیمز را دیده‌ام دیگر درباره‌ی پول و هنر باکسی حرف نمی‌زنم.”

بخش هایی  از کتاب عقاید یک دلقک اثر هایرینش بل

محمدرضا تیموری

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )