اُنوره دو بالزاک و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله اُنوره دو بالزاک و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید  را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

اُنوره دو بالزاک و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس فراز و فرود این دشت عظیم ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” انوره دو بالزاک ” ، نویسنده ی فرانسوی را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

” اُنوره دو بالزاک ” نویسنده فرانسوی در 20 مه 1799 متولد شد. 8 ساله بود که وارد مدرسه ی شبانه روزی شد اما سرانجام در 1813 مدرسه را رها کرد و در 1814 با خانواده اش به پاریس رفت . 4 سال بعد مدرک خود را در رشته حقوق دریافت کرد ، بعد از آن با وجود مخالفت های خانواده اش تصمیم گرفت به ادبیات بپردازد . در آغاز تحت تأثیر والتر اسکات نوشتن رمان های تاریخی را شروع کرد ، بعدها به این رمان ها لقب ” مزخرفات ادبی ” را داد . در آن روزها با لور دو برنی آشنا شد ، زنی که برای او هم مادر و هم معشوقه بود و از بالزاک هرگونه حمایت مادی و معنوی کرد ؛ محبتی که از سنین کودکی بالزاک از آن محروم بود با حضور آن زن جبران شد .در 1829 روان شناسی ازدواج اولین اثر قابل توجه و مهم بالزاک منتشر شد . او پس از آنکه با چندین اثر عامه پسند و فکاهی و همچنین سعی بر امرار معاش از طریق چاپ و انتشار دچار بدهی سنگین و بسیاری شد در 1831 با چاپ چرم ساغری به شهرت فراوانی رسید .وی شبانه روز مشغول نوشتن بود و با توجه با خوش گفتاری و خوش پوشی اش مهمان سالن های پاریس مانند سالن دوشس دابرانتس بود . وی رمان زنان رها شده را به آن زن تقدیم کرد . وی با زنان بسیاری رابطه ی عاشقانه داشت و همه ی آنها الهام بخش شخصیت های زن رمان های او بودند مانند لور دو برنی ( در زنبق دره ” مادام دو مورسوف ” ) ، دوشس دو کستری ( با همین نام در دوشس دولانژه ) ، کارولین مربوتی ( در الهه ناحیه ” دینا دو بودره ) و کنتس ژیدوبونی ویسکونتی ( در زنبق دره ( لیدی دادلی ) .دختری به نام مری کارولین حاصل رابطه ی او با مری دو فرنه است . وی با کنتس اولین هانسکا همسر اشراف زاده لهستانی که صاحب املاک بسیاری در روسیه بود 17 سال رابطه و مکاتبه داشت . نامه های بین آن دو با عنوان نامه به بیگانه منتشر شدند . کنتس در 1841  بعد از مرگ همسرش از ازدواج با او خودداری کرد اما سال ها بعد در 1850 زمانی که بالزاک سخت درگیر بیماری بود راضی شد با او ازدواج کند . چندین ماه بعد از آن در 18 اوت بالزاک درگذشت .

آثار

  • شوان‌ها
  • گوبسک رباخوار
  • چرم ساغری
  • سرهنگ شابر
  • اوژنی گرانده
  • عشق کیمیاگر
  • مادام دولاشانتری
  • یادگارهای دو نوعروس
  • دختر چشم طلایی
  • باباگوریو
  • زنبق دره
  • پیردختر
  • سزار بیروتو
  • کشیش دهکده اورسولا میروئه
  • دام گستر
  • زن سی ساله
  • آرزوهای بربادرفته
  • دهقانان
  • پزشک دهکده
  • دخترعمو بت
  • پسرعمو پونس
  • بهروزی و تیره‌روزی‌های روسپیان تحت عنوان فراز و نشیب زندگی بدکاران
  • دوشس دولانژه
  • مسافرخانه سرخ
  • فلسفه زندگی زناشویی
  • زن بیگناه
  • هونورین

مروری بر آثار و اندیشه ها

بالزاک از معدود نویسندگانی است که تمام خودش و تمامیت خودش را در آثارش نمایان می کند. عمده دلیل موفقیت او نگارشی مخاطب پسند و همچنین صادقانه و منطبق با حقیقت های وجودی اوست . اگر برای یکبار هم کتاب ” بابا گوربو” را خوانده باشید در می یابید که به چه میزان این نویسنده ی بزرگ صادقانه و با نثری عاری از هر گونه اغراق و دغل به گفتگوی نهانی با مخاطب می پردازد. آنچه شاید مضمون بسیاری از آثار بالزاک بوده است ، مهر و محبت است. او به اقسام گوناگون مهر و محبت را در آثارش جاری کرده است. سهم بیشتری از این محبت را رابطه ی پدر و فرزندی در آثار او دارد. او در اکثریت آثارش به یک حماسه سرایی در باب پدران دست زده است. او آنچنان لطیف عمیق ترین لایه های مهر پدری را به کلمات گره می زند و با مخاطب همراه می شود که گویی او خود یک مخاطب بوده است و روایت آنچه دیده است را به خوانندگان اثر خود هدیه می دهد. بالزاک بیش از آنچه فکرش را بکنید بر عزت آدمی تاکید دارد. او معتقد است هیچ چیز انسان را جز “کرامت انسانی ” او زنده و با عزت نگه نمی دارد. ” کرامت انسانی” در آثار بالزاک نقش ویژه ای  داشته و او به این مسئله توجه بسیار کرده است. او انسان را در قبل حوادث مسئول می بیند. او معتقد است آدمی تا پای جان خود باید برای آنچه می خواهد و آنچه به او عزت می دهد بجنگد. او همچنین در اکثر آثارش شرایطی را برای مخاطبین توصیف می کند که انسانی دارای عزت انسانی و کرامت انسانی ، در برابر حوادثی قرار می گیرد که گذشتن و زیر پا گذاشتن اخلاق انسانی ، او را به یک موفقیت و یا یک رشد می رساند. اما شخصیت هایی که او در داستان هایش به تصویر می کشد ، اینچنین نیستند. آن ها افرادی مقاوم و صبور و همچنین دارای عزت نفس بسیار در راه زندگانی خویش هستند. این مفهوم شاید به نظرتان کلیشه بیاید اما باید به این نکته اشاره کرد که رمان های بالزاک هیچگاه رنگ کلیشه به خود نگرفته است. کلیشه آن زمانی است که نویسنده بدون گذر از دریچه های فکری مخاطب دست به عملی بزند که برای مخاطب از پیش قابل حدس بوده است. در حالیکه بالزاک هیچگاه این کار نمی کند. بالزاک با مخاطب همراهی می کند. خودش را جای مخاطب می گذارد. اگر مخاطب در برابر شخصیتی واکنش های متفاوتی دارد ، بالزاک آن ها را سنحیده و از دروازه های گوناگون وارد ذهن یک مخاطب می شود. چرا که خود بخشی از مخاطب داستان خود است. در رمان بابا گوریو که شاهکار اوست به چندین عامل اشاره می کند که در حفظ کرامت انسانی و مفهوم مهر در کارهایش بسیار تاثیر گذار بوده است. باباگوریو داستان پدری است که دخترانی دارد و این دختران را از جان خویش بیشتر دوست دارد. دست تقدیر گوربو را در شرایطی قرار می دهد که مجبور است برای رضای دخترانش و اینکه آنان تا اعماق وجودشان احساس نیک بختی کنند ، دست به هر کاری بزند.

اگر بخواهیم بابا گوریو را خلاصه ای از تمام اندیشه های بالزاک بدانیم ، گمان به اشتباه نبرده ایم. باباگوریو به همه جای ذهن بالزاک سرک کشیده است و خود او نیز بارها پیش از نگارش این کتاب گفته است که قصد دارد شاهکاری بنویسد و الحق نیز شاهکاری گران سنگ در ادبیات جهان به رشته ی تحریر در آورده شده است.او در این رمان مسائل اساسی و بنیادی چون مهر و ارزش خانواده را بیان کرده است که نه تنها برای جامعه ی خودش بلکه برای همه جهانیان مفاهیم با ارزشی است. از نظر بالزاک خانواده منشا مهر است و هر آدمی نخستین بارقه های مهر را از دریچه ی اعمال درون خانوادگی می بینید و با آن عاشق می شود. او معتقد است بسیار مهم است که ما چگونه در خانواده ها مهر را می آموزیم. اینکه بر روی مهر تاکید دارد دلیلش آن است که او مهر را مایه ی اخلاق نیز می داند. زندگی اخلاقی یکی از شاخصه هایی است که بالزاک بدان اشاره دارد و معتقد است که می توان در دل اخلاق نکاتی یافت که زندگانی بشر را به وسیله ی آن متحول کرد. نثر بالزاک آنچنان قوی و درجه یک بود که همین بس که بزرگانی چون مارسل پروست از نثر او الهام گرفته و کارهایشان را با سبک او پیش می بردند. هنگامی که او فوت کرد ، تمامی نویسندگان معروف در مراسم او حاضر شدند و حتی ویکتور هوگو یک سخنرانی مفصلی در این باب انجام داده است که در آن بالزاک بعنوان یک نخبه و نبوغ نویسندگی شناخته شده است.

بالزاک را باید بسیار با تامل خواند. رمان های بالزاک که غالبا پر از معانی عمیق است را نمی توان بدون درنگ و تامل مطالعه کرد. باید آن را کالبد شکافی کرد. در دل هر جمله و سط بالزاک آنچنان صادقانه و صمیمی واژه ها را کنار هم چیده است که مخاطب را به شگفتی وا داشته و تمامی ذهن او را برای مدت ها با آثار بالزاک درگیر می کند. این مولفه ی بالزاک او را در فهرست بهترین نویسندگان جهان قرار داده است. به جرئت بخشی از ادبیات جهان امروزه به بالزاک مدیون است. این دین نه تنها در حوزه ی ادبی بلکه در حوزه هایی چون روانشناسی و فلسفه نیز وجود دارد. بالزاک را باید با نوشته هایش شناخت. در زیر بخشی از کتاب بابا گوریو را خواهید خواند :

” ثروتِ سریع مساله ای است که امروزه پنجاه هزار جوان قصد دارند حلش کنند، جوان هایی که همه در وضعیت شما هستند. شما یک واحدِ این رقم اید. خودتان حساب کنید چه تقلایی باید بکنید و مبارزه چقدر وحشیانه است. باید مثل عنکبوت های زندانی همدیگر را بخورید چون بدیهی است که پنجاه هزار سِمَتِ خوب موجود نیست. می دانید در این مملکت چطور باید ترقی کرد؟ یا با درخششِ نبوغ یا با شگرد فساد. یا باید مثل یک گلوله توپ میان این توده آدم راه باز کنید، یا این که مثل طاعون به جان شان بیفتید. شرافت به هیچ دردی نمی خورد. همه در مقابل قدرت نابغه کمر خم می کنند. البته ازش متنفرند، سعی می کنند بدنامش کنند، چون همه را برای خودش برمی دارد و به کسی چیزی نمی دهد، اما اگر پایداری کند بالااخره جلوش زانو می زنند؛ در یک کلمه، اگر نتوانید زیر لجن دفنش کنند زانو می زنند و می پرستندش. “

بخشی از رمان باباگوریو _ اثر دو بالزاک

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )
Call Now Buttonتماس فوری