جی کی رولینگ

ما قصد داریم در این مقاله دفتر زندگانی ” جی کی رولینگ ” ، نویسنده ی انگلیسی و خالق مجموعه کتاب های “هری پاتر ” را در اختیار تان قرار دهیم

جی کی رولینگ

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است.

در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.

 مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.

در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” جی کی رولینگ ” ، نویسنده ی انگلیسی و خالق مجموعه کتاب های “هری پاتر ” را ورق میزنیم

چی کی رولینگ

به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

 جوآن “جو” رولینگ در ۳۱ ژوئیه  ۱۹۶۵ در شهر ییت زدیک بریستول انگلستان بدنیا امد.

او رمان‌نویس، فیلم‌نامه‌نویس و بشر دوست اهل بریتانیا است که عمدهٔ شهرتش را برای نوشتن مجموعه داستان‌های هری پاتر به دست آورد

با نامهای هنری جی. کی. رولینگ و رابرت گالبریث شناخته میشود. او در رشتهٔ زبان و ادبیات فرانسه در دانشگاه اکستر انگلستان تحصیل کرد.

رولینگ در سال ۱۹۹۰ هنگامی که در انتظار یک قطار که تأخیر داشت، بود، ایدهٔ هری پاتر و مدرسهٔ جادوگری در ذهنش جرقه زد.

 سه سال بعد در زمانی که از همسر روزنامه‌نگار پرتغالی‌اش جدا شده‌ بود و در حالی که همراه دخترش – جسیکا – که حاصل ازدواج ناموفقش زندگی می کرد نوشتن داستان را از سر گرفته بود.

با توجه به مقاله چاپ شده در روزنامه گاردین برای تدریس زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی به پورتو پرتغال سفر کرد.

او یک روز پس از شنیدن به یکی از کنسرت‌های چایکوفسکی نوشتن را آغاز کرد و پس از گذر هجده ماه (۱۶ اکتبر ۱۹۹۲) زندگی در پورتو او با روزنامه‌نگار پرتغالی به نام ژورگه آرانتس ازدواج کرد و در کمتر از یک سال دختر آن‌ها به نام جسیکا به دنیا آمد.

 رولینگ پیش‌تر در زمان بارداری یک بار دچار سقط جنین شده‌ بود که با این وجود در ۱۷ نوامبر ۱۹۹۳ از همسر پرتغالی خود طلاق گرفت.

برخی از زندگی‌نامه نویسان مدعی اند که علت این جدایی رنج رولینگ از رفتار خشونت‌آمیز شوهرش بوده است، هرچند که این صحبت هیچ گاه تایید نشد.

مدتی پس از این جدایی او به همراه دختر کوچکش به ادینبرو اسکاتلند سفر کرد. هفت سال پس از فارغ‌التحصیلی، او خود را یک شکست خورده واقعی می‌دانست.

او با داشتن دختری هفت ساله، هم در ازدواجش ناکام شده‌ بود و هم بدون شغل بود؛ پس او تمرکز خود بر روی نویسندگی را بیشتر کرد.

مدتی نیز او در درمانگاه افسردگی به علت افسردگی و اقدام به خودکشی ناموفق بستری بود.

خلق موجودی به نام دیوانه ساز در مجموعه داستان‌های هری پاتر برگرفته از همین دوره از زندگی رولینگ است.

مجموعه ی هری پاتر توانست اقبال خوبی برای او فراهم کند و اگر بخواهیم آماری از این کتاب ارائه دهیم می توانیم چنین بگوییم که این مجموعهٔ داستانی به ۶۵ زبان و به‌طور تقریبی در ۴۵۰ میلیون نسخه چاپ گردیده است.

چی کی رولینگ

کتاب‌های هری پاتر از پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ بشر شمرده می شوند.

وی زندگی پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته است ، او در برهه ای زندگی تجربه ای بسیار سخت را گذراند.

به روایت او، زندگی در آپارتمانی کوچک به همراه دخترش، بدون شغل و بدون پول، باعث شده بود که او دچار افسردگی شدیدی شود و خودش می گوید که حتی به فکر خودکشی هم افتاده بود.

او مجبور بود که به کمک های دولتی تکیه کند و بیشتر زمان خود را مشغول نوشتن «هری پاتر» در کافه ها بود، در حالی که جسیکا در کالسکه ای کنار او به خواب می رفت.

رولینگ در سخنرانی خود در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه هاروارد گفت:

«ازدواج بسیار کوتاه مدت من با ناکامی مواجه شد، و من بیکار، یک مادر تنها، و تا حد ممکن فقیر بودم… بر اساس هر نوع استانداردی، من بزرگترین فرد ناموفقی بودم که می شناختم.»

بعد از بارها عدم پذیرش از سوی ناشران، وی تصمیم گرفت که یک نسخه دستنویس «هری پاتر و سنگ جادو» را برای یکی از انتشاراتی های معروف آن زمان بفرستد.

در نهایت شرکت انتشاراتی بلومزبری در لندن چاپ این کتاب را در سال 1997 قبول کرد.

او به درخواست ناشر، حرف کی را به یاد کاتلین مادربزرگ پدری خود به نام مستعارش اضافه کرد چرا که اسم های زنانه در نظر مخاطبان هدفی که شامل پسرهای جوان می شد خیلی جذاب نبود.

چی کی رولینگ

پس از انتشار و بعد از سه روز از چاپ کتاب هری پاتر در بریتانیا، شرکت انتشاراتی اسکولاستیک مبلغ 100 هزار دلار برای کسب حق نشر آن در آمریکا پرداخت کرد که این مبلغ برای کتاب های کودکان تا آن زمان بی سابقه بود.

آنچه که از مصاحبه های اخیر او به دست ما رسیده است ، او هم اکنون در حال خلق داستان جدیدی است تا به کمک آن بتواند شخصیتی جدید را وارد دنیای ادبیات داستانی کند و به مانند هری پاتر و خلق این شخصیت ، موفقیت کسب کند.

آثار

مجموعه کتاب های هری پاتر شامل:

  • هری پاتر و سنگ جادو
  • هری پاتر و تالار اسرار آمیز
  • هری پاتر و زندانی آزکابان
  • هری پاتر و جام آتش
  • هری پاتر و محفل ققنوس
  • هری پاتر و شاهزاده دورگه
  • هری پاتر و یادگاران مرگ

مروری بر آثار و اندیشه ها

جی کی رولینگ ، به معنای واقعی کلمه خاطره ساز چندین نسل از کودکان و نوجوان است.

نویسنده ای که زندگی اش را با کلماتی که بر روی کاغذ آورد ، به طور کلی متحول کرد.

اگر بخواهیم سیری در آثار و اندیشه های او داشته باشیم ، باید اعتراف کنیم که نمی توانیم سیر زندگی او را از آنچه که او به رشته ی تحریر در آورده است ، جدا کنیم.

چرا که یکی از رسالت هایی که ما در سایت تیم مطالعاتی تیموری ، دنبال می کنیم ، ذکر این نکته است که به شما گوشزد کنیم:

نویسندگی به چه شکل می تواند زندگی ما را متحول کند و ما چگونه می توانیم با استفاده از کلمات و آوردن آن ها روی کاغد زندگی خود را به طور کلی رنگ و بویی دیگر بدهیم.

جی کی رولینگ یکی از بهترین مثال هایی است که ما می توانیم در این حوزه داشته باشیم.

زندگی جی کی رولینگ ، عملا به یک بن بست ذهنی رسیده بود. او هیچ راه دیگری را برای تغییر وضعیت در زندگی خود نمی دید.

حتی به گفته ی خودش ، به فکر خودکشی و از بین بردن خودش افتاده بود و  این نوشتن داستان هری پاتر بود که زندگی او را به کلی متحول کرد.

اگر بخواهیم حقیقت را در نظر بگیریم باید بگوییم که همه ی ما در درونمان یک نویسنده ی درون داریم که می توانیم آن را روی کاغذ عرضه کنیم و با آن زندگی خودمان را متحول کنیم.

از این ها که بگذریم باید چنین بگوییم که رولینگ یکی از تاثیرگذار ترین اشخاص در ادبیات کودک و نوجوان است.

چرا که بنا بر آنچه که تا کنون حاصل کرده ایم ، هیچ کتابی در طول تاریخ ادبیات کودک و نوجوان چنین مورد اقبال قرار نگرفته بوده است.

رولینگ به واقع یکی از بزرگترین خدمتگزاران به این حوزه نیز می باشند.

چرا که او توانست پس از مدت ها ادبیات کودک و نوجوان و نگاه ناشران به این دست کتاب ها را متحول کند.

آنچه که درون مایه ی آثار او را تشکیل میدهد ، تمام آرزوها و رویاهای دوران کودکی هر پسر بچه و یا دختر بچه ای است.

او در داستان هایش جادو می کند ، پرواز می کند ، زمان را نگه میدارد، در زمان سفر می کند و این ها همه تمام چیزیست که یک کودک و یا یک نوجوان از زندگی خویش می خواهد.

همه ی این المان ها در کنار هم باعث شد که موفقیت جی کی رولینگ در زندگی اش رقم بخورد.

یک دغدغه در تمامی آثار او بسیار واضح است و به نظر منتقدین نیز بزرگترین پیام نوشته های جی کی رولینگ به کودکان نیز همین است و آن ” خودباوری” است.

چی کی رولینگ

از نگاه رولینگ هر انسانی که مانند هری پاتر  و دوستانش خودباوری را ضمیمه ی کار خود کند به بهترین جایگاه ها در دنیا می رسد.

نمونه ی واضح این خودباوری را باید چنین گفت که وی حتی در زمانی که در کلاس های جادوگری داستانش را پیش می برد، بارها از زبان اساتید به این نکته اشاره می کند که :

“هیچ جادویی ، جز با خواستن درونی اتفاق نمی افتد و هیچ جادویی جز با رقم خوردن در درون آدمی شکل نمی گیرد.”

به هر طریق اگر می خواهید یکی از شاهکارترین آثار ادبی دنیا در حوزه ی ادبیات کودک و نوجوان را مرور کنید ، می توانید مجموعه ی هری پاتر را مطالعه کنید.

در ادامه بخشی ازسری داستان های ” هری پاتر ” را با هم مطالعه می کنیم :

جی کی رولینگ

اکنون وارد ناکجاآبادی از گذر زمان می‌شویم. همه این صحنه جادویی است. طی تغییراتی سریع، از دنیایی به دنیای دیگر می‌رویم.

صحنه‌ها جدا جدا نبوده، تکه‌تکه‌اند، تکه‌هایی که گذر مداوم زمان را به نمایش می‌گذارند.

ابتدا در سراسری بزرگ  هاگوارتزیم و همه دور آلبوس پایکوبی می‌کنند.

پالی چپمن: آلبوس پاتر.

کارل جنکینز: امسال یه پاتر همکلاس‌مونه.

یان فردریک: موهاش به باباش رفته. موهاش درست مثل اونه.

رز: در ضمن، پسرعمه منه. (وقتی برمی‌گردند که او را ببینند) منم رز گرنجر- ویزلی‌ام. از آشنایی‌تون خوش‌وقتم.

کلاه گروه‌بندی از بین دانش‌آموزان رد می‌شود و هرکس در گروه خودش جا می‌گیرد.به وضوح معلوم است که به سمت رز می‌رود و او در انتظار تقدیر، دلشوره دارد.

کلاه گروه‌بندی آواز همیشگی‌اش را می‌خواند و بعد از آن رز گرنجر-ویزلی، کلاه را بر سر می‌گذارد.

گریفندور!رز با صدای هلهله‌ی تشویق گریفندوری‌ها به آن‌ها می‌پیوندد.

رز: ممنون دامبلدور.

اسکورپیوس با چشم‌غره کلاه گروه‌بندی جلو می‌دود و جای رز را در زیر کلاه می‌گیرد.

کلاه گروه‌بندی: اسکورپیوس مالفوی.

کلاهش را بر سر اسکورپیوس می‌گذارد.اسلیترین!اسکورپیوس که چنین انتظاری دارد، با لبخند ملایمی سرتکان می‌دهد.

وقتی به اسلیترینی‌ها می‌پیوندد، صدای تشویق‌شان اوج می‌گیرد.

پالی چپمن: باید هم این‌طور می‌شد.

آلبوس با چابکی به جلوی صحنه می‌رود.

کلاه گروه‌بندی: آلبوس پاتر.

کلاهش را روی سرآلبوس می‌گذارد این بار کارش بیشتر طول می‌کشد. گویی او نیز به نوعی گیج شده است.اسلیترین!سکوت می‌شود.سکوتی عمیق و سنگین.

پالی چپمن: اسلیترین؟

کریگ بوکر جونیور: وای! یه پاتر؟ تو اسلیترین؟

آلبوس با تردید نگاهی به آن‌سو می‌اندازد.

اسکورپیوس به او لبخند می‌زند و می‌گوید: می‌تونی بیای پیش من وایسی!

آلبوس (به کلی گیج و سردرگم است): آره، درسته.

یان فدریکز: انگار موهاش آنچنان هم به باباش نرفته.

رز: آلبوس؟ ولی اشتباه شده، آلبوس. نباید این‌طوری می‌شد.

ناگهان کلاس پرواز خانم هوچ را داریم.

خانم هوچ: خب پس منتظر چی هستین؟ همه کنار جارو بایستین. یالا دیگه، عجله کنین.

بچه‌ها شتابان سرجاشان در کنار جاروها قرار می‌گیرند.

دست‌هاتونو صاف جلو نگه دارین و بگین: «بالا!»

همه با هم: بالا!جاروی رز و یان بالا می‌آید و در دستشان قرار می‌گیرد.

رز و یان: هورا!

آلبوس: بالا، بالا، بالا.

جارویش حتی ذره‌ای تکان نمی‌خورد. با ناامیدی ناباورانه به آن نگاه می‌کند. بقیه‌ی کلاس کرکر می‌خندند.

پالی چپمن: یا ریش مرلین! [این عبارت نشان دهنده اوج تعجب در دنیای جادوگری است] چه آبروریزی بدی شد! هیچ شباهتی به پدرش نداره، نه؟

کارل جنکینز: آلبوس پاتر، فشفشه اسلیترینی.

ناگهان هری در کنار آلبوس پدیدار می‌شود و بخار سرتاسر صحنه را پر می‌کند. دوباره به سکوی نه و سه چهارم برگشته‌ایم و زمان با سرعتی بی‌رحمانه گذشته است.

اکنون آلبوس یک سال بزرگتر شده است (و همچنین هری، گرچه چندان قابل ملاحظه نیست).

آلبوس: بابا فقط اگه میشه، یکمی از من فاصله بگیر!

هری (خنده‌اش می‌گیرد): چیه؟ سال دومی‌ها دوست ندارن کسی اونا رو با پدرشون ببینه؟ مردم فقط نگاه می‌کنن، چیزی نیست.

آلبوس: به هری پاتر و پسر بی‌عرضه‌اش نگاه می‌کنن.

هری: این حرف‌ها یعنی چه؟ چطوره چند تا دوست دیگه پیدا کنی… بدون رون و هرمیون من تو هاگوارتز دوام نمی‌آوردم، به هیچ وجه دوام نمی‌آوردم.

آلبوس: ولی من به دوست‌هایی مثل رون و هرمیون نیازی ندرام. خودم یه دسوت دارم اسکورپیوسه، می‌دونم که ازش خوشتون نمیاد، ولی همون کسیه که من می‌خوام.

هری: اگه تو خوشحال و راضی باشی، کافیه. همین برای من مهمه.

آلبوس: لازم نبود تو منو بیاری ایستگاه بابا.

آلبوس چمدانش را برمی‌دارد با غیظ می‌رود.

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )