تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” ژول ورن ” ، نویسنده فرانسوی و خالق اثر جاودانه “دور دنیا در هشتاد روز” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

ژول گابریل ورن ، معروف به ژول ورن ، در سال 1828 در فرانسه دیده به جهان گشود. ژول ورن بزرگترین نمایشنامه نویش ، داستان پرداز و شاعر فرانسه در رده ی داستان های علمی تخیلی است. پدر و مادر او در پاییز سال 1827 با یکدیگر ازدواج کردند. پدرش یک حقوقدان بود و مادرش نیز یکی از اهالی علم بود.مراسم ازدواج آن دو ، در شهر نانت در شرق فرانسه برگزار شد. پدر ژول ورن ، یکی از دولتمردان فرانسه بود و این امر برای خانواده ی مادر ژول ورن ، بسیار پسندیده بود ، چرا که یکی از پشتوانه های ازدواج در فرانسه ، موقعیت اجتماعی مرد است.این ازدواج ، درست بعد از یکسال اولین ثمره ی خودش ، یعنی ژول ورن را به بار می آورد. ژول ورن در هشتم فوریه ، سال 1828 متولد شد. ژول ورن ، در خانواده ای متولد شد که همگی از اهالی علم بودند ، اما این خانواده دریغ از یک جو محبت ، به ژول ورن جوان بسیار سخت می گرفتند. ژول ورن جوان ، درست در یازده سالگی ، در پاییز سال 1839 ، که دیگر توان تحمل رنج های درون خانوادگی را نداشت ،از خانه فرار می کند وو مخفیانه در یکی از کشتی های اداره پست به عنوان یک خدمتکار شروع به فعالیت می کند. کشتی ای که ژول ورن در آن سوار می شود ، به مقصد هند می رفته است  و ژول ورن جوان نیز که از دوران کودکی در جستجوی ماجراجویی بوده است ، با اشتیاق این سفر را آغاز می کند و دل به این ماجرای پرمخاطره می دهد. اما کمی بعد تر ، تمام سقف آرزوهایش بر سرش خراب می شود. در میانه های سفر ، در یکی از بندرهایی که کشتی توقف می کند ، پدرش به دنبال او می آید و فرزند خویش را پیدا می کند و به خانه بر می گرداند.ژول ورن آن روز را به سختی تنبیه می شود و راهی دیگر نمی بیند جز آنکه رنج آن خانواده را تحمل کند. آن روز ژول ورن یک حرف عمیق به پدرش می زند. او به پدرش می گوید که : ” از این پس من در رویاهایم سفر می کنم. ” . ژول ورن ، در 16 سالگی وارد دبیرستان می شود و در آنجا به تحصیل فلسفه می پردازد. ژول ورن ، با نمره های عالی دیپلمش را می گیرد و از انجا که در خانواده ی آن ها یک سنت قدیمی وجود داشت که پسر باید راه پدر را طی کند ، بالاجبار به دانشگاه حقوق می رود تا که شاید چون پدرش یک وکیل موفق شود ، اما این در حالیست که ژول ورن ، هیچ علاقه ای به تحصیل در حقوق ندارد. ژول ورن ، اما راه دیگری برای خویش پیدا می کند. او نوشتن را آغاز می کند. او نوشتن را بعنوان درمانی برای همه ی دردهای زندگی خویش انتخاب می کند و شروع می کند آنچه که از دوران کودکی در ذهن داشته است را به روی کاغذ آوردن و سعی می کند که نوشته های منسجمی را از آب در بیاورد. او با نوشتن نمایشنامه شروع می کند. او ماه ها تلاش می کند تا که اولین نمایشنامه اش را بنویسد. اما زمانی که این نمایشنامه به اتمام می رسد ، هیچ کس این نمایشنامه را تحسین نمی کند و او در لایه ای از غم های روزگارش ، دوباره به خانه ی اول غم هایش بر می گردد. او دوران نومیدی سختی را پشت می گذارد. هر روز در آتش افسردگی می سوزدو هیچ راهی هم برای آن پیدا نمی کند ، اما این میان نویسندگی را کنار نمی گذارد و هر از گاهی دستی به قلم می برد و احساسات خودش را روی کاغذ بیان می کند. تا اینکه وقت آن رسید که برای امتحاناتش به پاریس برود. پاریس برای فرانسوی ها مهد فرهنگ و هنر بود و ژول ورن با این تفکر که شاید مگر در پاریس به رویای نویسنده شدن و خیال پردازی کردن برسد ، نانت را ترک کرده و به پاریس مهاجرت می کند. اما از سوی دیگر نیز به این فکر می کرد که نمی توان برای مدت طولانی در پاریس بماند ، چرا که او تنها برای امتحاناتش به پاریس می رفت. اما ورود به پاریس ، زندگی جدیدی را به ژول ورن هدیه کرد. او با دیدن پاریس به وجد آمد و گویی زندگی ای که سالهای سال دنبال آن بود را در پاریس تجربه کرد. او در تمام مدتی که در پاریس بود ، بیشتر اوقاتش را در سالن های تیاتر می گذارند و سعی می کرد تا می تواند به آنچه که به ان علاقه دارد بپردازد. او عاشق پاریس شده بود و دلش نمی خواست که از پاریس دل بکند. تا اینکه سرانجام با اصرار فراوان توانست ، پدرش را راضی کند که در پاریس بماند و این شروعی نو برای ژول ورن نویسنده بود. او به پدرش گفت که می خواهد در پاریس که مرکز فرانسه است و همه ی علوم در آن جا جمع هستند ، حقوق بخواند و روزی وکیل بزرگی شود و سعی کرد که با این حیله خودش را در پاریس ماندگار کند. اما پدرش نیز به واسطه ی سالها تجربه دست او را خواند و به او گفت که به یک شرط با درس خواندن او در پاریس موافقت می کند که او در پانسیونی که او تعیین می کند ، اقامت کند. ژول ورن هم که گویی دیگر هیچ راهی نداشت ، این مسئله را قبول می کند. پانسیونی که ژول ورن باید در ان زندگی می کرد ، دست کمی از خوابگاه های ارتش فرانسه نداشت و گویی ژول ورن این بار از خانه به میدان جنگی آمده بود که تنها توپ و تفنگ را کم داشت. با این اوصاف ، ژول ورن ، خودش را نباخت و سعی کرد که از دریجه ی همین زندانی که برای او فراهم شده بود ، به دستاوردهای جدیدی دست پیدا کند. ژول ورن عاشق مطالعه بود و حالا هم که در پاریس تحصیل می کرد ، در منبع کتاب و فرهنگ و هنر قرار گرفته بود و این برای او یک مزیت بزرگ محسوب می شد. روزهای نخست پاریس او نمی دانست که شوقش را چطور آرام کند. از این کتاب فروشی به آن کتابخانه می رفت و در سیل کتاب ها غوطه ور می شد تا اینکه بالاخره با شکسپیر کتاب خوانی را شروع میکند.او برای اولین بار ، حاصر شد که سه روز غذا نخورد تا که کتاب شکسپیر را خریداری کند. او یکی از نمایشنامه های شکسپیر را خرید و مدت ها وقت صرف خواندن آن کرد . اما نقطه ی رشد و شکوفایی او درست در زمانی بود که او با الکساندر دوما آشنا شد. دوما نویسنده ی بزرگ و صاحب نامی در فرانسه بود و این برای ژول ورن اتفاق بزرگی بود که بتواند با این نویسنده نشست و برخاست داشته باشد. دوما ، ساعتهای بسیاری را صرف آن کرد که ژول ورن را به خود حقیقی اش برساند و سعی کند که اعتماد به نفس نوشتن را در او زنده کند. ژول ورن که مطالعات بسیاری داشت و از سویی دستی هم بر آتش نوشتن داشت ، با صحبت های دوما تحریک شد که دوباره با قلم آشتی کند و از خود اثری جدید خلق کند. اما بعد از مدتی دریافت که خواندن رشته ی حقوق تمام توان او را گرفته است.پس صبر کرد تا که در حقوق به سرانجامی برسد. او وقتی فارغ التحصیل شد ، خود را آزاد دید ، اما پدرش بار دیگر سختی های خودش را اعمال کرد و به او گفت که باید به ” نانت” برگردی و به عضویت کانون وکلا در بیایی و در اینجا زندگی ات را ادامه بدهی . اما شوقی در درون ژول ورن وجود داشت که دیگر گوش به این حرف ها نمی داد و تن به بردگی پدر نمی داد. او روبروی پدر خویش ایستاد و گفت : ” تنها چیزی که حاضر هستم از این به بعد به دنبال آن بروم ، نویسندگی است.  ” . او در پاریس ماند و همه ی سختی ها را به جانش خرید تا که زندگی مورد علاقه اش را بیابد. روزها به تدریس مشغول بود و شب ها را به نوشتن. او اولین اثرش را در سال 1852 منتشر می کند. اولین اثر او پرواز بر بالن نام دارد. اثری که هنوز هنوزه یکی از آثار مشهور اوست. این اثر باعث شد که تمامی مواع مسیر بر سر راه ژول ورن از بین برود و او پله های ترقی را یکی پس از دیگری پشت سر بگذارد. او در سال 1857 ازدواج می کند.هر چند که یک سری از مشکلات مالی برای او کار را سخت می کند اما او همچنان به نوشتن مشغول می شود و سعی می کند که سفر رفتن را نیز به برنامه ی کاریش اضافه کند. او  پس از چندین سال سفر ، دوباره شروع به نوشتن آثاری در حوزه ی  ادبیات داستانی کرد که این بار به کل زندگی او متحول شد. هر کدام از آثارش تیراژ های بالای چاپ داشتند و به چاپ های سوم و چهارم می رسیدند و او حالا راحت تر از آنچه که فکرش را می کرد تبدیل به یک نویسنده ی تمام عیار شده بود. ژول ورن روز به روز مشهورتر می شد و با پول کتاب هایی که به فروش رسانده بود ، یک کشتی شخصی خرید و شروع به مسافرت در دور دنیا کرد. ژول ورن با پنچگانه ی معروفش که در برگیرنده ی کتاب های سفر به اعماق زمین ، بیست هزار فرسنگ زیر دریا ، دور دنیا در هشتاد روز است ، دارای شهرتی جهانی شد. او به اندازه ای با این کتاب ها معروف شد که رکورد فروش کتاب در دنیا را زد. همچنین امروزه او تنها نویسنده ای است در دنیا که کتاب هایش به همه ی زبان های زنده دنیا برگردانده شده است. بر اساس آماری که گاردین داده است ، کتاب های او بیشترین حجم ترجمه در ادبیات دنیا را دارد. بعد از او آگاتا گریستی و شکسپیر این عنوان را دارند. پس از اینکه ژول ورن کتاب هایش در جهان در میان کودکان ونوجوانان از شهرت برخوردار شد و مورد اقبال گرفت. منتقد ادبی مارسل موره در باب او کتاب هایی نوشت که آنگاه توجه جهانیان و منتقدین ادبی سر تا سر جهان به سبک نوشتار او و به آنچه که او گفته است ، جلب شد. از آن پس بیش از کودکان و نوجوانان ، همه ی اقشار حتی کهنسالان نیز کتاب های او را مطالعه می کردند و از خیال پردای های او لذت می بردند. ژول ورن در طول زندگی خود که حدودا هفتاد و هفت سال بود ، بیش از هشتاد داستان بلند و کوتاه مورد نگارش قرار داده است. او علاوه بر داستان نویسی به کار پژوهش نیز مشغول بوده است و آثاری در مورد تاریخ مصر و مستعمره های آن ، کریستف کلمب نیز نگارش کرده است. همچنین وی نمایشنامه نویس قهاری بود و پانزده نمایشنامه از او نیز در جهان موجود است که به عرصه ی اجرا در آمده است. ژول ورن در پایان عمر خود به سفر مشغول گشت و تقریبا دور دنیا را گشت. اما در سال 1902 آنقدر پیر و بیمار شده بود که دیگر نمی توانست قلم را در دستانش نگه دارد. از این رو او ده کتاب دیگر نیز تنها در همین وضعیت نگارش کرد. وی در نهایت در 24 مارس ، در سن 77 سالگی دیده از جهان فرو بست.

آثار

 آثار ژول ورن ، بسیار زیاد هستند اما معروفترین آثار او که در ایران نیز ترجمه شده اند ، شامل کتاب های :

  • پنج هفته در بالن (1863)
  • مسافرت به مرکز زمین (1864)
  • از زمین تا کرۀ ماه (1865)
  • بیست هزار فرسنگ زیر دریا (1875)
  • سفر به دور دنیا در هشتاد روز (1873)
  • جزیره اسرارآمیز (1875)
  • میشل استروگوف (1876)

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )