پروست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله پروست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

مارسل پروست

مارسل پروست │ صد نویسنده برتر جهان

امروز می خواهیم، مقاله پروست و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید از سلسله آموزش های آموزش نویسندگی  را مورد بررسی قرار دهیم

تاریخ نویسندگی، فراز و نشیب‌های فراوانی را پشت سر گذاشته است.

از پس هر فراز این قله و در پشت هر فرود این دره، نام‌هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه‌ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده‌اند.

مطالعه‌ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها، نمایی هر چند کوتاه و گذرا، اما عمیق و قابل تأمل به ما هدیه می‌کند.

 در دل هر یک از کلمات آنان، گنجینه‌ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان، رازهایی برای نویسندگان. 

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه وزندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش‌ازپیش آشنا شویم و از این هم‌صحبتی ها خوشه‌ای چند پی توشه‌ی نویسندگی خود برداریم. 

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” مارسل پروست”، نویسنده‌ی فرانسوی و نگارنده‌ی اثر “در جستجوی زمان ازدست‌رفته” را ورق می‌زنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

مارسل پروست در ۱۰ ژوئیه سال ۱۸۷۱ در اوتوی (حومه‌ی پاریس) متولد شد. پدرش پزشکی معروف و محققی درباره‌ی بیماری وبا در آسیا و اروپا بود و مادرش نیز فرزند یک دلال ثروتمند از بورس بود که به هنروادبیات علاقه‌ی فراوانی داشت.

مادر مارسل یهودی و پدرش کاتولیک بود و او نیز در ۵ اوت ۱۸۷۱ در کلیسا غسل‌تعمید داده شد و با مذهب پدرش پرورش یافت.

مارسل یک برادر داشت که در ۲۴ مارس ۱۸۷۳ متولد شد.

مارسل در سال ۱۸۸۲ وارد مدرسه کندروسه شد و چهار سال بعد در شانزلیزه با دختر لهستانی اشراف‌زاده آشنا شد که یکی از الگوهای ژیلبرسوان در رمان در جستجوی زمان ازدست‌رفته بود.

وی در سال‌های ۱۸۸۸ و ۱۸۸۹ به کلاس‌های فلسفه‌ی ماری آلفونس دارلو رفت که بر تفکرات او اثر زیادی گذاشت.

او توسط نشریه ادبی دبیرستان وارد محافل اشرفی شد و در ۱۵ ژوئیه ۱۸۸۹ دیپلم ادبی خود را دریافت کرد.

در نوامبر ۱۸۸۹ دوره یک ساله‌ی سربازی داوطلبانه‌اش در هنگ ۷۶ پیاده اورلئان آغاز گردید.

وی در مارس همان سال مادربزرگ پدری‌اش و در ژوئیه ۱۸۹۰ مادربزرگ مادری‌اش را از دست می‌دهد. 

مارسل در دانشکده حقوق پاریس ثبت‌نام کرده و به‌صورت پراکنده نیز در دانشکده علوم سیاسی در کلاس‌ها شرکت کرد. در سال ۱۸۹۲ از طریق همکاری با نشریه‌ی لوبانکه فعالیت  جدی‌اش در عرصه‌ی ادبیات آغاز شد و ۱۵ مقاله‌ای که در این نشریه از وی چاپ شد مدتی بعد در کتاب خوشی‌ها و روزها بازهم منتشر گردید.

رفت‌وآمدهای مارسل به محافل اشرافی باعث آشنایی‌اش با لوردوشنیه، کنت روبردومونتسکیو و کنتس گرفول شد.

وی در سال ۱۸۹۳ رمان بی‌اعتنا که نخستین طرح عشق سوان است را نوشت؛ و در اکتبر همان سال لیسانس حقوق خود را دریافت کرد.

رفت‌وآمدهای بیشتر و بیشتر مارسل به محافل اشرافی فوبورسن ژرمن باعث شد تدارکات دریافت لیسانس ادبیات در سوربن با آموزش گرفتن نزد دارلو فراهم گردد؛ و در همان سال بود که وی با رنالدو موسیقی‌دان ونزوئلایی و اسکاروایلد آشنا شد.

مارسل در مارس سال ۱۸۹۵ لیسانس ادبیات را نیز گرفت و همچنین همکاری خود را با نشریات ادبی ادامه داد. او نیز در مسابقه‌ای برای دریافت سمت دستیارکتابدار در کتابخانه مازارن برنده شد.

 برای اولین بار با سونات در دومینور پیانو و ویلن اثر سن سان آشنا شد و نگارش رمان ژان سنتوی را آغاز کرد. درسال ۱۸۹۶ رمان بی‌اعتنا، ۴ شعر که رنالدو برایشان آهنگ ساخته بود، کتاب خوشی‌ها و روزهای وی منتشر شد.

در سال ۱۸۹۷ با روزنامه‌نگاری بانام ژان لورن که او را به همجنس‌گرایی متهم کرد دوئل کرد.

و دو سال بعدازآن علاقه فراوان وی به آثار جان راسکین هنرشناس انگلیسی شروع گردید.

در همان سال ترجمه‌ی تورات آمیین راسکین را آغاز کرد و در سال ۱۹۰۲ به اتمام رساند که دو سال بعد منتشر شد.

او در سال ۱۹۰۰ از کتابخانه مدیران برکنار شد و مقالات وی از سالن‌های پاریسی برای روزنامه فیگارو در سال ۱۹۰۳ آغاز شد؛ و در نوامبر همان سال پدر خود و در سپتامبر سال ۱۹۰۵ مادرش را نیز از دست داد.

وی در دسامبر زیرنظردکتر سولیه در  بولونی سورسن بستری شد و در ۱۹۰۶ در آپارتمانی ساکن شد و تمام دیوارهای اتاق‌خواب خود را با چوب پنبه پوشاند تا صداها را از بیرون نشنود.

مارسل هرگونه رفت‌وآمد را کنار گذاشته و از ۱۹۰۸ نگارش در جستجوی زمان ازدست‌رفته را آغاز کرد؛ درسال ۱۹۱۲ بخش‌هایی از آن در روزنامه چاپ شد و یک سال بعد مجبور به چاپ آن در سه جلد با خرج  شحصی خود شد. 

در سال ۱۹۱۸ برای “گفته‌های نقاش” نوشته‌ی “امیل به لانش” مقدمه نوشت و در ژوئن نیز در سایه‌ی دوشیزگان را چاپ کرد و در نوامبر جایزه‌ی ادبی گنکور به کتاب در سایه‌ی دوشیزگان تعلق گرفت و مارسل به همین دلیل به شهرت رسید. مارسل گرایشات ویژه‌ی جنسی داشت و سعی بر پنهان نگه‌داشتن آن می‌کرد.

او رابطه‌ای عاشقانه با مردی دیگر داشت که در ۱۸۹۵ پس از ۱۱ سال پایان یافت. باوجودآنکه رابطه‌ی بین آنها تنها یک سال بود اما آنها تا زمان مرگ دوستانی نزدیک و صمیمی بودند.

 رنالدو ازجمله افرادی بود که در زندگی مارسل بسیار تأثیرگذار بود و با توجه به نامه‌های باقی‌مانده مشخص است که مارسل او را عاشقانه دوست می‌داشته است. سرانجام در ۱۸ نوامبر سال ۱۹۲۲ وی در اثر سینه‌پهلو و آبسه ریوی درگذشت.

آثار مارسل پروست

آثار مارسل پروست

مارسل پروست در ادبیات بسیارکم کار بوده است اما همین بس که او کتابی به نام ” در جستجوی زمان ازدست‌رفته” نگارش کرده است که خود به‌تنهایی ادبیات جهان را متحول کرده است.

 تنها اثر او که در زمان زندگانی وی به چاپ رسیده است، همین اثر است که بعضی روایات تکیه‌بر آن دارند که سه جلد پایانی آن نیز در سال‌های بعد از مرگ او به چاپ رسیده است.

  • در جستجوی زمان از دست رفته (7 جلد)
  • ضد سنت بوو ، خاطرات بامداد

مروری بر آثار و اندیشه ها مارسل پروست

مارسل پروست نویسنده‌ی فرانسوی الاصل، یکی از جریان سازان ادبیات جهان است.

 او با نگارش تنها کتاب منتشرشده در زمان زندگانی خود به نام ” در جستجوی زمان ازدست‌رفته” مرزهای نگارش ادبی را جابه‌جا کرد. 

بسیار نکته‌ی جالبی است که در تاریخ ادبیات جهان، کم‌تر اثری پیدا می‌شود که در عین پرحجم بودن آن، هیچ‌گاه از قواعد نویسندگی فاصله نگیرد و در جای‌جای آن انسجام و گفتار نو موج بزند.

 همه‌ی این‌ها باعث شده است که منتقدان بسیاری در دنیا ادبیات را به دو قسم تقسیم کنند، ادبیاتی بعد از مارسل پروست و ادبیاتی پیش از او. 

مارسل پروست یکی از عاطفی‌ترین و درعین‌حال مغموم‌ترین نویسندگان تاریخ ادبیات است.

تفکرهای او را می‌توان با خواندن چندین صفحه از آثار او نیز دریافت اما او در دل همه‌ی سطرهای کتاب معروف خود یک مفهوم واحد را دنبال می‌کند و آن “شناساندن هستی به زبانی دیگر” است.

 پروست همیشه اعتقاد داشته است که زوایای پنهان هستی هنوز برای بشر آشکارنشده است، ازاین‌رو او برای هر مفهوم و معنایی در جهان نظیر عشق، دوستی، سیاست و …، روی دیگری تعریف می‌کند و آن را دیگرباره به شرح و به‌نقد و بررسی وا می‌دارد.

فارغ از دیدگاه فلسفی و جهان‌بینی پروست، باید او را ازلحاظ ادبی نیز تحت بررسی موشکافانه‌ای قرارداد.

 او بارها و بارها مرزهای نگارش در ادبیات را متحول کرده است. پروست را سلطان استفاده از بدایع زبانی در زبان فرانسه می‌دانند. 

نویسندگی او را مانند مخملی نرم بر روی پوست شیر خطاب کرده‌اند. او بسیار هوشیارانه و زیرکانه از زبان فرانسه بهره برده و از آن در قالب‌های گوناگون استفاده‌های متنوعی کرده است.

مارسل پروست هر آنچه که باید به بشریت و جهان هستی دوباره گویی می‌کرد، در جستجوی زمان ازدست‌رفته گفته است.

 او تمام عمر ادبی خود را در صفحات یک کتاب خلاصه کرده است و هفت مرحله از جهان هستی را درگذر یک روایت داستانی که سر به جاهای مختلف می‌کشد، بیان کرده است.

 ارزش نگارش این اثر را والاتر از هر اثر ادبی، یک اثر جهان‌شمول می‌دانند. مارسل پروست را لایق بالاترین مقام ادبی در تاریخ نگارش یک اثر اجتماعی، ادبی، روان‌شناسانه و … خطاب می‌کنند.

 آنچه در جان کلام مارسل پروست می‌توان یافت، حجم عظیمی از دگرشناسی جهان مدرن در آینه‌ی ادبیات است.

در ذیل بخش هایی از کتاب “در جست و جوی زمان از دست رفته” از “مارسل پروست” را با هم می خوانیم:

” …. خاطرات عشق از قانون‌های عام حافظه، که خود پیرو قانون‌های عام‌تر عادت‌اند، مستثنا نیستند.

ازآنجاکه عادت همه‌چیز را سست می‌کند، آنچه ما را بهتر به یاد کسی می‌اندازد درست همانی است که از یاد برده بودیم (چون بی‌اهمیت بوده است و درنتیجه گذاشته‌ایم که همه نیرویش را حفظ کند).

از همین روست که بهترین بخش یاد ما در بیرون از ماست، در نسیمی بارانی، در بوی نای اتاقی یا بوی آتشی تازه افروخته، در هر آنچه آن بخشی از خویشتن را در آن بازمی‌یابیم که هوش، چون به کاریش نمی‌آمد، نادیده گرفته بود، واپسین گنجینه‌ی گذشته، بهترین، همانی که وقتی چشمه‌ی همه اشک‌هایت خشکیده می‌نماید، باز می‌تواند تو را بگریاند.

بیرون از ما؟ و به بیان بهتر درون ما، اما از چشممان پنهان، در پرده فراموشی‌ای بیش و کم دیر پاییده. تنها به یاری همین فراموشی است که گهگاه می‌توانیم آنی را که زمانی بودیم بازیابیم، در برابر چیزها همانی بشویم که درگذشته بودیم، و دوباره رنج بکشیم، چون دیگر نه خودمان که آن آدم گذشته‌هاییم، و او کسی را دوست می‌داشت که ما اکنون به او بی‌اعتناییم….”

“…. اغلب می‌گوییم که زمان مرگ نامعلوم است، اما هنگام گفتنش این زمان را چندان در نظر نمی‌آوریم که در فضایی گنگ و دوردست جا داشته باشد، تصور نمی‌کنیم که ربطی با روزی داشته باشد که آغاز شده‌ست و معنی‌اش این باشد که مرگ ـ یا نخستین چنگ‌اندازی‌اش بر ما، که پس از آن دیگر رهایمان نمی‌کند ـ شاید در همین بعدازظهر فرا رسد، بعدازظهری نه چندان نامعلوم، که برنامه همه ساعت‌هایش از پیش تعیین شده است….”.

محمدرضا تیموری

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم 

2 پاسخ
  1. مهری صباحی
    مهری صباحی گفته:

    سلام
    استاد تیموری زندگینامه نویسندگان بسیار کار زیبایی هستش شما انجام داده اید و خیلی به درد من می خورد سایتتان مرجع شده است برایم ممنون و خدا قوت.

    پاسخ
    • محمدرضا تیموری
      محمدرضا تیموری گفته:

      درود بر شما
      بانو صباحی از انرژی شما سپاسگزاریم.
      خرسندیم که مورد پسند شما عزیزان قرار گرفته است

      پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 (0 نظر)
Call Now Buttonتماس فوری