فرانتس کافکا و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

فرانتس کافکا │ صد نویسنده ی برتر جهان

امروز می خواهیم، مقاله فرانتس کافکا و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید از سلسله آموزش های آموزش نویسندگی  را مورد بررسی قرار دهیم

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. از پس هر فراز این قله و در پشت هر فرود این دره ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.

مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” فرانتس کافکا” ، نویسنده ی شهیر ادبیات و خالق اثر جاودانه ی مسخ را ورق می زنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

فرانتس کافکا متولد ۳ ژوئن ۱۸۸۳ در پراگ است. او دوبرادر و سه خواهر داشت که برادر های او در کودکی مردند و خواهر های وی در اردوگاه های مرگ نازی ها در جنگ جهانی دوم همگی کشته شدند.

فضای مستبدانه و متعصبانه ی خانواده از کودکی مایه ی وحشت و نا آرامی روح کافکا بوده است و فرانتس کافکا در سراسر زندگیش از افسردگی حاد و اضطراب رنج می‌برده‌است.

او همچنین دچار میگرن،بی‌خوابیو مشکلات جسمی دیگری بود که عموماً عوارض استرس و نگرانی روحی هستند.

فرانتس کافکا سعی می‌کرد همهٔ اینها را با گیاهخواری و خوردن مقادیر  زیادی شیر پاستوریزه نشده (که به احتمال زیاد سبب بیماری سل او شد)برطرف کند.

فرانتس کافکا زبان آلمانی را به عنوان زبان نخست آموخته بود  ولی به  زبان چکی هم مسلط بود و با زبان و فرهنگ فرانسوی نیز آشنا بود.

او در سال ۱۹۰۱ دیپلم گرفت، و تحصیل در رشته ی شیمی دانشگاه جارلز پراگ را آغاز کرد، ولی پس از مدت کوتاهی از آن انصراف داد و مشغول به تحصیل در رشته ی حقوق شد. .

این رشته آیندهٔ روشن‌تری برای او بهمراه داشت و همچنین باعث رضایت پدر مستبد او می‌شد. او در طول  دوران تحصیلش فرصت شرکت در کلاس‌های ادبیات آلمانی و هنر را بدست آورد.

فرانتس کافکا در  سالهای نخست تحصیلش در دانشگاه با ماکس برود آشنا شد که به همراه فلیکس ولش روزنامه‌نگار تا پایان عمر از  دوستان نزدیک او باقی ماندند.

او درسال  ۱۹۰۶ فارغ‌التحصیل شد.در سال ۱۹۰۷در یک شرکت بیمه ی ایتالیایی مصغول به کارشد.

کار کردن در این شرکت برای او بسیار وقت گیر بوده و فرصت نوشتن را از او میگرفته است.

فرانتس کافکا  درسال۱۹۰۸ از کارش استعفا داد و کار مناسبتری پیدا کرد و اغلب از شغلش بعنوان راهی برای نان در آوردن یاد کرده است.

در همین دوره او کلاه ایمنی را ابداع کرد و برای این ابداع یک مدال افتخار دریافت کرد.

وی از سال ۱۹۱۰ نوشتن یادداشتهای شخصیش را آعاز کرد و نوشتن را تا پایان عمر ادامه داد.در نوشته های وی احساسات مختلف او نسبت به زندگی مانند ترس از بیماری، تنهایی، شوق فراوان به ازدواج و در عین حال هراس از آن، کینهٔ به پدر و مادر و احساس‌های گوناگون خویش را در آن منعکس ساخته است.

فرانتس کافکا  در طول زندگی خود تنها چندین داستان کوتاه منتشر کرد و هیچ گاه هیچ کدام از رمان هایش را به پایان نرساند.

حتی مسخ نیز که یکی از آثار برجسته ی او نیز گمان بر ناتمام بودن آن می رود.نوشته های او تا پیش از مرگش مورد اقبال واقع نشد و بعد از مرگش او به یک نویسنده ی شهیر تبدیل شد.

آثار فرانتس کافکا پس از انتشار توسط یکی از دوستانش بسیار تحسین منتقدان را بر انگیخت و او را به یک نویسنده ی طراز اول جهانی تبدیل کرد.کافکا در سال ۱۹۱۷ دچار بیماری سل شد و سرانجام در ۳ ژوئن ۱۹۲۴ در وین درگذشت.

آثار

آثار فرانتس کافکا در تمامی جهان مورد اقبال بسیاری از خوانندگان ادبیات است.فهرست آثار او به شرح زیر است:

و شما دوستان می توانید این آثار را از لینک های زیر خریداری کنید

  • مسخ
  • گراکوس شکارچی
  • مهمان مردگان
  • شمشیر
  • در کنیسهٔ ما
  • جلوی قانون
  • پیام امپراتور
  • وصف یک پیکار
  • ابراهیم
  • بهشت
  • ساخت معبد
  • آمدن مسیح
  • پلنگ‌ها در معبد
  • نگهبان کور
  • پزشک دهکده
  • پژوهشهای یک سگ
  • نقاب برداشتن از چهرهٔ یک کلاهبردار
  • گردش ناگهانی
  • تصمیمها
  • گشت و گذار در کوهسار
  • نگاهی پرت از پنجره
  • راه خانه
  • رهگذران
  • تأملاتی برای آقایان سوارکار
  • پنجره رو به خیابان
  • درختها
  • خواب
  • در جایگاه بالائی سیرک
  • نوشته‌ای کهن
  • حیوان دورگه
  • نشان شهر
  • مسئلهٔ قوانینمان
  • کرکس
  • بازگشت به خانه
  • نخستین اندوه
  • و …

مروری بر آثار و اندیشه ها

کافکا یکی از مشهورترین نویسندگان حوزه ی پوچ گرایی در ادبیات است.ادبیات او بسیار سیاه است و ناامیدی در آن موج میزند.البته از نظر بسیاری از روانشناسان کافکا یک روان پریش و یا یک انسان سیاه نبوده است ، تفکر او حاصل از نوعی آگاهی بوده است که در جامعه ی کنونی ما مورد پذیرش نیست.اکثر آثار او به زوال انسان  اشاره دارد.او انسان را موجودی پست و فراموش شدنی می خواند و تمام سرنوشت انسان را سیاه می داند.او بی عدالتی را دستمایه ی بسیاری از نوشته های خود کرده است و معتقد است امید در زندگی انسان ، سالهاست که مرده است.کافکا در برابر آثار خود نیز موضع خوبی نداشته است.او حاضر به انتشار هیچ یک از آثارش نمی شد و البته هیچ کدام از آثارش را نیز به اتمام نرساند.او از رنجی در این دنیا عذاب می کششید و سالیان سال به دنبال آن رنج ، به موشکافی زندگی انسان پرداخت. مسخ که یکی از مشهور ترین آثار اوست به شفافیت تمام در باب بی شفقتی و مرگ مهربانی صحبت می کند.او ریشه ی بسیاری از دردهای بشری را نهاد خانواده می بیند. او معتقد است بشر به طور کلی اولین اجتماع خود را در خانواده تجربه می کند و بی توجهی به کودکان حاصل عقده های فراوانی می شود.

اما جدای از نثر سیاه و احوالات پریشان او ، کافکا هنر بسیاری در پردازش یک داستان داشته است. دلیلی که بسیاری از منتقدان او را می ستایند ، توصیف های بی نظیر او از یک واقعه است . او در مسخ انسان را در قالب یک “سوسک” روایت می کند. چیزی که به ظاهر غیر معمول است. اما اگر مسخ را خوانده باشید در می یابید که فاصله ی زندگانی شما با سوسک تنها فواصل بین هر کلمه از داستان مسخ است.این هنر کافکا است.کافکا می داند چگونه و چطور بنویسد.او بسیار در قالب کنایات و استعارات حرف زده است.او بسیار معانی چندلایه ای را در نوشته هایش به کار برده است  و هنوز نیز پس از گذشت سالیان ، منتقدین از دل کلمات او سخن های فراوان بیرون می کشند.کافکا در دانشگاه ها تدریس می شود.کافکا را می توان مظهر نوعی از ادبیات سورئال نیز دانست.کافکا علی رغم باورهای نه چندان متعارف خود در باب مسائل فردی ، باورهای اجتماعی روشنی را بیان می کند.او در کتاب محاکمه و در کتاب آمریکا به شفافیت تمام پرتوها و بارقه های نور و روشنی را در جامعه با توصیف اصول عدالت و زندگانی معین می کند.هر چند که این معانی نیز برداشت شده از فرا متن نوشته های اوست و شاید در نوشته های او به طور مستقیم یافت نشود ، اما هر چه باشد ، او در ذهن پاره ای از مخاطبان خود چنین تفکر پویایی را ایجاد کرده است.کافکا از آن دسته نویسندگانی است که خواندن آثارش کمک به درک دنیایی نو از تفکر آدمیانی متفاوت میدهد.

در زیر بخشی از کتاب مسخ را با هم می خوانیم:

“….پسر نگاهی به بالا کرد و نفس زنان گفت: “مادر جان، مادر جان!” معاون را کاملاً فراموش کرده بود و قهوه را می دید که می ریزد. گره گوار نتوانست خودداری کند از اینکه چندین بار در هوا با آرواره هایش حرکتی بکند مثل کسی که مشغول خوردن چیزیست. در آن وقت مادر دست به جیغ و داد گذاشت، از روی میز بلند شد و در آغوش پدر افتاد که جلو او آمده بود. ولی گره گوار وقت نداشت که به آنها بپردازد، معاون در پلکان بود و چانه اش را روی نرده گذاشته بود و آخرین نگاه را به پشت سر انداخت. گره گوار قوایش را جمع کرد برای اینکه سعی کند که دوباره او را بیاورد. معاون که بی شک مظنون بود به یک جست از چندین پله پرید و ناپدید شد و فریاد کشید: “اوه!… اوه…!” بطورری که صدایش در تمام راه پله پیچید. این گریز تأثیر ناگواری در پدر کرد که تاکنون نسبتاً حواسش سر جا بود، خود را باخت و عوض اینکه دنبال معاون بدود و یا اقلاً مانع تعقیب گره گوار نشود، با دست راست عصای مهمان را که با لباده و کلاهش روی صندلی جا گذاشته بود و با دست چپش روزنامه ای را که روی میز بود برداشت و خود را موظف دانست که پاهایش را به زمین بکوبد و روزنامه و عصا را در هوا تکان بدهد تا گره گوار را دوباره به پناهگاه خودش براند. هیچگونه التماسی پذیرفته نشد و بعلاوه هیچ خواهشی فهمیده نمی شد. گره گوار بیهوده سر خود را به حالت تضرع جلو او گرفت، هر چه به پدرش اظهار فروتنی می کرد در او تأثیری نداشت…”

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )
Call Now Buttonتماس فوری