ناظم حکمت و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله ناظم حکمت و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

متن مقاله

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

ناظم حکمت و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” ناظم حکمت “، نویسنده ی  ترکیه ای  و از بزرگان شعر و ادبیات دنیا را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

در ۱۵ ژانویه سال ۱۹۰۲ در سالونیکای یونان متولد شد .او یکی از مشهورترین نمایشنامه نویسان و شاعران لهستانی تبار اهل ترکیه است.اولین اشعار خود را در سال ۱۹۱۶ سرود و پس از آن در سال ۱۹۲۱ به شوروی سفر کرد و سفر او موجب تحولی در اشعار او و محتوای شعر ترکیه شد.اگرچه در دوره ی حیاتش هیچ یک از آثار او در سرزمینش اجازه ی چاپ نیافت ، ولی به ۳۰ زبان ترجمه و چاپ شد.سروانتس آثار حکمت را در ۲۰۰۷ به اسپانیایی ترجمه کرد‌.از نوشته های او میتوان ابر دلباخته، برادر زندگی زیباست، خون سخن نمی‌گوید، شمشیر داموکلس، طغیان زنان، رمان رمانتیک‌ها، فریاد وطن، شهری که صدایش را از کف داده‌است، جمجمه، خانه آن مرحوم، خون خاموشی می‌گیرد، نام گم کرده، حماسه شیخ بدرالدین، چشم اندازهای انسانی کشور من، تبعید چه حرفه دشواری است، از یاد رفته، تصویرها، شیخ بدرالدین پسر قاضی، ، چشم اندازهای آدمی، شیرین و فرهاد صباحت، مهمنه بانو و آب سرچشمه کوه بیستون، یوسف و زلیخا، آیا ایوانوویچ وجود داشته‌است، گاو، ایستگاه، تارتوف، چرا بنرچی خودکشی کرد، چهره‌ها تلگرافی که در شب رسید، نامه‌ها به تارانتا بابو، شهر بی نام، پاریس گل من، آدم فراموش شده، فرهاد و شیرین و عوضی… ، اشاره کرد.بازتاب تراته های عاشیق های ترکیه در اشعار حکمت هویداست.ناظم حکمت قصد داشت در جنگ استقلال شرکت کند ولی به دلیل عقاید کمونیستیش اجازه ی این کار را نداشت.پس از ان در یکی از روستاهای آناتولی معلم شد و این شغل بیشتر او را به زندگی مردم فرودست نزدیک می کرد. مخالفانش بخاطر محبوبیت او میان مردم خواهان و جنبش های مردمی تصمیم به قتل او گرفتند . او را مجبور به فرار از روسیه کردند  .استعمار و ظلم و خفقان در کشورش حکمت را برآن داشت تا با نوشته هایی برای سرزمینش تلاشی بکند .تلاشهای او موجب دستگیریش شد. حکمت در ۲۷ سالگی به ۳۵ سال زندان محکوم شد. او زمان زیادی را در سلولهای انفرادی و محیط سخت زندان گذراند. از ۱۹۴۶ به بعد موفق شد اشعارش را به خارج زندان بفرستد ، آثارش در مطبوعات فرانسه ترجمه و چاپ شد. این درحالی بود که در مطبوعات ترکیه نامی از او برده نمی شد. در پاریس اشعارش موجب برانگیختن آزادی خواهان و روشنفکران شد و کمیته نجات ناظم حکمت در پاریس تشکیل شد. چهره های معروفی همچون پیکاسو ، سارتر ، برشت و نرودا و… اعتراض خود را برای آزادی حکمت به دولت ترکیه اعلان کردند.در سال ۱۹۵۰ حکمت در زندان اعتصاب غذا کرد. در ترکیه لایحه ای مبنی بر عفو عمومی زندانیان تصویب میشود و پس از آن حکمت با بیماری ذات الریه و مشکلات قلبی پس از ۱۳ سال آزاد می شود. پس از آزادی ،وی به سرودن اشعارش ادامه میدهد. سرانجام ناظم حکمت شاعر آزادی خواه ترکیه در سال ۱۹۶۳ بر اثر حمله قلبی در مسکو در گذشت.

مطلب پیشنهادی :   مهستی گنجوی و هر آنچه که از زندگی و آثارش باید بدانید

آثار

  • ابر دلباخته
  • برادر زندگی زیباست
  • خون سخن نمی‌گوید
  • شمشیر داموکلس
  • طغیان زنان
  • رمان رمانتیک‌ها
  • فریاد وطن
  • شهری که صدایش را از کف داده‌است
  • جمجمه
  • خانه آن مرحوم
  • خون خاموشی می‌گیرد
  • نام گم کرده،
  • حماسه شیخ بدرالدین
  • چشم اندازهای انسانی کشور من
  • تبعید چه حرفه دشواری است
  • از یاد رفته
  • تصویرها
  • شیخ بدرالدین پسر قاضی
  • سیماونا
  • چشم اندازهای آدمی
  • شیرین و فرهاد صباحت،
  • مهمنه بانو و آب سرچشمه کوه بیستون
  • یوسف و زلیخا
  • حیله
  • آیا ایوانوویچ وجود داشته‌است،
  • گاو
  • ایستگاه
  • تارتوف
  • چرا بنرچی خودکشی کرد
  • چهره‌ها تلگرافی که در شب رسید
  • نامه‌ها به تارانتا بابو
  • شهر بی نام
  • پاریس گل من
  • آدم فراموش شده
  • فرهاد و شیرین
  • و …

مروری بر آثار و اندیشه ها

ناظم حکمت از شاعران و ادیبان شرقی بود و به طبع اندیشه ی شرقی در او بسیار پدیدار بود. او بسیار از حافظ و مولانا تاثیر پذیرفته بود و در باب زندگی سخنان بسیار داشت. اگر به زندگی ناظم حکمت نگاهی بیاندازیم می بینیم که او همیشه در تبعید و زندان به سر برده است ، اما هیچگاه خود را در زندان روح زندانی نکرده است. او با اندیشه های صوفی گری و عرفان ایرانی نیز بسیار آشنا بوده است . یکی از زیباترین دیدگاه های او درباره ی مرگ با دیدگاه شاعر بزرگ ما ایرانیان حضرت مولانا یکی است. ناظ حکمت مرگ را واژه ای دیریافته می داند ، چرا که مرگ را آنگاه می فهمیم که مرده باشیم و مرده چه می فهمد که مرگ چیست؟ . او به زندگی نگاهی عاشقانه و در عین حال فلسفی داشت. او در تمامی ایامی که زندان بود ، تیشه ای به نام قلمش داشت که درهای زندان را می شکافت و نوشته هایش به سرتاسر جهان میرفت و ترجمه می شد. او در وطن خویش الحق غریب بود و کاری نیز از دستش بر نمی آمد ، او یک آزادی خواه بود و این امر مخالفانی برای او پدید آورده بود. ناظم حکمت دیدگاه های بلند مرتبه ی دیگری نیز داشته که از میان آنان می توان به دیدگاهی در باب جایگاه نویسنده در جهان هستی اشاره کرد. او معتقد بود که نه تنها ادیبان بلکه نویسندگان در هر جای دنیا به مثابه عقاب هایی هستند که تمام آسمان آشیانه ی آنان است و همه چیز و همه کس شکار آنان. او بسیار به این اندیشه معتقد بود که جهان هستی نیاز به نویسندگانی دارد که رازها را بر مردم آشکار کنند. وظیفه ی یک نویسنده را آگاهی دادن می دانست. او همیشه حامی طبقات محروم بود و از آنان می نوشت.همین امر نیز مایه ی بسیاری از رنج های او در دنیا شد.

مطلب پیشنهادی :   هنریک ایبسن و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

اگر از تفکرات ناظم حکمت بگذریم او یک ادیب بی نظیر بود. بی خود نیست که جهان به او بابت نوشته هایش احتر ام می گذارد. او یک شاعر به تمام معنا بود. اعجاز شعر او استفاده ی از آرایه ها و زیبایی های کلامی بی نظیر بود. در این باب منتقدان بسیاری بر این باورند که هیچکس حتی نمی تواند مانند ناظم حکمت هم شعر بگوید. او آنقدر صاحب سبکی قوی بود که در جهان او را یکه می شناختند. یکی از آثار فوق العاده ی او در باب دریای خزر است. او بسیار زیبا چنان از یک هارمونی در استفاده از صناعات ادبی استفاده می کند که هر خواننده ای خیره می شود و هر ادیبی به شگفتی وا داشته می شود. هنر ناظم حکمت آن بود که نادیده شده ها را می دید و به آنان چنان جانی میداد که بیش از دیده شده ها ، دیده شوند.او بسیار به تکنیک های وزنی نیز مسلط بود. اصولا برای یک شاعر جهانی یکی از عناصر مهم ریتم و وزن و موسیقی شعر است.او فوق العاده درک موسیقایی بالا از شعر داشت. ریتم های کار او عمدتا از نوازندگان دوره گردی چون ” عاشیق ها” در ترکیه الهام گرفته می شد. او در تمام عمر خود چنان هوشیارانه به خلق شعر دست زده است که به پاس احترام او سالی را در یونسکو به نام سال جهانی ناظم حکمت شناخته و او را بعنوان برترین ادیبان تاریخ دنیا معرفی کرده اند.

از سوی دیگر اما ناظم حکمت به هیچ وجه مورد اقبال در میان مسئولین و سیاستمداران قرار نگرفت. حتی همین وجهه مردمی او ، جایزه ی نوبل را از او گرفت. ناظم حکمت بسیار در بین مردم رفت و آمد داشت و مردم او را دوست می داشتند. در آن زمان دولت ترکیه با ناظم حکمت مخالف بود چرا که معتقد بود نوشته های او قشر بی سواد جامعه را نیز برای شورش تحریک می کند ، چه برسد به آگااهان و با سوادان. از این رو حکمت به دلیل مشکلات اغلب سیاسی و ناکارآمدی دولت در حمایت از او و آثارش ، هیچگاه به نوبل راه پیدا نکرد.این امر هیچگاه میل او نیز نبود. او همیشه خود را در اخیتار مردم می گذاشت و از این که در بین جایزه بگیران ادبیات باشد ، زیاد دل خوشی نداشت.او همچنین آثار زیادی دارد که اکنون به فارسی ترجمه گردیده اند. خواندن آثار ناظم حکمت از نظر بزرگان ادبیات ، می تواند یک کلاس نویسندگی به تمام معنا باشد. در واقع ناظم حکمت تنها به بعد محتوایی شعر ها و نثرهایش توجه نمی کرده است. بلکه او زبان خویش را در شعرش آنچنان و روان و در حال حرکت می دیده است که نمی توان به هیچ وجه او را یک لحظه خالی از شاعرانگی و احساس ناب نوشتن دید.همچنین ناظم حکمت پل های نثر و نظم را به هم متصل کرده و زبانی دارد که جهان آن را می ستاید.خوانش آثار ناظم حکمت چندین پله ما را در مسیر موفقیت رو به جلو حرکت می دهد.

مطلب پیشنهادی :   ژان پل سارتر و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

در زیر بخشی از یکی شعرهای او به نام ” چشم های تو” را با هم مرور می کنیم.

  • چشم های تو …

خواه در زندان به دیدارم بیایی  خواه در مریض خانه

چشم های تو هماره در آفتابند

آنسان که کشتزاران اطراف آنتالیا

در صبحگاهان اواخر ماه مِی

  • چشم های تو …

بارها در برابرم گریستند

خالی شدند

چونان چشم های درشت کودکی شش ماهه

اما یک روز هم بی آفتاب نماندند

  • چشم های تو …

بگذار خمار آلوده و خوشبخت بنگرند، چشم های تو

و تا جایی که در می یابند،

دلبستگی انسان ها را به دنیا ببینند

که چگونه افسانه ای می شوند و زبان به زبان می چرخند.

  • چشم های تو …

بلوط زاران “بورصه” اند در پاییز

برگ های درختانند بعد از باران تابستان

و “استانبول” اند ـ در هر فصل و هر ساعت ـ

  • چشم های تو …

گل من! روزی خواهد رسید

روزی خواهد رسید که

انسان های برادر

با چشم های تو همدیگر را خواهند نگریست

با چشم های تو خواهند نگریست …

“ناظم حکمت” / ” ترجمه : دلاورنژاد”

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم 

پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )
© کپی رایت - تمامی حقوق متعلق به وبسایت تیم مطالعاتی محمدرضاتیموری می باشد. هر گونه کپی برداری از محتوای سایت پیگرد قانونی خواهد داشت.