سیمون دوبوآر و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

ما قصد داریم مقاله سیمون دوبوآر و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید را به دو مدل متنی و صوتی برای راحتی کار شما عزیزان در اختیار تان قرار دهیم

در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

سیمون دوبوآر و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” سیمون دوبوآر ” ، نویسنده ی فرانسوی و خالق کتاب “جنس دوم ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

سیمون دو بووُآر در ۹ ژانویه سال ۱۹۰۸ در بورژوا در یک خانواده کاتولیک متولد شد نام کامل او سیمون لوسی ارنستین ماری برتراند میباشد.دو بووآر ،نویسنده، فیلسوف و فمنیست اگزیستانسیالیست فرانسوی است.رویای نویسنده شدن در ۱۵ سالگی به سراغ دوبوار آمد. او گفته بود: «آنچه رندگی مرا توجیه کند، کار من است.» دوبوار اراده‌ای قوی داشت، در خودنوشت‌هایش به نام «یادداشت‌های یک دختر آراسته» که در ۱۹۵۸ منتشر شد، ما با زنی روبه‌رو می‌شویم که با ولع سوال می‌کند؛ مثل یک موجود درنده که در تمام جنبه‌های زندگی غوطه‌ور می‌شود.پس از گذراندن امتحانات دورهٔ لیسانس ریاضیات و فلسفه،به تحصیل درزبان و ادبیات در مؤسسهٔ سنت‌مارین و پس از آن فلسفه در دانشگاه سوربن پرداخت. بووار عضو گروه فلسفی دوستانه ای از مدرسه دیگری بود ک پل سارتر نیز در ان گروه عضویت داشت.او تصمیم گرفت مدرس فلسفه شود و آزمونی که به این منظور گذراند، موجب اشناییش با سارتر شد.در ان آزمون سارتر رتبه یک و بووار رتبه دوم را کسب کرده بود.بووآر مادر بمنیسم بعد از ۱۹۶۸ نامیده شد.مشهور ترین اثر او ،جنس دوم ،در ۴۱ سالگی او نوشته شده است.کتابی که کلیسای کاتولیک آن را ممنوع کرد و نویسندگان مرد فرانسوی مثل فرانسوا ماریاک و آلبر کامو را برانگیخت اما در میان زنان خوانندگان بسیاری یافت. این کتاب به سرعت رکورد فروش را شکست و تنها در دو هفته، ۲۰ هزار نسخه از آن فروش رفت. امروز هم این کتاب به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده است.این کتاب به تفصیل به تجزیه و تحلیل ستمی که در طول تاریخ به جنس زن شده‌است می‌پردازد. پس از آنکه این کتاب چند سال پس از چاپ فرانسه، به انگلیسی ترجمه و در آمریکا منتشر شد، به عنوان مانیفست فمینیسم شناخته شد.سارتر و بووآر رابطه ی عاطفی پیچیده ای داشتند و در تمام عمر دوستان جدایی ناپذیر یکدیگر باقی ماندند.سیمون دوبووار در ۱۴ آوریل، ۱۹۸۶ در ۷۸ سالگی به خاطر ذات‌الریه از دنیا رفت. وی در کنار ژان پل سارتر در گورستان مونپارناس به خاک سپرده شده‌است.

آثار

  • ۱۹۴۳ مهمان
  • ۱۹۴۵ خون دیگران
  • ۱۹۴۶ همه می‌میرند
  • ۱۹۴۹ جنس دوم
  • ۱۹۵۴ ماندارین‌ها
  • ۱۹۵۸ خاطرات یک دختر مطیع
  • ۱۹۶۴ مرگی بسیار آرام
  • ۱۹۶۶ تصاویر زیبا
  • ۱۹۶۷ زن وانهاده
  • ۱۹۷۰ کهنسالی
  • ۱۹۸۴ مراسم وداع

مروری بر آثار و اندیشه ها

یکی از تحولات عظیم تاریخ نویسندگی ، حضور  و ورود گرایش های سیاسی ، اجتماعی و همچنین باورهای رایج میان مردم در حوزه ی نویسندگی بوده است.در میان این تحول عظیم ، یک نقطه ی عطف وجود دارد و آن فرصت ورود زنان به عرصه ی نویسندگی ، آن هم در قامت یک فعال اجتماعی است. این امر باعث شد که نویسندگی اجتماعی و همچنین جایگاه اجتماعی نویسندگی به مراتب دچار تغییر و تحولاتی شود. تا پیش از ورود زنان به عرصه ی نویسندگی اجتماعی ، فعالیت های نویسندگان (زن) عمدتا در روایت رمان ها و یک سری از مسائل تاریخی و … بوده است ، اما پیدایش تفکرات انقلابی در میان  زنان  ، گامی بزرگ در تحول نویسندگی اجتماعی در جهان به جا گذاشته که آثار آن تا کنون نیز پایدار و استوار مانده است.از این میان اما عده ای وجود داشته اند که علاوه بر تفکرات اجتماعی غنی ، بسیار تاثیر گذار هم بوده اند . این تاثیر گذاری آنان عمدتا ریشه در همگامی آنان به عنوان یک فعال اجتماعی در کنار مردم بوده است. یکی از این نویسندگان که علاوه بر نویسندگی پا به پای مردم به فعالیت های سیاسی و اجتماعی پرداخته است ، سیمون دوبوآر بوده است. سیمون دوبوآر جز برترین نویسندگان و همچنین جز برترین فعالان اجتماعی در حوزه ی نویسندگی در جهان است. او برای نخستین باور باورهای فمینستی را از دریچه ی احساس دور کرده  و به فلسفه و منطق گره زد.او یکی از از زنانی است که با کتاب جنس دوم این پیام را به گوش همه ی مردم جهان خصوصا زنان جهان رسانید که انسان ها باید در سایه ی یک آزادی غیر متمرکز و صدالبته وسیع فعالیت کنند و به زندگی برابر اجتماعی بپردازند.نگرش او به جنس زن ، یک نگرش بسیار متعالی و والا بوده است که همین امر موجب اقبال بسیار در میان مخاطبانش گردیده است. اگر بخواهیم شخصیت او را بررسی کنیم باید بگوییم که او یک آزادی خواه و فعال اجتماعی بوده است که دغدغه های بسیاری را در ذهن می پروردانده و این دغدغه ها را تا بدانجا که قلم یاری اش می کرده است در میان سطرهای کتابش آورده است و آن را به گوش همگان رسانیده است. اگر بخواهیم تنها به یک یا دو دغدغه ی متعالی وی اشاره کنیم باید بگوییم که نخستین چیزی که در تمام عمر او را به نوشتن وادار می کرده است ، برابری و آزادی بوده است. او به انسان ها با هر دید و هر عقیده به چشم یک انسان و نه به چشم یک مقام اجتماعی ، مسئول سیاسی و … نگاه می کرده است. او معتقد بود که همه ی آدم های روی زمین ، در ابتدا از یک نیرو و قوه زاده شده اند و از این رو تا به آخرین روز نیز در سایه ی همان قوه ی متعالی ، آزادانه حق زیستن دارند.دومین دغدغه ی او ، بندگی و بردگی زنان در تاریخ بشر است. او یقینا نخستین کسی نبوده است که سعی در تغییر و تحول جایگاه زن در اجتماع داشته است اما به جرئت می توان گفت که از نخستین زنانی بوده است که از طریق علوم و از دریچه ی حقیقت جویی و افزایش سطح آگاهی زنان ، سعی در ایجاد این تحول داشته است. این باور او و این رویه ی او در آگاهی بخشی به جامعه ی زنان باعث شد که بسیاری از فعالیت های زنان در جامعه ی سالهای زندگی او آزا د گشته و اوضاع زنان به یکی از بهترین اوضاع تاریخ بشریت تبدیل شود.

دیگر نگاهی که می توان به آثار او داشت ، بررسی سبک نوشتاری او است. او به واسطه ی تحصیل در علم فلسفه ، بسیار استوار می نوشت و نوشته هایش همگی مستند  ، پر مایه و با ساختاری قوی به رشته ی تحریر در می آمده است. از سویی دیگر او همیشه با ایده هایی نو قدم به کارزار نویسندگی می گذاشته است و این خود برای یک نویسنده دلیل بسیاری از برتری های مقامی است.در ایران ، کتاب های بسیاری از سیمون منتشر شده است که همگی جز پرفروش ترین آثار تاریخ کتاب جهان بوده اند. اما از این میان یک کتاب و آن هم جنس دوم ،علاوه بر پر فروش بودن ،سهم عظیمی از گفتگوها ، نقدها و چالش ها را در ایران بهمراه داشته است که هر کدام بحث های بسیاری را در حوزه های روانشناختی ، جامعه شناسی و …. به میان آورده است. این کتاب در باب تاریخ زن ستیزی در جهان است. البته این کتاب به دو بخش تقسیم می شود که بخش اول در باب پدر سالاری و بخش دوم در باب زنان است. بخش هایی از این کتاب گرانقدر را با یکدیگر مطالعه خواهیم کرد :

  • زن؟ هواداران فرمول‌های ساده می‌گویند که زن چیزی بسیار ساده است: رحم، تخمدان؛ موجودی ماده: همین کلمه برای تعریفش کافی است. صفت ماده در دهان مرد، طنینی دشنام‌گونه دارد؛ ولی مرد از ویژگی حیوانی خود شرمناک نیست، حتی به عکس، اگر درباره‌اش گفته شود که «او نر است!» احساس غرور می‌کند. کلمه «ماده» معنایی نامساعد دارد، اما نه از آن رو که زن را ریشه‌وار در دل طبیعت می‌نشاند، بلکه به این سبب که او را در جنسیت خود محدود می‌کند.
  • گفته شده که زنان به معنای واقع فاقد احساس عدالت هستند و بیشتر از احساسشان فرمان می‌برند تا از وجدان‌شان… اما نه طبیعت آنان، بلکه آموزش و زندگی اجتماعی است که این تفاوت را سبب می‌شود.
  • در حقیقت زن‌ها هرگز ارزش‌های زنانه را در برابر ارزش‌های مردانه علم نکرده‌اند: بلکه مردها هستند که با تمایل به حفظ امتیازهای مردانه، به ابداع این تقسیم پرداخته‌اند؛ مردها قصد خلق قلمروی زنانه – سلطه زندگی و حالیت – را نداشته‌اند مگر برای این که زن را در آن بند بدارند.
  • در رفتار مردهای امروزی فریبی وجود دارد که در زن دو پارگی دردناکی ایجاد می‌کند؛ مردها تا حدود نسبتا زیادی می‌پذیرند که زن فردی مشابه و برابر باشد؛ ولی باز هم توقع دارند که زن به صورت غیر اصلی باقی بماند؛ این دو سرنوشت برای زن ناسازگارند؛ زن بین این دو مردد می‌ماند و دقیقا با هیچ یک از این دو تطبیق نمی‌یابد، و عدم تعادل او هم ناشی از همین است.
  • دختر، تقدیری را که طبیعت و جامعه برایش تعیین می‌کنند نمی‌پذیرد، اما آن را به طور قطعی ترک نمی‌کند: از نظر درونی بیش از آن تقسیم شده است که با دنیا وارد نبرد شود؛ به همین اکتفا می‌کند که از واقعیت بگریزد تا به طور نمادین به اعتراض بپردازد.
  • سرنوشتی که جامعه سنتی به زن عرضه می‌کند، ازدواج است. اغلب زنان، امروزه نیز، شوهر کرده‌اند، شوهر کرده بوده‌اند، آماده ازدواج می‌شوند یا از این که ازدواج نکرده‌اند رنج می‌برند. زن مجرد، خواه محروم‌مانده از پیوند، خواه طغیان کرده بر آن، و یا حتی بی‌اعتنا به این نهاد، براساس ازدواج تعریف می‌شود.

متن مقاله

نویسنده و گوینده  : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5/5 ( 1 نظر )