داستان دو قورباغه
  • در داستان دو قورباغه می خوانیم که : روزی روزگاری در جنگل های دور ، گروهی از قورباغه ها ،

    در حال گذر از یک برکه ی باریک بودند که ناگهان دو قورباغه به داخل گودالی افتادند .

    گودال بسیار عمیق بود و همه ی قورباغه ها به دور آن گودال جمع شده بودند .

    قورباغه هایی که دور گودال جمع شده بودند ، همگی بدنبال یک کمک بودند تا که آن دو قورباغه را نجات دهند ،

    اما پس از مدتی که متوجه شدند ، هیچ کمکی برای آن دو قورباغه نیست ،

    دست از کمک کشیدند و شروع کردند به گریه زاری و گفتند  :

    ” ما هیچ کاری از دستمان بر نمی آید ، متاسفیم اما شما تا چند ساعت دیگر می میرید و کاری از دستتان بر نمی آید. “.

    داستان دو قورباغه ، این داستان بخشی از قصه کودکانه است

    آن دو قورباغه در ابتدا هیچ واکنشی نشان ندادند ، اما پس از چند دقیقه هر کدامشان به تکاپو افتادند و

    برای بیرون پریدن از گودال تلاش کردند . هر باری که این دو قورباغه برای بیرون پریدن از گودال حرکتی می کردند ،

    تمام دوستان شان که در بیرون گودال بودند به آنها می گفتند که :

    ” نپرید و خودتان را خسته نکنید . آرام بگیرید و به خودتان رنج ندهید و آرام بمیرید .” .

    بعد از مدتی یکی از آن دو قورباغه دست از تلاش کشید و آرام گوشه ای مرد .

    اما یکی دیگر از قورباغه ها همچنان تلاش می کرد و تمام سعی خود را برای بیرون پریدن از گودال انجام می داد

    تا که نهایتا موفق شد از گودال بیرون بپرد .

    وقتی از گودال بیرون پرید ، تمامی قورباغه ها به دور او جمع شده بودند و از او پرسیدند :

    ” مگر تو صدای ما را نمی شنیدی ؟ ” .

    قورباغه چند لحظه ای مکث کرد و بعد به آن ها توضیح داد  :

    ” من ناشنوا هستم و خیلی حرفهای تان را نمی شنیدم ،

    من فکر کردم که شما مرا تشویق می کنید . ممنونم که مرا کمک کردید تا از گودال بیرون بیایم .

    بچه های عزیز ، این داستان دو درس برای ما به همراه دارد :

    1. نیروی زندگی و مرگ ، تنها در کلمات ما پنهان است . یک کلمه ی پر انرژی ، یک حرف پر از انگیزه ، می تواند دروازه های امید را به روی یک انسان نا امید باز کند .
    2. مراقب حرف هایمان باشیم ، هر آنچه که از دهان ما خارج می شود می تواند بطور مستقیم بر روی زندگی اطرافیانمان تاثیر بگذارد . سعی کنیم هیچگاه کسی را شماتت نکنیم و او را محکوم به شکست ندانیم . شاید در ابتدا سخت باشد ، اما باید بدانید که یک جمله ، تنها یک جمله ، می تواند کیلومتر ها انسانی را به مرز موفقیت ، یا به مرز شکست نزدیک کند . کلمات قدرت دارند ، پس سعی کنید همیشه از قدرت این کلمات در بهترین شکل ممکن استفاده کنید.

    مطالعه بیشتر در اینجا

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۳ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *