داستان ترازوی روح

در داستان ترازوی روح میخوانیم که :  روزی روزگاری در جنگلی بسیار دور ، حیوانات زیادی به خوبی و خوشی در کنار یکدیگر زندگی می کردند. یکی از این حیوانات ، طوطی باهوشی بود که به واسطه ی رفاقت با بازرگانان ، جنس های جدید به جنگل می آورد و از این راه درآمد خوبی به دست می آورد. روزی او تصمیم گرفت که یک ترازو به جنگل بیاورد. وقتی که ترازو وارد جنگل شد ، حیوان ها هیچ چیز در مورد آن نمی دانستند.

این داستان بخشی از قصه کودکانه است

تا اینکه طوطی برایشان توضیح داد : “که ترازو وزن شما را نشان میدهد و هر مردی که وزنش بیشتر باشد ، قوی تر است و هر زنی که وزنش کمتر باشد ، زیباترین زن جنگل است. ” . حیوانات وقتی این را شنیدند ، همه بر روی ترازو رفتند و خودشان را وزن کردند. شیر بر روی ترازو رفت و گفت من از همه قوی تر هستم که ناگهان کرگدن سر رسید و بر روی ترازو رفت و از شیر هم قوی تر بود. شیر ناگهان گفت : ” چه کسی گفته است که کرگدن از من قوی تر است.

من با یک ضربه ی دستم ، کرگدن را از پای در می آورم.” . آن دو با هم گلاویز شدند و کلی با هم دعوا کردند.ماجرای ترازو هر روز دردسری برای اهالی جنگل فراهم می کرد. اهالی جنگل هر روز پیش از آنکه به سر کارشان بروند ، سری به ترازو می زدند و خود را وزن می کردند و بعد به سر کارهایشان می رفتند. این کار آنقدر برایشان مهم شده بود که بعد از مدتی همگی وسواس گرفته بودند. مردهای جنگل ، هر روز بیشتر می خوردند و هر روز بیشتر استراحت می کردند که وزنشان بالاتر برود و از سویی خانم های جنگل سعی می کردند هیچ چیز نخورند تا وزنشان کمتر شود و زیباترین زن جنگل شوند.

این اتفاق برای مدت ها ادامه پیدا کرد تا اینکه روزی طوطی دوباره به جنگل برگشت و با صحنه ای مواجه شد که باورکردنی نبود. دیگر هیچ مردی قادر به کار کردن نبود.همه ی شان از بس خورده بودند که نمی توانستند تکان بخورند و کار کنند. و از سوی دیگر هم خانم های جنگل از بس لاغر شده بودند که نمی توانستند روی دوپایشان بایستند. طوطی که فهمیده بود همه ی اینها تقصیر ترازو است ، نگران شد و به سراغ جغد دانا رفت و از او کمک خواست. جغد دانا وقتی جریان را فهمید ، به میان حیوانات جنگل آمد و گفت :” حیوانات جنگل ، آقایان و خانم ها ، آیا قوی بودن شما ، وقتی که شما نتوانید کاری انجام دهید ، ذره ای ارزش دارد؟

خانم های جنگل ، آیا زیبایی شما وقتی که نتوانید حتی به بچه هایتان برسید ، ذره ای ارزش دارد؟ حیوانات جنگل ، خانم ها و آقایان کاش کمی به روحتان توجه می کردید. ما آن موقعی زیبا وقوی هستیم که روح قوی ای داشته باشیم نه اینکه جسم قوی ای داشته باشیم. انسانی قدرت مند و زیباست که دانا باشد. شما باید به این نکته توجه کنید که کار کردن ، سواد آموختن و اهل تفکر بودن است که شما را زیبا و قوی می کند. ” . بله دوستان من ، درست است که هیچ ترازویی روح آدمی را وزن نمی کند ، اما اگر سری به کتابخانه ی تان بزنید و کتاب هایی را که خوانده اید را بشمارید ، می توانید بفهمید که چقدر قوی و زیبا هستید. هر چقدر که بیشتر کتاب بخوانید و روحتان را پرورش دهید ، زیباتر و قوی تر خواهید بود.

مطالعه بیشتر در اینجا

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *