داستان روز مادر
  • در داستان روز مادر می خوانیم که : روز مادر بود و همه ی مردم در حال خرید گل برای مادر هایشان بودند .

    از سر کار که به خانه بر می گشتم ، قصد کردم که سری به مادرم بزنم و

    برایش یک گل سرخ قرمز هدیه ببرم . وارد مغازه ی

    گل فروشی شدم و یک گل رز قرمز انتخاب کردم و دادم فروشنده تا برایم آن را تزئین کند .

    این داستان بخشی از داستان روز مادر ، قصه کودکانه است

    بعد از آنکه از مغازه ی گل فروشی بیرون آمدم ، دخترک جوانی را دیدم که کنار خیابان نشسته است و

    گریه می کند . از او پرسیدم که  : ” دختر کوچولو برای چه اینجا نشسته ای ؟ “.

    دختر کوچولو همانطور که گریه می کرد ، گفت :

    ” امروز روز مادرست ، من دلم می خواهد که برای مادرم یک شاخه گل بخرم اما قیمت هر شاخه گل ، دو هزار تومان است و

    من تنها هزار تومان پول دارم . برای همین خیلی خیلی ناراحتم چون مادرم را خیلی دوست دارم .” .

    دخترک قلب پاکی داشت ، به او گفتم که بلند شو تا برایت یک شاخه گل بخرم . گریه اش قطع شد ، خنده ای کرد و گفت :

    ” واقعا برام می خری؟ ” . به او گفتم : ” حتما چرا که نه ؟ بیا بریم تا برایت یک گل زیبا بخرم. ” .

    با دخترک وارد مغازه شدم و با هم یک گل سرخ انتخاب کردیم . وقتی گل را به او هدیه دادم ،

    از خوشحالی داشت پر می کشید . به او گفتم :

    ” حالا می توانی بروی و مادرت را خوشحال کنی ” .

    دخترک به چشم هایم نگاه کرد و گفت : ” معلومه که خوشحال شدم . ولی آقا ، میشه من رو تا پیش مادرم ببرید؟ ” .

    به او گفتم : ” بله چرا که نمی شه ، فقط بگو کجا باید بریم؟ ” .  دخترک گفت :

    ” آدرس دقیقش را که نمی دانم ، اما اگر با هم برویم ، می توانم نشانتان دهم .” .

    گفتم  : ” به روی چشم ، سوار ماشین شو تا با هم بریم . ” .

    سوار ماشین شدیم و خیابان ها را یک به یک پشت سر گذاشتیم ، تا که به یک قبرستان رسیدیم .

    دخترک گفت  : ” همین جاست” . با دخترک پیاده شدیم و به داخل قبرستان رفتیم .

    دخترک قبرها را شمرد تا که به قبر مادرش برسد .

    روی قبر مادرش شاخه ی گل سرخ را گذاشت و گفت  : ” مادر دوستت دارم .” .

    از او پرسیدم : ” چرا به مادرت هدیه می دی وقتی که مرده و تو این دنیا نیست ؟ ” .

    دخترک با تمام سن کمی که داشت درس بزرگی به من داد و گفت :

    ” مادر ، همه ی زندگی من است . مادر نماد محبت و عشق است . اگر به مادرم در هر زمانی توجه داشته باشم ،

    اونوقت مطمئنم که او هم در شرایط سخت کنار من خواهد ماند و مراقب من خواهد بود .” .

    مطالعه بیشتر در اینجا

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *