ناصر خسرو
  • ناصر خسرو │ صد نویسنده برتر جهان

    تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند .

    مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان .

    قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم .

    در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” ناصر خسرو ” ، ادیب پارسی و خالق اثر جاودانه”سفرنامه ناصر خسرو” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند .

    ناصر خسرو

    زندگی نامه ناصر خسرو

    گذری در زندگی نامه ناصر خسرو ، به ما این اطلاعات را میدهد که وی یکی از بزرگان و سهام داران حوزه ی ادبیات است. بر اساس آنچه که دکتر شفیعی کدکنی ذکر کرده است :

    ” ابومعین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، مشهور به ناصرِ خسرو، در تاریخ ۹ ماه ذیقعده سال ۳۹۴ هجری قمری در روستای قبادیان بلخ در خراسان بزرگ-که در کشور کنونی تاجیکستان قرار دارد- در خانوادهٔ ای مرفه و دارای ثروت فراوان که عای الظاهر به امور دولتی و دیوانی می پرداختند، به دنیا آمد.” .

    بگذشت ز هجرت پس سیصد نود و چار                         بنهاد مرا مادر بر مرکز اغبر

    ناصر خسرو از شاعران نامی پارسی‌گوی، فیلسوف، حکیم و جهانگرد ایرانی و از مبلغان مذهب اسماعیلی شمرده می شود .

    ناصر خسرو بر اکثر دانش های عقلی و نقلی ذوره خود از جمله فلسفه و حساب و طب و موسیقی و نجوم و کلام چیرگی داشت و در شعرهای خود به دفعات به تسلط داشتن خود بر این علوم اشاره نموده است .

    ناصر خسرو همراه لسان الغیب (حافظ) و رودکی ( پدر شعر فارسی ) جزو سه شاعری است که تمامی قرآن را حفظ بودند. او در آثار  و اشعار خویش، از قرآن برای ثابت نمودن عقاید و افکار خودش سود برده است .

    ناصر خسرو

    در آن دوران پنج سال از شروع پادشاهی سلطان محمود غزنوی گذشته بود. ناصر خسرو در دوره خردسالی با اتفاقات گوناگون روبرو شد و برای یک زندگی پرتلاطم مهیا گشت : از جمله جنگ‌های طاقت فرسای سلطان محمود و خشکسالی بی‌سابقه در خراسان که به محصولات و زمین های کشاورزان آسیب های زیادی وارد کرد و نیز شیوع بیماری مهلک وبا در این منطقه که افراد بسیاری از مردم منطقه را به کام مرگ کشاند .

    ناصر خسرو از ابتدای عنفوان جوانی به فراگیری علوم رایج دوره خود پرداخت و کتاب قرآن را حفظ نمود. در دربار پادشاهان و امیرانی چون سلطان محمود و سلطان مسعود غزنوی به عنوان مردی فرهیخته و فاضل به پیشه دبیری مشغول گشت و پس از شکست غزنویان از خاندان سلجوقیان در نبرد دندانقان، ناصر خسرو به شهر مرو و به دربار سلیمان چغری بیک، برادر طغرل سلجوقی عزیمت کرد و در آنجا نیز با عزت و افتخار فراوان حرفه دبیری اش را از نو شروع کرد و به سبب اقامت مدید در این شهر به ناصر خسرو مروزی شهره شد .

    ناصر خسرو

    همان ناصرم من که خالی نبود               ز من مجلس میر و صدر وزیر

    نخواندی به نامم کس از بس شرف         ادیبم لقب بود و فاضل دبیر

    به تحریر اشعار من فخر کرد                همی کاغذ از دست من بر حریر

    ناصر خسرو که سرآغاز و منبع حقیقت را جسن و جو می نمود با رهروان ادیان مختلف از قبیل مسلمانان، زرتشتیان، مسیحیان، یهودیان و مانویان به مباحثه و گفتگو مشغول گردید و از رهبران دینی آنان در باب حقیقت و چیستی هستی پرس و جو نمود. ولی از آنجا که به مقصودی دست پیدا نکرد، حیرت و سآشفتگی تمام وجودش را فراگرفت و برای رهایی از این سرگردانی به شراب خواری و می‌گساری و کامیاری های دوران جوانی مشغول گشت .

    ناصر خسرو

    مبنی بر نوشته اش در سفرنامه ناصرخسرو در سن چهل سالگی یک شب در خواب خود دید که شخصی به او می‌گوید «چند خواهی خوردن از این شراب که خرد از مردم زایل کند ؟

    اگر بهوش باشی بهتر» ناصر خسرو پاسخ داد «حکما، چیزی بهتر از این نتوانستند ساخت که اندوه دنیا ببرد». مرد گفت «حکیم نتوان گفت کسی را که مردم را به بیهشی و بی خردی رهنمون باشد. چیزی باید که خرد و هوش را بیفزاید.» ناصر خسرو پرسید «من این از کجا آرم؟» پاسخ داد «عاقبت جوینده یابنده بود» و به سوی قبله اشاره نمود. ناصر خسرو پس از بیدار شدن از این خواب آشفته دچار انقلابی فکری درون خود شد،  شراب و همه لذت های دنیوی را ترک کرد، شغل دیوانی را رها کرد و به سفر حج رفت .

    ناصر خسرو به مدت هفت سال کشورهای مختلف از قبیل آذربایجان، ارمنستان، آسیای صغیر، حلب، طرابلس، شام، سوریه، فلسطین، جزیره العرب، قیروان، تونس و سودان را گشت و سه یا شش سال در پایتخت فاطمیان یعنی مصر کنونی مقیم شد و در آنجا در دوران المستنصر بالله به مذهب اسماعیلی گروید و از مصر سه مرتبه به زیارت خانه خدا در مکه رفت .

    ناصر خسرو

    ناصر خسرو در سال ۴۴۴ ه.ق پس از دریافت لقب حجت خراسان از سوی المستنصر بالله راهی خراسان گشت .

    ناصر خسرو در خراسان و بالاخص در زادگاهش شهر بلخ مبادرت به دعوت از مردم به آیین اسماعیلی نمود، ولی برخلاف تصورات و انتظاراتش مردم بلخ دعوت وی را لبیک نگفتند و در نهایت عده‌ای کثیر که تحمل او را نداشتند و در همدستی با سلاطین سلجوقی بر وی شوریده، و از خانه اش بیرونش انداختند .

    ناصر خسرو بدین سبب به مازندران رفت و بعد به شهر نیشابور آمده و چون در هیچ‌یک از این شهرها در امان نبود به‌طور مخفیانه و به دور از چشم عوام زندگی می کرد و سرانجام پس از گدشت زمانی اندک آوارگی به دعوت امیر علی بن اسد یکی از پادشاهان محلی بدخشان که اسماعیلی نیز بود به بدخشان هجرت کرد و مابقی ۲۰ تا ۲۵ سال عمر خویش را در یمگان بدخشان سپری نمود .

    ناصر خسرو

    پانزده سال برآمد که به یمگانم                    چون و از بهر چه زیرا که به زندانم

    ناصرخسرو کل روستاهای بدخشان را سیاحت کرد. حکیم ناصر خسرو دربین مردم بدخشان دارای درجه، مقام و منزلت بخصوصی است تا آنجا که مردم او را به اسم «حجت»، «سید شاه ناصر ولی»، «پیر شاه ناصر»، «پیر کامل»، و … می خوانند. ناصر خسرو دارای همسر و کودکی نبود؛ چون وی تا آخر زندگانی مجرد بود. ناصر خسرو یکی از شاعران و نویسندگان ممتاز  ادبیات فارسی است که در فلسفه و حکمت هم دستی بر آتش داشته، آثار و اشعار او از گنجینه‌های ادب و فرهنگ ما محسوب می شوند .

    ناصر خسرو در خداشناسی و دینداری سخت مشغول بوده است، و مناعت طبع، بلندی همت، عزت نفس، صراحت در گفتار، و خلوص او در تمامی گفتار و رفتارش نمایان است. ناصر در یکی از قصاید خود می گوید که به یمگان افتادنش از بدبختی و ناتوانی او نبوده، او در سخن قاهر است، و از پادشاه و امیر باکی ندارد، شعر و کلام او جادوی حلال است. او اسیر هوای نفس نمی‌گردد، او به یمگان برای ثروت و پول نیامده‌است و خود یمگان هم جای مال اندوزی نیست .

    او اسیر چنگال روزگار نیست، چرا که بندهٔ آز و نیاز نیست، این آز و نیازند که آدمی را به درگاه امیر و سلطان می کشانند. ناصر دنیای پست را به پشیزی نمی‌خرد. (از زبان خود ناصر خسرو). وی به آثار منظوم و منثور خویش می بالد، و به علم و حکمت خویش افتخار می کند، این ‌امر او بعضا خواننده را مجبور می‌کند که ناصر به یک شخص خودستا و متکبر و خودپرست نشان می دهد .

    علی دشتی در مورد این مسئله می گوید: مردی است با مناعت طبع، خرسند فروتن، در برابر رویدادها و سختی‌ها بردبار، اندیشه‌ورز، در راه رسیدن به هدف پایبند است. ناصر خسرو دربارهٔ خودش چنین می‌ سراید:

    گه نرم و گه درشت چون تیغ

    پند است نهان و آشکارم

    با جاهل و بی خرد درشتم

    با عاقل نرم و بردبارم

    ناصر در سفرنامههای خویش رویدادها و اتفاقات را با عدالت و بی غرضی تمام سخن می گفت. اما زمانی‌که به زادگاهش شهر بلخ می‌رسد و به کار دعوت مردم به آیین اسماعیلی مشغول می‌شود، ملّاها و فقها جلوی او را گرفته و عوام را علیه او تحریک نموده، خانه اش را به‌نام قرمطی، غالی و رافضی به آتش کشیده قصد کشتنش می‌کنند، به همین خاطر در اشعار خود لحن او کمی عوض می شود ، مناعت طبع، بردباری و عزت نفس دارد ولی نسبت گرایش به مذهب اسماعیلی و وظیفه‌ای که به وی داده شده بود و نیز مواجهه با عالمان اهل سنت و با سلجوقیان و خلیفگان بغداد که مخالفان سرسخت اسماعیلیان بودند، خشونت و پرخاشگری در وی برمیخیزد، به فقیهان و دین‌آموزان زمانه خود نقد وارد می کند و به دفاع از خود می‌پردازد. ناصر خسرو دارای تألیفات و تصنیفهای فراوانی است، چنانچه که خود دراین مورد اینچنین می سراید:

    منگر بدین ضعیف تنم زانکه در سخن

    زین چرخ پرستاره فزونست اثر مرا

    وی در سال ۴۸۱ هجری قمری  دار فانی را وداع گفت. آرامگاه وی در یمگان زیارتگاه می باشد.

    ناصر خسرو

    آثار ناصر خسرو

    • دیوان اشعار فارسی
    • دیوان اشعار عربی (که متأسفانه در دست نیست)
    • روشنایی‌نامه
    • سعادت‌نامه
    • دلیل‌المتحرین
    • دیوان اشعار
    • جامع‌الحکمتین
    • خوان‌الاخوان
    • زادالمسافرین
    • گشایش و رهایش
    • وجه دین
    • بستان‌العقول
    • دلیل المتحرین
    • سفرنامه
    • روشنایی‌نامه
    • اکسیر اعظم
    • قانون اعظم
    • دستور اعظم
    • کنزالحقایق
    • رساله الندامه الی زادالقیامه
    • سرالاسرار.

    ناصر خسرو

    مروری بر آثار و اندیشه ها ناصر خسرو

    در ادبیات ایران معدود شمارند کسانی که حکمت را با شاعرانگی ها در آمیخته باشند. عمدتا این کار به صورت عکس اتفاق می افتاده است و افراد زیادی شاعرانگی را در معجون حکمت می ریخته اند. اما بعد ، ناصر خسرو از کسانی است که تمام حکیمانه شعر گفته است. این امر نیز در ادبیات ایران دارای سبقه ی طولانی است. در واقع انسانی به سوی شاعری روی می آورد که ظرف وجودش دیگر از گفتار رنگی نداشته باشد. این همان چیزی است که انسان باید به آن دست پیدا کند. اگر می خواهید در باب آثار ناصر خسرو اطلاعات بسیاری جمع کنید ، همین نکته بس است که شما باید به قرآن تسلط داشته باشید و در باب حکمت بسیار بدانید. اما اگر از این دو نیز اطلاعاتی ندارید ، فرم و زیبایی شناسی بصری کار او آنچنان که باید و شاید ، نور به رخسار شما هدیه خواهد داد.

    در ادامه یکی از معروف ترین قصاید او را که در باب حکمت خداوند متعال است را با هم مرور می کنیم :

    خداوندی که در وحدت قدیم است از همه اشیا

    نه اندر وحدتش کثرت، نه محدث زین همه تنها

    چه گوئی از چه او عالم پدید آورد از لولو

    که نه مادت بد و صورت، نه بالا بود و نه پهنا

    همی گوئی که بر معلول خود علت بود سابق

    چنان چون بر عدد واحد، و یا بر کل خود اجزا

    به معلولی چو یک حکم است و یک وصف آن دو عالم را

    چرا چون علت سابق توانا باشد و دانا؟

    هر آنچ امروز نتواند به فعل آوردن از قوت

    نیاز و عجز اگر نبود ورا چه دی و چه فردا

    همی گوئی زمانی بود از معلول تا علت

    پس از ناچیز محض آورد موجودات را پیدا

    زمانی کز فلک زاید فلک نابوده چون باشد

    زمان و چیز ناموجود و ناموجود بی‌مبدا

    اگر هیچیز را چیزی نهی قایم به ذات خود

    پس آمد نفس وحدت را مضاد و مثل در آلا

    و گر زین صورت هیچیز حرف و صوت می‌خواهی

    مسلم شد که بی‌معلول نبود علت اسما

    تقدم هست یزدان را چو بر اعداد وحدان را

    زمان حاصل مکان باطل حدث لازم قدم بر جا

    مکن هرگز بدو فعلی اضافت گر خرد داری

    بجز ابداغ یک مبدع کلمح العین او ادنا

    مگو فعلش بدان گونه که ذاتش منفعل گردد

    چنان کز کمترین قصدی به گاه فعل ذات ما

    مجوی از وحدت محضش برون از ذات او چیزی

    که او عام است و ماهیات خاص اندر همه احیا

    گر از هر بینشش بیرون کنی وصفی برو مفزا

    دو باشد بی‌خلاف آنگه نه فرد و واحد و یکتا

    اگر چه بی‌عدد اشیا همی بینی در این عالم

    ناصر خسرو

    سوالات متداول در خصوص زندگینامه ناصر خسرو

    ۱- ناصر خسرو کیست ؟

    ابو معین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی، مشهور به ناصرِ خسرو، در تاریخ ۹ ماه ذیقعده سال ۳۹۴ هجری قمری در روستای قبادیان بلخ در خراسان بزرگ-که در کشور کنونی تاجیکستان قرار دارد- در خانوادهٔ ای مرفه و دارای ثروت فراوان که عای الظاهر به امور دولتی و دیوانی می پرداختند، به دنیا آمد .

    ۲- مهمترین اثر ناصر خسرو را ذکر نمائید ؟

    از مهمترین آثار ناصر خسرومی توان به آثار زیر اشاره کرد

    • سفرنامه
    • روشنایی‌نامه
    • اکسیر اعظم
    • قانون اعظم

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *