این مقاله شامل

1.زندگینامه

   2.آثار

    3.مروری بر آثار و اندیشه هایشان

یوهان آگوست استریندبرگ │ صد نویسنده برتر جهان

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” یوهان آگوست استریندبرگ ” ، نویسنده ی سوئدی و خالق نمایشنامه” پدر” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

یوهان آگوست استریندبرگ، هنرمند و نویسندۀ سوئدی در 22 ژانویه 1849 در استکهلم چشم به جهان گشود.او چهارمین فرزند از هشت فرزند خانواده‌ای متوسط بود و به همین دلیل هم در طی سال های زندگی خود به حرفه‌های گوناگونی مانند آموزگاری، بازیگری، روزنامه‌نگاری و کتاب‌داری پرداخت. در خانوادۀ‌ استریندبرگ، با وجود این که چندان متمول نبودند، آموزش و پرورش از اهمیت قابل توجهی برخوردار بود.او در 1867 دیپلم خود را دریافت کرد و در دانشگاه اوپسالا در رشتۀ هنرشناسی و زبان‌های زنده به تحصیل پرداخت اما در سال 1869 تحصیل را رها نمود.استریندبرگ در 1877 با سیری فون اِسِن ازدواج کرد که در تئاتر پادشاه بازیگر بود،اما مشکلاتی که پس از آن گریبان گیر او شد، به قدری مصیبت‌بار بود که برخی از منتقدان بدبینی نهفته در آثار او را نشات گرفته از آن می دانند.سرانجام آن زوج در 1889مجبور به متارکه شدند.او در 1893 با ماریا فردریکه اوْل ازدواج کرد که بیست سال از او جوان‌تر بود.این پیوند نیز موفق نبود و بالاخره در 1897 به جدایی انجامید.در 1901 با هریت بوس ازدواج کرد اما در 1904 از او هم جدا شد.

نشانه‌هایی از بیماری پارانویا و اسکیزوفرنی در او دیده می‌شد و بارها دچار افسردگی گردید. وی چندین بار در نامه‌هایش تهدید به خودکشی می‌کرد، ولی هرگز اقدامی جدی در این باره انجام نداد. از مهم ترین آثار استریندبرگ “اتاق سرخ، اریک چهاردهم، پدر، پسر کلفت، تجلی، دوزخ، دوشیزه یولی، رقص مرگ، استاد اولوفدر” است او کنار چهره هایی همچون هنریک ایبسن، سورن کیرکگارد و هانس کریستیان آندرسن، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نویسندگان کشورهای اسکاندیناوی به شمار می‌آ‌ید و سبک دراماتیک او از شهرت جهانی برخوردار است.او همچنین یکی از بنیان‌گذاران تئاتر مدرن به شمار می آید و در وطنش به شکسپیر سوئد شهرت دارد.او استاد مسلم اکسپرسیونیسم در تئاتر، و از پیشگامان نوگرایی در ادبیات سوئد بود.استریندبرگ بیش از 60 درام، ده رمان، ده مجموعه داستان و دست‌کم 8000 نامه نوشته است. همین موضوع او را به پرکارترین نویسندۀ سوئد تبدیل کرده است.یوهان آگوست استریندبرگ سرانجام در 14 ماه مه 1912 در ابندا درگذشت.

آثار

نمایشنامه ها

  • سفر پیتر خوش‌شانس
  • پدر
  • بانو جولیا
  • طلبکارها
  • به سوی دمشق
  • همراه با آتش
  • تعهد
  • همه جا جنایت است و جنایت
  • اریک چهاردهم
  • عید پاک
  • رقص مرگ
  • یک نمایش رؤیایی
  • پلیکان
  • طوفان
  • خانه سوخته
  • سونات اشباح
  • بزرگراه باشکوه
  • قوی‌تر
  • پاریا
  • یاغی

مجموعه داستان کوتاه

  • ماجراها و تقدیرهای سوئدی
  • متأهل

رمان

  • اتاق سرخ

مروری بر آثار و اندیشه ها

استریندبرگ را می توان یکی از طلایه داران نمایشنامه نویسی در اروپا دانست. او یکی از بزرگترین نمایشنامه نویسانی است که هم رده با ایبسن و هانس کریستن آندرسن قرار می گیرد. اگر بخواهیم مروری بر آثار او داشته باشیم ، باید چنین بگوییم که وی یکی از پر دغدغه ترین نمایشنامه نویسان اروپایی بوده است که در طول سالهای عمرش ، بیش از ده ها اثر نمایشی در موضوعات مختلف ساخت و پرداخت کرده است و این کار برای یک نمایشنامه نویس بسیار امر سطح بالایی محسوب می شود. آغاز دغدغه های نمایشنامه نویسی و بطور کلی نویسندگی او از دورانی آغاز شد که تحت تاثیر تاریخ مربوط به “کمون پاریس” قرار گرفت. او نخستین دغدغه ای را که به ذهن راه داد ، یک دغدغه ی سیاسی با درون مایه های اجتماعی او بوده است و آن اختلاف طبقاتی میان اقشار جامعه در زمان خودش است. دیدگاه او به این مقوله سطح گسترده تری گرفت و او بعنوان یک نویسنده به درجات والاتری از دیدگاه های خود در زمینه ی انقلاب های سوسیالیستی پرداخت.

در دوره ای دیگر از تحول های فکری خویش او دغدغه ای دیگر در ذهن مطرح کرد و آن نقش زنان در اجتماع و همچنین ” حقوق زنان ” بود.او در بسیاری از مقالات ، سخنرانی ها و نمایشنامه های خویش به وجوه گسترده ای از نقش زنان پرداخت و خواستار قانونی شدن بسیاری از حقوق زنان در جامعه ی خویش شد. این امر البته طبعاتی نیز برای او بدنبال داشت اما وی بسیار مصرانه تمام سعی خویش را بر به ثمر رساندن اقدامات خویش متمرکز کرد. استریندبرگ ، در فرم نمایشنامه نویسی نیز بسیار منحصر بفرد بود. نمایشنامه های او بسیار لایه لایه با مفاهیمی بسیار فلسفی و سیاسی می باشند که برای درک بهتر آنان باید درکی بهتر از جامعه ی زیست این نویسنده در اختیار داشته باشیم.اگر قصد دارید تجربه ای خوانش آثار ادبی-سیاسی را در کارنامه ی مطالعاتی خود داشته باشید ، می توانید از نمایشنامه های استریندبرگ بهره بگیرید.

در ادامه بخشی از نمایشنامه ی ” پدر ” اثر یوهان آگوست استریندبرگ را با هم مطالعه می کنیم

کاپیتان: آره، دارم گریه می کنم هر چند یه مَردم. اما یه مرد چشم نداره؟ دست نداره، پا نداره، قلب نداره، فکر نداره، عاطفه نداره؟ مگه غیر از اینه که اونم همون غذایی رو می خوره که یه زن، با همون اسلحه ای زخمی می شه که یه زن، با همون تابستون و زمستونی گرم و سرد می شه که یه زن؟ اگه شماها به ما زخم بزنین، خونمون نمی ریزه؟ اگه قلقلکمون بدین، نمی خندیم؟ اگه مسموم مون کنین، نمی میریم؟ چرا یه مرد نتونه شِکوه کنه یا یه سرباز نتونه گریه کنه؟ چون در شأن مردا نیست؟ چرا در شأن مردا نیست؟

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 (0 نظر)
Call Now Buttonتماس فوری