اخوان-ثالث

مروری بر زندگینامه مهدی اخوان ثالث ، به همراه لیست آثار و شرحی بر افکار و اندیشه هایش

  • بیوگرافی مهدی اخوان ثالث (Mehdi Akhavan Sales) متخلص به م. امید ،

    یکی از شاعران بزرگ تاریخ ادبیات ایران، به تاریخ ۱۰ اسفند ۱۳۰۷ در مشهد دیده به جهان گشود .

    وی یکی از بزرگ‌ترین شاعران سیاسی اجتماعی ایران است که در قرن اخیر شعرهایش جریان‌ های اجتماعی بسیاری را روایت می‌ کند .

    نوشتن زندگینامه در باب این افراد ، به جد کاری سخت است ،

    چرا که هر بخش از زندگی آنان مقاله‌ ای جدا می‌ طلبد و آدمی می‌ ماند که کدام وجه از زندگی آنها را روایت کند .

    اما در این زندگینامه، از آنجا که روال معمول تیم مطالعاتی استاد تیموری بوده است، جریان‌ های ادبی و شخصی زندگی وی به‌ منظور درسی برای نویسندگان مورد بحث قرار می‌ گیرد .

    نقد و بررسی آثار و بیوگرافی مهدی اخوان ثالث

    اگر بخواهیم به صورت صادقانه نقد و بررسی یک اثر را انجام دهیم باید به دور از تعصب و جانب داری نقاط قوت و ضعف یک اثر را مورد بررسی قرار دهیم با این حال ما می توانیم به روش فرمالیسم تمرکز خود را روی حالت ها، شکل و مسیر اشعار و یا حتی داستان ها قرار دهیم تا در نهایت بتوانیم به درست ترین شیوه به نقد و بررسی آثار ادامه دهیم.

    خیلی از افراد وقتی از این روش استفاده می کنند به راحتی محتوای شاعر و یا نویسنده را زیر سؤال می برند و یا حتی آن را به طور کلی رد می کنند با این حال این شاعر بزرگ توانسته است آثار خود را به گونه ای به وجود آورد که این فرمول روی آن کارساز نباشد.

    کتاب شعر زمستان یکی از شاخص ترین آثار او به سبک نیمایی است که حرفی برای گفتن دارد. این کتاب در سال ۱۳۳۵ منتشر شد که دومین مجموعه شعری این شاعر بزرگ است که از شعر دیگرش اقتباس شده است.

    همین مجموعه شعر باعث شد افراد به او به گونه ای دیگر نگاه کنند و آثار او را تحلیل کنند . این کتاب که ۴۰ شعر و منظومه را در خود جای داده است به صورت جیبی در ۲۰۰ صفحه  طراحی و به چاپ رسیده است. او آثار بسیاری دارد که مهم ترین آن ها سترون، سگ ها و گرگ ها ، فسانه و شعر معروف او یعنی باغ در کارنامه خود دارد.

    نکته جالبی که در اشعار او وجود دارد این است که او توانسته با روشی خاص شعر خراسانی را با شعر نوین و مسائل اجتماعی گره بزند در حالی که این موضوع به صورت عادی غیر ممکن به نظر می رسد.

    ابتدا او اشعار خود را به سبک بزرگانی چون سعدی و حافظ و مولانا می سرود اما بعداً تحت تأثیر شعرهای نوگرایانه قرار گرفت و سبک خود را به اشعار نوین تغییر داد با این حال خود او نیز روی شاعران دیگر نیز تأثیر گذاشته بود و خیلی از شاعران معاصر معروف نیز از آثار او اقتباس های فراوانی انجام داده اند.

    او تا قبل از سال ۳۲ سوگیری های سیاسی شدیدی داشته است اما بنا به دلایلی کاملاً نامشخص راه و روش خود را تغییر می دهد و سیاست را به طور کلی کنار می گذارد و از آن دوری می کند. او حتی پس از انقلاب نیز به کارهای سیاسی نپرداخت و به شدت از آن دوری کرد .

    با این حال این شاعر بزرگ اشعار بسیار نابی دارد که هر کدام از ما ممکن است در دوران مدرسه شعرهای او را حفظ کرده باشیم و با آن ها خاطرات فراوانی داشته باشیم.

    همچنین بخش‌ هایی از این زندگینامه روایتی است که خود اخوان ثالث از زندگی‌ اش ارائه داده است و به‌ منظور مستند سازی عین متن نوشته‌ های او در این مقاله ذکرشده است .

    اخوان ثالث در مشهد زاده شد . پدرش ، از اهالی یزد بود و در جوانی به سبب فعالیت‌ های کاری به مشهد مهاجرت کرده بود و بعد هم در آنجا ازدواج‌ کرده و سکونت گزیده بود .

    در بیو گرافی مهدی اخوان ثالث آمده است که پدر او عطار بود و در زمینه‌ ی دارو های گیاهی و طب سنتی فعالیت می‌ کرد .

     مهدی اخوان ثالث ، در هنگام تولد ، با یک چشم نابینا به دنیا می‌آید ،

    اما بعد از مدتی چشم دیگرش نیز به جهان باز می‌ شود و

    وقایع جهان را مو به‌ مو می‌ بیند و بعد ها با قلم استادانه‌ اش آن را روایتی دردناک می‌ کند .

    خود اخوان ثالث در باب زندگی‌ اش و بیماری‌ اش در دوره‌ ی کودکی در نوشته‌ هایش این‌ چنین گفته است که :

    پدر من عطار – طبیب بود و مادر هم کارش خانه‌ داری و بعد ها هم دعا گویی و نماز و طاعت و زیارت امام رضا و از این قبیل .

    بعد از مدتی با درمان‌ های پدر و دعا های مادر ونذر و نیاز هایش آن چشم دیگر را هم به دنیا گشودم . خدا به من رحم کرد و الا حالا دنیا را با یک چشم می‌ دیدم . اما حالا با دو چشم می‌بینم . “.

    مهدی اخوان ثالث ، تحصیلات دوره‌ ی ابتدایی و همچنین دبیرستان اش را در مشهد پشت سر گذاشت و فارغ‌التحصیل هنرستان صنعتی مشهد گردید .

    آنچه که خود وی در باب زندگی‌ اش می‌ گوید ذکر این نکته است که از دوره‌ی کودکی ، موسیقی تأثیر ویژه‌ ای بر روان او می‌ گذاشته است .

    وی در این باب می‌گوید که :

    مشکلی که من داشتم در ابتدای کار پیش از کار شعر ، پدرم مردی بود ـ یادش برایم گرامی ـ که به‌ قول‌ معروف قدما روی خوش به بچه نمی‌ خواست نشان بدهد ، به پسرش به فرزندش یعنی اخم‌ های درهم‌ کشیده و از این قبیل و من مانده بودم چه کنم ، پیش از شعر ، من با موسیقی سروکار پیدا کرده بودم ، پیش استاد سلیمان روح‌افزا می‌رفتم و همچنین پسرش ساز می‌زدم ، تار … من نمی‌ گذاشتم پدر بفهمد که من با ساز سروکار دارم، چون می‌ دانستم تعصبش را .

    برادرش را وادار کرد که تار را دور بیندازد و کار نکند و اینها ، تار برادرش را که عموی من باشد، من گرفتم و خلاصه اینها. “.

    بنا بر آنچه که خود او گفته است و شاهدی بر مدعی است ، وی تمام دوره‌ ی کودکی و نوجوانی خود را با موسیقی عجین بوده است .

    اخوان ثالث

    موسیقی برای او یک امر مقدس بود . بعد از آنکه در موسیقی به تبحری رسید ، تصمیم به آن گرفت که به شعر روی بیاورد .

    در واقع این گرایش به شعر نیز تحت تاثیر موسیقی در وی ایجاد شد. اشعاری که در ان زمان بر روی موسیقی قرار می گرفت و آن وزن و موزونی باعث شده بود

    که اخوان ثالث نا خود آگاه به شعر گرایش پیدا کند و شعر بخشی لا ینفک در وجود او شود .

    اما در تمام این دوران مخالفت ها همچنان بر سر راه  مهدی اخوان ثالث قرار داشت چنان که وی در باب مخالفت پدرش می گوید که  : [پدرم] گفت: باباجان این کار را دیگه نکن. گفتم چه کاری؟

    گفت همونی که گفتم . خوب البته فهمیدم چی می‌ گه . بعد گفتم چرا آخه باباجان ، مثلاً به چه دلیل ؟

    گفت که دلیلش رو می‌ خوای ؟ گفتم : بله.

    گفت: این نکبت داره ، صدای شیطان‎ِ … و از این حرف هایی که می شد نصیحت کرد …. ” .

    اما اخوان ثالث درست مانند شعرهای بزرگسالی اش از همان دوره کودکی و نوجوانی سر سخت بود و گوش به این حرف ها نمی داد .

    وی در دوره ی کودکی و نوجوانی تحت آموزش سلیمان روح افزا که تارنوازی قهار بود به مشق تار پرداخت .

    وی در همین دوره بود که تحت تاثیر نواختن تار و شعرهایی که در ردیف تار نوازی مشاهده می کرد ، کار شعر نوشتن را نیز شروع کرد .

    در واقع شعر نوشتن برای او ابتدا به امر فرصتی بود که بتواند روی ملودی هایی که با تار می زند ، یک متنی بگذارد و همراهی کند ، اما بعد کشش او به شعر بیشتر گشت .

    از سمت دیگر نیز پدر مهدی اخوان ثالث، عاشق شعر و شاعری بود و از این‌ رو پسرش را بسیار در این راه حمایت می‌ کرد .

    وقتی‌ که اخوان چند شعری سرود ، معلمش از این امر آگاهی پیدا کرد .

    اخوان ثالث معلمی داشت به نام پرویز کاویان جهرمی که بسیار استعداد اخوان را درک کرده و او را در این راه راهنمایی می‌ کرد و اصول شعر و شاعری را به او می‌ آموخت .

    وی در این دوره مشتاق شعر شد و موسیقی را کم‌کم در سایه دنبال می‌ کرد .

    شعر آن‌چنان زندگی او را تحت تأثیر قرار داده بود که پایش به انجمن ادبی خراسان باز شد و کم‌کم با بزرگان حوزه ادبیات خصوصاً شعر وارد مراودات ادبی شد .

    وی درباره‌ ی خاطره‌ ی رفتن به این انجمن‌ ها این‌ چنین گفته است که :

    در خراسان وقتی که تازه به شاعری رو کرده بودم (سال‌های ۲۳- ۲۴) به یک انجمن ادبی دعوت شدم که استاد کهنسالی به نام نصرت منشی باشی در صدر آن بود .

    هر وقت شعر مرا می‌ شنید می‌ پرسید تخلصتان چیست؟ او واجب می‌ دانست که هر شاعری تخلصی داشته باشد و من نام دیگری نداشتم، سرانجام خودش نام امید را به‌ عنوان تخلص بر من نهاد .

    اخوان ثالث در ابتدا نمی‌ دانست که استعدادش در کدام قالب شعری بیشتر است .

    ازاین‌رو شروع به آزمایش شیوه‌ های مختلف قصیده‌ سرایی، غزل‌ سرایی و شعر نو سرایی کرد و در آخر استعداد ویژه‌ی خود را در گفتن قصیده‌ های استوار و از آن مهم‌ تر شعر نوی فارسی دید .

    شعر نودر آثار اخوان به جد بی‌نظیر ترین نمونه‌ های شعر نوی فارسی است که حتی خود نیما نیز این‌ چنین در سبک ابداعی خویش توانمند ظاهرنشده است .

    اخوان ثالث در سال ۱۳۲۹ با ایران اخوان ثالث که دختر عمویش بود ازدواج کرد . این ازدواج سه دختر نیز به همراه داشت .

    البته ذکر این نکته‌ی دلخراش هم لازم است که دو دخترش یکی در رودخانه‌ ی کرج غرق گردید و یکی هنوز چند روزی از تولدش نگذشته بود که دنیا را بدرود گفت .

    این دو اتفاق سخت روح اخوان را درگیر می‌ کند و برای مدت‌ های مدیدی او را خانه‌ نشین می‌ کند .

    اما بعد هیچ‌ چیز باعث نشد که وی از مسیری که در ادبیات انتخاب کرده بود ، یعنی سرودن اشعار سیاسی اجتماعی بازبماند .

    او در تمام عمر خود چنان تیغ قلمش را برای اتفاقات اجتماعی ایران‌ زمین تیز کرده بود

    که هر باری که قلم بر روی کاغذ می‌ گذاشت تا که شعری منتشر کند ، تن همه‌ ی اصحاب سیاست می‌لرزید .

    او شعر های بسیار گیرایی در سال‌ های پرحادثه‌ ای ایران به چاپ رسانیده است . که مشهور ترین آن زمستان است که با صدای محمدرضا شجریان نیز اثری بسیار شنیدنی تر شده است .

    وی سال‌ های زیادی را نیز در زندان گذراند و بعد از انقلاب نیز به‌ واسطه‌ی یک سری از درگیری‌ ها خانه‌ نشین شد و هیچ‌ گاه اجازه‌ ی کار پیدا نکرد .

    با این اوصاف، اخوان ثالث آنقدر ها کار درخشان در کارنامه دارد که اگر و تنها اگر همان کار زمستانش نیز منتشر شده بود و هیچ اثری دیگر از او موجود نبود ،

    یقیناً یکی از برترین شاعران ایران‌ زمین در تاریخ ادبیات معاصر ما بود .

    اما بعد ، وی در یکشنبه روزی در ۴ شهریور ۱۳۶۹ برای همیشه جهان را بدرود گفت و در کنار سرو سترگ شعر ایران حکیم ابوالقاسم فردوسی به خاک سپرده شد .

    اخوان ثالث

    آثار مهدی اخوان ثالث

    • ارغنون
    • زمستان
    • آخر شاهنامه
    • سال دیگر ای دوست ای همسایه
    • ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم
    • پاییز در زندان
    • عاشقانه و کبود
    • در حیاط کوچک پاییز در زندان
    • دوزخ اما سرد
    • از این اوستا
    • بهترین امید
    • زندگی می گوید : اما باز باید زیست

    مروری بر آثار اخوان ثالث

    اخوان ثالث بخشی از تاریخ مکتوب ایران‌ زمین به روایت اشعار است .

    او شاعری آزادی خواه، مستقل و بلند مرتبه بود که در تمام عمر یک لحظه سر به هیچ قدرتی خم نکرد و نگذاشت که کسی مانع کارش شود .

    او هم‌ صدای مردم بود و برای مردم بسیار سرود . ازاین‌ رو است که وی همیشه در یاد مردم جاویدان ماند و در یاد حاکمان عذاب روح .

    در ادامه یکی از طلایی‌ ترین شعر های او یعنی شعر زمستان را باهم مطالعه می‌ کنیم :

    زمستان

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    سرها در گریبان است

    کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را

    نگه جز پیش پا را دید، نتواند

    که ره تاریک و لغزان است

    وگر دست محبت سوی کس یازی

    به اکراه آورد دست از بغل بیرون

    که سرما سخت سوزان است

    نفس، کز گرمگاه سینه می آید برون، ابری شود تاریک

    چو دیوار ایستد در پیش چشمانت

    نفس کاین است، پس دیگر چه داری چشم؟

    ز چشم دوستان دور یا نزدیک

    مسیحای جوانمرد من! ای ترسای پیر پیرهن چرکین

    هوا بس ناجوانمردانه سرد است … آی …

    دمت گرم و سرت خوش باد

    سلامم را تو پاسخ گوی، در بگشای

    منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم

    منم من، سنگ تیپا خورده ی رنجور

    منم، دشنام پست آفرینش، نغمه ی ناجور

    نه از رومم، نه از زنگم، همان بیرنگ بیرنگم

    بیا بگشای در، بگشای، دلتنگم

    حریفا! میزبانا! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد

    تگرگی نیست، مرگی نیست

    صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است

    من امشب آمدستم وام بگزارم

    حسابت را کنار جام بگذارم

    چه می گویی که بیگه شد، سحر شد، بامداد آمد!

    فریبت می دهد، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست

    حریفا! گوش سرما برده است این، یادگار سیلی سرد زمستان است

    و قندیل سپهر تنگ میدان، مرده یا زنده

    به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندوه، پنهان است

    حریفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز یکسان است

    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    هوا دلگیر، درها بسته، سرها در گریبان، دستها پنهان

    نفسها ابر، دلها خسته و غمگین

    درختان اسکلتهای بلور آجین

    زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه

    غبار آلوده مهر و ماه

    زمستان است.

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    [table id=1 /]

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۲ رای
    4 پاسخ
      • profile avatar
        تیم پشتیبانی محمدرضا تیموری گفته:

        درود خدمت شما دوست عزیز خوشحالیم که تونستیم نظر شما رو با زندگینامه بزرگانی همچون مهدی اخوان ثالث جلب کنیم

        پاسخ
      • profile avatar
        تیم پشتیبانی محمدرضا تیموری گفته:

        درود خدمت شما دوست عزیز. اخوان ثالث سبک خراسانی را با سبک شعر نیمایی ترکیب و اشعار خودش رو می سروده

        پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.