آلفرد دوبلین

آلفرد دوبلین ، نویسنده ی به نام و شهیر آلمانی ، به تاریخ ۱۰ اوت ۱۸۷۸ در آلمان دیده به جهان گشود .

او یکی از بزرگترین نویسندگان مکتب اکسپرسیونیست بود و همچنین نوشتن اولین رمان شهر آلمانی او باعث شد که نامش برای همیشه در تاریخ ادبیات آلمان به ثبت برسد .

آلفرد دوبلین در خانواده ای یهودی زاده شد ، اما بسیار زودتر از آنچه درگیر بسیاری از مراسم مذهبی یهودیان شود و یا تفکر آنان در او ماندگار شود ، از یهودیت کناره گرفت .

تحصیلات خود را در رشته پزشکی در دانشگاه برلین انجام داد و متخصص بیماری های عصبی گشت .

کار پزشکی را از محله های فقیر نشین شهر آغاز کرد و چندی با نام مستعار مقاله های طنز آمیز انتشار داد و از ۱۹۰۲ به رمان نویسی پرداخت .

ادبیات در نظر دوبلین بیانی است از تجربه های شخصی که بر روی کاغذ منعکس می شود .

آلفرد دوبلین

آلفرد دوبلین که به زیست شناسی و روانکاوی علاقه خاص داشت و از شاگردان مکتب فروید به شمار می آمد، در آثارش دانش و هنر را به هم پیوند داده است .

شهرت دوبلین در نویسندگی از ۱۹۱۵ با انتشار رمان سه جهش با تناسخ وانگالون آغاز شد، در طرفداری از اصول فلسفه ی آسیائی که در آلمان پس از جنگ رواج یافته بود .

آلفرد دوبلین هرگز به چین نرفته است، اما آسیائی که در رمان هایش وصف می کند ، مظهری از افسانه ها و اساطیر بی شمار و غیر قابل توصیف این قاره است .

آلفرد دوبلین که از دنیای غرب سرخوردگی و نگرانی یافته بود، پیوسته در پی آن می رفت که بشر را هر چه بیشتر به قدرت بدوی نزدیک گرداند .

آلفرد دوبلین تمایل خود را به جهان طبیعی و ابتدائی در دو جلد کتاب والنشتاین نشان داده و وحشت خویش را از تمدن صنعتی در داستان غول ها بیان کرده است .

دوبلین در این داستان خیال انگیز ارتباط مسائل مختلف ناشی از زندگی صنعتی را مورد مطالعه قرار می دهد .

در نظر او ماشین به طور غول آسائی در قفس کشورها رشد می کند و ناگهان دیوارها را می شکافد، خود را از بندها می رهاند و جامعه ای نو پدید می آورد شهرها را محاصره می کند ،

طراوت و جوانی عالم بشریت را به ماشین تبدیل می کند، کشاورزی را از توسعه باز می دارد و همه وسایل زندگی را مصنوعی می کند ،

از آن پس جهان آدمی هر روز احساس خلاء می کند و همه مصائب چون غول در برابرش قد بر می افرازد، اما سرانجام جهان به قانونی یگانه می گراید و آن قانون اخلاق است .

از آلفرد دوبلین در ۱۹۲۷ منظومه ای به نام ماناس منتشر شد و در ۱۹۲۹ داستان میدان الکساندر برلین که از شاهکارهای وی بشمار آمد ، اثری واقع بینانه که آثار جیمز جویس را بیاد می آورد و پرده نقاشی گسترده ای از زندگی روزانه و عادی طبقه کارگر و رنج کشیده با مفاهیم انقلابی که در آن قالب محدود و رایج رمان در هم شکسته و به هنر سینما نزدیک شده است را در اختیار مخاطب قرار می دهد .

آلفرد دوبلین در ۱۹۳۳ خود را ناچار دید که آلمان نازی را ترک کند، پس به فرانسه  مهاجرت کرد و بعد از مدتی اقامت به تابعیت این کشور در آمد. پس از آن به اسرائیل و در ۱۹۴۰ به اتازونی سفر کرد. از آثار دوبلین به هنگام اقامت در کشور فرانسه داستان ببر آبی است .

نویسنده در این اثر فرد را نشان میدهد که در چنگال جمع اسیر است و در اجتماعی بسر می برد که به قدرت غیر انسانی ماشین و صنعت سپرده شده است. دوبلین در این میان راه حلی جز قبول این ضعف و تسلیم در برابر زندگی جدید نمی یابد. دوبلین پس از آنکه مدتی کوشید تا با فعالیت های سیاسی در صف سوسیالیسم، از شدت بدبینی خود بکاهد، در ۱۹۴۰ به مسیحیت گروید و مذهب کاتولیک را پذیرفت و علل تغییر دین خود را در کتاب مرد جاودانی بیان کرد .

از آثار دیگر آلفرد دوبلین بخشوده نخواهد شد است و اثر سه بخشی نوامبر ۱۹۱۸ که در سه جلد که در سالهای ۱۹۴۹ – ۱۹۵۵ منتشر شد و با اقبال بسیاری نیز روبرو شد .

آخرین اثر آلفرد دوبلین هملت با شب دراز پایان می پذیرد است که پس از مرگ نویسنده انتشار یافت.دوبلین به سبب تغییر تابعیت و خدمت در ارتش فرانسوی، از طرف هم میهنانش بخشوده نشد و خود نیز در ۱۹۴۵ به این نکته پی برد که هر گونه ارتباط را با مردم آلمان تطع کرده و سکوت منتقدان و احساس او از این که دیگر برای هموطنانش فردی بیگانه کشته است، همه موجب شد که سالهای آخر عمر را در رنج بسیار و تنهائی اندوهبار بسر برد.

در واقع دوبلین پس از احتضاری معنوی و طولانی چشم از جهان فرو بست. تنها ده سال بعد بود که ناشری از آلمان شرقی آخرین کتاب او هاملت با شب دراز پایان می پذیرد را منتشر کرد و عده ای از منتقدان آن را برجسته ترین کتاب در ادبیات آلمان پس از جنگ دانستند و شاید پایان این شب دراز اشاره به دوره تاریک و اندوهباری باشد که نویسنده آخرین ایام عمر در آن فرو رفته بود.

زندگی و آثار دوبلین اگر هم سراسر از عوامل متضاد ساخته نشده باشد، می توان گفت که با تحول فراوان همراه بوده و همین امر قضاوت درباره آثار او را دشوار ساخته است. یکی از دوستان او گفته است: “دوبلین به طور مداوم در حال دگرگونی و نوگرداندن خود بود”. وی با آنکه همه تضادها را در خود جمع کرده بود، از یهودیت و مسیحیت، از آلمان و فرانسه، از سوسیالیسم تا مذهب کاتولیک، عمیقا فردی آلمانی باقی ماند. قطعا نسل پس از او درباره این نویسنده بزرگ تضاوت صحیح و مغرضانه ای بعمل خواهد آورد. دوبلین در عالم ادب، از پیشوایان مکتب اکسپرسیونیسم شناخته شده است.

آثار آلفرد دوبلین

  • برلین میدان الکساندر
  • نوامبر ۱۹۱۸
  • مرد جاودانی
  • ناماس
  • او هرگز بخشیده نخواهد شد
  • هملت با شب دراز به پایان می رسد
  • ببر آبی

مروری بر آثار آلفرد دوبلین

دوبلین ، یکی از نویسندگان صاحب سبک آلمانی و از شناسه های هویت ادبیات و فرهنگ آلمانی می باشد. او نویسنده مردمی و بشدت اجتماعی بود و سعی داشت که هر زمان بتواند تصویری صحیح و درست از آنچه که در وجود اجتماعش نهفته است را به مردم خود نشان دهد و در این راه از تمامی شاخصه ها و مولفه های ادبی برای هر چه زیبا بیان کردن آثارش نیز بهره جسته است. همانطور که گفتیم او نویسنده ای بسیار صاحب سبک است.

نوشته های او دارای اسلوب خاص اکسپرسیونیستی می باشند و بدون شک همگی از قوام خاصی در حوزه ی محتوا و اندیشه نیز بهره می گیرند. اما بد نیست که یک شمای کلی از خوانش آثار دوبلین نیز در اختیار شما قرار دهیم که بتواند بیش از پیش به شما در فهم آثار او کمک کند. نخستین مسئله ای که باید بدان واقف باشیم ، ذکر این نکته است که هنگامی که دوبلین و یا نویسندگان اجتماعی به کل در باب جامعه صحبت می کنند ، یک پیش فرض و یک پیش زمینه دارند و آن جامعه ی کارگری و یا حتی قشر فقیر جامعه را مورد خطاب قرار میدهند.

از این رو می توان این چینن گفت که اگر سری به آثار دوبلین زدید ، بدانید که او جنین تفکیکی را میان اعضای دیگر جامعه و قشر کارگر و یا قشر متوسط و ضعیف جامعه مورد استفاده قرار می دهد و از آن بهره می گیرد. حال چرا این تفکیک در آثار او دیده می شود ؟

این امر مربوط به یک قاعده در نویسندگی است که نویسنده همیشه همراه و هم سطح با پایین ترین مردم یک جامعه در رمان های اجتماعی حرکت می کند و می داند که اگر امروز جامعه دچار انحطاطی شده است ، کسی مقصر آن نیست جز جامعه ی سیاسیون و جامعه ی مذهبیون.

این دو قشر در آثار دوبلین همیشه مورد چالش واقع می شدند. در واقع چالش دوبلین به هیچ وجه من الوجوه ، سیاسی و یا ضد مذهب نبود ، بلکه او دغدغه ی انسان را داشت و این انسانیت بود که او را به اعتراض وا می داشت. حتی وی بدین منظور مدتی مجبور به آن شد که وطنش را نیز ترک کند. اما دغدغه ی او جهانی را تحت تاثیر خود قرار داد. دیگر مطلبی که وی بسیار به آن می پرداخت ماشینی شدن زندگی انسان ها بود.

او معتقد به آن بود که بشر روزی را خواهید دید که آنقدر غرق در تکنولوژی است که دیگر هیچ چیز نمی تواند او را از آن جدا کند و بعد از ان تمام محبت ها ، روابط و هر آنچه که انسان حتی به لحاظ روحی به آن درگیر است نیز ماشینی خواهد شد و دیگر نباید آن زمان انتظاری از دنیای پر عشق داست. حرف او نیز امروزه کاملا به ثمر نشسته است و می بینیم که به چه میزان همه چیز درگیر ماشینی شدن است و ارتباط روح سردی به خود گرفته است. اما بعد ، بخش هایی از نوشته های دوبلین را که به طور اختصاصی در تیم مطالعاتی تیموری مورد ترجمه واقع شده است را با هم مرور می کنیم :

  • برای من کتاب خواندن درست مانند آن است که شعله های آتش ، بند بند تنه ی درختی را مورد مطالعه قرار میدهند.
  • بلند شو و خورشید را بر فراز بگذار.درون تو روشنی نهفته است. چه اشکالی دارد اگر همه چیز دور است. چه اشکالی دارد که صدای ما به همه ی جهان نمی رسد . بلند شو و از من و ما نترس . تو باید به آن چه که می خواهی برسی و نباید در این راه محدودیتی داشته باشی .چیزهایی زیادی در این دنیا هستند که مانع رسیدن تو به خورشید می شوند ، اما تو باید پرواز کنی و به آن برسی. بسیار بسیار کسان بوده اند که از پست تاریکی ها به اوج نور رسیده اند. تو نه بزرگی و نه کوچک ، تو شادمان هستی و این کافیست تا که نور خورشید را در درون خودت حس کنی. تو نوری در درون داری.

شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

آموزش نویسندگی
صد رمان برتر جهان
تبلیغ نویسی
نامه عاشقانه
دریافت شابک
انشانویسی
خاطره نویسی
قصه کودکانه
چاپ کتاب

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *