وحشی بافقی
  • وحشی بافقی │ صد نویسنده برتر جهان

    تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است .

    در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند .

    مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند .

    در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم .

    در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” وحشی بافقی ” ، نویسنده ی پارسی و خالق شاهکار” شیرین و فرهاد  ” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند .

    وحشی بافقی

    زندگی نامه وحشی بافقی

    کمال‌الدّین یا شمس‌الدّین محمّد وحشی بافقی از شاعران بنام قرن دهم ایران است که در سال ۹۳۹ ه.ق در بافق از توابع یزد چشم به جهان گشود .

    دوران زندگانی وی با سلطنت شاه تهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده هم‌زمان گشت .

    وحشی بافقی تحصیلات ابتدایی خود را در زادگاهش به اتمام رساند. وحشی در سنین جوانی به یزد سفر کرد و از حکیمان و عالمان آن شهر کسب فیض نمود و پس از  گذشت چند سال به شهر کاشان هجرت نمود و پیشه مکتب‌داری را برگزید .

    وحشی بافقی پس از روزگاری اقامت در شهر کاشان و سفر به بندر هرمز و کشور هندوستان، در اثنای عمر به یزد برگشت و تا پایان عمر خویش در شهر کاشان زیست. این شاعر نامی زندگانی خود را با غم و اندوه و تنگدستی و انزوا سپری کرد و دراشعار نغز و دلکش او سوز و داغ این سال‌های تنهایی آشکارا به چشم می آید .

    وحشی بافقی

    وحشی بافقی غزل‌سرای برجسته ای بود و در غزلیات خویش به عشق‌های نافرجام، زندگی سخت و مصائب و دشواری های خود اشاره کرده است. کلیات وحشی بیش از نُه هزار بیت و مشتمل بر قصیده، ترکیب بند و ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی می باشد .

    وحشی دارای دو منظومهٔ عاشقانه میباشد .

    یکی ناظر و منظور که بیانگر عشق فرزندان شاه و وزیری به یکدیگر ، و دیگری فرهاد و شیرین یا شیرین و فرهاد به استقبال از خسرو و شیرین نظامی گنجه‌ای. مثنوی نخستین در سال  ۹۶۶ هجری قمری به پایان رسید و حاوی ۱۵۶۹ بیت است و امّا مثنوی دوم که از شاهکارها و آثار برجسته ادب دراماتیک پارسی است، هم از دوره شاعر مشهور شد لیکن وحشی بیش از ۱۰۷۰ بیت از آن را نسرایید و مابقی آن را وصال شیرازی شاعر نامی قرن سیزدهم هجری سروده و با اضافه کردن ۱۲۵۱ بیت آن را کامل کرده است .

    وحشی بافقی

    شاعری دیگر به نام صابر شیرازی بعد از وصال ۳۰۴ بیت را بر این مجموعه اضافه نمود. مثنوی مشهور دیگری که وحشی به دنباله روی از نظامی سرود، خلد برین است که بر وزن مخزن‌الاسرار نظامی گنجه‌ای است. مثنوی‌های کوتاهی از وحشی در ستایش و هجو و مانند آن‌ها برجای مانده که اهمیت منظومه‌های قبلی و یادشده را ندارد .

    دیوان اشعار او مشتمل بر ۹۰۷۶ بیت غزل، قصیده، قطعه، رباعی، ترکیب بند، ترجیع بند، مخمس و مثنوی با تصحبح عزیزالله علیزاده در نشر فردوس در تهران در سال ۱۳۹۲ در ۶۷۲ صفحه به چاپ رسیده است. این شاعر برجسته در سال ۹۹۱ ه.ق دار فانی را وداع گفت .

    وحشی بافقی

    آثار وحشی بافقی

    وحشی بافقی

    مروری بر آثار و اندیشه ها وحشی بافقی

    وحشی بافقی ، شاعر گران مایه و گران قدر ایران زمین است که در سرایش اشعار عاشقاه خدمات بسیاری به ایران زمین کرده است. او یکی از بزرگترین و به نام ترین شاعران غنایی و همچنین ادبیات عاشقانه ی ماست که تا به کنون نیز نظیر او در ادبیات پارسی یافت نشده است .

    اگر بخواهیم مروری داشته باشیم بر اشعار و همچنین تفکر وحشی بافقی باید به این نکته اشاره کنیم که وی ، بعنوان یکی از سردمداران ادبیات عاشقانه بسیار از فراق می سروده است.این امر هم دلیل خودش را دارد. یکی از ایراداتی که شاید بسیاری از مخاطبین ادبیات پارسی به این ادبیات می گیرند این است که ادبیات پارسی بسیار غمگین است .

    و هر کسی که این ادبیات را می خواند دچار افسردگی می شود. ابتدا به امر باید در این باب یک شفاف سازی صحیح انجام داد.جرا ؟ چرا که ادبیات نیز گستره ی تاثیرگذاری دارد و همیشه ادبیات بعنوان یک عامل تاثیرگذار در بطن جامعه نیست و می توان از آن استفاده های گوناگونی هم کرد. همین مسئله خود نیاز به آن دارد که مورد بحث و بررسی قرار گیرد و این بخث و بررسی به شما کمک می کند که در برابر رسیدن به یک دانش ادبی ؛ آگاهانه تر قدم بردارید و از سویی دیگر نیز از خواندن ادبیات پارسی لذت ببرید .

    وحشی بافقی

    مسئله ی غم و یا همان فراق که عمدتا در ادبیات پارسی به آن پرداخته می شود ، تنها و تنها مختص ادبیات پارسی نیست . بلکه در ادبیات فرانسه ، یونان و بسیاری از کشورهای دیگر نیز می توان اثری از آن را مشاهده کرد  و آن را یکی از المان های اصلی و اساسی علم ادبیات دانست. اما ادبیات غمگین نیست ، بلکه دید زیبایی شناسی ما است که دچار مشکل است. همانطور که خدمتتان عرض کردیم ، هر انسانی در دنیا سراغ هر چیزی که می رود ، باید جایگاه و دیدگاه خود را نسبت به مطالعه و یا حتی انجام عملی خاص مشخص کند .

    ادبیات نیز همیتطور است. در ادبیات شما باید سودای خودتان را از مطالعه ی ادبیات مشخص کنید و دقیقا بدانید که برای چه و با چه رویکردی وارد ادبیات شده اید و می خواهید ادبیات را در کجای زندگی تان مورد استفاده قرار دهید ؟ شاید با خودتان فکر کنید که ادبیات تنها یک قصد دارد و آن هم بیان احساسات است. اما اینطور نیست ، ادبیات جلوه های دیگری را نیز شامل می شود .

    ما برای ادبیات می توانیم ساز و کارهای متفاوتی را به لحاظ استفاده کردن از یک متن ادبی داشته باشیم .

    ادبیات می تواند در گام اول صرفا یک گام برای ورود به دنیایی دیگر جهت یادگیری یک سری از آموزه ها باشد. در واقع یکی از مقصد هایی که ما همیشه برای ادبیات قائل هستیم ذکر این نکته است که ادبیات می تواند برای ما جنبه ی درس آموزی داشته باشد. از این رو می توان به یک سری از آثار ادبی مثل آثار سعدی در بوستان و گلستان و یا مثنوی معنوی مولانا ، جنبه ی ادبیات تعلیمی داد. یعنی ما در قبال مطالعه ی این آثار به یادگیری یک سری از نکات نیز می پردازیم .

    اما در صورت های دیگر نیز می توان از ادبیات بعنوان یک عامل برای سرگرمی هم استفاده کرد. بسیاری از اثار ادبی هستند که صرفا جنبه ی سرگرمی دارند. یعنی این آثار نوشته می شوندکه با ارائه کردن یک داستان و یا یک افسانه مردم را سرگرم کنند و مردم آن ها را صرفا برای پر کردن وقت شان و در کنار آن صرف لذت بردن از ادبیات از آن ها بهره ببرند .

    کتاب هایی مثل کتاب های رمان و یا حتی بسیاری از مجموعه شعرها هست که جنبه ی خوانش برای لذت بردن از ادبیات را دارند و به این شکل می توان گفت که یک وجه دیگر از ادبیات صرفا به مقوله ی لذت بردن و یا همان اصطلاح عام سرگرمی می پردازد. دیگر وجهی که ما می توانیم برای ادبیات قائل شویم ، نگاه تاریخی به ادبیات است .

    وحشی بافقی

    از آنجایی که بسیاری از متون ادبی صرفا تجلی یک دوره و زمانه خاص هستند ، می توان از این آثار به عنوان یک نگاه به تاریخ استفاده کرد و بهره برد. حال اگر بخواهیم این قضیه را به وحشی بافقی ، تعمیم دهیم ، حال می توانیم بگوییم که نگرش ما به این اشعار باید نگرش لذت بردن و همچنین یاد گرفتن باشد. اگر ما می بینم که غم در اشعار وحشی بافقی وجود دارد ، باید تاثیر آن را صرفا به مطالعه و صد البته یاد گرفتن مفهوم عاشقی در شعر او متمرکز کنیم .

    یکی از مسائلی که بسیار عرفایی چون وحشی بافقی در شعرهایشان بدان اشاره دارند این است که غم فراق ، مسئله ای دو سر برد است. هنگامی که ما در فراق یار قرار می گیریم تمامی فکر و ذکرمان رسیدن به معشوق است و در این راه نیز صد البته خداوند را یاد می کنیم که این امر باعث می شود که مایک نزدیکی و وصال را با خداوند تجربه کنیم. از سوی دیگر نیز اگر به وصال برسیم ، باز هم معشوقه ی ما ، عشق ما نمادی از آفرینش پروردگار است که می توان از آن دوباره برای راهی متصل به خداوند متعال بهره ببریم .

    اما مهم ترین نکته ای که این میان برای وحشی بافقی می خواهیم بگوییم ، درس هایی است که او به ما میدهد. درس نخستی که وحشی بافقی در درون اشعارش به ما میدهد این است که یک انسان در قامت عاشقی باید وفادار باشد. وفاداری دقیقا چیزی است که یک انسان عاشق به آن برای رسیدن به معشوق خود نیاز دارد اما باید به این نکته و به این امر نیز توجه کرد که وفاداری صرفا برای عاشقی و دوران وصال نیست .

    وحشی بافقی به ما می گوید که یک انسان در هر دوره ای از زندگی برای معشوق خود باید وفاداری را به اثبات برساند. وحشی بافقی می گوید که یک انسان باید چه در فراق و چه در وصال درس وفاداری را بیاموزد . فرقی نمی کند که کسی که شما دوستش دارید امروز با چه کسی است ؟

    وحشی بافقی

    مهم این است که اگر شما ادعای عاشقی کردید باید در همه حال به این فکر باشید که چگونه اور ا بیشتر دوست داشته باشید و برای بودن او در این دنیا آرزوی سلامتی و خوشبختی کنید. درس دومی که وحشی بافقی به ما میدهد این است که باید در زندگی صبر داشت .

    هر انسانی در زندگی برای رسیدن به هر آنچه که میخواهد باید صبر کند.صبر علاج همه ی درد های انسان نیز می باشد.در سهایی بسیار می توان از این شاعر بزرگوار آموخت اما ما به همین دو درس بسنده می کنیم تا که شما دوستان نیز اشارتی داشته باشید به درسهای این شاعر بزرگ در کامنت ها اشاره فرمایید .

    ما همیشه به حضور شما عزیزانی که ما را در این راه یاری می کنید و از اطلاعات خودتان به ما نیز هدیه می کنید ، افتخار می کنیم. ما در تیم مطالعاتی تیموری راهنمای شما در یادگیری هر چه سریع تر ادبیات هستیم .

    در ادامه نیز غزلی از غزل های وحشی بافقی را با هم مرور می کنیم :

    همخواب رقیبانی و من تاب ندارم

    بی‌تابم و از غصهٔ این خواب ندارم

    زین در نتوان رفت و در آن کو نتوان بود

    درمانده‌ام و چارهٔ این باب ندارم

    آزرده ز بخت بد خویشم نه ز احباب

    دارم گله ازخویش و ز احباب ندارم

    ساقی می صافی به حریفان دگر ده

    من درد کشم ذوق می ناب ندارم

    وحشی صفتم اینهمه اسباب الم هست

    غیر از چه زند طعنه که اسباب ندارم

    ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم

    به طبیب من که گوید که چه زار و ناتوانم

    به گمان این فکندم تن ناتوان به کویت

    که سگ تو بر سر آید به امید استخوانم

    اگر آنکه زهر باشد چو تو نوشخند بخشی

    به خدا که خوشتر آید ز حیات جاودانم

    ز غم تو می‌گریزم من ازین جهان و ترسم

    که همان بلای خاطر شود اندر آن جهانم

    نه قرار مانده وحشی ز غمش مرا نه طاقت

    اثری نماند از من اگر اینچنین بمانم

    از تندی خوی تو گهی یاد نکردم

    کز درد ننالیدم و فریاد نکردم

    پیش که رسیدم، که ز اندوه جدائی

    نگریستم و حرف تو بنیاد نکردم

    با اینهمه بیداد که دیدم ز تو هرگز

    دادی نزدم ناله ز بیداد نکردم

    گفتی چه کس است این ، چه کسم، آن که ز جورت

    جان دادم و آه از دل ناشاد نکردم

    وحشی منم آن صید که از پا ننشستم

    تا جان هدف ناوک صیاد نکردم

    وحشی بافقی

    سوالات متداول در خصوص زندگینامه وحشی بافقی

    ۱- وحشی بافقی چیست ؟

    کمال‌الدّین یا شمس‌الدّین محمّد وحشی بافقی از شاعران بنام قرن دهم ایران است که در سال ۹۳۹ ه.ق در بافق از توابع یزد چشم به جهان گشود .

    ۲- مهمترین آثار وحشی بافقی چیست ؟

    • ناظر و منظور
    • شیرین و فرهاد
    • خلد برین
    • دیوان اشعار

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *