مروری بر زندگینامه آنتونیو ماچادو ، به همراه لیست آثار و شرحی بر افکار و اندیشه هایش

آنتونیو ماچادو
  • آنتونیو ماچادو

    آنتونیو ماچادو ، شاعر برجسته ی اسپانیایی ، در تاریخ ۲۶ جولای سال ۱۸۷۵ دیده به جهان گشود. او یکی از رهبران جریان های ادبی نو گرا در اسپانیا بود و از این رو جایگاه ویژه ای در ادبیات اسپانیا دارد .

    آنتونیو ماچادو را نماینده جنبش ادبی نسل ۹۸ می دانند. اما بعد اگر بخواهیم کمی به زندگی او بپردازیم باید بگوییم که وی در اسپانیا دیده به جهان گشود . او درست یکسال پس از برادرش مانوئل موچادو چشم به این دنیا باز کرد .

    خانواده اش در سال ۱۸۸۳ به مادرید مهاجرت کردند و همین مساله باعث شد که هر دو برادر ها با هم تحصیلاتشان را در انستیتو لیبره آغاز کنند .

    آنتونیو ماچادو

    زندگینامه آنتونیو ماچادو

    در طول این سالها که این دو برادر در آنجا درس می خوانند آنتونیو بسیار بسیار به ادبیات واکنش نشان داد و خیلی خود را در این زمینه پر استعداد نشان داد و همین مسئله باعث شد که معلمان نگاه ویژه ای به آنتونیو موچادو داشته باشند. همین مسئله و تشویق بسیاری از معلمان باعث شد که موچادو به ادبیات به چشم یک تخصص نگاه کند و این تخصص را در زندگی خود به بهترین شکل ممکن به ثمر برساند .

    او به خواندن ومطالعه ی ادبیات روی می آورد . ابتدا ادبیات اسپانیا را میخواند و در کنار ادبیات به شعر گفتن و نوشتن داستان های کوتاه روی می آورد و سعی می کند که به ادبیات به دید ویژه ای نگاه کند. اما مسئله ای که بسیار برای او مسئله ساز شد ، بحران های اقتصادی در مادرید بود .

    آنتونیو ماچادو

    مادرید در آن زمان تورم بسیاری را نجربه میکرد و ماچادو مجبور بود که برای گذران زندگی شغل های متفاوتی را تجربه کند . این تجربه ی شغل های متفاوت باعث می شد که موچادو به درکی عمیق از زندگی کارگری و جامعه ی خود برسد که بعد ها تماما در شعرش منعکس گردیده بود .

    آنتونیو ماچادو در گیر و دار تجربه های شغلی متفاوت سری نیز به شغل بازیگری می زند و از این راه نیز امرار معاش می کند . اما بعد در سال ۱۸۹۹ او و برادرش تصمیم می گیرند که از مادرید به پاریس فرانسه مهاجرت کنند و زندگی را در آنجا ادامه دهند .

    آنتونیو ماچادو

    در این دوره وقتی که موچادو وارد فرانسه می شود ، موقعیت کار و زندگی بسیار فوق العاده ای پیدا می کند. اولین کاری که می کند ، رفتن به یک انتشاراتی در فرانسه و کسب سمت مترجم در این انتشاراتی بوده است . در جریان این ترجمه ها ، از قضا نشر مورد نظر که کاری را هم به آنتونیو ماچادو سپرده بود با پیشرفت های بسیاری روبرو می شود و نویسندگان و شاعران بزرگی پای به آن می گذارند و این خود بهانه ای می شود برای ماچادو که بسیاری از بزرگان وقت خود در ادبیات را ملاقات کند و با آن ها هم نشین شود. ماچادو هم که انسان بسیار باهوش و با احساسی بوده ، با هر کدام از این بزرگان ادبیات رفت و آمد گرمی پیدا می کند و کم کم نوشته های خود را برای آن ها می خواند .

    آنتونیو ماچادو

    آن ها متفق به این نظر می رسند که بهترین راه برای ماچادو این است که دست به نوشتن ببرد و تبدیل به یک نویسنده و شاعر شود . شعر چیزی است که برای او بهترین ها را به ارمغان می آورد  . ماچادو که بسیار منتظر یک محرک برای شروع انتشار شعرهایش بود ، علاوه بر کار ترجمه به سرایش شعر نیز مشغول شد و این مسئله باعث شد که وی اولین مجموعه شعرهایش را در سال ۱۹۰۳ با عنوان دلتنگی به انتشار برساند .

    آنتونیو ماچادو بعد از انتشار این اثر توانست اقبال خوبی را دریافت کند و همین مسئله نیز باعث شد که وی در سالهای بعدی چندین اثر را به چاپ برساند و در سال ۱۹۰۷ مجموعه شعرهایی را به بازار عرضه کند که همگی از بهترین های دوران خود بودند .

    در همین سالها بود که ماچادو پیشنهادی دریافت کرد مبنی بر این قضیه که به تدریس در مدرسه ی سوریا مشغول شود و در آنجا فرانسه و ادبیات تدریس کند. او این مسئله را می پذیرد و به عنوان یک مدرس در این مدرسه مشغول به کار می شود. در همین روزها ، با خانمی به نام لورنزو آشنا می شود که دختر صاحب خانه ی ماچادو بوده است.آن دو با یکدیگر پیوند عاطفی برقرار کرده و در سال ۱۹۰۹ با یکدیگر ازدواج می کنند .

    آنتونیو ماچادو

    در آن زمان ماچادو ۳۴ سال سن داشت و لورنزو ۱۶ سال. در اوایل سال ۱۹۱۱ این زوج در پاریس زندگی شان را بطور رسمی شروع کردند و در این سالها نیز ماچادو به یادگیری زبان و ادبیات فرانسه و فلسفه پرداخت و سعی کرد که دانش و مهارت خود را گسترده تر کند .

    در تابستان همان سل ماچادو در می یابد که همسرش به بیماری سل دچار است. و به همین منظور نیز پاریس را به مقصد اسپانیا ترک می کند و دیری نمی پاید که برای همیشه این دنیا را ترک می کند .

    اما بعد اگر بخواهیم کمی از آثار و نوشته های او صحبت کنیم و سیر نویسندگی را در او تبدیل به یک نوشته کنیم ، باید بگوییم که ماچادو بسیار انسانی ادیب بود. در واقع او تمام عمر خود را صرف این نکته کرده است که بتواند به ادبیات به مفهوم جهانی رنگ وسعت ببخشید .

    آنتونیو ماچادو شعر گفتن را از دوره ی نوجوانی آغاز می کند و در دوره ی جوانی به همراه مهاجرت به پاریس این فرصت را می یابد که با دنیای جدیدی آشنا شود و شاعران بسیار دیگری ببیند و سبک جدیدی از ادبیات را تجربه کند. مسئله ی دیگری که وی با آن درگیر می شود بحث ترجمه است .

    آنتونیو ماچادو

    همانطور که می دانید در دل هر مترجمی یک نویسنده نیز نهفته است که می تواند متن ها را سامان دهد و برای مخاطب آماده ی خوانشی به فرهنگ زبان مقصد کند.این مسئله به ماچادو فرصت داد که بتواند نگاهی عمیق به ساختار نوشته هایش داشته باشد و همچنین آثار ادیبان بزرگ را بخواند و با آن ها ارتباط بگیرد. بعد از آن وی با تشویقی که از سوی ادبا دریافت می کند کارهای ادبی اش را به شکلی حرفه ای پیگیری می کند و این امر باعث می شود که تبدیل به یکی از شاعران بزرگ در زمانه ی خودش بشود .

    آنتونیو ماچادو بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۱ در آکادمی های زبان و ادبیات فرانسه در اسپانیا و فرانسه به تدریس زبان فرانسوی و ادبیات می پرداخت و از سوی دیگر نیز به این مسئله   اهمیت می داد که همیشه هر نوع زندگی ای که دارد را کنار برادرش سپری کند .

    او همیشه به دیدار برادرش می رفت و هر آخر هفته را با او سپری می کرد . با او نمایش های زیادی را روی صحنه برد و بعد از سالها تبدیل به یک زوج هنری بسیار موفق شدند. جنگ داخلی فرانسه در سال ۱۹۳۶ برای ماچادو سخت ترین حادثه ی عمر بود .

    آنتونیو ماچادو برادرش را خیلی دوست داشت اما پس از این جنگ دیگر نتوانست او را ببیند به این دلیل که این برادرش در زندان ملی گرایان اسیر شد و این مسئله باعث شد که آن ها یک دوری ابدی را با یکدیگر تجربه کنند. اما بعد در سال ۱۹۳۹ و در ۲۲ امین روز از فوریه سال ۱۹۳۹ برای همیشه دنیا را ترک می کند و دیده از این دنیا فرو می بندد . در اسپانیا ماچادو را چون حافظ ما ایرانی ها دوست دارند. او یکی از بزرگترین و پر آوازه ترین شاعرانی است که در اسپانیا ظهور کرده است .

    آنتونیو ماچادو

    آثار آنتونیو ماچادو

    • دلتنگی
    • مرزهای رویا
    • رویایی زیر نور خورشید
    • تنهایی
    • مجموعه آثار

    آنتونیو ماچادو

    مروری بر چند شعر از آنتونیو ماچادو

    ماچادو یکی از شاعران بلند آوازه ی ادبیات اسپانیا می باشد که متاسفانه در ایران مهجور است. البته این مهجوری نیز دلیل بسیار دارد .

    یکی از دلایل مهمی که باید به آن اشاره کرد این است که به کل شعر غربی و شعر زبان های دیگر در ادبیات ما کمرنگ است. مترجمین ما کم به سراغ آن ها می روند و دلیل اصلی آن نیز غنای ادبی ما در نظم فارسی است .

    کشور ما و ادبیات ما در طول سالها داشتن ادبیاتی فاخر ، ادبیاتی کاملا نظم محور بوده است و متاسفانه به جز چندین اثر ادبی به نثر ما اثر منثور دیگری نداریم که آنچنان که باید و شاید قوی باشد .

    از این رو بد نیست که بگوییم ما میلمان به آثار منثور خارجی بیشتر است اما صحبت شعر که بشود به سعدی و حافظ و شاملو می رسیم و کسی دیگر را قبول نداریم .

    اما از این رو نیز باید بگوییم که شعر یکی از عناصر بسیار فاخر ادبی است که باید آن را خواند .

    خصوصا ترجمه ی اشعار که کار دشواری هم هست یکی از وجوه مهم کارهای ادبی است که باید به آن توجه شود. ما در ادامه شعری از شعرهای ماچادو را برایتان آماده کرده ایم که به ترجمه ی مترجم بزرگ علی اصغر فرداد به ثمر رسیده است :

    در صبحی زود، زیر ستاره ها

    او را دیدند، قدم زنان در میان تفنگها

    از گذرگاهی بزرگ، تا مزارع سرد.

    فدریکو را کشتند

    وقتی هوا روشن می شد

    جوخه آتش

    نمی توانست در چشمهایش نگاه کند

    همه چشمهاشان را بستند

    دعا کردند: با شد که خدا نجاتت را تقدیر نکند!

    فدریکو مرده بر خاک افتاد

    ـ خون بر پیشانی و سرب در دل ـ

    … بدانید، جنایت در غرناطه رخ داد،

    ـ غرناطه بینوا! ـ ، درغرناطه او …

    او را دیدند قدم‌زنان، تنها با مرگ

    بی‌‌ هراس از داس‌اش.

    ـ اینک خورشید از برجی به برجی؛

    چکش ها بر سندان ـ

    در آهنگرخانه، بر سندان و سندان

    با مرگ حرف می زد، فدریکو

    و مرگ‌، خاموش می‌شنیدش:

    چراکه دیروز، ای دوست، در شعرهایم

    صدای کف دستهای خشکت طنین داشت

    درخشش یخ را به ترانه ام دادی

    و تیزی داس نقره ای ات را به تراژدی ام.

    برایت آواز خواهم خواند،

    از کالبدی که نداری

    از چشم‌هایی که کم داری

    موهایی که باد می آشفت

    لبهای سرخی که دیگرانش می بوسیدند

    امروز چون دیروز، کولی، ای مرگ من

    چه خوب است با تو بودن، تنها

    در بادهای غرناطه،

    غرناطه من!

    آنتونیو ماچادو

    سوالات متداول

    ۱- آنتونیو ماچادو کیست ؟

    آنتونیو ماچادو ، شاعر برجسته ی اسپانیایی ، در تاریخ ۲۶ جولای سال ۱۸۷۵ دیده به جهان گشود. او یکی از رهبران جریان های ادبی نو گرا در اسپانیا بود و از این رو جایگاه ویژه ای در ادبیات اسپانیا دارد .

    ۲- اولین مجموعه آنتونیو ماچادو با چه نامی و در چه سالی می باشد ؟

    اولین مجموعه شعرهای وی در سال ۱۹۰۳ با عنوان دلتنگی به انتشار رسید .

    ۳- محبوبیت آنتونیو ماچادو در کشورش چگونه است ؟

    در اسپانیا ماچادو را چون حافظ ما ایرانی ها دوست دارند .

    ۴- آثار آنتونیو ماچادو  را نام ببرید ؟

    دلتنگی – مرزهای رویا – رویایی زیر نور خورشید – تنهایی – مجموعه آثار

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاه خود را ثبت کنید

    تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
    در گفتگو ها شرکت کنید.

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.