گیلین فلین
  • گیلین فلین

    گیلین فلین ، نویسنده ی به نام آمریکایی ، به تاریخ ۲۴ فوریه ی سال ۱۹۷۱ در میزوری آمریکا دیده به جهان گشوده است .

    گیلین فلین تا به کنون سه رمان به انتشار رسانده است که نام های آنان  : ” چیزهای تیز ” ، ” جاهای تاریک ” و  ” دختر گمشده ” می باشد. مشهور ترین رمان او تا به کنون رمان دختر گمشده می باشد .

    از تمامی سه رمان او ، اقتباس های سینمایی صورت گرفته است . همانطور که گفتیم رمان دختر گمشده توانست یکی از پر فروش ترین رمان های آمریکا شود و این قضیه کارگردان مشهور سینمای هالیوود ، دیوید فینچر را مجاب بر آن کرد که از این اثر یک فیلم سینمایی بسازد .

    گیلین فلین

    زندگینامه گیلین فلین

    فیلم نامه ی این اثر را نیز خود گیلین فلین به ثمر رساند . همچنین کمپانی بزرگ HBO سریالی را تحت عنوان چیزهای تیز به نوشته ی خود گیلین فلین را ساخته و آن را پخش جهانی کرده است .

    هر سه رمان گیلین فلین از رمان های پرفروش دنیای کتاب می باشند و فیلم های اقتباسی از رمان های او نیز با اقبال گسترده ای در سطح جهان روبرو شده اند. اما بعد اگر بخواهیم کمی بیشتر به زندگی شخصی خانم گیلین فلین بپردازیم ، باید به این امر اشاره کنیم که گیلین فلین در کانزاس سیتی ، میزوری دیده به جهان گشود و در این شهر دوران کودکی و نوجوانی خود را به ثمر رساند .

    والدین او هر دو استاد دانشگاه کالج متروپولیتن بودند و این امر بسیار در رشد فرهنگی فلین موثر بوده است. مادر او خانم جودیت آن ، استاد درس مطالعات متون بوده و پدرش نیز ادوین فلین ، در رشته ی فیلم سازی در دانشگاه تدریس می کرده است. از این رو می توان گفت که وی در خانواده ای بزرگ شد که از یک سو هنر و از سوی دیگر ادبیات بر روی او تاثیر ویژه گذاشته بود او یک برادر بزرگ تر نیز دارد که مهندس راه آهن می باشد .

    گیلین فلین

    گیلین فلین از دوران کودکی بسیار خجالتی بود و این امر باعث شد که از همان دوران کودکی تنها راه فرار از این خجالتی بودن و نبودن در جمع را در خواندن و نوشتن بیابد .

    گیلین فلین بسیار مطالعه می کرد و همزمان با مطالعه کردن نیز به نوشتن روزمره های زندگی خویش می پرداخت و به گونه ای ناخود آگاه نویسندگی را تمرین می کرد. زمانی که او بزرگ تر شد ، پدرش او را به تماشای فیلم های ترسناک می برد و این قضیه بر روی ضمیر ناخودآگاه فلین در نوشتن رمان هایش در سال های آتی بسیار تاثیر گذاشت .

    گیلین فلین برای تحصیلات دبیرستان خود به دبیرستان بیشاب میگن رفت و از آنجا در سال ۱۹۸۹ فارغ التحصیل شد. از دوره ی نوجوانی به کارهای عجیب و غریب می پرداخت و شغل های بسیاری را پشت سر گذاشت. اما بعد ، وی برای تحصیلات دانشگاهی به دانشگاه کانزاس رفت و در رشته ی روزنامه نگاری به تحصیل پرداخت. بعد از فارغ التحصیلی به مدت دو سال به کالیفرنیا رفت و در آنجا برای مجله های تجاری مطلب نوشت و کارشناس منابع انسانی گردید. بعد از آن به شیکاگو رفت و در مدرسه ی روزنامه نگاری مدیل ، ارشد روزنامه نگاری گرفت و در سال ۱۹۹۷ از آنجا فارغ التحصیل گردید .

    بعد از آن فلین میل بسیاری به آن داشت که به اداره ی پلیس برود  و در آنجا مشغول کار گزارشات جنایی و پلیسی بشود ، اما ترجیح داد که به جای این کار به سراغ نوشته هایش برود و در کار نوشتن تمرکز کند. البته باید به این امر هم اشاره کرد که او صلاحیت دریافت این مقام در اداره ی پلیس را نداشت و این مسئله بی تاثیر در انتخاب نویسندگی به عنوان شغل نبود .

    گیلین فلین

    در واقع اگر ما نقطه ی شروع نویسندگی حرفه ای او را بعد از دریافت مدرک ارشد در نظر بگیریم ، باید به این امر اشاره کنیم که این پروسه مدتی پیش تر آغاز شده بوده و در آن زمان به اوج خود رسیده بوده است. بعد از آن که فلین مدرک دانشگاهی اش را می گیرد ، بطور مستقل شروع به روزنامه نگاری و نوشتن متونی برای روزنامه ها و مجلات می کند. اما بعد در سال ۱۹۹۸ در مجله ی سرگرمی هفته ای استخدام می شود و بطور رسمی کار روزنامه نگاری را در پی می گیرد .

    بعد از آن بعنوان منتقد تلویزیونی به تلویزیون راه پیدا می کند و کار نقد فیلم را به عهده می گیرد. اما هیچ کدام از این کارها آنچنان که باید و شاید او را ارضا نمی کردند و او چیز دیگری از دنیای نویسندگی و کاری خود انتظار داشت. از این رو به نویسندگی روی آورد و سعی کرد که نخستین رمان خودش را به انتشار برساند. او در این باب می گوید که  : ” من بارها و بارها گفته ام که نویسندگی برای من از روزنامه نگاری شروع شد .

    در واقع من اگر روزنامه نگار نبودم ، هیچگاه نمی توانستم حتی یک خط از رمانم را نیز بنویسم. در واقع روزنامه نگاری مرا دغدغه مند به نوشتن ساخت و به من این درک را داد که برای نویسنده شدن نیاز به توانایی خاصی نیست. بلکه باید فقط آن را انجام داد تا به نتیجه رسید. ” . فلین یک نویسنده ی فمنیست است .

    گیلین فلین

    همین امر نیز باعث شده است که بسیاری از منتقدین ادبی از او به عنوان یک عقده ای یاد کنند. اما فلین معتقد به آن است که شخصیت های زنی که وارد داستان هایش می کند ، همگی دارای شخصیتی هستند که به تفکرات ذهنی او بسیار نزدیک است و مفهوم فمنیست را به خوبی می رسانند. او در این باب می گوید که فمنیسم به زنان این اجازه را میدهد که بد باشند و به ان ها کمک می کند که چهره ی خودشان را همانطور که هست در ادبیات نشان دهند .

    گیلین فلین تقریبا تمام شخصیت های زن داستانش را به صورت های عجیب و غریبی زنانی بسیار ناخوشایند توصیف کرده است. او در این باب می گوید که  :

    ” تنها چیزی که بسیار مرا نا امید می کند ، ذکر این نکته است که مردم فکر می کنند که زنان به طور فطری انسان های دلسوز و مهربان و فداکاری هستند. در حالی که این اصن درست نیست . آن ها انسان هستند و مثل همه ی انسان ها حق دارند که بد هم باشند. ” . او در ادامه در این باب می گوید که :

    گیلین فلین

    ” من زنانی را تصویر می کنم که همه می بیند اما هیچ کس از آن ها صحبتی نمی کند. در واقع آن ها هم زن هستند. من نه ضد زن هستم و نه هیچ چیز دیگر ، من تنها از حقوق زنانی  که در ادبیات و جامعه نادیده گرفته شده اند ، حمایت می کنم .  “.

    فلین در سال ۲۰۰۷ با یک وکیل نامی به نام برت نولان ازدواج می کند و حاصل این ازدواج تا کنون دو فرزند بوده است. فرزند اول آن ها پسر است و در سال ۲۰۱۰ متولد شده و دیگری دختر است که در سال ۲۰۱۴ متولد شده است. نام دختر او ورونیکا است . آن ها هم اکنون در شیکاگو زندگی می کنند و زندگی سراسر آرامشی دارند. کتاب های فلین در ایران و جهان ترجمه شده است و از پر فروش ترین های بازار کتاب دنیا بوده است .

    گیلین فلین

    آثار گیلین فلین

    چیزهای تیز

    جاهای تاریک

    دختر گمشده

    گیلین فلین

    مروری بر اثر دختر گمشده اثر گیلین فلین

    گیلین فلین با دختر گمشده به همه ی دنیا اثبات کرد که نویسنده ای به شدت توانمند است. این کتاب هم اکنون یکی از ارزشمند ترین کتاب های ادبیات آمریکا و جهان است و فروش بسیاری نیز داشته است. بهترین ترجمه ی این اثر در ایران متعلق به آقای آرش خیروی است که در ادامه بخش هایی از آن را با هم مطالعه می کنیم :

    • مردها واقعاً فکر می‌کنند چنین دختری وجود دارد. شاید به این دلیل گول خورده‌اند که بسیاری از زن‌ها می‌خواهند تظاهر کنند که چنین دختری هستند. برای مدتی طولانی، دختر باحال بودن آزارم می‌داد. پیش از این، مردهای زیادی را دیده‌ام – دوستان، همکاران، غریبه‌ها – که گیر زنان متظاهری این چنینی افتاده‌اند و دلم می‌خواسته این مردان را بنشانم و به آن‌ها آرام بگویم: شما با یه زن واقعی قرار نذاشته اید، شما با یه زنی قرار گذاشته‌اید که کلی فیلم دیده که مردای ناشی از نظر روابط اجتماعی فیلم نامه اونا رو نوشتن و هنوز فکر می کنن چنین زنانی وجود دارن و ممکنه یه روز اونا رو ببوسن. دلم می‌خواست یقه یا کیف این بیچاره‌ها را درحالی که به طرف این زنان می‌روند بگیرم و بکشم و به آن‌ها بگویم: «این عوضیا مردایی رو که کثیفن اون قدرهام دوست ندارن. هیشکی اون قدرها مردای این جوری رو دوست نداره.» دخترهای باحال حتی بیش تر ترحم برانگیزند: آن‌ها حتی تظاهر نمی‌کنند که زنی هستند که خودشان دوست دارند باشند، آن‌ها تظاهر می‌کنند زنی هستند که مردها دوست دارند. اگر هم دختر باحالی نیستید، فقط خواهش می‌کنم فکرش را هم نکنید که مردان تان از دختران باحال خوش شان نمی‌آید. ممکن است فرق کمی داشته باشد. ممکن است آن مرد گیاه‌خوار باشد. پس زن باحال از نظر او، عاشق گلوتن گندم است و سگ‌ها را خیلی دوست دارد. یا ممکن است که آن مرد یک هنرمند معتاد به موادمخدر باشد که دختر باحال مورد علاقه اش خالکوبی دارد، عینک به چشم می‌زند و عاشق کامیک بپوک هاست. کلی دختر بیرون وجود دارد، اما باور کنید که آن‌ها فقط دنبال دختران باحال هستند. همان‌هایی که چیزهایی را دوست دارند که آن‌ها هم دوست دارند و از چیزی هم شکایت نمی‌کنند ــ چطور می‌شود فهمید که شما آن دختر باحال نیستید؟ وقتی به شما می‌گوید: «من دلم یه زن قوی می‌خواد»، بدانید که او با شخص دیگری رابطه دارد. می‌دانید چرا؟ چون «من از زنای قوی خوشم می‌آد» اسم رمزی است برای “من از زنای قوی متنفرم.” .
    • ایمی مرا به این باور رسانده بود که من یک استثنا هستم که موفق شده‌ام در رقابت رسیدن به سطحی که او دارد شرکت کنم. این هر دومان را می‌ساخت و در عین حال خراب می‌کرد، چرا که یارای پاسخگویی را به چنین عظمتی نداشتم. من انسان آسایش و میان مایگی بودم و این باعث می‌شد از خودم متنفر باشم. در نهایت، او را به‌خاطر این ضعف خود مجازات کردم. او را تبدیل به موجودی شکننده و آزاردهنده کرده بودم. در ابتدا خود را طوری دیگر نشان داده بودم و بعد کاملاً ذات حقیقی خود را به نمایش گذاشتم. از آن بدتر، خودم را قانع کرده بودم که دلیل زندگی مرارت بار ما اوست. سال‌ها از زنگی ام را صرف این کرده بودم که او را تبدیل به چیزی که بود کنم: توده عظیم تنفر .

    گیلین فلین

    سوالات متداول در خصوص زندگینامه گیلین فلین

    ۱- گیلین فلین کیست ؟

    گیلین فلین ، نویسنده ی به نام آمریکایی ، به تاریخ ۲۴ فوریه ی سال ۱۹۷۱ در میزوری آمریکا دیده به جهان گشوده است .

    ۲- آثار گیلین فلین را ذکر نمائید ؟

    چیزهای تیز

    جاهای تاریک

    دختر گمشده

    گیلین فلین

    شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

    آموزش نویسندگی
    صد رمان برتر جهان
    تبلیغ نویسی
    نامه عاشقانه
    دریافت شابک
    انشانویسی
    خاطره نویسی
    قصه کودکانه
    چاپ کتاب

    امتیاز بدی، من انرژی می گیرم.شاد باشید و پرانرژی دوست عزیز

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    0 پاسخ

    دیدگاهتان را بنویسید

    می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟
    خیالتان راحت باشد :)

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *