در این بخش از زندگینامه نویسندگان آشنا می شویم با نویسنده زیر :

رودکی و هر آنچه باید از او بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است.

در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.

مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.

در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” رودکی ” ، شاعر ایرانی و خالق منظوم” کلیله و دمنه” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

نام کامل رودکی ، ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم است که وی خود را متخلص به رودکی در اشعارش معرفی می کند.

شهرت وی در دنیای ادبیات به استاد شاعران معروف است که در  ۴ دی ۲۴۴ در روستای بَنُج رودک (پنجکنت در تاجیکستان امروزی ) در نزدیکی نخشب و سمرقند  چشم به جهان گشود.

او اولین شاعری است که پارسی را زبان شعر خود قرار داده و در این حوزه فعالیت های گسترده ای داشته است و باعث رشد ادبیات پارسی در زمینه ی شعر و شاعری گشته است.

وی در  حوزه تمدن ایرانی در دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری شعر می سروده است و این امر را می توان نخستین انقلاب مهم در زمینه ی شعر و شاعری ایران  زمین دانست.

مضمون اصلی اشعار رودکی با باور به ناپایداری و بی‌وفایی جهان، اندیشه غنیمت‌شمردن فرصت، شادی و شادنوشی گره خورده است و این چند مفهوم ساده در اشعار او به عالی ترین شکل ممکن نمایان شده است.

رودکی را  از آن رو نخستین شاعر بزرگ فارسی می گویند و پدر شعرپارسی می‌نامند که تا پیش از وی کسی به این کار مشغول نبوده است.

 او نخستین کسی بوده است که به فارسی دیوان شعر سروده است.

رودکی

ریچارد فرای محقق بزرگ حوزه ی ادبیات جهان بر این باور می باشد که رودکی  علاوه بر شعر و شاعری در تغییر خط پارسی از خط پهلوی به خط فارسی نقش پررنگی ایفا کرده است.

از تمام آثار رودکی که گفته می‌شود بیش از یک میلیون و سیصد هزار بیت و نیز شش مثنوی بوده‌است، تنها ابیاتی پراکنده  به جای مانده است که شامل چند قصیده، غزل و رباعی می شود.

مطلب پیشنهادی :   امیر خسرو دهلوی و هر آنچه که از او باید بدانید

تعداد بیت‌های باقی‌مانده از رودکی را ۱۰۴۷ بیت برشمرده اند که در برابر تعداد اصلی شعرهای او بسیار ناچیز است.

این از کم کاری و یا عدم دسترسی به اطلاعات ادیبان ایران زمین در رسیدن به اشعار رودکی نیز نشات می گیرد.

سبک شعری رودکی، سبک رایج آن روزگار یعنی سبک خراسانی است.

ویژگی‌های سبک خراسانی در شعر رودکی کامل و جامع متجلی است و به همین دلیل می‌توان او را نماینده این سبک از شعر فارسی یعنی شعر خراسانی عنوان کرد.

اگر چه سروده‌های وی در حوزه ادبیات غنایی و بعضاً تعلیمی می گنجد اما اگر اندکی در شعر او دقیق تر و با عمق بیشتری نگاه کنیم نکته ای می یابیم.

آن ذکر این نکته است که وی با داستان‌ها و موضوعات حماسی، به خوبی آشنایی داشته است و با استادی و مهارت تمام توانسته‌است این مسئله را در شعر خود بروز دهد.

جدا از این، شعر رودکی نشان دهنده  ی فضا و حال و هوای شعر حماسی است که بر جامعه آن روزگار چیره گشته است.

رودکی اغلب در توصیفات غنایی از عنصر حماسه استفاده کرده است و این عنصر باعث شده است که یک صلابت خاص و یک قدرت خاصی به اشعار او هدیه شود.

یکی از مهارت‌های رودکی در سرایش شعر کاربرد صور خیال، از جمله تشبیه و استعاره در اشعار است.

تصاویری که رودکی در اشعارش استفاده کرده است، بر عکس شعرای دیگر سبک خراسانی، با نشاط و با طراوت است.

زودکی همچنین در ستایش شعر خود، او بر خصایصی چون اعتدال کلام، محتوای اشعار، تأثیر و قبول آن و شهرت و فراگیر شدنش بسیار مصر است.

رودکی عمده ی شهرت خود را در دربار سامانی بدست آورده است و ثروت بسیاری برای خود به ارمغان آورد.

می‌گویند رودکی در حدود یک صدهزار بیت شعر سروده‌است و در موسیقی، ترجمه و آواز نیز تبحر داشته است.

او ممدوح امیر سعید نصر بن احمد اسماعیل امیر سامانی، ابوجعفر احمد بن محمد بن خلف بن لیث یا بانویه امیر صفاری ،

ماکان پسر کاکی سردار دیلمی و خواجه ابوالفضل بلعمی وزیر سامانیان که رودکی را به نظم کلیله دمنه برانگیخت ، بوده‌ است.

دربارهٔ صله‌های گرانی که او از ماکان دریافت نمود ، خود چنین می سراید که:

بداد میرِ خراسانش چل هزار درموز

او فزونی یک‌پنجِ میرِ ماکان بود

رودکی فرزندی به نام عبدالله داشته‌ است که در بیشتر زندگی نامه ها پیش از نام خودش می‌آمده و از این رو به ابوعبدالله معروف شده بود.

در زندگی نامه هایی که پس از مرگ رودکی نوشته اند آمده است که رودکی در نواختن چنگ بسیار ماهر بوده است.

آنچه که درباره ی رودکی گفته اند ذکر این نکته است که وی آنچنان به موسیقی مهارت داشته است که هنگامی که ساز می زده است همه مست ساز او می شده اند.

مطلب پیشنهادی :   هوشنگ مرادی کرمانی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

حتی روایت شده است که وی در پیش امیر سامانی شعر بوی جوی مولیان را خوانده است و کنارش ساز زده است.

 امیر آنچنان مست این ساز زدن شده است که با پای پیاده و برهنه تا بخارا رفته است.

دیگر اثر مهم او این است که کلیله و دمنه منظوم است.

رودکی

جز آن سه مثنوی از او به ما رسیده و از بقیه اشعارش جز اندکی در دسترس نیست.

کلیله و دمنه در اصل کتابی ست هندی که در دورهٔ ساسانیان به دستور بزرگمهر و به وسیله برزویه طبیب به پارسی میانه ترجمه شد.؛ و داستانی است رمزآمیز از زبان حیوانات.

روزبه دادویه مشهور به ابن مقفع پس از اسلام آن را به عربی ترجمه کرد و همان اثر ابن مقفع یا متن پهلوی به توسط رودکی به شعر فارسی درآمد.

نصرالله منشی از معاصران بهرام شاه غزنوی نیز در سدهٔ ششم ترجمهٔ ابن مقفع را به متن نثر فارسی درآورد.

داستان منظوم شدن کلیله و دمنه به توسط رودکی در شاهنامه نیز نقل گشته است.

شیخ بهایی در کتاب کشکول خود آورده‌است که منظومهٔ کلیله و دمنهٔ رودکی مشتمل بر دوازده هزار بیت بوده‌است.

عمدهٔ اشعار غنایی رودکی را غزل ها و رباعی های وی شامل می شوند.

این اشعار که برپایهٔ دم غنیمت شمری و خوشی و گذران زندگی و معاشقه استوار است شباهت زیادی با اشعار هوراس و آناکرئون و ابونواس دارد.

در حقیقت تجدیدگر راهی ست که از اپیکور آغاز شده در ایران به رودکی رسیده و از همین راه توسط خیام و حافظ دنبال شده است.

خمریات او بسیار شبیه به خمریات ابونواساست. در این‌گونه خمریات و نیز در اوصاف طبیعت و زیبایی‌های جهان او بسیار موفق ظاهر شده که این موفقیت را در تأثیر بر متاخرین می‌توان جست.

علت اصلی موفقیتش را می‌توان در ذوق بالا در تصویرسازی و تشبیهات دقیق و لطیف برشمرد.

همین تشبیهات و جلوه ‌های رنگارنگ و گوناگون طبیعت در شعر رودکی راه را برای شاعرانی مانند منوچهری دامغانی در وصف طبیعت باز کرد.

یک مورد از خمریات معروف رودکی بدین قرار است:

بیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستی

و یا چون برکشیده ابر پیش آفتابستی

سحابستی قدح گویی و می‌قطرهٔ سحابستی

طرب گویی که اندر دل دعای مستجابستی

اگر می‌نیستی یکسر همه دل‌ها خرابستی

اگر در کالبد جان را ندیدستی شرابستی

اولین مدیحه در فارسی احتمالا به سیستان بلوچستان برمی گردد و کسی به نام محمد سگزی آن را سروده است.

رودکی نیز البته مدایحی در باب پادشاهان دارد.مدایح او غالبا هم قصیده اند.

مادر می‌ را بکرد باید قربان

بچهٔ اورا گرفت و کرد به دندان

او بجز مدایحی که برای دیگران گفته است که البته تعدادشان چندان زیاد هم  نیست ، شعرهای ارزشمند دیگری دارد که در باب مدح طبیعت  و یا مراسمات ایرانی است.

مطلب پیشنهادی :   محمدرضا شفیعی کدکنی و هر آنچه که باید از زندگی و آثارش بدانید

او در مدح بسیار اعتدال را رعایت می کرده است به هیچ وجه تملق را به کارش اضافه نمی کرده است.

از مرثیه های معروف او نیز دو مورد که برای شهید بلخی و خواجه مرادی سروده شده‌است بسیار مشهور است.

در شعر رودکی  ،  پند و اندرز بسیار دیده می شود و در واقع می توان از رودکی نیز به عنوان یک حکیم یاد کرد.

بیشتر پند و حکمت هایی که رودکی بیان می کند جنبه ی اخلاقی و در باب هوشیاری و هشدار است که خواننده را به پندگیری و عبرت آموزدار جهان دعوت می کند.

در سال ۱۹۴۰ یعنی هزار سال پس از مرگ رودکی،صدرالدین عینی، بنیانگذار ادبیات فارسی تاجیکی برآن شد که از شواهد موجود در «تاریخ سمرقند» گور وی را پیدا کند.

سرانجام پس از تلاش‌های بسیار وی موفق شد گور وی را چنان‌که در تمامی تذکره‌ها آمده در یک گورستان قدیمی دربنجرود یافت کند.

رودکی

در سال ۱۹۶۵، گروهی باستان‌شناس روسی به رهبری گراسیموف گور وی را گشودند.

پس از تحقیقاتی که بر پیکر وی انجام شد و با مبنا قرار دادن اشعار خود شاعر چهرهٔ وی را شبیه سازی کردند.

نتیجهٔ پژوهش‌ها این شد که کسی چشمان شاعر را درنیاورده‌است بلکه سر وی را روی آتش یا زغال گداخته گرفته‌اند که موجب سوختن و کوری چشم وی گردیده است.

همچنین شکستگی‌های متعدد در ستون مهره‌ها و دنده‌های وی از شکنجه شدنش پیش از مرگ سخن می گوید.

رودکی در سه سال پایانی عمر مورد بی‌مهری امرا قرار گرفته بود.او در اواخر عمر به زادگاهش بُنَج رودک بازگشت و در همان‌جا به سال ۳۲۹ هجری دار فانی را وداع گفت.

آثار

  • کلیله و دمنه

  • سندباد نامه
  • اشعار غنایی
  • مدایح

معروف ترین قصیده ای که از رودکی بر جای مانده است ، بوی جولیان مولیان است که در ادامه بخشی از آن را با هم می خوانیم :

بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

ریگ آموی و درشتی راه او

زیر پایم پرنیان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست

خنگ ما را تا میان آید همی

ای بخارا! شاد باش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

تصویر نویسنده آموزش نویسندگی

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

0/5 ( 0 نظر )
© کپی رایت - تمامی حقوق متعلق به وبسایت تیم مطالعاتی محمدرضاتیموری می باشد. هر گونه کپی برداری از محتوای سایت پیگرد قانونی خواهد داشت.