توماس هاردی

توماس هاردی (thomas hardyنویسنده و شاعر شهیر انگلستانی و از بزرگان جنبش طبیعت‌گرایی به تاریخ، ۲ ژوئن ۱۸۴۰ در انگلستان دیده به جهان گشود.

هاردی در منطقه دورست شر زاده شد و بعدها روستای وسکس را که دوره کودکی و نوجوانی را در آن به سر برده بود، زمینه بهترین رمان و اشعارش ساخت، چنانکه هیچ نویسنده دیگر انگلیسی زادگاه خود را تا این حد مشخص و برجسته نشان نداده است. پدر هاردی پیمان‌کار ساختمانی بود، او نیز در جوانی به معماری پرداخت و نزد یکی از مهندسان معمار شهر خویش که در ساختمان بناهای مذهبی تخصص داشت.

کارآموزی کرد و زبان لاتینی و فرانسوی آموخت، سپس به لندن رفت تا تحصیلات خود را در رشته معماری ادامه دهد، اما علوم الهی و ادبیات و نجوم آموخت و پس از تردید بسیار به‌سوی ادبیات کشیده شد و به تشویق دوستش جورج مردیث یکباره به شعر و ادب روی آورد؛ چندین سال شعر تغزلی سرود، پس‌ازآن به رمان‌نویسی پرداخت.

از ۱۸۵۶ تا ۱۸۶۲ پیاده یا با اسب و ارابه سراسر منطقه شهر خویش را پیمود و از محیط و اشخاص آن در بسیاری از آثارش مایه گرفت.

اولین رمان هاردی با عنوان مرد بینوا و بانو در ۱۸۶۷ به ناشر تسلیم شد، اما هاردی خود به سبب آنکه آن را ناقص یافت، پس گرفته و از میان برد.

درمان‌هایی از روی ناامیدی بدون نام نویسنده انتشار یافت و اولین اثر از سلسله آثاری است که هاردی در خانه‌ای که پس از ازدواج خود نقشه آن را کشیده و ساخته بود، آغاز کرده است.

رمان زیر درخت جنگل سبز نیز بدون نام نویسنده انتشار یافت که رمانی تازه و سرشار از طراوت بود و اولین رمان از رشته رمان‌هایی است در قالب زندگی روستایی، که هنوز بدبینی هاردی در آن محسوس نبوده و طنز آن نیز خالی از لحن تلخی است که در آثار بعدش دیده می‌شود.

در این اثر طبیعت قدرتی آرامش‌بخش دارد و باآنکه نویسنده خود را به‌دقت و مطالعه ساده در خصوصیت‌های اخلاقی و روحی اشخاص داستان محدود ساخته، تسلط استثنائیش در طرح و ترکیب رمان آشکار می‌شود.

سال بعد در ۱۸۷۳ هاردی یک جفت چشم آبی را به نام خود انتشار داد، در قالب محیط منطقه و سکس که داستان عشقی ناکام است با پیشامدهای گوناگون که بسیار نیز استادانه به تصویرگری محل زندگی خود پرداخته است.

اولین قسمت رمان بسیار ساده است، اما قسمت دوم به سبب خصوصیت غم انگیز و ادراک خاص نویسنده از سرنوشت تلخ، وی را نویسنده بزرگی معرفی می کند که آینده ای درخشان در پیش دارد.

این داستان پیروزی بسیار بدست آورد. شعرهاردی همان خط سیری را می پیماید که زمانهایش و آن مبارزه بشر است برضد قدرتی که بی اعتنا به رنج او بر سراسر عالم هستی فرمانروانی دارد: گاه این خط سیر نمائی دیگر می یابد و آن طنزی است در باره زندگی و ناکامی در عشق.

توماس هاردی

شوخ طبعی توی و لحن طنز آمیز هاردی در وصف اشخاص روستائی داستانهایش بر جستگی خاص می یابد. هاردی خود رمانهایش را به سه دسته تقسیم کرده است:

١- رمانهای مربوط به محیط و اشخاص، از آن جمله است: زیر درخت جنگل سبز .

۲٫ رمان هایی که بسیار خیال انگیز می باشند که در بین آن یک جفت چشم آبی از همه مشهور تر است و دسته ی سوم رمان هایی است که بسیار پر پیچ و خم می باشند و دسیسه های خاص خود را دارند که در بین آن ها درمان هایی از روی نا امیدی جایگاه ویژه ای دارد.

اشعار هاردی در هفت جلد میان سالهای ۱۸۹۸ تا ۱۹۲۸ در زمانهای مختلف انتشار یافت، شامل دیوانهای گوناگون. اولین آنها به عنوان شعرهای وسکس چهل و هشت قطعه شعر در بر دارد که بیشتر آنها ملال آمیز، آمیخته با اندوه و اندیشه مرگ و احساس ناپایداری است. در نظر توماس هاردی زیبای طبیعت در عین حال با پیرحمی و ستمگری همراه است.

در قطعه ای خورشید پریده رنگ را وصف می کند، چنانکه گوئی از جانب خدا مورد نفرین قرار گرفته است.

قطعه شهرنشینان شوهر خیانت دیده ای را نشان میدهد که هنگامی که زنش را در حال فرار با معشوق می بیند، به جای کشتن به او جواهر و طلا می بخشد.

اشعار این دیوان از نظر وزن بسیار متنوع و خوشاهنگ است. دیوانهای دیگر او عبارت است از:

اشعار گذشته و حال ، بازیچه ی زمان و کلام زمستانی. دیوان اخیر که در سال مرگ هاردی انتشار یافت، شامل قصه ها، توصیفها و حال روحی است با وزن و طول مختلف ابیات که گاه از اشیائی نا معین الهام می گیرد و گاه طنز یا هجوی را آشکارا نشان میدهد. اشعار این دیوان به طور کلی از صداقت اندیشه و بیان برخوردار است.

گاه اندیشه های فلسفی به نرمش و هماهنگی وزن لطمه وارد می آورد، اما تغزل، لطافت کلام و عظمت حماسی در آنها غیر قابل انکار است.

بزرگترین منظومه حماسی هاردی سرسلسله نام دارد که موضوع آن را هاردی به هنگام سفر به بروکسل از دیدار میدان جنگ واترلو الهام گرفت و به صورت نمایشنامه یا پرده نقاشی عظیم تاریخی در سه قسمت و نوزده پرده و صد و سی صحنه منظوم و منثور ساخت.

این منظومه که در باره جنگهای ناپلئون است، کلید فلسفه هاردی را بدست می دهد. قسمت اول در باره جنگ ترافالگار و مرحله های فاتحانه جنگ است که در ۱۹۰۴ انتشار یافت.

دومین شامل شکست پروس و جنگ اسپانیا و تلاش ناپلئون در برقرار کردن سلطنت در خانواده خویش، به وسیله طلاق ژوزفین و ازدواج با ماری لوئیز، دختر پادشاه اتریش که در ۱۹۰۶ منتشر شد.

سومین قسمت شامل جنگ ناپلئون در روسیه، تبعید و فرار او از جزیره الب و سرانجام جنگ واترلو است که در ۱۹۰۸ به چاپ رسید.

هاردی در این اثر عقیده خود را در باره عالم خلقت و پیروی خویش را از فلسفه جبری ابراز می دارد و نشان میدهد که چگونه تلاش آدمی در برابر قدرت مسلط بر عالم هستی بی حاصل می ماند، اما این تلاش بتدریج در افراد شعور و ادراکی بوجود می آورد که با آن می توانند خود سرنوشت خویش را بسازند.

این روشنی امید مایه تازه ای است بر ضد اعتقاد به تقدیر کلی که نویسنده به وسیله طنز و مسخره در برابر آن عکس العمل نشان میدهد.

منظومه سرسلسله از فنون شاعری و ارزش تغزلی بسیار برخوردار است و نباید چون اثری نمایشی در باره آن قضاوت کرد. از منظومه های دیگر نمایشی هاردی تراژدی همدردی ملکه کورنوال است، صورت تازه ای از داستان عشق تریستان و ایزوت می باشد.

توماس هاردی در ادبیات داستانی آخر قرن نوزدهم مقامی خاص دارد. این مرد بزرگ فلسفه و نوع بیانی بکار برده که با طبع و خوی او تطابق کامل دارد.

توماس هاردی اساس سیر و سلوک آینده خود را در فیلسوفان و متفکران آلمانی، خاصه شوپنهاور یافته و پرده های نقاشی کاملی از بد بینی و عقیده ی جبری خود ساخته است، اما در انتساب صفت فیلسوف به وی باید احتیاط کرد، زیرا هاردی بیش از هر چیز داستان نویس است.

گرچه اندیشه های صریحی را درباره ی ارتباط بشر با سرنوشت و با عالم هستی عرضه می کند و پوچی مبارزه و عدم توازن عمیق قوای موجود را خاطر نشان می سازد، هیچ کس بهتر از او نتوانسته است گل چهره ها، چشم اندازها و نگرانی نگاهها را در یک خمیر عجین کند.

توماس هاردی در آثارش بیشتر هنرمند جلوه می کند تا متفکر و بر حسب عبارتهائی که خود بکار برده مانند «لحظه های تصور و رؤیا»، بیشتر تحت تأثیر الهام و القا قرار گرفته تا استدلالهای متقن و این امر خود بر استادانه بودن و تاثیر گذاری نوشته های توماس هاردی افزوده است. وی به تاریخ ۱۱ ژانویه ی ۱۹۲۸ برای همیشه دیده از جهان فرو بست.

توماس هاردی

آثار توماس هاردی

  • بانو و مرد فقیر ۱۸۷۶
  • داروهای ناامیدی ۱۸۷۱
  • زیر درخت گرینوود ۱۸۷۲
  • یک جفت چشم آبی ۱۸۷۳
  • دور از اجتماع خشمگین ۱۸۷۴
  • دست آتلبرتا ۱۸۷۶
  • بازگشت بومی ۱۸۷۸
  • استاد ترومپت ( فرمانده شیپورچیان )، ۱۸۸۰
  • یک لائودیسین ۱۸۸۱
  • دونفر در یک برج ۱۸۸۲
  • شهردار کاستربریج ۱۸۸۶
  • ساکن بیشه زار ۱۸۸۷
  • داستانهای وسکس (مجموعه داستانهای کوتاه) ۱۸۸۸
  • تس از خانواده دوربرویل ۱۸۹۱
  • گروه بانوان شرافتمند (مجموعه داستانهای کوتاه) ۱۸۹۱
  • قضای روزگار (مجموعه داستانهای کوتاه) ۱۸۹۴
  • جود گمنام (جود تاریک) ۱۸۹۵
  • دلبند ۱۸۹۷
  • عکس ۱۸۹۰
  • اشعار وسکس ۱۸۹۸
  • شعرهایی از گذشته و آینده ۱۹۰۱
  • مردی که اوکشت ۱۹۰۲
  • مضحکه زمان و دیگر اشعار۱۹۰۹
  • صدا۱۹۱۲
  • طنز اتفاقات ۱۹۱۴
  • لحظه‌های بصیرت ۱۹۱۷
  • مجموعه اشعار ۱۹۱۹
  • سروده‌های اخیر و اولیه ۱۹۲۳
  • نمایشهای انسانی، خیالهای دوردست، آوازها و جزییات ۱۹۲۵
  • کلام زمستانی در وزنها و قافیه‌های مختلف ۱۹۲۸
  • مجموعه کامل اشعار ۱۹۷۶

مروری بر آثار توماس هاردی

توماس هاردی ، نویسنده ای بزرگ در مکتب طبیعت گرایی در انگلستان و تاریخ ادبیات جهان بود.

هنگامی که ما از طبیعت گرایی صحبت می کنیم ، چندین مولفه ی ادبی در ذهن متبادر می شود. نخست اینکه طبیعت گرایی ، هیچ ارتباطی با طبیعت به مفهوم جنگل و دشت و دریا ندارد و مربوط به طبیعت و ذات انسان می شود.

دوم آنکه طبیعت گرایی تمام سعی خود را بر این می گذارد که هر آنچه که در زندگی بشر به حقیقت رخ میدهد را منعکس کند و سوم آنکه طبیعت گرایی ، توصیف زندگی بشری در قاب های ادبی است.

حال این سه گزاره را اگر بخاطر داشته باشیم به راحتی هر چه تمام تر می توانیم مسائل مربوط به نویسندگان طبیعت گرا از جمله توماس هاردی را درک کنیم. در واقع آنچه که در نوشته های طبیعت گرایان از اهمیت بسیاری برخوردار است ، ذکر این نکته است که یک انسان ، هیچگاه در زندگی خود با کنایه ها و استعاره ها و نمادها زندگی نمی کند ، بلکه همه چیز زندگی یک انسان به همان قدر حقیقی است که ما وجود زمان حقیقی است. این تنها دنیای ادبیات است که به سمت و سوی زیبا سازی زندگی انسان از دل استعارت و سمبل ها می گردد.این نظریه البته نظر ما نیست ، بلکه بخشی از خوانش یک مکتب ادبی می باشد. با این اوصاف طبیعت گرایان امروزه دیگر جایگاهی در ادبیات ندارند ، چرا که توافق جهانی و سمت و سوی ادبای زمانه ی ما ، به این سو میل کرده است که این استعارات و سمبل ها و نمادهای داستانی است که ادبیات را حاصل می کند و اگر غیر از این باشد ، بشر چه چیزی را در ادبیات جستجو می کند ؟  زندگی حقیقی که وجود دارد  ، پس بشر چیزی را می خواهد که زندگی حقیقی آن را دارا نباشد. در ادامه شعری از توماس هاردی با عنوان ، مردی که کشتمش ، ترجمه ای از پیرایه یغمایی را با هم مطالعه می کنیم :

اگه من و اون قبلش یه جای دیگه

همدیگرو دیده بودیم

مثلاً تو یه مسافرخونه ی فکسنی قدیمی

شاید با هم می نشستیم و لبی تر می کردیم

و دو سه جامی بالا مینداختیم

اما به اسم سرباز وظیفه

با هم روبرو شدیم

و به هم شلیک کردیم

و من اونو درجا کشتم

آره … من بهش شلیک کردم و کشتمش واسه اینکه-

واسه اینکه دشمنم بود

فقط همین!

و البته منم دشمن اون بودم

اگر چه این خیلی روشنه

شاید اونم مثل من

همین جوری اومده بود جبهه

از زور بیکاری وسایلشو فروخته بود

دلیل دیگه ای نمی توونست داشته باشه

آره …جنگ چیز عجیب و غریبیه

تو می زنی و یک نفرو میکشی

که اگه قبلاً تو یه میخونه دیده بودیش ،

مهمونش می کردی

شایدم یه سکه ی ناقابل کف دستش میذاشتی

شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

آموزش نویسندگی
صد رمان برتر جهان
تبلیغ نویسی
نامه عاشقانه
دریافت شابک
انشانویسی
خاطره نویسی
قصه کودکانه
چاپ کتاب

[table id=1 /]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *