احسان طبری

احسان طبری (Ehsan Tabari نویسنده ، شاعر ، مورخ و از بزرگترین نظریه پردازان ادبی و سیاسی ایران ، به تاریخ ۱۹ بهمن ۱۲۹۵ در ساری دیده به جهان گشود.

احسان طبری در خانواده ای بزرگ شد که همه ی اعضایش از مذهبیون زمان بودند و هر یک برای خود نام و نشانی در حوزه ی کاری خود داشتند.

احسان طبری دوره ی کودکی را در فضایی گذارند که اتفاقات سیاسی بسیاری در کشور در حال رخ دادن بود و بسیاری معتقد بر آنند که از همان دوره ی کودکی تاثیر این فعالیت های سیاسی اطرافیان در ذهن او نقش بست و راه زندگی او از همان دوران کودکی برای ادامه ی مسیر زندگی رقم خورد.

وی زمانی که شش سال داشت ، به مکتب رفت و در آنجا قرآن و اصول تحریر و خواندن را آموخت. هفت سالش که شد به مدرسه رفت و تحصیلات ابتدایی اش را آغاز کرد.

ابتدا به امر در مدرسه ای به نام احمدیه تحصیل کرد اما بعد ، پس از اینکه دوران ابتدایی اش به پایان رسید و تحصیلات ابتدایی را به ثمر رساند ، به دلیل پاره ای از مسائل که مهم ترین آن تبعید پدرش بود ، به همراه مادرش به تهران آمد و در این شهر ساکن شدند.

در شهر تهران بود که به دبیرستان رفت و بعد از اینکه دبیرستان را به اتمام رساند ، بنا بر فضای اجتماعی ای که در ذهنش شکل گرفته بود و از سویی تبعید پدر و میل به ستاندن حق ظالم از مظلوم ، به دانشکده حقوق رفت و تحصیل حقوق کرد.

وی انسان بسیار باهوشی بود و همیشه به دنبال یادگیری علوم روز بود. از این رو در دوره ی تحصیل به ادبیات و زبان عربی پرداخت و سعی کرد که با رفتن به مدرسه ی سپهسالار که یکی از اقطاب فلسفه در ایران بود به آموختن فلسفه نیز مشغول شود.

مجموعه ی این اتفاقات فردی را ساخت که بزرگترین نظریه پرداز سیاسی زمانه ی خویش بود.

شور و شوق دوران جوانی وی را به سمت سیاست کشاند و در این دوره بنا به نزدیکی و مراوداتی که با تقی ارانی داشت ، مارکسیسم به جلوه گاه ذهن او بسیار خوش سیما آمد و تفکرات مارکسیست را فرا گرفت و به این گرایش سیاسی گروید.

اگر زندگی نامه بزرگ علوی را در سایت مطالعه کرده باشید ، اشاره به اتفاقی شده است که طی آن ۵۳ نفر از افرادی که با تقی ارانی در ارتباط بودند دستگیر شدند و به دنبال آن نیز کتاب ۵۳ نفر بزرگ علوی منتشر گردیده است.

احسان طبری نیز یکی از اعضای همان ۵۳ نفری بود که به واسطه ی ارتباط با تقی ارانی در دوره ی رضا شاه به زندان افتاد.

بعد از آنکه در شهریور ۱۳۲۰ چون دیگر زندانیان سیاسی دوره ی رضا شاه که آزاد شدند ، از بند رها شد ، به سمت گسترش فعالیت های سیاسی رفت.

در واقع تجربه ی زندان نه تنها برای او بازدارنده نبود ، بلکه انگیزه ای شد تا که وی فعالیت های مربوط به نویسندگی سیاسی و همینطور فعالیت های حزبی را ادامه دهد.

وی به همراه سایر کسانی که در زمره ی فعالان سیاسی زمان بودند ، در تاسیس حزب توده ایران مشارکت ویژه داشت و از اعضای اصلی آن حزب بود.

وی در سال ۱۳۲۵ ، همزمان با نخستین کنگره ی نویسندگان ایران ، در این اجلاس که در تهران برگزار می شد ، شرکت کرد.

اما بعد ، اتفاقات سیاسی آن زمان که نخستین و مهم ترین آن ترور نافرجام شاه بود ، به زندان افتاد و به اعدام محکوم شد.

اما طی یک عملیات حزبی ، از دست حکومت گریخت و به شوروی رفت.

وی زمانی که به شوروی رفت ، تصمیم گرفت که زندگی آرام تری اختیار کند و از این رو به تحصیل در شوروی پرداخت.

او در آکادمی مسکو تحصیل کرد و تحصیلات تکمیلی خویش را نیز آنجا به پایان رساند و به سبب هوش بالا و فعالیت های علمی ای که داشت ، در همان آکادمی به مقام استادی رسید.

وی همزمان با تدریس در دانشگاه ، به کارهای رادیوییی مشغول شد و در رادیو مسکو کار می کرد.

پس از اتفاقات سیاسی شوروی ، به آلمان شرقی رفت و آنجا اقامت کرد.

پس از آن در برلین به تدریس مشغول شد و توانست مقام علمی دکتر هابیل را کسب کند.

وی در آلمان به تدریس فلسفه مشغول شد و از همان دوره شروع به بیان نظریات شخصی خویش کرد.

وی در طول سالهایی که در شوروی تحصیل می کرد به زبان های روسی ، آلمانی ، انگلیسی ، فرانسوی و ترکی تسلط کامل پیدا کرد و همین امر باعث شد که وی بعنوان یکی از بزرگترین اساتید تاریخ فلسفه و ادبیات در آلمان شناخته بشود.

آنچه که احسان طبری را در ایران متفاوت از دیگر سیاسیون وقت می کرد ، قلم سحر انگیزش بود.

او یک نویسنده ی بزرگ بود و سراسر زندگی اش پر است از آثاری که می تواند هر کدام گواه قدرت بالای نویسندگی وی باشد.

وی مقاله های بسیاری را در حوزه ی سیاست در نشریه ی مردم که برای حزب توده بود ، می نگاشت و هر کدام از مقالاتش به نوعی جریان سازی های سیاسی ای محسوب می شد که بر علیه رژیم شاه بکار گرفته شده بود.

آنچه که در مقالات و نویسندگی وی بسیار شاخص بود ، ذکر این نکته است که وی ابتدا به امر از سواد ادبی و سیاسی بسیار بالایی برخوردار بود.

بنا بر نطری که بسیاری از طرفدارن و حتی منتقدین احسان طبری دارند ، یکی از برتری های او در زمینه ی به کرسی نشاندن مطالبش قلم بسیار شیوایی بود که از ادبیاتی آراسته بهره می برد و توانسته بود به طور کلی بنیان سیاسی کشور را بلرزاند.

اگر در خاطرتان باشد ، در مجموعه ی آموزشی رمان نویسی که در چندین بخش در سایت خدمتتان تقدیم کرده ایم ، به این نکته اشاره کرده ایم که گاها یک قلم می تواند سرنوشت یک حکومت را عوض کند.

اما زمانی یک قلم می تواند به چنین قدرتی برسد که چندین شرط و پیش نیاز را به خوبی رعایت کرده باشد.

نخست آنکه بداند برای که می نویسد و هر کدام از افرادی که در جامعه ی هدف خود دارد را به درستی بشناسد و از آن مهم تر آنکه هدف از نوشتن خود را بداند و بداند که چه مسیری را برای رسیدن به هدف باید طی کند.

اگر به مقالات طبری رجوع کنید ، فارغ از محتوای آن که هیچ مورد تایید و رد تیم مطالعاتی استاد تیموری نیست ، شیوه ی نگارش آن بسیار قوام بالایی دارد.

مطالب همگی هجی شده اند و هر کدام از مطالب به تنهایی دارای یک نقطه ی آغاز و یک نقطه ی پایان پیرنگ وار می باشند.

اما آنچه که تا به کنون  در باب احسان طبری نا گفته مانده است ، هنر نویسندگی او در داستان سرایی و همچنین شاعری است.

شاید باورش سخت باشد که یک مرد سیاسی که سالهای سال در زندان بوده است و بعد هم به دلیل اتفاقات سیاسی مجبور به مهاجرت شده است ، بتواند رمان هایی احساسی و شعرهای بسیار عاشقانه در باب زندگی خلق کند ، اما این حقیقتی است که به هیچ وجه نباید از آن چشم بپوشیم.

احسان طبری بیش از آنکه یک سیاستمدار قدرتمند باشد ، یک نویسنده ی قدرتمند در حوزه های مختلف ادبیات بود.

اگر بخواهیم به طور مفصل در باب زندگی او در قامت یک نویسنده صحبت کنیم ، باید بگوییم که نخستین بارقه های استعداد او و علاقه ی او به نویسندگی از دوران کودکی شکل گرفت.

زمانی که داستان های مختلف محلی را می شنید و دوست داشت که ان ها را برای دیگران تعریف کند. اما بعد زمانی که وی به دانشگاه آمد ، همه چیز برایش رنگ دیگری گرفت.

گویی به یکباره ادبیات در زندگی او رنگ گرفت و نقش مهمی پیدا کرد. از این رو در دوره ی جوانی ، داستان ، رمان و شعرهای بسیاری را به انتشار رساند که هر کدام امروزه یکی از آثار بسیار قوی در تاریخ ادبیات ایران محسوب می شوند.

البته باید به این امر هم اشاره داشت که ذهن احسان طبری یک ذهن سیاسی بود.

در واقع نمی توان به هیچ وجه این را انکار کرد که به هر میزان هم که ما قبول داشته باشیم که او نویسنده ای ادبی بوده است ، اما نمی توانیم ذهن او را انکار کنیم و این مسئله را در ذهن بپرورانیم که وی بدون هیچ رویکرد سیاسی به سراغ نوشتن داستان ها و شعرهایش می رفته است.

با این حال او آثار بزرگی در زمینه ی تحقیقات سیاسی ، تاریخ ، جامعه شناسی و ادبیات دارد. جا دارد یکبار دیگر به این نکته نیز اشاره کنیم که وی به علت توانایی بسیار در زبان های خارجه ، توانسته بود به حد زیادی دانش روز خود را در علم نویسندگی ارتقا دهد و این امر به او در نوشتن کارهای ادبی بسیار کمک می کرد.

وی به تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۶۸ به مرگ طبیعی در گذشت.

آثار احسان طبری

  • شناخت و سنجش مارکسیسم
  • فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه‌داری
  • خانواده برومند
  • روشنفکر مأیوس
  • زایش و تکامل تئوری انقلابی
  • راندهٔ ستم
  • دهه نخستین
  • حماسه گئومات
  • شکنجه و امید
  • در دوزخ
  • رؤیای چینی
  • برخی بررسی‌ها دربارهٔ جهان‌بینی‌ها و بینش‌های اجتماعی در ایران
  • دربارهٔ اسلوب هیوریستیک (دانش کشف) و برخی مسائل تئوری احتمالات
  • از دیدار خویشتن
  • دربارهٔ سیبرنتیک یا دانش گردانش
  • دربارهٔ منطق عمل
  • شغالشاه (قصه برای کودکان و نوجوانان)
  • ترانه خوابگونه
  • از میان ریگها و الماسها
  • با پچپچه پاییز، نثر شاعرانه در چهارده بند
  • آنتی دورینگ
  • نقد و سنجشی بر مارکسیسم
  • کژراهه
  • مجموعه شعر «لابه»

شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

آموزش نویسندگی
صد رمان برتر جهان
تبلیغ نویسی
نامه عاشقانه
دریافت شابک
انشانویسی
خاطره نویسی
قصه کودکانه
چاپ کتاب

[table id=1 /]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *