آگاتا کریستی

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” آگاتا کریستی ” ، نویسنده انگلیسی و خالق اثر جاودانه “قطار سریع السیر شرق” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

زندگی نامه

آگاتا کریستی ، نوییسنده ی مشهور داستان های جنایی ، در ۱۵ سپتامبر سال ۱۸۹۰ در انگلستان دیده به جهان گشود. او یکی از مشهور ترین داستان نویسان حوزه ی داستان های جنایی در جهان است و بنا بر آنچه که تا به امروز در ادبیات جهان در این ژانر رخ داده است ، می توان گفت که او قوی ترین ، مشهور ترین و صاحب سبک ترین نویسنده ی داستان های جنایی در جهان است که شخصیت های بزرگی را چون پوآرو به دنیای ادبیات داستانی وارد کرده است. شخصیت هایی که برای سالهای سال ، بهترین جایگاه را در بین مردم داشته اند و هنوز نیز طرفداران بسیاری دارند. از سوی دیگر اگر بخواهیم به ارزش این نویسنده اشاره کنیم باید بگوییم که او جز معدود نویسندگانی در دنیا است که کتاب هایش تقریبا به همه ی زبان های دنیا ترجمه شده است و در همه ی دنیا کتاب های او به فروش می رسد. آگاتا کریستی ، از پدری آمریکایی به نام فردریک میلر به دنیا آمد. مادر او نیز یکی از اشراف زادگان انگلیس بوده است. از این رو می توان گفت که خانواده ی ان ها به نسبت ثروتمند بوده اند و کریستی زندگی خوبی را در دوران کودکی و نوجوانی پشت سر گذاشته است. اما نکته ی جالبی که در داستان زندگی کریستی وجود دارد ، ذکر این نکته است که پدر کریستی یک آمریکایی بوده است و کریستی می توانسته است با این حساب که پدرش یک آمریکایی است ، تبعیت آمریکا را بگیرد ، اما رد کرد و این مسئله حتی در سالیان سال باعث شد که در بین انگلیسی ها مشهور تر و مشهور تر شود و عرق وطن پرستی اش نیز به شهرتش بسیار کمک کرده است.اگر بخواهیم به طور عمیق به زندگی بسیاری از نویسنده ها نگاه کنیم ، در می یابیم که در زندگی نامه ی همه ی نویسندگان یک نقطه ی مهم و اساسی وجود دارد که آنان را به نوشتن سوق داده است و یا آنکه دغدغه ای و انگیزه ای شده است که نوشتن را شروع کنند.برای کریستی نیز کار کردن در بیمارستان جنگ ، دغدغه ی نوشتن را به وجود آورد. کریستی در زمانی که جنگ جهانی اول بر پا بود ، در یکی از بیمارستان های محل زندگی اش کار می کرد و به مراقبت از مصدومین جنگی می پرداخت و سپس مدتی را نیز در داروخانه کار کرد. این مسئله باعث شد که اتفاقات جنگ و هر آنچه که در زندگی او صورت گرفته بود ، در ذهن او تبدیل به یک دغدغه بشود. این مسئله به زبان خودش نیز بیان شده است  : ” من در زمان جنگ جهانی اول ، نوعی از زندگی را تجربه کردم که می توانم به جرات بگویم که سالهای سال در زندگی شخصی خودم بعنوان یک نویسنده ، آن دوران تاثیر گذاشت. این چیزی نبود که بخواهم فراموشش کنم و اگر در نوشته هایم سیر کنید ، حتما متوجه این امر خواهید شد که رد و اثر آن دوران هنوز در نوشته های من وجود دارد.” . حتی بقول منتقدین ادبی اگر بخواهیم یک نمونه برای این تاثیرات بیاوریم باید بگوییم که اکثر قتل هایی که در کتاب های او صورت می گیرد ، قتل هایی است که مقتول به وسیله ی یک سم کشته شده است.  اما بعد ، زندگی آگاتا نیز فراز و نشیب های بسیاری داشته است. یکی از پر حاشیه ترین اتفاقاتی که برای او رخ داده است ، ذکر این نکته است که او ی آن برای ده روز ، ناپدید می شود . این ناپدید شدن او باعث می شود که روزنامه ها جار و جنجال زیادی بر سر این مسئله پیاده کنند. البته در آن زمان این کار او از سوی بسیاری از افرادی که در بدنه ی کار ژورنالیستی بودند و همچنین روی مردم تمرکز داشتند ، مورد نقد قرار گرفت و کل این ماجرا را یک بازی دانستند که تنها برای شهرت صورت گرفته است. اما با این اوصاف هنوز راز آن ده روز ناپدید شدن رو نشده است. اما شاید باور کردنی نباشد که این ده روز به حدی در تاریخ ادبیات انگلستان مهم است که یک فیلم نیز از این ده روز ناپدید شدن او به نام ” آگاتا” ساخته شده است.آگاتا ، در سال ۱۹۳۰ وارد یک رابطه ی عاطفی با ماکس مالووان یکی از باستان شناسان برجسته بود ، گردید . این باستان شناس که چهارده سالی نیز از خود آگاتا کریستی جوان تر بود ، با آگاتا ازدواج کرد و این آغاز سفرهای طولانی آنها به دور دنیا بود. از پس این ازدواج بود که کریستی فضای رمان هایش را به کشورهای دیگر برد و سعی کرد که دیگر کشور ها و دیگر مناطق جهان را نیز مورد بررسی قرار دهد و بعد از شاید بیشتر فضاهای داستانی او به خاورمیانه و کشورهای شرقی سفر کرد. ازدواج او با باستان شناس معروف برای او روزهای بسیار خوشی را به همراه داشت ، اما بعد ، با وجود تمام خوشی های موجود در این ازدواج ، بسیار زود دوره ی عشق آن ها به پایان رسید و آن ها از یکدیگر جدا شدند. اما بعد ، از زندگی خصوصی او که بگذریم ، باید سری به کتاب های او بزنیم. کتاب هایی که سالیان سال است ، بهترین کتاب های جنایی و ژانر معمایی دنیا را شکل داده اند. حتی یک اتفاق بسیار جالب نیز از ارزش این نویسنده می توان به زبان آورد و آن بیان این نکته است که وی در سالهایی که قطار سریع السیر شرق را می نوشت ، در یکی از هتل های استانبول اقامت داشته است.  هنوز هنوزه نیز بعد از سالها آن اتاقی که او اقامت داشت توسط سران دولت ترکیه و همچنین هتل داران آن هتل به همان حال و هوا نگه داشته است و کسی دیگر در آنجا اقامت نداشته است. این ویژگی و برتری یک نویسندده به لحاط اقبال مردمی در زندگی اوست. همانطور که می دانید آگاتا کریستی خالق قهرمان عجیب و کارآگاه هوشیار بلژیکی به نام هرکول پوارو است که اولین بار در ۱۹۲۰ در داستان قضیه اسرار آمیز استایلز وارد شد و پس از آن پیوسته سمت کارآگاهی را در داستانهای او بر عهده گرفت. کریستی در طرح نقشه های هیجان انگیز و دسیسه های پیچیده و به دست دادن کلید معماهای روانی، نویسنده ای چیره دست است. گره گشائی های او در پایان وقایع مرموز داستان هایش به نحوی ترتیب می یابد که خواننده هرگز در جریان داستان انتظار آن را نداشته است. از معروفترین آثار او این داستانهاست: قتل داجر اکروید که در سال ۱۹۲۶انتشار یافت، مرگ لرد ادوارد که در سال ۱۹۳۳به انتشار رسید. قتل در اوریانت اکسپرس که در سال ۱۹۳۷به رشته ی تحریر در آمد و ده سیاهپوست کوچولو که در سال ۱۹۳۹به چاپ رسید و با اقبال بسیار فوق العاده ای نیز مواجه شدو  قتلی اعلام شده است  که نشر۱۹۵۰است. اسب کمرنگ که در سال ۱۹۶۲به رشته ی تحریر در آمد.  وی پس از آن آثار دیگری را نیز به چاپ رساند که هر کدام وجهه ی نویسندگی و قدرت او را در امر نویسندگی نشان میداد. مجموعه داستانهای کوتاه گناه مضاعف و دیگر داستانها ، نمایشنامه اسرار آمیز ، شاهد برای تعقیب که در لندن و نیویورک پیروزی بسیار بدست آورد. کریستی علاوه بر داستانهای مرموز کار آگاهی، تعدادی رمان ساده و عادی نوشته که با نام مستعار انتشار یافته است. نمایشنامه تله موش در ۱۹۵۲ نوشته شده که سی و پنج سال است همچنان در لندن بر صحنه مانده است. داستانهای آگاتا کریستی به غالب زبانها ترجمه شده و از پر فروش ترین آثار داستانی عصر بشمار می آید. وی تنها نمایشنامه نویسی است که سه نمایشنامه او همزمان در لندن بر صحنه آمده است. اما در باب دیگر ژانر هایی که او کار کرده است ، بگذارید به شما بگوییم که وی به نام مری وسماکوت ، داستان های عاشقانه بسیاری را نیز به چاپ رسانده است. اما خب به هر طریق او کسی است که نوشتن داستان های جنایی ، پیشه اش بود و توانست در این حوزه بیش از ۵۰ داستان موفق را به چاپ برساند. بعنوان نکته ی آخر نیز باید بگوییم که کریستی رکورد دار گینس در فروش کتاب است. از کتاب اصلی او که به نسخه ی انگلیسی است تا به کنون یک میلیارد نسخه فروش رفته است و به طور میانگین بیش از دو میلیارد از ترجمه های او نیز در سراسر جهان به فروش رفته است. آگاتا کریستی در ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ در سن ۸۵ سالگی برای همیشه چشم از جهان فرو بست.

 

 

آثار

  • ماجرای اسرارآمیز در استایلز
  • دشمن مخفی
  • قتل در زمین گلف
  • مردی با لباس قهوه ای
  • قتل راجر آکروید
  • چهار قدرت بزرگ
  • راز قطار آبی
  • شرکای جرم
  • آقای کوئین مرموز
  • قتل در خانه کشیش
  • راز سیتا فورد
  • خطر در خانه ی آخر
  • ۱۳ معما
  • لرد اجور می میرد
  • قتل در قطار سریع السیر شرق
  • تراژدی در سه پرده
  • مرگ در میان ابرها
  • قتل به ترتیب الفبا
  • قتل در بین النهرین
  • مرگ بر روی نیل
  • قتل آسان است
  • شرارتی زیر آفتاب
  • ان یا ام
  • جسدی در کتابخانه
  • پنج خوک کوچک
  • به طرف صفر
  • اعلام یک قتل
  • مرگ خانم مگ گینتی
  • پس از تشییع جنازه
  • جیب پر از چاودار
  • قطار ساعت چهار و پنجاه دقیقه پدینگتون
  • مصیبت بی گناهی
  • گربه ای میان کبوتران
  • در هتل برترام
  • دختر سوم
  • شب بی پایان
  • نمسیس
  • فیل ها به یاد می آورند
  • پرده
  • جنایت خفته
  • گناه مضاعف
  • اولین پرونده های پوآرو
  • تله موش
  • معمای کارائیب
  • سپس هیچ کدام باقی نماندند

 

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *