جوزف کنراد

جوزف کنراد و هر آنچه که درباره زندگی و آثارش باید بدانید

تاریخ نویسندگی ، فراز و نشیب های فراوانی را پشت سر گذاشته است. در پس هر فراز و فرود این دشت ، نام هایی نهفته است که هر کدام برگی از هویت و شناسنامه ی نویسندگی در سر تا سر جهان را رقم زنده اند.مطالعه ی تاریخ زندگانی آنان و سیری در احوالات و آثار آنها ، نمایی هر چند کوتاه و گذرا ، اما عمیق و قابل تامل به ما هدیه می کند.

مطلب پیشنهادی : قانون جذب

مطلب پیشنهادی : کلیپ انگیزشی

مطلب پیشنهادی : هدف چیست

در دل هر یک از کلمات آنان ، گنجینه ای از رازها و معانی نهفته  است و در پیاپی سطور پربار آنان ، رازهایی برای نویسندگان.قصد ما همگام شدن و سفر به زمانه و زندگی آنان است تا با ذهن و زبان آنان بیش از پیش آشنا شویم و از این همصحبتی ها خوشه ای چند پی توشه ی نویسندگی خود برداریم.

در این برهه از زمان، دفتر زندگانی ” جوزف کنراد ” ، نویسنده روسی و خالق اثر جاودانه “دل تاریکی” را ورق میزنیم به امید آنکه برگی چند به یادگار نصیب دوستداران خود کند.

 

زندگی نامه

جوزف کنراد ، در سال 1857 در بردیجیف ، جایی که امپراتوری روسیه بنا شده بود و اکنون کشور اکراین پا برجاست ، متولد شد. در آن زمان ، محل تولد او ، دشتی بود که اقوام مختلفی با دیدگاه های متفاوتی در آن زندگی می کردند. همچنین بنا بر آنچه که تاریخ روایت می کند ، حداقل چهار زبان ، چهار مذهب و چندین طبقه ی اجتماعی در آن دوره ی زندگی با توجه به جغرافیای زندگی جوزف وجود داشته اند. منتقدین ادبی که بر روی زندگی جوزف کنراد تمرکز کرده اند ، به این امر اشاره داشته اند که وی به همراه خانواده اش در محیطی از امپراتوری روسیه زندگی می کرده است که مردم آن جا به زبان لهستانی با یکدیگر صحبت می کردند. اگر به آبا و اجداد جوزف هم نگاه کنیم در می یابیم که آن ها از طایفه ی سلاچتا بودند که در آن زمان صاحب قدرت سیاسی بالایی در دولت و امپراتوری بوده اند. اما جدای از اینکه وی در کشوری به دنیا آمد که در آن بازه ی  تاریخی محل نزاع و جنگ بود ، وی یک خوش شانسی عظیم را نیز تجربه کرد و آن ذکر این نکته بود که در خانواده ای بدنیا آمد که همگی از اهالی ادب و فرهنگ بودند. پدر کنراد ، شاعر ، مترجم و یکی از ادیبانی بود که به زبان انگلیسی و فرانسه مسلط بود. به همین دلیل ، جوزف از کوچکی شروع به یادگیری زبان های مختلف می کند و این امر باعث می شود که می از دوران کودکی با کتاب های بزرگ ادبیات کشورهای فرانسه و انگلیس آشنا شود و آن ها را نزد پدرش مطالعه کند. اما بعد ، پدرش به این دلیل که گرایش های سیاسی به ضد تزار ها داشت ، به شمال روسیه تبعید شد و پس از مدتی نیز به علت سینه پهلو فوت کرد. مادر جوزف نیز که یکی از حامیان خانواده ی او بود و به ادبیات عشق می ورزید ، درست به همین بیماری ، یعنی بیماری سینه پهلو در سال 1865 فوت کرد. پس از مرگ پدر به عمویش سپرده شد. کنراد در نوجوانی تمایل خود را به دریانوردی ابراز کرد و در ۱۸۷۴، در هفده سالگی به این شغل قدم گذارد، به بندر مارسی در فرانسه رفت و چندین سال در کشتی های بازرگانی دریا ها و اقیانوس ها دنیا را پیمود و نه تنها با دریانوردان معاشرت کرد، بلکه با محیط اشرافی فرانسه نیز رفت و آمد یافت و بر اثر مطالعه فراوان به زبان لهستانی و فرانسوی بر معلومات خود افزود؛ پس از آن ناگهان، بی آنکه کلمه ای انگلیسی محاوره بداند و بتواند آنچنان که باید با انگلیسی ها حرف بزند، در ۱۸۷۸ مارسی را به قصد انگلستان ترك کرد. البته به این نکته باید اشاره کرد که او در کودکی تحت تعلیم پدر آثار ادبیات انگلستان را خوانده بود. اما خوانش آن آثار هیچگاه به این معنی نبود که او در سن کودکی با تمام ظرایف زبان انگلیسی آشنا شده باشد. از این رو ، در انگلستان نیز مدتها در قسمت کشتی های تجاری میان سنگاپور و بورنیو رفت و آمد کرد، از معبرهای خطرناك گذشت و از بیماری شایع وبا جان سالم بدر برد، اما به بیماری روماتیسم دچار گشت. در۱۸۸۶ به تابعیت انگلستان در آمد و به رمان نویسی روی آورد. اولین رمانش را در ۱۸۹۵ با عنوان دیوانگی المایر انتشار داد که زمینه آن را محله غم انگیزی در بورنیو تشکیل می داد. قهرمان داستان الماير تنها اروپایی است از مردم هلند که به قصد دست یافتن به ثروتی رویایی به این جزیره قدم می گذارد. ازدواج او با دختر خوانده دزدی دریایی و پیدا کردن دختری به نام نینا، از دست رفتن ثروت پدر همسر و حوادث بی شمار و سرخوردگی فراوان و فرار یگانه دختر که تنها ثروت واقعی او بود، با مرد دلخواه و تنهایی مطلق، همه ضربه های دردناکی بود که الماير را به جنون مبتلا کرد و سرانجام به مرگی غم انگیزش کشاند. داستان از جاذبه و نیروی بسیار برخوردار است و اگر چه زبان انگلیسی برای کنراد زبانی بیگانه بود و او در ضمن نوشتن با دشواریهای فراوان روبرو می شد، با کوششی ستایش آمیز موفق به فراگرفتن کامل زبان انگلیسی و رسیدن به سبکی خاص گشت که کتابش را با پیروزی بسیار همراه کرد و او را و تا همه آثار خود را به زبان انگلیسی بنویسد. کنراد پس از آنکه به مقام فرماندهی کشتی رسید، از شغل خود دست کشید تا همه وقت خود را صرف نوشتن کند. در۱۸۹۶ با زنی انگلیسی ازدواج کرد و به کلی در انگلستان ماندگار شد و به رغم بیماری روماتیسم و دشواریهای مادی، يك اثر ادبی شاهکار منتشر کرد که شامل تجربه های شخصی و حوادث گوناگون دریانوردان و وقایع در ضمن سفر به سرزمینهای دور و بیگانه با آنها روبرو گشته بود. در واقع او بنا بر شغلی که در دریا داشت ، توانسته بود که تجربه های فراوانی در این زمینه کسب کند و این امر برای او الهام بخش شده بود. از سوی دیگر ماندن در انگلستان و تماشای هر روزه ی کشتی رانان جوان که با لباس های سفیدشان به سمت کشتی هایشان می رفتند ، او را وسوسه می کرد که دست به نوشتن و بیان تجربیات خودش بزند و این شد که قلم وی در دوره ای که حتی او از بیماری رنج می برد ، به کار می افتد و وی چندین مقاله و کتاب در این باره به زبان انگلیسی به چاپ می رساند. دومین داستان بلند کنراد به نام رانده از جزایر انتشار یافت. طبیعت بیگانه و اسرار آمیز دیار دور دست، زمینه شگفت انگیز داستان را می سازد که در آن زندگی بدوی و بومی، مردی اروپایی را از زنی اهل جزیره که مورد علاقه اش بود، دور و بیگانه نگه می دارد. کنراد در این داستان به صورتی تمثیلی عزلت وتنهایی وحشت انگیز دایمی بشر را که از گهواره تا گور چون سایه ای به دنبال اوست، نشان میدهد. سیاهپوست کشتی نارسیسوس ، نام دیگر کتابی است که در ۱۸۹۷ به چاپ رسید و به جریت می توان گفت که این اثر از بهترین رمان های کنراد است که با وجود خصوصیتهای متضادش از هماهنگی بسیار برخوردار است و در آن حالت شاعرانه و ذوق عظمت حماسی دیده می شود. داستان از تجربه های کنراد در دریا مایه گرفته و وجود سیاهپوست تنها و بیماری را در میان مسافران کشتی نشان می دهد که چگونه از طرفی با سرفه های وحشتناك خود آرامش مسافران را بر هم می زند و همه را خشمگین می سازد تا آنجا که به چشم حقارت و کینه در او می نگرند و از طرف دیگر بر اثر سایه مرگی که بر سرش افتاده بود، احساس ترحم ومسؤولیت را در همه بیدار می کند، چنانکه در جریان طوفانی می کوشند که او را از اتاقکش که در شرف انهدام است، نجات بخشند. این بهت زدگی و تضاد احساس همچنان در طول سفر ادامه می یابد تا مرگ سیاهپوست بیمار به همه مشاجره ها پایان میدهد و زندگی به حال عادی باز می گردد. این داستان از بهترین آثار کنراد بشمار آمد. از آثار مهم دیگر او داستان لرد جيم سر گذشت جوانی انگلیسی است که به زندگی ماجراجویانه دل بسته و در کشتی کهنه ای عده ای را به سفر زیارتی می برد .این داستان نیز یکی از داستان های جذاب با سبک خاص نوشته های کنراد است. اگر بخواهیم نوشته های کنراد را دارای یک مولفه ی ویژه بدانیم ، باید این چنین بگوییم که کنراد یک نویسنده ی تماما صاحب سبک و دارای امضا در ادبیات بود که نظیر او دیگر کم پیدا می شود. دل تاریکی مهمترین آثار کنراد بشمار آمده است که همه نکته های هنری او را در نویسندگی در بر دارد، خاصه توصیف طبیعت بکر که همه حواس خواننده را به خود معطوف داشته و او را در دنیایی هیجان آمیز جنگل با همه غوغاها و اسرار خاموشش غرق می کند. طوفان از تجربه سفر دریایی کا نرد به شرق دور مایه گرفته است. داستان به سبب عرضه مستقیم حوادث و مبارزه با طوفانی که در برای این کشتی را به خطر انداخته است و روح آرام و خاموش و متانت ناخدا در برابر این حادثه، به حد يك حماسه می رسد. آندره ژید این رمان را به زبان فرانسوی ترجمه کرد و نمونه همکاری دو نویسنده بزرگ را ارایه داد. در مأمور مخفی، عشق برادری و سرگذشت غم انگیز این عشق به شیوه ای بسیار مهیج وصف شده است. مجموعه داستان کوتاه جوانی شامل سه داستان است که خاطرات جوانی کنراد را در بر دارد. ماجراجوییهایی که در آثار دیگر کنراد سرشار از هراس و تشویش است، در این اثر رنگ دلپذیر شادمانی ناشی از جوانی به خود می گیرد. دیگر از آثار کنراد که جنبه سرگذشت شخصی دارد.کنراد مرد معجزه هاست، کسی که اصالتا لهستانی است، موفق شده در شمار بهترین نثر نویسان انگلیسی در آید. ادراکی که در تعادل و رعایت همه جوانب دارد، به او امکان میدهد که هم خواننده عادی را خشنود نگه دارد و هم خواستهای اهل فن و ادب را برآورد. کنراد اگر چه با قدرتی انکارناپذیر در آثار خود دریا را به هزاران شکل وصف می کند، هدف واقعی او چیز دیگری است. او می خواهد اسرار و کنه روح بشر را در میان اشیای محسوس و قابل لمس آشکار سازد و رموز سرنوشت و فشار عاطفی را به محیط زندگی دریانوردان منتقل کند و زندگی دریایی را سنگ محکی برای نمایان ساختن درون کسانی قرار دهد که زندگی را دور از همه، در تبعید و طرد و در ترس دایم از مرگ بسر می برند. کنراد در دنیای مستانه ی  خود نقاشی زبر دست و موسیقیدانی استاد است و قدرت آن را دارد که میان آهنگها و رنگها و سایه روشنها هماهنگی کامل بوجود آورد. کنراد هنرمندی است در حد کمال که توانسته است بدبینی خاص نژادی خود را به فلسفه ای متعالی تغییر شکل دهد و به مبانی پر ارزش جاودانی مانند شهامت و برادری تکیه کند. وسعت و غنای زبان و آهنگ دلپذیر و توازن عبارتها و شيوه استعماری نیرومند و قدرت تخیل، او را از مهمترین داستان نويسان قرن بیستم ساخته است. آندره ژید درباره آثار او گفته است: «هیچ مبالغه ای در پرده های نقاشی کنراد دیده نمی شود، همه چیز به طور جانگدازی از صحت و دقت برخوردار است.» . وی در 2 اوت 1924 در سن 66 سالگی برای همیشه زمین را بدرود گفت.

 

آثار

  • دل تاریکی (صالح حسینی این کتاب را به فارسی ترجمه کرده‌است)
  • لرد جیم (صالح حسینی آن را به فارسی ترجمه کرده‌است)
  • نوسترومو (سهیل سمی این کتاب را به فارسی ترجمه کرده‌است)
  • فریای هفت جزیره (برگردانِ فرزانه دوستی، نشر به‌نگار، ۱۳۹۱)
  • کاکاسیاه کشتی نارسیسوس (برگردان سهیل سمی ، انتشارات ققنوس، ۱۳۹۱)
  • حماقت‌خانهٔ آلمای
  • مأمور مخفی
  • دزد دریایی
  • در چشم غربی
  • غریبه دریازده
  • رهایی ترجمه کیومرث پارسای نشرچلچله
  • رانده از جزیره‌ها

شاید این ها را هم دوست داشته باشید

استاد تیموری

نویسنده   : محمدرضا تیموری

عشق و علاقه به رشد و موفقیت و رسیدن به سطح والای لیاقت ها را مهمترین اصل در رسیدن به خواسته ها می دانم

0/5 ( 0 نظر )
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Call Now Buttonتماس فوری