ان سکستون

ان سکستون (Anne Sexton) ، شاعر مشهور آمریکایی ، به تاریخ ۹ نوامبر سال ۱۹۲۸ در آمریکا دیده به جهان گشود. او یکی از بزرگترین شاعران آمریکا می باشد و برای کتاب زندگی یا مرگ ، برنده ی جایزه ی پولیتزر در سال ۱۹۶۷ شده است.

اشعار او عمدتا بیان دوره ی مبارزه ی سرسختانه ی او با بیماری افسردگی می باشد.

او در زندگی شخصی خود مشکلات بسیاری را متحمل شد و این مسئله باعث شد که وی دچار بیماری افسردگی شود و تصمیم به خودکشی بگیرد اما بعد وی به مدد ادبیات از این بیماری نجات می یابد و سالها بعد در زندگی نامه شخصی اش به این مسئله اشاره می کند که وی قربانی آزار جنسی و خشونت خانگی بوده است.

ان سکستون ، در ماساچوست دیده به جهان گشود. او در واقع تمام دوران کودکی اش را به نوعی در بوستون سپری کرد.

او در سال ۱۹۴۵ به مدرسه ی روجرز هال در ماساچوست رفت و بعد از آن نیز در مدرسه ی گارلند به تکمیل درس خود پرداخت. او همچنین برای مدت زمانی کوتاه در بوستون ، به شغل مدلینگ مشغول بود و مدل برندهای مطرح بود.

ان سکستون

اما بعد در آگوست ۱۹۴۸ با آلفرد مولر ازدواج می کند و تا سال ۱۹۷۳ با او ازدواجش به طول می انجامد و بعد از یکدیگر جدا می شوند.

سکستون از بیماری دو قطبی رنج می برد و این مسئله باعث می شود که بسیار رنج های فراوانی را تجربه کند. او ابتدا به امر در سال ۱۹۵۴ با دوره ی شیدایی در این بیماری روبرو می شود و در سال ۱۹۵۵ نیز یکبار دیگر شیدایی را تجربه میکند و دراین بازه مدام افسردگی را تحمل می کند.

اما بعد او به سراغ دکتر مارتین اورن می رود که روان درمان گر او بوده است. دکتر مارتین از او می خواهد که به ادبیات بپردازد و شعر بگوید ، چرا که ان سکستون خود نیز به شعر بسیار علاقه داشت و این آغاز راه شاعری این شاعر بزرگ در تاریخ ادبیات می شود.

او نخستین مجموعه کارهایش را در همان دوره ی نخست شیدایی به ثمر می رساند و تبدیل به یکی از کارهای ارزنده ی او می شود.

اما بعد وی تلاش می کند که ذره ذره خود را رشد دهد و شعرهایش را برای مجلات بفرستد.

او خیلی زود موفق می شود که شعرهایش را در مجلات بزرگی چون نیویورکر و هارپر مگزین ، به انتشار برساند. سکستون ، بعد از آن تصمیم می گیرد که به دانشگاه بوستون رفته و شروع به تحصیل کند.

در دانشگاه وی با سیلیویا پلات و اشعارش آشنا می شود. این مسئله باعث می شود که وی به اقتباس از شعرهای او و سبک او دوره ی جدیدی در شاعری را تجربه کند.

نخستین مجموعه شعر او تحت عنوان به سوی تیمارستان و نیمه راه برگشتن در سال ۱۹۶۰ به انتشار می رسد. از آن به بعد شعرهایش دارای شهرت بیشتری می شود و در ان زمان یکی از اساتید شاعری به نام سوندگراس ، او را ترغیب می کند که شعرهای بیشتری بسراید و بر عمق شعرهایش بیفزاید.

ان سکستون

او در دوره ای از شاعریش با جان هولمز آشنا می شود و این مسئله باعث می شود که بسیار شعرهایش تحت تاثیر قرار بگیرد اما بعد از مدتی به این رابطه ی دوستانه خاتمه میدهد و مدتی بعد با شاعر بزرگ ماکسین کومین آشنا می شود و دوره ی جدیدی در شعر او آغاز می گردد.

کومین و سکستون چندین کتاب با یکدیگر کار کرده اند که مشهور ترین آن ها کتاب هایی است که برای بچه ها نگارش شده است.

همانطور که میدانید بیماری روحی دو قطبی ، به گونه ای از اختلال روانی می گویند که فرد میان دوره های شیدایی ، سرخوشی و افسردگی و درماندگی مدام در حال نوسان است و احوالات او مدام در طی دوره هایی خاص جابجا می شود.

 از این رو باید این انتظار را داشته باشیم که یک شاعر و یا یک نویسنده که زاییده ی احساسات است ، بسیار در نوشته هایش تاثیر این اختلال دیده بشود.

از این رو در دهه ی ۱۹۶۰ ، دوره ی شیدایی ان سکستون بر روی آثارش تاثیر بسیار گذاشت.

او چندین شعر بسیار فخیم در این دوره سروده است که در پی آن موسیقی های عظیمی نیز بر روی آن ساخته شده است و این دوره را می توان دوره ی شاد و پر سرور زندگی او خواند.

اما بعد ، او در مجموعه تمام آنچه که در زندگی اش رخ داده است و تمامی احوالاتی که آن ها را تجربه کرده بود را به تصویر می کشد و به همین سبب نیز موفق می شود که جایزه ی پولیتزر را به پاس فعالیت های ادبی اش دریافت کند.

ان سکستون نیز در نهایت ، در ۴ اکتبر ناهار را با دوستش میل کرد و بعد کت خز دارش را پوشید و انگشتران زیبایش را نیز به دست کرد و به گاراژ رفت و ماشین را روشن کرد و خودش را کشت.

او در این باره سابقا به سیلویا پلات که یکی از دوستانش بود گفته بود که  : “سیلویا و من ساعت‌ها و با جزئیات کامل دربارهٔ اولین خودکشی مان حرف می‌زدیم.

خودکشی در جایگاهی متضاد از شعر است. ما با اشتیاق از مرگ حرف می‌زدیم و همچون پروانه که به سمت چراغ کشیده می‌شود، به وسیله مرگ مکیده می‌شدیم ” .

فشار وارده از بیماری افسردگی و دو قطبی باعث شد که وی به همچین کاری دست بزند. تاریخ دقیق مرگ او را ۴ اکتبر سال ۱۹۷۴ گفته اند.

آثار ان سکستون

  • به سوی تیمارستان و نیمه راه بازگشتن
  • همه زیبارویان من
  • زندگی یا مرگ
  • اشعار عاشقانه
  • دگرگونی
  • کتاب حماقت
  • مرگ دفترها
  • جدال با خدا
  • شماره ۴۵ خیابان بخشش
  • سروده‌هایی برای دکتر ایگرگ

ان سکستون

مروری بر آثار ان سکستون

اختلالات روانی ، یکی از سخت ترین اتفاقاتی است که در زندگی یک نویسنده ممکن است ظهور پیدا کند.

شاید کم نباشند نویسندگانی که به واسطه ی اختلال های روانی ای که داشته اند و نوع درکی که از دنیا داشته اند ، به متن های فوق العاده ای دست پیدا کرده و آنان را نوشته اند.

سکستون نیز یکی از آن نویسندگانی بود که هر چند که به لحاظ روحی درگیر اختلال دو قطبی بوده است ، اما بعد ، نوشته های او و تاثیر احوالاتش بر نوشته هایش از ماندگاری ترین سند های گذر احوالات انسانی در دنیای ادبیات می باشد. در ادامه مرورری بر شعرهای او خواهیم داشت.  :

خواستن مرگ

آن سکستون

ترجمه‌ی طیبه شنبه‌زاده

فکرش که می‌کنم

بسیاری روزها را نمی‌توانم به خاطربیاورم

حالا که حقیقت مرگ را دریافته‌ام

سرگردان در لباس‌هایم

می‌روم به جست‌وجوی همان اشتیاق پیشین

پس از این دیگر چیزی ندارم در قبال زندگی

خوب می‌دانم

حتا تیغه‌های علف

که فرومی‌روند در پوست

خاطرنشان می‌کنند

اثاث خانه و مبلمان را

زیر خورشید گذاشته‌ای

اما مرگ زبان خاص خودش دارد

مثل نجارها که می‌دانند

دقیقاً چه چیزی را بسازند

و هرگز نمی‌پرسند چرا باید بسازند

برای بار دوم به خودم خاطرنشان کردم

ـ بسیار ساده ـ

دشمنی داشتم

که از میان برداشتم‌ش

با هنر خودش با جادوی خودش

در این راه

سنگین و متفکرانه

گرم‌تر از روغن

گرم‌تر از آب

آسوده‌خاطر نشسته‌ام

مثل تُفی که از سوراخ دهان بیرون می‌پرد

سر سوزنی به بدنم فکر نمی‌کنم

حتا به اندازه‌ی مردمک چشم

حتا به اندازه‌ی پس‌مانده‌ی ادراری که می‌ریزد

مرگ پیش‌تر از این، خائنِ بدن بود

مرگ ِهمیشه زنده

مرگ نامیرا

به شکل خیره‌کننده‌ای

نمی‌توانم فراموش‌کنم تاثیر شیرین دارویی

که حتا بچه‌ها با شادمانی به آن می‌نگرند

دارویی برای کشیدن تمام زندگی به زیر زبان

که با تمام وجود

تبدیل به آن اشتیاق شیرین  شود

می‌شود گفت:

مرگ استخوان غمگینی است

استخوانی کبود

سال‌به‌سال منتظرم بوده

تا با ظرافت

آن زخم کهنه را باز کند

تا نفس‌ام را خالی کند از زندان خفن

دراین توازن

گاهی مرگ عیان می‌شود

در گندیدن میوه

در ماه پمپاژشده به هوا

درتکه نانی که به جامانده

درگیراندن بوسه‌ای

در ترک‌کردن صفحه‌ای از کتاب ِبه دقت باز شده

در چیزهای ناگفته در تماس تلفنی

در تله‌ها و عشق‌ها

و در هر آن‌چه که مثل عفونت سرایت‌می‌کند.

تبعیدی‌ها

آن سکستون

ترجمه‌ی طیبه شنبه‌زاده

عزیزم!

آن لحظه، زمانی بود برای درآویختن در آن لحظه

به گونه‌ای که در باورت بگنجد

و باور،

فعل عاشقانه‌ای‌ست

حتا در گفتن این جمله:

بگذار هر کجا می خواهد  برود .

درجنگل‌های مصنوعی نیو انگلند

جایی که درخت‌های اصلاح‌شده‌ی نروژی

سر باز می‌زنند از ریشه زدن

ریشه‌های ضخیم ِ قاطی‌شده با نژادی دیگر

به ناگاه سر از خاک بیرون‌می‌زنند

برای شکل‌گرفتن در هوا

ما دست در دست هم قدم می‌زدیم

حقیقتاً کسی آن‌جا نبود

چهل سال این جنگل‌های آزمایشی

رشدکردند

دسته به دسته

در ردیف‌های منظم

جایی که کنده‌ها، شاخه‌زدند

و شاخه‌ها چتر زدند رو به زمین

آن‌جا، ردیفی از درخت‌های موازی

که زندگی‌شان از فهرست تبعید خارج‌شده‌بود

ما آن‌جا بودیم

آن‌قدر بیگانه با هم

عاجز از درک متقابل

عاجز از تلاش برای فهم اشتراکاتِ‌مان

دورتر از ما

ماشین‌های دهکده بر خط سفید جاده می‌راندند

همان خطوطی که به‌دقت روی آن قدم‌زده‌بودیم

دو شب پیش از این‌که

به سمت تخت‌های جداگانه‌اِمان برویم

در نیمه‌ی راه

درازکشیدیم روی تپه‌ای بی‌قواره

که اگر از آن سقوط می‌کردیم

می‌افتادیم توی جنگلی

که گرفتار مردن است

اما تو خوب مرا نگه‌داشته‌بودی

باید به یادبیاورم جنگل را

تمام و کمال

و دست‌های مهربانَ‌ت

که نه به سردی درخت‌های ایستاده بودند

نه سلطه‌گر

نه پریده‌رنگ

و نه ترک من می‌کردند.

حالا در خانه‌ام

خانه‌ی خودمان را می‌بینم

ستون‌هایش زیرزمینِ تاریکی است

از مردمانی که سرزمین‌های بیگانه را غصب‌کرده‌اند

برای تو و من

عزیزِ من!

آن زمانی بود قصابی شده از زمان

که می‌بایست به سرعت از آن حرف‌بزنیم

پیش از آن که صدای دهان‌ِمان را گم‌کنیم

دهانی که مرا می‌خواند

مرا می‌خواند

مرا.

 

شاید این مطالب رو هم در حوزه نویسندگی دوست داشته باشید

آموزش نویسندگی
صد رمان برتر جهان
تبلیغ نویسی
نامه عاشقانه
دریافت شابک
انشانویسی
خاطره نویسی
قصه کودکانه
چاپ کتاب

[table id=1 /]

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *